بحران پنهان زير بارش‌هاي نابرابر

چرا كم‌آبي گريبان ۱۷ استان را رها نكرد؟

۱۴۰۵/۰۲/۱۶ - ۰۱:۰۷:۲۷
کد خبر: ۳۸۶۰۳۳

با وجود ثبت رشد نسبي بارندگي‌ها در سال آبي جاري، تازه‌ترين داده‌هاي هواشناسي نشان مي‌دهد بحران كم‌آبي در كشور نه‌تنها برطرف نشده، بلكه در ۱۷ استان به سطح هشدار رسيده است.

با وجود ثبت رشد نسبي بارندگي‌ها در سال آبي جاري، تازه‌ترين داده‌هاي هواشناسي نشان مي‌دهد بحران كم‌آبي در كشور نه‌تنها برطرف نشده، بلكه در ۱۷ استان به سطح هشدار رسيده است. تأمين تنها ۹۲ درصدي منابع آبي، در كنار توزيع نامتوازن بارش‌ها، زنگ خطر جدي براي مديريت منابع آب، كشاورزي و تأمين آب شرب به صدا درآورده است؛ به‌ويژه در استان‌هايي مانند تهران كه برخلاف تصور، بارندگي‌ها نتوانسته‌اند كسري منابع را جبران كنند. در نگاه نخست، آمارها اميدواركننده به نظر مي‌رسند. مجموع بارش كشور از ابتداي سال آبي تا نيمه ارديبهشت به ۲۱۷ ميلي‌متر رسيده كه حدود ۴ درصد بيشتر از ميانگين بلندمدت است. همچنين بارش‌هاي فصلي رشدي قابل توجه، معادل ۳۴ درصد را نشان مي‌دهند. اما اين تصوير كلي، واقعيت پيچيده‌تري را پنهان مي‌كند. مساله اصلي نه ميزان بارش، بلكه نحوه توزيع آن است. بارندگي‌ها عمدتاً در نوارهاي شمالي و غربي متمركز شده‌اند، در حالي كه مناطق مركزي، شرقي و جنوب‌شرقي كشور همچنان با كمبود جدي مواجه‌اند. همين عدم توازن باعث شده علي‌رغم افزايش نسبي بارش، منابع آبي در بسياري از مناطق ترميم نشود.

    تهران؛ نمونه‌اي از بحران پنهان

به گزارش مهر، استان تهران يكي از بارزترين نمونه‌هاي اين تناقض است. با وجود دريافت بخشي از بارش‌هاي سال آبي، اين استان همچنان با كسري شديد منابع آبي روبروست. آمارها نشان مي‌دهد ميزان بارش در تهران نسبت به ميانگين بلندمدت بيش از ۸۰ درصد كاهش داشته است.

اين وضعيت در حالي رخ داده كه تهران به عنوان پرجمعيت‌ترين استان كشور، فشار مضاعفي بر منابع آبي خود دارد. افزايش مصرف، كاهش منابع زيرزميني و نبود بارش موثر، تركيبي از عوامل را شكل داده كه بحران آب را در اين استان به مرحله‌اي نگران‌كننده رسانده است.

    شكاف عميق بارشي  از منفي ۱۸۰ تا مثبت ۱۵۰ درصد

بررسي دقيق‌تر داده‌ها نشان‌دهنده شكافي قابل توجه ميان استان‌هاي مختلف است. در يك سو، استان‌هايي قرار دارند كه با كاهش شديد بارندگي مواجه‌اند؛ براي مثال، گيلان با ثبت بيش از ۱۸۰ درصد كاهش نسبت به بلندمدت، در صدر مناطق كم‌بارش قرار گرفته است. پس از آن، استان‌هايي مانند كهگيلويه و بويراحمد، مازندران و مركزي نيز با افت قابل توجه بارندگي مواجه‌اند. در سوي ديگر، برخي استان‌ها شرايط كاملاً متفاوتي را تجربه مي‌كنند. ايلام با بيش از ۱۵۰ درصد افزايش بارندگي، ركورددار بارش در كشور است. استان‌هايي مانند هرمزگان، كرمانشاه و آذربايجان غربي نيز رشد قابل توجهي را ثبت كرده‌اند. اين تضاد شديد، نشان‌دهنده يك الگوي ناپايدار و نگران‌كننده در اقليم كشور است؛ الگويي كه مديريت منابع آب را پيچيده‌تر از هميشه كرده است.

    دما در مسير صعود؛ تشديدكننده بحران آب

در كنار وضعيت بارش، روند افزايشي دما نيز به عنوان عامل تشديدكننده بحران آب مطرح است. ميانگين دماي كشور از ابتداي سال آبي تاكنون ۱.۴ درجه سانتيگراد بالاتر از ميانگين بلندمدت ثبت شده است. افزايش دما به معناي تبخير بيشتر منابع سطحي، كاهش ذخاير آبي و افزايش نياز مصرفي در بخش‌هاي مختلف است. به بيان ساده، حتي اگر بارندگي‌ها در حد نرمال هم باشند، افزايش دما مي‌تواند اثر آنها را خنثي كند .

    كاهش بارش‌هاي كوتاه‌مدت نشانه‌اي نگران‌كننده

اگرچه در مقياس سالانه و فصلي وضعيت بارش‌ها تا حدي مثبت ارزيابي مي‌شود، اما داده‌هاي كوتاه‌مدت تصوير متفاوتي ارايه مي‌دهند. در هفته گذشته، ميزان بارش حدود ۶ درصد كمتر از ميانگين بلندمدت بوده و اين كاهش در مقياس ماهانه به حدود ۱۴ درصد رسيده است. اين روند نشان مي‌دهد كه حتي در دوره‌هايي كه انتظار بهبود شرايط وجود دارد، بارندگي‌ها نتوانسته‌اند به سطح مطلوب برسند. تداوم اين وضعيت مي‌تواند در ماه‌هاي آينده فشار بيشتري بر منابع آبي وارد كند.

    چرا  افزايش بارش به معناي حل بحران نيست؟

يكي از مهم‌ترين نكاتي كه از اين داده‌ها مي‌توان استخراج كرد، اين است كه افزايش كلي بارش لزوماً به معناي بهبود وضعيت منابع آبي نيست. چند عامل كليدي در اين مساله نقش دارند:  نخست، توزيع نامتوازن بارش‌هاست. زماني كه بارندگي‌ها تنها در بخش محدودي از كشور رخ دهند، نمي‌توانند نياز كل كشور را تأمين كنند. دوم، شدت و نوع بارش است. بارش‌هاي شديد و كوتاه‌مدت معمولاً به روان‌آب تبديل شده و فرصت نفوذ به سفره‌هاي زيرزميني را پيدا نمي‌كنند و سوم، افزايش دما و تبخير است كه بخش قابل توجهي از منابع آبي را از بين مي‌برد.

    پيامدها؛ از كشاورزي تا امنيت آب شرب

تداوم اين وضعيت مي‌تواند پيامدهاي گسترده‌اي به همراه داشته باشد. در بخش كشاورزي، كمبود آب به كاهش توليد، افزايش هزينه‌ها و حتي از بين رفتن برخي محصولات منجر مي‌شود. در حوزه آب شرب، فشار بر منابع تأمين آب افزايش يافته و احتمال جيره‌بندي يا محدوديت مصرف در برخي مناطق بيشتر مي‌شود. همچنين كاهش منابع زيرزميني مي‌تواند به فرونشست زمين و تخريب زيرساخت‌ها منجر شود.

    راهكارها؛ عبور از بحران با مديريت هوشمند

در چنين شرايطي، مديريت منابع آب بيش از هر زمان ديگري اهميت پيدا مي‌كند. كاهش مصرف، بهينه‌سازي شبكه‌هاي توزيع، استفاده از فناوري‌هاي نوين در كشاورزي و بازيافت آب، از جمله اقداماتي هستند كه مي‌توانند به كاهش فشار بر منابع آبي كمك كنند. همچنين برنامه‌ريزي منطقه‌اي بر اساس شرايط اقليمي هر استان، مي‌تواند نقش مهمي در كاهش نابرابري‌ها و استفاده بهينه از منابع داشته باشد. برآيند داده‌ها نشان مي‌دهد كه كشور با يك پارادوكس جدي مواجه است؛ افزايش نسبي بارش در كنار تداوم كم‌آبي. اين وضعيت بيش از هر چيز ناشي از توزيع نامتوازن بارندگي‌ها و تغييرات اقليمي است. در چنين شرايطي، اتكا به آمارهاي كلي و ميانگين‌هاي ملي مي‌تواند گمراه‌كننده باشد. آنچه اهميت دارد، نگاه دقيق و منطقه‌محور به وضعيت منابع آب و اتخاذ سياست‌هاي هدفمند براي مديريت اين بحران است؛ بحراني كه اگر به‌درستي مديريت نشود، مي‌تواند در سال‌هاي آينده به يكي از چالش‌هاي اصلي كشور تبديل شود.

بیمه ملت