كلاس اوليها در جهان آنلاين
در سالهاي اخير، آموزش مجازي به بخشي جداييناپذير از نظام آموزشي كشور تبديل شده است؛ تجربهاي كه اگرچه در دوران بحران توانست مانع توقف آموزش شود، اما همزمان چالشهاي جدي و عميقي را نيز بهويژه در دوره ابتدايي آشكار كرد.
مدارس غيرحضوري و دغدغه سواد پايه؛ زنگ هشدار براي ابتداييها
گلي ماندگار|
در سالهاي اخير، آموزش مجازي به بخشي جداييناپذير از نظام آموزشي كشور تبديل شده است؛ تجربهاي كه اگرچه در دوران بحران توانست مانع توقف آموزش شود، اما همزمان چالشهاي جدي و عميقي را نيز بهويژه در دوره ابتدايي آشكار كرد. كودكان دبستاني، بهخصوص دانشآموزان پايههاي اول و دوم، بيش از ساير گروههاي آموزشي نيازمند ارتباط چهرهبهچهره، تعامل عاطفي، بازي، مشاهده مستقيم و همراهي مستمر معلم هستند. به همين دليل، انتقال آموزش اين گروه سني به فضاي مجازي، علاوه بر مشكلات فني و زيرساختي، پرسشهاي مهمي درباره كيفيت يادگيري، عدالت آموزشي و سلامت روان كودكان ايجاد كرده است. اكنون مسوولان آموزشي بر اين باورند كه آموزش مجازي براي دانشآموزان ابتدايي نيازمند بازطراحي و استفاده از روشهاي نوين تدريس است تا بتوان از آسيبهاي احتمالي آن كاست. رضوان حكيمزاده، معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش، با اشاره به ويژگيهاي خاص آموزش در دوره ابتدايي تأكيد كرده كه آموزش مجازي، بهويژه براي دانشآموزان سالهاي نخست دبستان، با دشواريها و محدوديتهاي متعددي همراه است و طراحي آموزشي در اين فضا بايد متناسب با ويژگيهاي رشدي كودكان انجام شود.
او در مراسم گراميداشت مقام معلم كه بهصورت مجازي برگزار شد، ضمن تقدير از معلمان و مديران آموزش ابتدايي، گفت كه تداوم آموزش در شرايط دشوار اخير با تلاش معلمان و راهاندازي شبكهاي منسجم از ارتباط ميان مدارس، خانوادهها و دانشآموزان امكانپذير شد.
آموزش ادامه يافت؛ اما با چه كيفيتي؟
به گفته معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش، در ماههاي گذشته مجموعهاي از اقدامات براي جلوگيري از وقفه آموزشي انجام شده است؛ از توليد محتواي آموزشي و فيلمهاي مبتني بر كتابهاي درسي گرفته تا تقسيم كار ميان استانها و استفاده از ظرفيت مدرسه تلويزيوني.
حكيمزاده تأكيد كرده كه سياستهاي اين معاونت بر سه محور اصلي استوار بوده است؛ نخست تداوم آموزش، دوم ايجاد آرامش و ارتباط موثر ميان خانوادهها و مدارس و سوم نظارت بر كيفيت يادگيري دانشآموزان. اما بسياري از كارشناسان آموزشي معتقدند صرف برگزاري كلاس آنلاين به معناي تحقق يادگيري نيست؛ بهويژه در دوره ابتدايي كه آموزش بيش از هر مقطع ديگري بر تعامل انساني و تجربه مستقيم استوار است. نسترن مولايي، كارشناس آموزش در اين باره به «تعادل» ميگويد: كودك دبستاني هنوز به مرحلهاي از رشد نرسيده كه بتواند ساعتهاي طولاني پشت تلفن همراه يا تبلت تمركز كند. در اين سن، آموزش بايد با بازي، تحرك، گفتوگو و ارتباط عاطفي همراه باشد. وقتي آموزش صرفا به تصوير يك معلم روي صفحه نمايش محدود ميشود، بخشي از فرآيند يادگيري از بين ميرود. او ميافزايد: بسياري از دانشآموزان ابتدايي در آموزش مجازي دچار يادگيري سطحي ميشوند؛ يعني ممكن است مطالب را حفظ كنند اما درك عميقي از مفاهيم نداشته باشند.
خستگي خانوادهها
ضلع پنهان آموزش آنلاين
اين كارشناس آموزش در بخش ديگري از سخنان خود اظهار ميدارد: يكي از مهمترين پيامدهاي آموزش مجازي در دوره ابتدايي، افزايش فشار بر خانوادهها بوده است. برخلاف دانشآموزان متوسطه كه تا حدي استقلال بيشتري در يادگيري دارند، كودكان دبستاني براي ورود به كلاس آنلاين، انجام تكاليف، ارسال فايلها و حتي مديريت زمان نيازمند حضور دائمي والدين هستند.
مولايي ادامه ميدهد: بسياري از خانوادهها بهويژه مادران، در اين سالها عملا نقش «كمكمعلم» را برعهده گرفتهاند؛ موضوعي كه علاوه بر خستگي رواني، در برخي خانوادهها باعث تنش و فرسودگي شده است.
از بين رفتن مرز ميان مدرسه
و زندگي خانوادگي
او با اشاره به دردسرهايي كه آموزش مجازي به دنبال داشته ميگويد: در بسياري از خانهها، آموزش مجازي باعث شد مرز ميان مدرسه و زندگي خانوادگي از بين برود. والدين مجبور بودند همزمان كارهاي روزمره، شغل و آموزش فرزندان را مديريت كنند. اين وضعيت براي خانوادههاي داراي چند فرزند يا والدين شاغل بسيار دشوارتر بود. اين كارشناس آموزش به مسائل اقتصادي نيز اشاره كرده و خاطرنشان ميكند: نابرابري اقتصادي نيز در اين ميان نقش تعيينكنندهاي داشته است. خانوادههايي كه چند فرزند دانشآموز دارند اما تنها يك تلفن همراه در اختيارشان است، عملا امكان مشاركت كامل در كلاسها را ندارند.
آموزش مجازي
تهديدي براي سواد پايه دانشآموزان
نسترن مولايي ميگويد: هشدار ميدهند كه بزرگترين آسيب آموزش مجازي در دوره ابتدايي، تهديد سواد پايه دانشآموزان است؛ مهارتي كه شامل خواندن، نوشتن و درك اوليه مفاهيم رياضي ميشود. در پايه اول ابتدايي، كودكان براي يادگيري حروف، نوشتن و خواندن نيازمند ارتباط نزديك با معلم هستند. در آموزش حضوري، معلم ميتواند نحوه در دست گرفتن مداد، شيوه نوشتن حروف و حتي حالات روحي دانشآموز را مشاهده و اصلاح كند؛ اما در فضاي مجازي اين ارتباط بسيار محدود ميشود.
او در اين باره توضيح ميدهد: افت يادگيري در پايههاي نخست ممكن است آثار بلندمدتي داشته باشد. كودكي كه در كلاس اول يا دوم سواد پايه را بهخوبي ياد نگيرد، در سالهاي بعد نيز با مشكل مواجه ميشود. به همين دليل، آموزش ابتدايي حساسترين بخش نظام آموزشي است.
اين كارشناس آموزش اظهار ميدارد: در برخي مناطق محروم، دانشآموزان عملا از آموزش موثر بازماندهاند؛ زيرا يا دسترسي مناسبي به اينترنت نداشتهاند يا خانوادهها امكان همراهي آموزشي با فرزندان را نداشتهاند.
ضرورت بازطراحي آموزش مجازي
رضوان حكيم زاده، معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش نيز معتقد است آموزش مجازي در دوره ابتدايي نيازمند طراحي متفاوت و متناسب با ويژگيهاي رشدي كودكان است. معلمان ابتدايي براي اثربخشي بيشتر آموزش آنلاين بايد از روشهاي فعال تدريس، فعاليتهاي مكمل، مشاركت دادن دانشآموزان و الگوهايي مانند تدريس معكوس استفاده كنند. تدريس معكوس روشي است كه در آن دانشآموز پيش از كلاس با بخشي از محتوا آشنا ميشود و زمان كلاس بيشتر صرف گفتوگو، تمرين و تعامل ميشود. نسترن مولايي نيز استفاده از اين روشها را ضروري ميداند و ميگويد: اگر آموزش مجازي قرار است ادامه پيدا كند، نميتوان همان الگوي كلاس حضوري را صرفا به فضاي آنلاين منتقل كرد. كودك نياز دارد در فرآيند يادگيري فعال باشد، نه اينكه فقط شنونده باشد.
او تأكيد ميكند: زمان كلاسهاي آنلاين براي دانشآموزان ابتدايي بايد كوتاهتر باشد و آموزشها با تصوير، بازي، داستان و فعاليتهاي عملي همراه شود.
نقش معلمان در حفظ ارتباط عاطفي
حكيمزاده در اين نشست از شكلگيري شبكهاي منسجم و همدلانه ميان معلمان، مدارس و خانوادهها به عنوان يكي از دستاوردهاي مهم اين دوره ياد كرد و گفت: در بسياري از مدارس، معلمان علاوه بر تدريس، نقش حمايت رواني را نيز ايفا كردهاند؛ از تماسهاي تلفني با دانشآموزان گرفته تا پيگيري وضعيت روحي و تحصيلي آنان. با وجود همه دشواريها، بسياري از خانوادهها معتقدند تلاش معلمان براي حفظ ارتباط با دانشآموزان، يكي از نقاط قوت آموزش مجازي بوده است.
نسترن مولايي، كارشناس آموزشي در اين زمينه ميگويد: در دوره ابتدايي، معلم فقط انتقالدهنده دانش نيست؛ او بخشي از امنيت رواني كودك را تأمين ميكند. حتي يك تماس كوتاه معلم با دانشآموز ميتواند احساس تعلق و انگيزه يادگيري را در كودك تقويت كند.
مدارس عشايري و محروم چالش دوچندان
يكي از بخشهايي كه بيشترين دشواري را در آموزش مجازي تجربه كرده، مدارس روستايي و عشايري است. در بسياري از اين مناطق، دسترسي به اينترنت پايدار يا تجهيزات آموزشي همچنان محدود است. معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش اعلام كرده كه در برخي مناطق عشايري، كلاسها با مجوزهاي لازم بهصورت حضوري برگزار شده و در كنار آن از درسنامهها و نظارت راهبران آموزشي براي اطمينان از يادگيري دانشآموزان استفاده شده است. كارشناسان معتقدند شكاف آموزشي ميان مناطق برخوردار و محروم در دوران آموزش مجازي افزايش يافته و جبران اين فاصله نيازمند برنامهريزي گسترده است.
تجربههاي موفق معلمان سرمايهاي براي آينده
حكيمزاده همچنين از برگزاري جشنواره «اصلاح روشهاي آموزش و تحول در محيطهاي يادگيري» خبر داده و گفته است بخشي از اين جشنواره به تجربههاي موفق تدريس فعال در فضاي مجازي اختصاص يافته است. به اعتقاد كارشناسان، ثبت و انتقال تجربههاي موفق معلمان ميتواند به ارتقاي كيفيت آموزش كمك كند؛ زيرا بسياري از معلمان در سالهاي اخير با خلاقيت شخصي توانستهاند روشهاي موثري براي آموزش كودكان پيدا كنند. برخي معلمان با استفاده از قصه، بازي، نمايش، مسابقه و ويدیوهاي كوتاه توانستند مشاركت دانشآموزان را افزايش بدهند. اين تجربهها بايد مستندسازي شود تا ساير معلمان نيز از آن استفاده كنند.
نياز به برنامههاي جبراني
اكنون يكي از مهمترين دغدغههاي نظام آموزشي، جبران افت يادگيري دانشآموزان است. معاون آموزش ابتدايي وزارت آموزش و پرورش نيز بر ضرورت اجراي برنامههاي حمايتي و جبراني پس از ارزيابيهاي پاياني تأكيد كرده است. كارشناسان معتقدند اين برنامهها بايد فراتر از برگزاري چند كلاس تقويتي باشد و بر مهارتهاي پايه، سلامت روان كودكان و بازگشت تدريجي آنان به فضاي تعاملي مدرسه تمركز كند. نسترن مولايي، كارشناس آموزشي در پايان ميگويد: آموزش مجازي اگرچه در شرايط بحران يك ضرورت بود، اما نميتواند جايگزين كامل آموزش حضوري در دوره ابتدايي شود. كودكان دبستاني بيش از هر چيز به ارتباط انساني، بازي، تجربه و حضور در جمع همسالان نياز دارند. مهم اين است كه از تجربه اين سالها درس بگيريم و نظام آموزشي را براي شرايط آينده انعطافپذيرتر و عادلانهتر كنيم.