بازگشايي تالار شيشهاي با چهار سناريوي كليدي
بازار سرمايه در يكي از پيچيدهترين مقاطع خود قرار گرفته؛ جايي كه تصميم درباره بازگشايي بورس ديگر صرفا يك انتخاب اقتصادي نيست، بلكه به مسالهاي چندوجهي در سطح ثبات مالي، مديريت انتظارات و حفظ اعتماد عمومي تبديل شده است.
بازار سرمايه در يكي از پيچيدهترين مقاطع خود قرار گرفته؛ جايي كه تصميم درباره بازگشايي بورس ديگر صرفا يك انتخاب اقتصادي نيست، بلكه به مسالهاي چندوجهي در سطح ثبات مالي، مديريت انتظارات و حفظ اعتماد عمومي تبديل شده است. شرايط كنوني نه بهطور كامل جنگي است و نه ميتوان از بازگشت آرامش پايدار سخن گفت؛ همين وضعيت مبهم باعث شده هرگونه اقدام شتابزده، خطر تشديد بياعتمادي و خروج گسترده سرمايه را به همراه داشته باشد. در چنين فضايي، سياستگذاران ناچارند ميان دو مطالبه مهم تعادل برقرار كنند؛ از يكسو نياز سهامداران به نقدشوندگي و از سوي ديگر ضرورت جلوگيري از سقوط هيجاني بازار.
بررسي سناريوهاي مطرحشده براي آينده بورس نشان ميدهد كه مسير پيشرو، بيش از هر زمان ديگري به تصميمات مرحلهاي، حمايتهاي هدفمند و شفافيت اطلاعاتي وابسته است. از ادامه وضعيت تنش نيمهفعال گرفته تا احتمال تشديد درگيريها، آتشبس شكننده يا حتي توافق سياسي، هر سناريو ابزارها و الزامات متفاوتي را پيش روي بازار قرار ميدهد. با اين حال، نقطه مشترك تمام اين مسيرها يك اصل كليدي است؛ بدون اعتماد، حتي تزريق منابع حمايتي نيز نميتواند ثبات پايداري ايجاد كند. تجربه دورههاي گذشته نيز نشان داده هرگاه بازار بدون پشتوانه كافي و برنامه مشخص بازگشايي شده، نتيجه آن تشديد صفهاي فروش و خروج سرمايه حقيقي بوده است.
اكنون بسياري از فعالان اقتصادي معتقدند مهمترين اولويت، طراحي مدلي براي بازگشايي تدريجي بورس با مشاركت همزمان صندوقهاي حمايتي، نهادهاي مالي و بازيگران بزرگ بازار است؛ مدلي كه بتواند هم از شوكهاي ناگهاني جلوگيري كند و هم پيام ثبات و انسجام را به سهامداران منتقل سازد. در كنار اين موضوع، بازنگري در ارزشگذاري شركتها، ايجاد مسيرهاي اضطراري نقدشوندگي، حمايت حقوقي از بنگاههاي آسيبديده و اطلاعرساني شفاف درباره وضعيت شركتها، به پيششرطهاي اساسي مديريت بازار تبديل شدهاند. در چنين شرايطي، آينده بورس بيش از آنكه به نوسانات كوتاهمدت وابسته باشد، به كيفيت سياستگذاري و نحوه مديريت فضاي رواني بازار گره خورده است؛ موضوعي كه ميتواند تعيين كند بازار سرمايه از اين دوره پرتنش عبور خواهد كرد يا بار ديگر با موجي از بياعتمادي و فرار سرمايه مواجه ميشود.
بورس در وضعيت «تنش نيمهفعال»
جواد وكيلي، كارشناس بازار سرمايه نوشت: بازار سرمايه در روزهاي حساسي به سر ميبرد. بازگشايي بورس در شرايط كنوني، يك تصميم ساده و خطي نيست، بلكه به تركيبي از اقدامات فوري، احتياطي و زيربنايي نياز دارد. در اين يادداشت بر اساس نظرات بيان شده توسط مسوولان سازمان بورس و اوراق بهادار، چهار سناريوي كليدي مرور و براي هر كدام، پيشنهاداتي ارايه ميشود. اولين سناريو، وضعيت «تنش نيمهفعال» است. يعني همان شرايط فعلي كه نه جنگ تمامعيار است و نه صلح پايدار. در اين حالت، هدف اصلي حفظ حداقل نقدشوندگي بدون ايجاد شوك تازه است. پيشنهاد مشخص اين است كه بازگشايي به صورت مرحلهاي انجام شود: يعني علاوه بر صندوقهاي درآمد ثابت، صندوقهاي طلا و كالايي، صندوقهاي مختلط و سهامي وارد مدار شوند ونهادهاي حمايتكننده واحدهاي اين صندوقها را خريداري كنند تا منابعي براي خريد سهام توسط آنها ايجاد شود در گام بعد با آزادسازي سهام شركتهايي كه شفافسازي كردهاند بخشي از سهام توسط اين صندوقها كه مورد حمايت قرار گرفتهاند، انجام شود و بخش ديگر توسط صندوقهاي حمايت و تثبيت و صندوق توسعه ملي انجام شود، هلدينگها هم بخشي از سهام خود و شركتهاي تابعه را بازخريد كنند. اما مهمترين ركن، الزام به شفافيت اطلاعاتي است. هيچ نمادي نبايد بدون انتشار گزارش شفاف از خسارتها و وضعيت عملياتي بازگشايي شود و خريدها هم روزانه شفافسازي و اعلام عمومي شود.
بازار در سناريوي «تشديد درگيري»
سناريوي دوم، تشديد درگيريها و تعطيلي كامل است. در اين وضعيت، هدف جلوگيري از نابودي ارزش سهامداران در سقوط آزاد بازار است. بهترين كار، تداوم تعطيلي همه معاملات سهام و صندوقها و همزمان، فعالسازي يك «گروه ويژه بحران» با حضور بانك مركزي، وزارت اقتصاد، نهادهاي نظامي و صندوق توسعه ملي است تا زيرساختها حفظ شده و برنامهاي براي پس از بحران تدوين شود.
مديريت هيجانات در «آتشبس بدون توافق»
سناريوي سوم، آتشبس بدون توافق سياسي است. اين حالت شكنندهترين و شايد محتملترين وضعيت محسوب ميشود؛ صلحي ناپايدار كه ميتواند بازار را با صفهاي فروش سنگين مواجه كند. در اينجا بايد هيجانات اوليه را مديريت كرد. پيشنهاد عملي، اعمال دامنه نوسان محدود (مثلا ۲± درصد) يا دامنه نامتقارن (مثلا منفي ۳ و مثبت ۱) است. همچنين بهره مندي از عمليات صندوق تثبيت، تسهيلات بانكي و تشويق خريد نهادي ميتواند كارساز باشد. خريداران در سه روز اول بايد با قدرت كامل وارد عمل شوند تا شوك بازار رفع شود. در اين حالت توصيه ميشود صفهاي فروش سهام نبايد بيش از سه روز ادامه يابد، در غير اين صورت بايد نسبت به رفع گره يا تدابير خاص اقدام كرد.
سناريوي «آتشبس توام با توافق»
چهارمين سناريو، آتشبس همراه با توافق سياسي است؛ خوشبينانهترين حالت. هدف، هدايت نقدينگي سرگردان به سوي بازار و بهرهمندي از رونق پساتوافق است. در اين سناريو، دامنه نوسان به تدريج آزاد ميشود و به وضعيت عادي بازميگردد. همچنين بايد مقدمات عرضههاي اوليه بزرگ، راهاندازي صندوقهاي جسورانه و توسعه بازار مشتقات (بهويژه اختيار فروش) فراهم شود.
چند پيشنياز بنيادين براي بورس
گذشته از اين چهار سناريو، چند اقدام پيشنياز براي همه حالات وجود دارد. نخستين اقدام، ارزيابي بنيادين مجدد شركتها بر اساس نرخهاي جديد ارز (توافقي، نيما و آزاد) و برآورد دقيق خسارتهاي فيزيكي و كاهش توليد است. اقدام دوم، ايجاد پنجرههاي نقدشوندگي اضطراري است. سامانهاي كه سهامداران بتوانند تا سقف مشخص، سهام خود را با تخفيف به صندوقهاي توسعه يا نهادهاي مالي بفروشند. در گام سوم، تمهيدات حقوقي مانند تمديد مهلت افشاي صورتهاي مالي و معافيت شركتهاي خسارتديده از جرايم تنظيم مقررات است. در مرحله چهارم نيز اگر به شركتي معافيت يا تسهيلاتي براي جبران داده ميشود، اطلاعرساني عمومي از مدت اين مساعدت و عوايد احتمالي انجام شود.
«اعتماد»، شرط اصلي بقاي بازار
آنچه مسلم است مولفه اصلي همچنان «اعتماد» است. بازگشايي بدون منابع كافي ميتواند جبرانناپذيرتر از خود تعطيلي باشد. تجربه تلخ تير ۱۴۰۴ نشان داد كه منقطع بودن حمايت و ناكافي بودن منابع در زمان بازگشايي، سرمايه حقيقي سنگيني از بازار خارج ميشود. از سوي ديگر، بايد ميان فشار سهامداران براي نقد كردن دارايي و حفظ سلامت نظام مالي تعادل برقرار كرد.
راهبرد كليدي بازگشايي مرحلهاي با مشاركت حداكثري
توصيه نهايي، اتخاذ راهبرد «بازگشايي مرحلهاي با مشاركت حداكثري» است. حتي در بهترين سناريوها (آتشبس همراه با توافق سياسي) بازار بايد با حداكثر احتياط و با ابزارهاي كنترلي كامل بازگشايي شود. هدف، جلوگيري از تكرار ريزشهاي سنگين پس از آتشبسهاي موقتي است كه در گذشته تجربه كردهايم. بازار سرمايه ايران بارها نشان داده كه شتابزدگي، دشمن ثبات است.
بياييد اينبار، گام به گام پيش برويم. ضمن اينكه بايد همه فعالان بازار را دعوت كرد تا در قالب پويشي ملي و ميهني وارد صحنه شوند و از مسوولان كشور هم استمداد داشت كه در سال اقتصاد مقاومتي در سايه وحدت ملي و امنيت ملي براي نشان دادن اعتماد ملي به سرمايه ملي به ياري بازار سرمايه آمده تا پيامي واضح از اتحاد براي سازندگي به دنيا منتقل شود.