بازگشايي بورسي كه ديگر بورس نيست!

۱۴۰۵/۰۲/۲۸ - ۲۲:۱۶:۴۱
کد خبر: ۳۸۷۷۹۰

بازگشايي بورس بعد از حدود 2.5 ماه سكون و توقف، احتمالا يكي از پيچيده‌ترين و حساس‌ترين مقاطع بازار سرمايه در سال‌هاي اخير خواهد بود، بازاري كه حالا همزمان با چند ريسك ساختاري، سياسي و نقدينگي روبه‌‌رو شده است. در مرحله اول بايد توجه داشت كه حدود ۴۲ نماد بزرگ پتروشيمي و هلدينگ‌هاي وابسته همچنان متوقف خواهند ماند.

محسن عباسي

بازگشايي بورس بعد از حدود 2.5 ماه سكون و توقف، احتمالا يكي از پيچيده‌ترين و حساس‌ترين مقاطع بازار سرمايه در سال‌هاي اخير خواهد بود، بازاري كه حالا همزمان با چند ريسك ساختاري، سياسي و نقدينگي روبه‌‌رو شده است. در مرحله اول بايد توجه داشت كه حدود ۴۲ نماد بزرگ پتروشيمي و هلدينگ‌هاي وابسته همچنان متوقف خواهند ماند. بخش قابل توجهي از ارزش بازار و نقدشوندگي فعلا از چرخه معاملات خارج شده و همين مساله مي‌تواند فشار تامين نقدينگي را به ساير نمادها منتقل كند. در واقع بخشي از سهامداراني كه نياز به نقدينگي دارند، عملا ناچار مي‌شوند سراغ فروش در نمادهاي باز بروند و اين خود مي‌تواند شدت عرضه را در كليت بازار افزايش دهد. از طرف ديگر، حدود ۱۸۰ نماد نيز به دليل افشاي اطلاعات بااهميت گروه «الف» بدون دامنه نوسان بازگشايي مي‌شوند، يعني بازاري كه به‌ صورت طبيعي بعد از اين مدت و اين تلاطم‌ها و عدم قطعيت‌ها مستعد هيجان است، حالا در بخش مهمي از نمادها بدون محدوديت نوسان وارد فاز كشف قيمت خواهد شد! چنين شرايطي اغلب در روزهاي ابتدايي، باعث نوسانات سنگين در بازار مي‌شود. عامل مهم بعدي، ريسك سيستماتيك ناشي از فضاي سياسي و سايه جنگ است. تجربه نشان داده در دوره‌هايي كه نااطميناني سياسي و امنيتي افزايش پيدا مي‌كند، سرمايه‌گذاران در گام اول به سمت كاهش ريسك و افزايش نقدشوندگي حركت مي‌كنند و نه ارزش ذاتي و p.e پايين و ...حتي اگر در ادامه، تورم و رشد نرخ ارز باعث افزايش سودآوري شركت‌ها شود. در همين فضا، موضوع بيمه هموطن هم قابل توجه است. طبق آمارها حدود ۴۰ هزار نفر از سهامداران خرد وارد طرح تضمين بازدهي حدود ۳۰ درصدي يكساله شده‌اند. اين مساله فعلا بخشي از رفتار فروش را كنترل مي‌كند و مي‌تواند تا حدي از فشار عرضه بكاهد. اما بايد توجه داشت اگر اقتصاد وارد فاز سوپرتورمي شود و بازده بازارهاي موازي يا تورم انتظاري از اين نرخ عبور كند، بخشي از همين سرمايه‌ها هم ممكن است در ادامه مسير از بازار خارج شوند. نكته مهم‌تر اينجاست كه بازار فعلا نه گزارش‌هاي ۳ ماهه جديد را ديده، نه اثر كامل جهش نرخ ارز و تورم را در سودآوري شركت‌ها هضم كرده است. بخش قابل توجهي از صنايع، مخصوصا صادرات‌محورها (از مسير غيردريايي) و آنهايي كه از جنگ آسيب نديده‌اند، به لحاظ بنيادي احتمالا با تعديل‌هاي سنگين سود مواجه خواهند شد؛ اما فاصله زماني تا انتشار گزارش‌ها باعث مي‌شود بازار در كوتاه‌مدت بيشتر تحت تاثير ترس، ابهام و كمبود نقدينگي معامله شود تا تحليل سودآوري واقعي.
ضمن اينكه هنوز وضعيت دقيق صندوق‌هاي اهرمي، بخشي و حتي برخي صندوق‌هاي سهامي براي فعالان بازار كاملا شفاف نيست و اين ابهام مي‌تواند در روزهاي ابتدايي، رفتارهاي هيجاني را تشديد كند. مخصوصا در صندوق‌هاي اهرمي كه كوچك‌ترين موج ابطال يا فشار فروش مي‌تواند نوسانات را چندبرابر كند. به نظر من، سناريوي محتمل‌تر در شروع بازار، فشار فروش سنگين و شكل‌گيري منفي‌‌هاي بزرگ است نه صرفا به خاطر ارزندگي يا عدم ارزندگي سهام، بلكه به دليل تخليه ريسك انباشته‌اي كه طي اين مدت امكان بروز نداشته است. اما در ادامه، اگر فضاي سياسي وارد فاز باثبات‌‌تري شود و بازار بتواند شوك اوليه نقدينگي را پشت سر بگذارد و دولت نيز به حمايت از بازار اقدام به تزريق نقدينگي سنگين كند، احتمال بازگشت تدريجي تقاضا هم وجود دارد، چون در اقتصادي با اين سطح از تورم، دارايي‌ها در نهايت خودشان را با واقعيت‌هاي جديد تطبيق مي‌دهند.

بازار فعلا بيش از آنكه درگير تحليل سود شركت‌ها باشد، اسير «ابهام» است و بورس معمولا قبل از هر چيز، ابهام را در قيمت‌ها لحاظ مي‌كند. بنابراين از منظر تئوريك، بازار با فشار فروش آغاز خواهد كرد، اگر دامنه بسته باشد صف‌هاي فروش تا رسيدن به تعادل (از چند روز تا چند هفته) شكل خواهند گرفت. در نمادهاي بدون دامنه ممكن است منفي‌هاي بزرگ‌تري شكل بگيرد. اما بعد از فروكش كردن منفي‌ها، در صورت حمايت دولت و تزريق سنگين نقدينگي و تخليه بار رواني، بازار مي‌تواند خود را با تورم موجود در اقتصاد تطبيق دهد.

بیمه ملت