كاهش ازدواج و ولادت‌ها؛ زنگ خطر جمعيتي براي ايران

فرزند كمتر، جامعه پيرتر

۱۴۰۵/۰۲/۲۶ - ۰۲:۱۷:۵۶
کد خبر: ۳۸۷۳۴۸

 همزمان با هفته ملي سلامت و در نخستين روز اين هفته با عنوان «خانواده سالم، ايران جوان، ورزش و تحرك» مقام‌هاي وزارت بهداشت بار ديگر نسبت به آينده جمعيتي ايران هشدار داده‌اند؛ هشداري كه اين‌بار با تعابيري همچون «سياهچاله جمعيتي» همراه شده و نشان مي‌دهد روند كاهش مواليد، افت ازدواج و افزايش سالمندي به يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي آينده كشور تبديل شده است.

بحران جمعيتي ايران تنها يك مساله اقتصادي نيست

گلي ماندگار|

 همزمان با هفته ملي سلامت و در نخستين روز اين هفته با عنوان «خانواده سالم، ايران جوان، ورزش و تحرك» مقام‌هاي وزارت بهداشت بار ديگر نسبت به آينده جمعيتي ايران هشدار داده‌اند؛ هشداري كه اين‌بار با تعابيري همچون «سياهچاله جمعيتي» همراه شده و نشان مي‌دهد روند كاهش مواليد، افت ازدواج و افزايش سالمندي به يكي از مهم‌ترين چالش‌هاي آينده كشور تبديل شده است. آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد ايران كه روزگاري رشد جمعيتي بالاي سه تا چهار درصد را تجربه مي‌كرد، اكنون به نقطه‌اي رسيده كه نرخ رشد جمعيت آن حدود نيم درصد برآورد مي‌شود. كارشناسان هشدار مي‌دهند اگر روند فعلي ادامه پيدا كند، طي دو دهه آينده رشد جمعيت كشور به صفر خواهد رسيد و پس از آن ايران وارد مرحله رشد منفي جمعيت مي‌شود؛ وضعيتي كه بسياري از كشورهاي اروپايي و شرق آسيا سال‌هاست با آن دست‌وپنجه نرم مي‌كنند.

   كاهش مواليد؛  سقوطي آرام  اما  مداوم

بر اساس اعلام وزارت بهداشت، در سال ۱۴۰۴ حدود ۸۹۲ هزار ولادت در كشور ثبت شده است؛ رقمي كه نسبت به سال قبل از آن كاهش قابل توجهي را نشان مي‌دهد. در سال ۱۴۰۳ تعداد تولدهاي ثبت‌شده حدود ۹۷۳ هزار مورد بود و اين يعني تنها در فاصله يك سال، كشور نزديك به ۹ تا ۱۰ درصد كاهش مواليد را تجربه كرده است. اين كاهش در حالي رخ مي‌دهد كه تعداد فوتي‌هاي كشور نيز حدود ۴۵۰ هزار نفر اعلام شده و در نتيجه، رشد خالص جمعيت به حدود ۴۵۰ هزار نفر رسيده است؛ رقمي كه تنها معادل نيم درصد رشد جمعيتي است. كارشناسان جمعيت‌شناسي معتقدند خطر اصلي نه در كاهش ناگهاني جمعيت، بلكه در روند مستمر و طولاني‌مدت افت باروري نهفته است. وقتي نرخ مواليد سال به سال كاهش پيدا مي‌كند، جامعه به تدريج وارد مرحله سالمندي مي‌شود؛ مرحله‌اي كه در آن تعداد سالمندان از جمعيت جوان پيشي مي‌گيرد و ساختار اقتصادي و اجتماعي كشور را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

   كاهش ازدواج؛ حلقه گمشده بحران جمعيت

در كنار افت مواليد، كاهش ازدواج نيز به يكي از نگراني‌هاي جدي تبديل شده است. طبق آمارهاي رسمي، تعداد ازدواج‌هاي ثبت‌شده در كشور از حدود ۴۷۰ هزار مورد در سال ۱۴۰۳ به ۴۳۱ هزار مورد در سال گذشته رسيده است؛ يعني تنها در يك سال حدود ۴۰ هزار ازدواج كمتر ثبت شده است. اين در حالي است كه در دهه‌هاي گذشته، سالانه بين ۸۰۰ هزار تا يك ميليون ازدواج در كشور ثبت مي‌شد. همچنين ميانگين سن ازدواج كه در پنج دهه قبل حدود ۱۸ تا ۱۹ سال بود، اكنون به حدود ۲۸ تا ۳۲ سال رسيده است. افزايش سن ازدواج تنها بخشي از ماجراست. فاصله ميان ازدواج تا تولد نخستين فرزند نيز بيشتر شده است. در گذشته زوج‌ها به‌طور متوسط دو سال بعد از ازدواج صاحب فرزند مي‌شدند اما اكنون اين فاصله به حدود ۴.۵ سال رسيده است؛ موضوعي كه به‌طور مستقيم بر تعداد فرزندان خانواده‌ها اثر مي‌گذارد.

   جوانان آينده را  نامطمئن  مي‌بينند

عاطفه ميرحسيني، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل خانواده، در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: بحران جمعيتي ايران تنها يك مساله اقتصادي نيست بلكه مجموعه‌اي از عوامل فرهنگي، اجتماعي و رواني در شكل‌گيري آن نقش دارند. او مي‌افزايد: نسل جديد با نسل‌هاي گذشته تفاوت جدي دارد. جوانان امروز قبل از ازدواج و فرزندآوري، كيفيت زندگي، امنيت شغلي، ثبات اقتصادي، مسكن، آينده فرزند و حتي سلامت روان خود را در نظر مي‌گيرند. در چنين شرايطي وقتي تورم بالا، درآمد ناكافي و نااطميناني نسبت به آينده وجود دارد، طبيعي است كه ازدواج و فرزندآوري به تعويق بيفتد. اين جامعه شناس اظهار مي‌دارد: تغيير سبك زندگي نيز در كاهش فرزندآوري نقش مهمي دارد. زندگي شهري، افزايش هزينه‌هاي آموزش و درمان، كوچك شدن خانه‌ها، افزايش اشتغال زنان و تغيير نگرش نسبت به خانواده باعث شده الگوي خانواده پرجمعيت ديگر مانند گذشته جذاب نباشد.او ادامه مي‌دهد: امروز بسياري از زوج‌ها ترجيح مي‌دهند به جاي داشتن چند فرزند، روي كيفيت زندگي خود و فرزندشان تمركز كنند.  حتي  برخي زوج‌ها  به  دليل نگراني از آينده اقتصادي يا  فشارهاي  رواني، اساسا تصميمي  براي فرزندآوري  نمي‌گيرند.

   نرخ باروري؛ فاصله با سطح جانشيني

يكي از شاخص‌هاي مهم جمعيتي، نرخ باروري كلي يا TFR است؛ شاخصي كه نشان مي‌دهد هر زن به‌طور متوسط چند فرزند به دنيا مي‌آورد. بر اساس اعلام وزارت بهداشت، اين شاخص در ايران اكنون حدود ۱.۴ تا ۱.۵ فرزند به ازاي هر زن است؛ در حالي كه چهار دهه قبل اين عدد بين ۶.۵ تا ۷ فرزند بود. كارشناسان مي‌گويند براي حفظ جمعيت در سطح پايدار، نرخ باروري بايد حداقل ۲.۱ فرزند به ازاي هر زن باشد. پايين‌تر بودن اين عدد به معناي آن است كه نسل جديد نمي‌تواند جايگزين نسل قبلي شود و در نتيجه جمعيت كشور به سمت كاهش حركت مي‌كند. ميرحسيني در اين باره مي‌گويد: كاهش نرخ باروري فقط به معناي كمتر شدن تعداد كودكان نيست. اين مساله در آينده بر بازار كار، صندوق‌هاي بازنشستگي، نظام درماني و حتي امنيت اقتصادي كشور اثر مي‌گذارد. جامعه سالمند به نيروي كار جوان بيشتري نياز دارد  اما وقتي جمعيت جوان كاهش پيدا كند،  فشار اقتصادي  بر نسل فعال  بيشتر مي‌شود.

   اقتصاد؛ مهم‌ترين مانع فرزندآوري

بخش بزرگي از كارشناسان، وضعيت اقتصادي را مهم‌ترين عامل كاهش ازدواج و فرزندآوري مي‌دانند. افزايش قيمت مسكن، هزينه‌هاي سنگين اجاره، كاهش قدرت خريد، ناامني شغلي و تورم مداوم باعث شده بسياري از جوانان حتي توان آغاز يك زندگي مستقل را نداشته باشند. پژوهشگر مسائل خانواده در ادامه تاكيد مي‌كند: وقتي يك زوج جوان براي تأمين ابتدايي‌ترين نيازهاي زندگي دچار مشكل است، طبيعي است كه فرزندآوري را به تعويق بيندازد. امروز بسياري از خانواده‌ها معتقدند تربيت يك كودك هزينه‌اي بسيار سنگين دارد؛ از پوشك و شيرخشك گرفته تا آموزش، درمان و مسكن. او مي‌افزايد: سياست‌هاي تشويقي كوتاه‌مدت به تنهايي نمي‌تواند بحران جمعيت را حل كند. وام فرزندآوري يا مشوق‌هاي مقطعي زماني اثرگذار هستند كه مردم احساس امنيت اقتصادي داشته باشند. اگر خانواده‌اي آينده را بي‌ثبات ببيند، صرف چند ميليون تومان وام نمي‌تواند او را به فرزندآوري ترغيب كند.

   تغييرات فرهنگي و سبك زندگي

در كنار مسائل اقتصادي، تغيير نگرش جامعه نسبت به خانواده نيز نقش مهمي در كاهش زاد و ولد دارد. افزايش فردگرايي، تغيير اولويت‌هاي زندگي، تمايل بيشتر به تحصيل و اشتغال، گسترش شبكه‌هاي اجتماعي و تغيير مفهوم موفقيت اجتماعي باعث شده ازدواج و فرزندآوري ديگر مانند گذشته در اولويت نخست بسياري از جوانان نباشد. جامعه‌شناسان مي‌گويند بخشي از نسل جديد ترجيح مي‌دهد ابتدا به ثبات شغلي، استقلال فردي و تجربه‌هاي شخصي برسد و سپس درباره تشكيل خانواده تصميم بگيرد. از سوي ديگر، نگراني درباره آينده كودكان نيز افزايش يافته است؛ نگراني‌هايي كه شامل كيفيت آموزش، وضعيت اقتصادي، آلودگي هوا، بحران آب و حتي آينده شغلي نسل بعد مي‌شود.

   بحران ناباروري  و تأخير در  فرزندآوري

وزارت بهداشت اعلام كرده حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد زوج‌هاي ايراني با ناباروري مواجه هستند. اين يعني از ميان ۴۳۰ هزار ازدواج ثبت‌شده، نزديك به ۱۰۰ هزار زوج ممكن است درگير مشكلات ناباروري باشند. كارشناسان معتقدند افزايش سن ازدواج و تأخير در فرزندآوري يكي از عوامل مهم رشد ناباروري در كشور است. عاطفه ميرحسيني در اين باره توضيح مي‌دهد: باروري زنان با افزايش سن كاهش پيدا مي‌كند. وقتي ازدواج در دهه سوم زندگي رخ مي‌دهد و زوج‌ها چند سال بعد براي فرزندآوري اقدام مي‌كنند، احتمال ناباروري بيشتر مي‌شود. اگرچه وزارت بهداشت بيش از ۷۰ مركز درمان ناباروري در كشور ايجاد كرده، اما متخصصان تأكيد دارند كه پيشگيري، آگاهي‌بخشي و كاهش سن فرزندآوري نقش مهم‌تري در كنترل اين بحران دارد.

   تجربه جهان  آيا سياست‌هاي جمعيتي موفق بوده‌اند؟

بيش از ۶۰ كشور جهان با بحران كاهش جمعيت و سالمندي روبه‌رو هستند. كشورهايي مانند ژاپن، كره‌جنوبي، ايتاليا و لهستان سال‌هاست با نرخ باروري پايين دست‌وپنجه نرم مي‌كنند. در برخي از اين كشورها حتي سياست‌هاي گسترده حمايتي نيز نتوانسته نرخ باروري را به سطح جانشيني برساند. با اين حال، كشورهايي مانند فرانسه و سوئد تا حدي موفق بوده‌اند نرخ باروري خود را به حدود ۱.۷ تا ۱.۸ برسانند. كارشناسان علت اين موفقيت نسبي را وجود سياست‌هاي پايدار حمايتي مي‌دانند؛ سياست‌هايي مانند مرخصي طولاني زايمان، حمايت از مادران شاغل، مهدكودك‌هاي ارزان، امنيت شغلي و كمك‌هزينه  دائمي كودك.

   چه زيرساخت‌هايي  براي افزايش جمعيت لازم است؟

كارشناسان معتقدند افزايش جمعيت تنها با شعار يا تبليغات امكان‌پذير نيست و نيازمند مجموعه‌اي از زيرساخت‌هاي اقتصادي و اجتماعي است. ازجمله مهم‌ترين اين زيرساخت‌ها، مسكن، امنيت شغلي، بهبود وضعيت آموزش و درمان است.  ميرحسيني، جامعه شناس در اين باره مي‌گويد: بخش بزرگي از جوانان به دليل هزينه بالاي خريد يا اجاره مسكن قادر به ازدواج نيستند. سياست‌هاي حمايتي در حوزه مسكن مي‌تواند يكي از موثرترين ابزارهاي تشويق ازدواج باشد. از سوي ديگراشتغال پايدار و درآمد كافي، شرط اصلي تصميم‌گيري براي تشكيل خانواده است. بسياري از جوانان با قراردادهاي موقت يا درآمدهاي ناكافي مواجه‌اند و آينده روشني  براي خود متصور  نيستند.

   كاهش هزينه‌هاي آموزش و درمان

او مي‌افزايد: خانواده‌ها زماني براي داشتن فرزند بيشتر تصميم مي‌گيرند كه نگران هزينه‌هاي سنگين آموزش، درمان و تربيت كودك نباشند. ضمن اينكه اميد به آينده يكي از مهم‌ترين عوامل فرزندآوري است. هرچه احساس امنيت، ثبات و اعتماد عمومي بيشتر باشد، تمايل به تشكيل خانواده نيز افزايش پيدا مي‌كند.

   آينده ايران؛ جامعه‌اي پيرتر در  راه  است؟

ميرحسيني هشدار مي‌دهد: اگر روند فعلي ادامه پيدا كند، در آينده‌اي نه چندان دور ايران با كاهش نيروي كار، افزايش هزينه‌هاي درمان و بازنشستگي و فشار اقتصادي گسترده روبه‌رو خواهد شد.  او در پايان تأكيد مي‌كند: بحران جمعيت مساله‌اي نيست كه يك‌شبه ايجاد شده باشد يا يك‌شبه حل شود. اگر قرار است روند كاهش مواليد متوقف شود، بايد سياست‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي به صورت هماهنگ عمل كنند. جوانان زماني به ازدواج و فرزندآوري فكر مي‌كنند كه احساس كنند آينده قابل پيش‌بيني و قابل اتكايي پيش روي آنهاست.

بیمه ملت