اينترنت پرو، تبديل يك حق عمومي به كالايي طبقاتي

۱۴۰۵/۰۲/۱۷ - ۰۳:۱۱:۳۷
کد خبر: ۳۸۶۲۳۰

بيش از ۶۰ روز دسترسي به اينترنت جهاني در ايران قطع است، چيزي فراتر از فيلترينگ كه طي سال‌هاي گذشته هميشه وجود داشته، حالا براي عبور از اين محدوديت دو راه بيشتر وجود ندارد، يا بايد به‌ سيم كارت‌هاي موسوم به «خط سفيد» دسترسي داشته باشي يا با خريدن كانفيگ اين دسترسي را امكان ‌پذير كني، مورد اول، يعني دسترسي به خط سفيد براي همه ممكن نيست و مورد دوم يعني خريد كانفيگ چنان پرهزينه هست كه هركسي از عهده تامين ريالي آن برنمي‌آيد، بنابراين بخش زيادي از جامعه هيچ دسترسي‌اي به اينترنت جهاني ندارند.

بيش از ۶۰ روز دسترسي به اينترنت جهاني در ايران قطع است، چيزي فراتر از فيلترينگ كه طي سال‌هاي گذشته هميشه وجود داشته، حالا براي عبور از اين محدوديت دو راه بيشتر وجود ندارد، يا بايد به‌ سيم كارت‌هاي موسوم به «خط سفيد» دسترسي داشته باشي يا با خريدن كانفيگ اين دسترسي را امكان ‌پذير كني، مورد اول، يعني دسترسي به خط سفيد براي همه ممكن نيست و مورد دوم يعني خريد كانفيگ چنان پرهزينه هست كه هركسي از عهده تامين ريالي آن برنمي‌آيد، بنابراين بخش زيادي از جامعه هيچ دسترسي‌اي به اينترنت جهاني ندارند. در اين ميان ايده‌هايي مانند «اينترنت پرو» هم مطرح شده است، اينترنتي كه قرار است براي برخي مشاغل برخي محدوديت‌ها را كنار بزند تا دسترسي نسبتا پايداري به اينترنت جهاني داشته باشند. حالا  اين  وضعيت  سبب‌ساز نقدهاي جدي شده  است.

    تبديل يك حق عمومي به كالايي طبقاتي

شرايط مديريت اينترنت در ايران سبب شده كه نهادهاي علمي و صنفي مانند آنچه در جامعه روانپزشكان و پرستاران رخ داد به آن واكنش نشان بدهند، يكي از اين نهادهاي علمي انجمن جامعه‌شناسي ايران است، اين انجمن با صدور يك بيانيه موضع خود را با روش مديريت اينترنت مشخص كرد. در بخشي از اين بيانيه آمده كه: «توجيهات ناظر بر «امنيت زيرساختي و ضرورت‌هاي جنگي» در حالي دسترسي توده مردم را مخل ثبات مي‌پندارند كه تداوم بهره‌مندي مسوولان از اين فناوري و از سوي ديگر، فروش اينترنت آزاد با قيمت‌هاي گزاف در بازارهاي غيررسمي، اعتبار اين استدلال‌ها را مخدوش كرده است. اين رويكرد دوگانه نشان مي‌دهد كه امنيت، به ابزاري براي فرصت‌طلبي‌هاي مالي و تبديل يك حق عمومي به «كالايي طبقاتي» بدل شده كه تنها براي صاحبان نفوذ و اقشار برخوردار اقتصادي در دسترس است.» درهمين‌باره سميه توحيدلو، جامعه‌شناس و عضو انجمن جامعه‌شناسي ايران به خبرآنلاين مي‌گويد: «دو مساله بسيار مهم در جامعه ما وجود دارد كه بخش قابل‌توجهي از شكاف‌هاي اجتماعي و رخدادهاي اعتراضي به آنها بازمي‌گردد. نخست «محروميت نسبي» است؛ مفهومي كه به فاصله ميان انتظارات و واقعيت‌هاي موجود اشاره دارد. مساله دوم، به يكي از مهم‌ترين مولفه‌هاي سرمايه اجتماعي، يعني اعتماد ميان دولت و ملت بازمي‌گردد. هرچه اين اعتماد تضعيف شود، همبستگي اجتماعي كاهش  مي‌يابد.»

   اينترنت پرو  راهكاري كه نابرابري را زياد مي‌كند

نوع مديريت اينترنت با ايجاد برخي دسترسي‌هاي ويژه در كنار محدوديت‌ها سبب‌ساز شكل‌گيري ايده اينترنت طبقاتي شده است. توحيدلو با اشاره به‌همين موضوع بيان مي‌كند: «يكي از مهم‌ترين پيامدهاي اين وضعيت، شكل‌گيري «اينترنت طبقاتي» است. در شرايطي كه دسترسي به اينترنت براي همه شهروندان يكسان نيست و برخي گروه‌ها از دسترسي‌هاي ويژه برخوردارند، نوعي شكاف جديد در جامعه شكل مي‌گيرد. اين شكاف، نه‌تنها بازتابي از نابرابري است، بلكه خود به تشديد آن نيز دامن مي‌زند. در چنين فضايي، بخشي از جامعه به ابزارها و امكاناتي دسترسي دارد كه براي ديگران فراهم نيست و اين مساله، احساس تبعيض و بي‌عدالتي را تقويت مي‌كند.» اين جامعه شناس بيان مي‌كند: «طرح‌هايي مانند اينترنت «پرو» يا «ويژه» مطرح شده‌اند كه در عمل، به‌دليل هزينه‌هاي بالا و محدوديت‌هاي كاربردي، پاسخ‌گوي نيازهاي عمومي جامعه نيستند؛ تا جايي كه مي‌توان گفت اينترنت «پرو» و امثال آن بيشتر شبيه يك شوخي است. چنين راهكارهايي نه‌تنها مساله دسترسي را حل نمي‌كنند، بلكه خود به نمادي از نابرابري تبديل مي‌شوند. در واقع، وقتي دسترسي آزاد و عمومي محدود شود و در عوض، گزينه‌هاي گرانقيمت و محدود ارائه گردد، بخش بزرگي از جامعه عملا از اين فضا حذف مي‌شود.»

     دسترسي به اينترنت مي‌تواند بخشي از  فشارهاي رواني و اجتماعي را كاهش بدهد

در بيانيه انجمن جامعه‌شناسي ايران به نسبت ميان نسل جوان و تصميم‌گيران اشاره شده است، در متن بيانيه آمده كه: «رويكرد حذفي با هدف كنترل تربيتي «نسل ارتباط ‌بنيادِ جوان و نوجوان» نشان از عدم درك هويتي نسلي دارد كه كار، آموزش و فراغت خود را در اين بستر معنا كرده است؛ اين نگاه قيم‌مآبانه تنها به انباشت خشم و بيگانگي بيشتر ميان اين نسل و ساختار حكمراني دامن مي‌زند.» توحيدلو در اين باره به خبرآنلاين مي‌گويد: «اين وضعيت به شكل‌گيري و تعميق «شكاف ديجيتال» نيز منجر شده است؛ شكافي كه به‌ويژه براي نسل جوان، دانشجويان و گروه‌هاي فعال در حوزه آموزش و فناوري، پيامدهاي گسترده‌اي دارد. در شرايط كنوني كه كشور با وضعيت پيچيده‌اي از نظر اقتصادي و سياسي مواجه است، اينترنت يكي از آن ابزارهايي است كه مي‌تواند بخشي از فشارهاي رواني و اجتماعي را كاهش بدهد. حذف يا محدودسازي آن، نه‌تنها به كاهش تنش‌ها كمك نمي‌كند، بلكه در بسياري موارد، موجب تشديد نارضايتي و خشم مي‌شود.»

    راهكار منطقي و كم هزينه

عضو انجمن جامعه‌شناسي ايران به خبرآنلاين مي‌گويد: «نكته مهم تمايز ميان «مديريت فرهنگي» و «محدودسازي» است. آنچه در مواجهه با فضاي مجازي اهميت دارد، ارتقاي سواد ديجيتال و توانمندسازي كاربران براي استفاده صحيح از اين فضاست، نه حذف يا مسدودسازي آن. تجربه‌هاي گذشته نيز نشان داده است كه محدودسازي ابزارهاي ارتباطي از ويدیو و ماهواره گرفته تا ساير رسانه‌ها در نهايت با گسترش غيررسمي آنها همراه شده است، در مورد اينترنت، اين روند با سرعتي به‌مراتب بيشتر در حال وقوع است و تلاش براي محدودسازي كامل آن، نه‌تنها كارآمد نيست، بلكه مي‌تواند به ايجاد مسيرهاي جايگزين و گاه پرريسك‌تر منجر شود. از اين‌رو، به نظر مي‌رسد كه رويكردي مبتني بر دسترسي آزاد، در كنار تقويت زيرساخت‌هاي داخلي رقابت‌پذير، مي‌تواند راهكاري منطقي‌تر  و كم‌هزينه‌تر  باشد.»

بیمه ملت