دو سناريوي پيشروي بازار سرمايه
بازگشايي دوباره بازار سرمايه در وضعيت كنوني اقتصاد كشور، به موضوعي تبديل شده كه نميتوان از آن چشمپوشي كرد. شرايط خاص اقتصادي، فشارهاي خارجي و نياز روزافزون فعالان اقتصادي به نقدينگي، همگي نشان ميدهند كه ادامه تعطيلي معاملات بورس ميتواند تبعات سنگيني به همراه داشته باشد.
بازگشايي دوباره بازار سرمايه در وضعيت كنوني اقتصاد كشور، به موضوعي تبديل شده كه نميتوان از آن چشمپوشي كرد. شرايط خاص اقتصادي، فشارهاي خارجي و نياز روزافزون فعالان اقتصادي به نقدينگي، همگي نشان ميدهند كه ادامه تعطيلي معاملات بورس ميتواند تبعات سنگيني به همراه داشته باشد.
بازار سرمايه، نه فقط محلي براي دادوستد سهام، بلكه يكي از اصليترين كانالهاي تأمين مالي، گردش پول و ايجاد شفافيت در اقتصاد است. بنابراين بازگشت آن به جريان عادي، تنها يك اقدام تكنيكي نيست بلكه نقشي حياتي در ثبات رواني و عملياتي اقتصاد دارد.
سازمان بورس و اوراق بهادار در نقطهاي ايستاده كه هر تصميم آن تأثير مستقيم و گستردهاي بر ميليونها سهامدار، هزاران فعال اقتصادي و حجم بزرگي از سرمايههاي ملي دارد. اين نهاد بايد ميان دو مسووليت مهم خود توازن برقرار كند؛ از يك سو وظيفه دارد از داراييهاي مردم محافظت كند و از سوي ديگر بايد امكان نقدشوندگي و تداوم جريان معاملات را تضمين كند. اين دو هدف گاهي با يكديگر در تعارض قرار ميگيرند، خصوصاً در دورههاي حساس كه بازار با ريسكهاي سيستماتيك مواجه است. اگر بازار طولانيمدت تعطيل بماند، فضاي رواني منفي افزايش مييابد، بياعتمادي بيشتر ميشود و فشار بر ساير بازارهاي سرمايهپذير مانند طلا، ارز و حتي بازار مسكن شدت ميگيرد. چنين وضعيتي ميتواند دامنه بحران را وسيعتر كند.
براي بازگشايي بازار سرمايه، دو سناريو مطرح است، سناريوي نخست ادامه درگيريها و سناريوي دوم استمرار آتشبس. هر دو سناريو پيامدهاي متفاوتي براي شركتها و صنايع دارند.
در شرايطي كه تنشها ادامه يابد و احتمال آسيب به زيرساختهاي اقتصادي وجود داشته باشد، نميتوان مشخص كرد كدام صنايع و شركتها در معرض آسيب قرار ميگيرند. حتي مجموعههايي كه تاكنون تحتفشار قرار نگرفتهاند، ممكن است در آينده با ريسكهاي غيرقابل پيشبيني مواجه شوند. اين عدم قطعيت، تحليلگران و فعالان بازار را نسبت به نحوه و زمان مناسب بازگشايي مردد كرده است.
اما در صورتي كه آتشبس حفظ شود و ارزيابيها نشان دهد تنشها كنترل شدهاند، فضا براي بازگشت تدريجي بازار فراهمتر خواهد بود. تصميمگيري در زماني كه تنشها شديد باشد بسيار سخت است، اما در دوره آرامش نسبي ميتوان با برنامهريزي دقيقتر وارد مرحله بازگشايي شد.
اولين اقدام ضروري براي بازگشايي، تأمين پشتوانه مالي و ايجاد قدرت خريد حمايتي در بازار است. نهادهاي دولتي، شركتهاي حقوقي بزرگ و مجموعههايي كه سهم مهمي در مالكيت بازار دارند بايد منابع لازم را براي حمايت از معاملات فراهم كنند. اگرچه اين اقدامات نميتواند موج فروش اوليه را متوقف كند، اما ميتواند از رفتارهاي هيجاني، سقوط شديد قيمتها و از بين رفتن اعتماد عمومي جلوگيري كند. اين حمايتها نبايد به عنوان هزينهاي بيثمر نگاه شود؛ بلكه نوعي سرمايهگذاري براي حفظ ثبات بازار است.
حضور خريداران قدرتمند در روزهاي ابتدايي بازگشايي ميتواند به تثبيت قيمتها و كنترل فشارهاي فروش كمك كند.
يكي از ابزارهايي كه ميتواند نقش مهمي در اين شرايط ايفا كند، بازار جبراني است. در اين بازار، سهامداراني كه قصد فروش فوري دارند چه حقيقي و چه حقوقي ميتوانند دارايي خود را عرضه كنند بدون اينكه قيمت پاياني سهم تحتتأثير مستقيم اين فشار قرار گيرد. استفاده از بازار جبراني باعث ميشود قيمتهاي پاياني واقعيتر و كمنوسانتر باشند و از شكلگيري صفهاي فروش گسترده جلوگيري شود. البته ايجاد چنين بازاري نيازمند تدوين دستورالعملهاي دقيق و جزئي توسط سازمان بورس است و بايد با دقت زيادي
عملياتي شود.
روش ديگر براي مديريت ريسك، بازگشايي مرحلهاي و طبقهبنديشده بازار است. بهجاي اينكه تمام صنايع همزمان و بدون محدوديت به جريان معاملات بازگردند، ميتوان گروههايي را كه كمترين ريسك را دارند زودتر وارد بازار كرد. براي مثال، صنايعي مانند غذايي، زراعت، دامپروري و بخشي از صنايع معدني معمولاً وابستگي زيادي به شرايط سياسي يا درگيريهاي نظامي ندارند و ثبات درآمدي بيشتري دارند. اين گروهها ميتوانند زودتر باز شوند و به آرامسازي فضا كمك كنند. سپس ساير صنايع مانند فلزات اساسي، پتروشيمي، بانكها و حملونقل بهتدريج وارد بازار شوند. اين روش در بسياري از بورسهاي دنيا هنگام مواجهه با بحرانهاي مالي يا سياسي استفاده شده و معمولاً نتايج مثبتي به همراه داشته است.
دومين سطح آمادگي، آمادگي ذهني و تحليلي سرمايهگذاران است. بسياري از رفتارهاي هيجاني بازار ناشي از نبود تحليل دقيق، كمبود اطلاعات و انتشار اخبار غيررسمي است.
براي كاهش اين رفتارها بايد شركتها گزارشهاي دقيق و شفاف ارايه دهند و سازمان بورس نيز بر كيفيت افشا نظارت جديتري داشته باشد. هر چه سرمايهگذاران بهتر بدانند كه جنگ، محدوديتها و شرايط اخير چه تأثيري بر عملكرد شركتها داشته، تصميمات معاملاتيشان منطقيتر خواهد بود. در شرايطي كه برخي اطلاعات به دليل ملاحظات امنيتي امكان انتشار كامل ندارد، نقش تحليلگران حرفهاي، شركتهاي مشاوره سرمايهگذاري و نهادهاي تحليلي برجستهتر ميشود. اين مجموعهها با بررسي دادهها، مقايسه صنايع و تحليل زنجيره توليد ميتوانند تصوير دقيقتري از واقعيت به بازار ارايه دهند.
بازگشايي بازار سرمايه بايد با هدف حفظ اعتماد عمومي و جلوگيري از فشارهاي هيجاني انجام شود. براي اين كار لازم است، سرمايهگذاران مطمئن شوند كه اطلاعات كافي و درست در اختيارشان قرار خواهد گرفت، ابزارهاي حمايتي مانند بازارگرداني، صندوقهاي تثبيت و بازار جبراني فعال باشند، نقدينگي اوليه براي مقابله با شوكهاي رواني مهيا باشد، بازگشايي با سرعت و ناگهاني نباشد بلكه مرحلهبهمرحله و با نظارت انجام گيرد و اقدامات منتخب در جهت تقويت شفافيت عملياتي شركتها باشد.
در نهايت، بازگشايي موفق بازار سرمايه زماني امكانپذير است كه تركيبي از تدابير مالي، مديريتي، اطلاعاتي و رواني بهطور همزمان اجرا شود. بازار سرمايه قلب شفافيت اقتصادي است و هرچه با دقت بيشتري مديريت شود، اقتصاد كشور مسير مطمئنتري را طي خواهد كرد.