پكن وارد تقابل مستقيم در منطقه نميشود
سفير جمهوري اسلامي ايران در چين با بيان اينكه رويكرد سنتي پكن مبتني بر اجتناب از درگيري مستقيم و ترجيح راهحلهاي سياسي خواهد بود، تاكيد كرد: چين اصولاً از تنشزايي امريكا در آبراههاي بينالمللي استقبال نميكند و همواره بر حفظ امنيت كشتيراني و ثبات منطقه تأكيد دارد.
سفير جمهوري اسلامي ايران در چين با بيان اينكه رويكرد سنتي پكن مبتني بر اجتناب از درگيري مستقيم و ترجيح راهحلهاي سياسي خواهد بود، تاكيد كرد: چين اصولاً از تنشزايي امريكا در آبراههاي بينالمللي استقبال نميكند و همواره بر حفظ امنيت كشتيراني و ثبات منطقه تأكيد دارد.
به گزارش ايسنا، جمهوري خلق چين كه امروز يكي از قدرتها و اقتصادهاي برتر در نظام بينالملل شناخته ميشود، منافع اقتصادي زيادي با ايران و كشورهاي حوزه خليج فارس دارد كه خلل در هر بخش از اين روابط و مناسبات اقتصاد اين قدرت بزرگ در عرصه جهاني را با مشكل مواجه ميكند. چين در پي تحولات ناشي از جنگ ايالات متحده و رژيم صهيونيستي عليه ايران، همواره تلاش داشته تا به دور از تنشها و منازعات گسترده بر اصل گفتوگو و ديپلماسي تاكيد كند. اما با توجه به حمايتي كه كاملا در سياستهاي چين نسبت به ايران مستتر است ايالات متحده تلاش كرده تا با تحريم شركتهاي نفتي و پالايشگاههاي اين كشور فشارهايي را به آن وارد كند كه البته با واكنش قاطع و محكم و كم سابقه چين مواجه شد. در سفر دونالد ترامپ رييسجمهور امريكا به پكن كه هفته گذشته انجام شد، واشنگتن در نظر داشت تا بتواند چين را با اهدافش در منطقه خليج فارس همسو كند اما برآيند اين سفر نشان ميدهد پكن بيش از آنچه امريكاييها تصور ميكردند سياست اجتناب از تنش را دنبال ميكند.
عبدالرضا رحماني فضلي سفير كشورمان در پكن در تحليل خود از مواضع و رويكرد دولت چين نسبت به تحولات اخير در غرب آسيا به ويژه پس از سفر رييسجمهور امريكا به پكن، اظهار كرد: در ارزيابي مواضع چين، بايد يك نكته مهم را مدنظر داشت و آن تفاوت سنت ديپلماتيك پكن با الگوهاي رايج در غرب است. چين معمولا در سياست خارجي خود از ادبيات هيجاني، قطببنديشده و مبتني بر صفبنديهاي آشكار پرهيز ميكند. اين به معناي بيتفاوتي نيست؛ بلكه بخشي از فرهنگ راهبردي اين كشور مبتني بر احتياط، توازن و نگاه بلندمدت به تحولات بينالمللي است. وي تصريح كرد: از اين منظر، موضع چين در قبال تحولات اخير را بايد در چند سطح تحليل كرد. نخست، چين بهصورت اصولي با توسل به زور خارج از چارچوب حقوق بينالملل و بدون اجماع شوراي امنيت موافق نيست. دوم، پكن معتقد است تداوم بيثباتي در غرب آسيا نه تنها امنيت منطقه، بلكه ثبات اقتصاد جهاني، انرژي و تجارت بينالمللي را تحت تأثير قرار ميدهد. سوم، چين بهخوبي آگاه است كه افزايش تنش در منطقه ميتواند به تشديد رقابتهاي ژئوپليتيكي در سطح جهاني منجر شود. ديپلمات ارشد ايران در چين در رابطه با روابط ايران و چين تحت تاثير تحولات ماههاي اخير در منطقه گفت: بايد واقعبين بود. روابط ايران و چين، هرچند راهبردي و رو به گسترش است، اما ماهيت آن با الگوهاي سنتي اتحادهاي نظامي متفاوت است؛ چين نه در قبال ايران و نه در قبال بسياري از شركاي مهم خود، سياست ورود مستقيم به منازعات را دنبال نميكند. پكن بيشتر تلاش ميكند نقش يك قدرت تثبيتكننده و متوازنكننده را ايفا كند. رحماني فضلي افزود: از نگاه جمهوري اسلامي ايران نيز، رابطه با چين بر پايه احترام متقابل، منافع مشترك و استقلال در تصميمگيري هر يك از كشورها تعريف ميشود. ايران هيچگاه سياست خارجي خود را بر مبناي اتكا به يك قدرت خارجي تنظيم نكرده و نخواهد كرد. اين منش مستقلانه، بخشي از هويت سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران است. سفير ايران در پكن در پاسخ به اين پرسش كه رويكرد چين در رابطه با جنگ و توقف توافقهاي اقتصادي با كشورهاي منطقه چيست، اظهار كرد: اقتصاد چين امروز بهگونهاي با اقتصاد جهاني درهم تنيده است كه هرگونه بحران در غرب آسيا، مستقيماً بر محاسبات اقتصادي و راهبردي پكن اثر ميگذارد. براي چين، منطقه صرفاً يك بازار يا منبع انرژي نيست؛ بلكه بخشي از زنجيره جهاني ارزش و يكي از حلقههاي كليدي اتصال آسيا، اروپا و آفريقا در چارچوب ابتكار «كمربند و راه» محسوب ميشود. وي افزود: در چنين شرايطي، طبيعي است كه بخشي از پروژهها يا توافقهاي اقتصادي وارد فاز احتياط شوند. شركتهاي چيني، بهويژه در فضاي تحريم و نا اطميناني امنيتي، معمولا محافظهكارانه عمل ميكنند. اما اين را نبايد به معناي تغيير نگاه راهبردي چين به منطقه تلقي كرد. رحماني فضلي خاطرنشان كرد: واقعيت اين است كه چين بيش از هر زمان ديگري به ثبات در غرب آسيا نياز دارد. بخش مهمي از امنيت انرژي چين به اين منطقه وابسته است و پكن علاقه ندارد مسيرهاي حياتي تجارت و انرژي وارد چرخه ناامني مزمن شوند. در عين حال، چين در تعاملات منطقهاي خود همواره تلاش كرده روابط متوازن با بازيگران مختلف را حفظ كند. اين بخشي از فلسفه سياست خارجي چين است كه بر «عدم ورود به بازي با حاصل جمع صفر» متمركز است. وي در پاسخ به اين پرسش كه در صورت طولاني شدن جنگ در منطقه خليج فارس، رويكرد بلندمدت چين چه خواهد بود، گفت: اگر بحران وارد مرحله فرسايشي شود، به نظر چين بيش از گذشته به سمت «مديريت ريسكهاي ژئوپليتيكي» حركت خواهد كرد. اين موضوع فقط درباره ايران يا منطقه نيست؛ بلكه بخشي از روند كلان در سياست خارجي و اقتصادي چين در سالهاي اخير است. پكن اكنون به اين جمعبندي رسيده كه جهان وارد دورهاي از بيثباتي ساختاري شده است؛ دورهاي كه در آن رقابت قدرتهاي بزرگ، تحريمها، اختلال در زنجيره تأمين و بحرانهاي منطقهاي به يك واقعيت پايدار تبديل شدهاند. در چنين فضايي، چين تلاش خواهد كرد، منابع انرژي خود را در مناطق مختلف متنوع كند، وابستگي به مسيرهاي پرريسك را كاهش بدهد، استفاده از ارزهاي ملي و سازوكارهاي مالي غيردلاري را توسعه دهد و همزمان نقش سياسي فعالتري در مديريت بحرانهاي منطقهاي ايفا كند. رحماني فضلي تاكيد كرد كه بعيد است در اين مديريت ريسك، چين وارد چارچوبهاي تقابلي يا امنيتي مستقيم شود. چراكه رويكرد سنتي پكن همچنان مبتني بر اجتناب از درگيري مستقيم و ترجيح راهحلهاي سياسي خواهد بود. وي در پاسخ به اينكه گفته ميشود چين پيش از وقوع جنگ در منطقه خليج فارس ذخاير نفت و گاز خود را براي مدتي تامين كرده، در صورت تداوم محاصره امريكا بر درياي عمان، پكن چه رويكردي در پيش خواهد گرفت،گفت: چين طي سالهاي اخير سرمايهگذاري گستردهاي براي افزايش ذخاير راهبردي انرژي خود انجام داده است. اين اقدام بخشي از نگاه آينده نگرانه پكن به تحولات جهاني است. چين بهخوبي ميداند كه در فضاي رقابتهاي ژئوپليتيكي، امنيت انرژي به يكي از مولفههاي اصلي امنيت ملي تبديل شده است. اين ديپلمات ارشد ايران همچنين بيان كرد: البته براي اقتصادي در ابعاد چين هم استمرار بحران در خليج فارس بدون هزينه نخواهد بود. اقتصاد چين به جريان باثبات انرژي نياز دارد و هرگونه اختلال طولانيمدت ميتواند بر رشد اقتصادي، هزينه توليد، حملونقل و تجارت خارجي اين كشور اثرگذار باشد. به همين دليل است كه چين اصولا از تنشزايي امريكا در آبراههاي بينالمللي استقبال نميكند و همواره بر حفظ امنيت كشتيراني و ثبات منطقه تأكيد دارد. سفير ايران در چين در ادامه درباره روابط واشنگتن و پكن اظهار كرد: روابط چين و امريكا امروز وارد مرحلهاي بسيار پيچيده و چندلايه شده است؛ از يك سو، دو كشور بزرگترين رقباي راهبردي يكديگر محسوب ميشوند و در حوزههايي مانند فناوري، تجارت، امنيت، مساله تايوان و نظم بينالملل اختلافات جدي دارند. از سوي ديگر، حجم بالاي وابستگي متقابل اقتصادي ميان دو كشور باعث شده هيچيك مايل به حركت به سمت گسست كامل نباشند. در واقع، ما با نوعي «رقابت همراه با ضرورت مديريت همكاري» مواجه هستيم. امريكا نگران تغيير در موقعيت تاريخي خود است و چين نيز معتقد است كه حق طبيعي توسعه و ايفاي نقش متناسب با جايگاه خود در نظام بينالملل را دارد. اين تحولات نشان ميدهد جهان به سمت نوعي چندقطبي شدن تدريجي حركت ميكند؛ نظمي كه در آن قدرتهاي منطقهاي و مستقل، از جمله ايران، ميتوانند نقش فعالتر و متوازنتري ايفا كنند.