ايران در نقطه انتظار راهبردي

۱۴۰۵/۰۲/۲۲ - ۰۱:۳۹:۰۵
کد خبر: ۳۸۶۸۲۸

اعلام ارسال پاسخ ايران به طرح پيشنهادي امريكا، بار ديگر فضاي سياسي و رسانه‌اي منطقه را وارد مرحله‌اي از گمانه‌‌زني و تحليل كرده است.

جعفر سز

اعلام ارسال پاسخ ايران به طرح پيشنهادي امريكا، بار ديگر فضاي سياسي و رسانه‌اي منطقه را وارد مرحله‌اي از گمانه‌‌زني و تحليل كرده است. هر چند هنوز جزييات اين پاسخ منتشر نشده، اما مجموعه‌اي از نشانه‌هاي سياسي، امنيتي و حتي اقتصادي حكايت از آن دارد كه تهران تلاش مي‌كند همزمان دو مسير «ديپلماسي» و «آمادگي ميداني» را به صورت موازي پيش ببرد. راهبردي كه مي‌تواند معادلات آينده منطقه و روابط ايران با غرب را تحت تاثير قرار دهد. در روزهاي اخير، هم رسانه‌هاي رسمي ايران و هم برخي مقامات پاكستاني از ارسال پاسخ تهران به طرح پيشنهادي امريكا براي ادامه روند مذاكرات خبر داده‌اند؛ موضوعي كه به سرعت به يكي از محورهاي اصلي تحليل‌هاي سياسي در داخل و خارج از كشور تبديل شد. با اين حال، واقعيت آن است كه هنوز هيچ‌گونه اطلاعات دقيق و رسمي درباره محتواي اين پاسخ در دسترس نيست و همين مساله باعث شده بخش مهمي از تحليل‌ها بر پايه نشانه‌ها، تحركات ميداني و قرائت‌هاي سياسي شكل بگيرد. در چنين شرايطي، شايد مهم‌ترين نكته اين باشد كه از بزرگ‌نمايي يا قضاوت شتاب‌زده درباره نتيجه مذاكرات پرهيز شود. تجربه سال‌هاي گذشته نشان داده است كه بسياري از تحولات مرتبط با پرونده ايران و امريكا در لايه‌هاي پيچيده امنيتي و سياسي جريان پيدا مي‌كند و تا زماني كه خروجي عملي و مشخصي شكل نگيرد، تحليل قطعي چندان قابل اتكا نخواهد بود. با اين حال، نمي‌توان انكار كرد كه برخي نشانه‌هاي ميداني توجه تحليلگران را جلب كرده است. واكنش بازارهاي داخلي، به‌ويژه رشد صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري با درآمد ثابت و كاهش نسبي نگراني در برخي بازارها، از نگاه برخي كارشناسان اين پيام را منتقل مي‌كند كه فضاي عمومي نسبت به آينده مذاكرات تا حدودي مثبت‌تر شده است. البته بازار هميشه الزاما تحليل دقيقي از سياست ارايه نمي‌دهد، اما در بسياري مواقع مي‌تواند بازتابي از انتظارات عمومي يا ارزيابي فعالان اقتصادي از آينده باشد. در همين چارچوب، تحركات اخير نظامي در منطقه نيز معنادار تلقي مي‌شود. اخبار مربوط به حضور ناوها و تجهيزات نظامي امريكا، همراهي برخي كشورهاي اروپايي با واشنگتن و افزايش سطح آماده‌باش در منطقه نشان مي‌دهد كه طرفين صرفا بر ميز مذاكره تمركز نكرده‌اند. در واقع، آنچه امروز در جريان است را بايد نوعي «ديپلماسي در سايه قدرت» دانست؛ جايي كه مذاكره و آمادگي ميداني به صورت همزمان پيش مي‌روند.  در اين ميان، سخنان اخير رهبر معظم انقلاب در ديدار با فرماندهان نظامي نيز اهميت ويژه‌اي پيدا مي‌كند. تاكيد ايشان بر آمادگي كامل نيروهاي مسلح و ضرورت حفظ توان دفاعي، صرفا يك موضع‌گيري معمولي تلقي نمي‌شود، بلكه مي‌تواند به عنوان ترسيم‌كننده چارچوب كلان رفتار ايران در ماه‌هاي آينده مورد توجه قرار گيرد. اين سخنان از چند زاويه قابل تحليل است؛ نخست آنكه ايران تلاش مي‌كند اين پيام را منتقل كند كه ورود به مذاكره به معناي عقب‌نشيني از اصول امنيتي و دفاعي نيست. دوم آنكه تهران مي‌خواهد به بازيگران منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي نشان دهد كه هرگونه محاسبه درباره فشار يا تهديد نظامي با پاسخ متناسب مواجه خواهد شد. سوم اينكه حفظ انسجام داخلي و تقويت روحيه عمومي نيز بخشي از كاركرد چنين مواضعي است. در واقع، جمهوري اسلامي طي سال‌هاي اخير تلاش كرده ميان «مذاكره» و «بازدارندگي» نوعي توازن برقرار كند. برخلاف برخي تصورات، اين دو الزاما در تضاد با يكديگر تعريف نمي‌شوند. بسياري از كشورها زماني وارد گفت‌وگوهاي جدي مي‌شوند كه احساس كنند از موضع ضعف مطلق وارد ميدان نشده‌اند. به همين دليل، تقويت توان دفاعي و نمايش آمادگي نظامي مي‌تواند از نگاه تهران بخشي از فرآيند تثبيت موقعيت در مذاكرات باشد. در چنين فضايي، شايد مهم‌ترين توصيه براي فضاي رسانه‌اي و سياسي كشور، پرهيز از هيجان‌زدگي باشد. نه مي‌توان با چند نشانه محدود از يك توافق قريب‌الوقوع سخن گفت و نه مي‌توان هر تحرك نظامي را به معناي ورود به يك درگيري بزرگ تعبير كرد. منطقه خاورميانه در سال‌هاي اخير بارها نشان داده كه ميان تنش و توافق، فاصله‌اي بسيار كوتاه وجود دارد و بازيگران مختلف دايما ميان اين دو وضعيت در حال حركت هستند. واقعيت اين است كه اكنون ايران در يك «نقطه انتظار راهبردي» قرار دارد؛ نقطه‌اي كه در آن همه طرف‌ها در حال ارزيابي يكديگر هستند. 

 امريكا به دنبال سنجش ميزان انعطاف و ظرفيت تهران است و ايران نيز تلاش مي‌كند اراده و ميزان جديت طرف مقابل را محك بزند. در اين ميان، كشورهاي منطقه، قدرت‌هاي اروپايي و حتي بازارهاي جهاني نيز تحولات را با دقت دنبال مي‌كنند، زيرا هر تغيير در روابط تهران و واشنگتن مي‌تواند آثار گسترده‌اي بر معادلات انرژي، امنيت و اقتصاد جهاني داشته باشد.

بیمه ملت