تنگه هرمز در نقطه تنش
از ابتداي درگيري ۴۰ روزه ميان ايران از يكسو و امريكا و اسراييل از سوي ديگر، يكي از مهمترين تحولات ميداني كه به سرعت به يك مولفه تعيينكننده در معادلات منطقهاي و بينالمللي تبديل شد، تغيير وضعيت تردد در تنگه هرمز بود.
از ابتداي درگيري ۴۰ روزه ميان ايران از يكسو و امريكا و اسراييل از سوي ديگر، يكي از مهمترين تحولات ميداني كه به سرعت به يك مولفه تعيينكننده در معادلات منطقهاي و بينالمللي تبديل شد، تغيير وضعيت تردد در تنگه هرمز بود. نيروهاي مسلح ايران در همان روزهاي ابتدايي جنگ، با در اختيار گرفتن كنترل عملياتي اين گذرگاه راهبردي، اعلام كردند كه از اين پس يك «رژيم جديد تردد» بر اين مسير حاكم خواهد بود؛ چارچوبي كه بر اساس آن، عبور كشتيها مستلزم هماهنگي با ايران و در برخي موارد، پرداخت هزينههاي مرتبط تعريف شده است. اين اقدام، نهتنها يك تصميم نظامي در بستر جنگ، بلكه يك تغيير مهم در قواعد بازي در يكي از حياتيترين گلوگاههاي انرژي جهان تلقي شد.
اهميت اين تحول از آنجا ناشي ميشود كه تنگه هرمز، به عنوان يكي از اصليترين مسيرهاي انتقال نفت و كالا در جهان، همواره نقشي كليدي در ثبات بازارهاي انرژي و تجارت بينالمللي داشته است. هرگونه تغيير در نحوه مديريت اين گذرگاه، بهطور مستقيم بر معادلات اقتصادي و سياسي در سطح جهاني اثرگذار است. در اين چارچوب، اقدام ايران براي تعريف يك سازوكار جديد، عملامعادلهاي را شكل داد كه فراتر از ميدان نبرد، به عرصههاي ديپلماتيك و اقتصادي نيز كشيده شد و واكنشهاي گستردهاي را در پي داشت.
در طول ۴۰ روز جنگ، يكي از اهداف اصلي امريكا، تغيير اين وضعيت و بازگرداندن شرايط تردد به حالت پيشين عنوان ميشد. با اين حال، تحولات ميداني نشان داد كه تحقق اين هدف با چالشهاي جدي مواجه است. نهتنها اقدام نظامي مستقيمي كه بتواند اين معادله را تغيير دهد، به نتيجه نرسيد، بلكه هزينهها و ريسكهاي احتمالي چنين سناريويي نيز بهمرور آشكارتر شد. در نتيجه تلاشها بهتدريج به سمت مسيرهاي ديپلماتيك و مذاكره سوق پيدا كرد؛ مسيري كه انتظار ميرفت بتواند زمينهاي براي رسيدن به يك چارچوب قابل توافق فراهم كند.
با اين وجود، مذاكرات انجامشده ميان طرفين نيز تاكنون به جمعبندي مشخصي منجر نشده است. اختلاف نظر بر سر اصول و چارچوبهاي حاكم بر تردد در تنگه هرمز، يكي از محورهاي اصلي اين بنبست به شمار ميرود. ايران بر حق خود براي مديريت اين گذرگاه در چارچوب منافع ملي و شرايط امنيتي تاكيد دارد، در حالي كه طرف مقابل به دنبال بازگشت به الگوي پيشين و كاهش نقش كنترلي ايران است. اين شكاف ديدگاه، باعث شده است كه گفتوگوها، دستكم در مقطع فعلي نتواند به نتيجهاي عملياتي منجر شود و وضعيت موجود همچنان ادامه يابد.
در چنين فضايي، تحولات جديد سياسي نيز به پيچيدگيهاي اين معادله افزوده است. بامداد دوشنبه، دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا در اظهاراتي اعلام كرد كه يك «مدل جديد» براي آزادسازي تردد كشتيها در اين مسير راهاندازي شده است؛ ادعايي كه به سرعت با واكنش قاطع ايران مواجه شد. مقامات ايراني ضمن رد اين ادعا بر تداوم چارچوب اعلامشده خود تاكيد كرده و هرگونه اقدام يكجانبه را فاقد اعتبار دانستند. اين تقابل مواضع، نشان ميدهد كه نهتنها اختلافات پيشين حلوفصل نشده، بلكه تلاش براي تغيير يكطرفه شرايط نيز ميتواند به تشديد تنشها منجر شود.
رييس ايالات متحده امريكا نوشت: كشورهايي از سراسر جهان كه تقريبا هيچكدام در درگيريهاي خاورميانه كه بهوضوح و با شدت در جريان است دخالتي ندارند، از ايالات متحده درخواست كردهاند كه به آنها كمك كنيم تا كشتيهايشان را كه در تنگه هرمز گير افتادهاند آزاد كنيم؛ در حالي كه اين كشورها هيچ نقشي در اين ماجرا ندارند و صرفا طرفهاي بيطرف و بيگناه هستند. بهخاطر منافع ايران، خاورميانه و ايالات متحده، به اين كشورها اعلام كردهايم كه كشتيهايشان را بهطور ايمن از اين آبراههاي محدود خارج خواهيم كرد تا بتوانند آزادانه به فعاليتهاي تجاري خود ادامه دهند. تاكيد ميكنم كه اين كشتيها متعلق به كشورهايي هستند كه هيچ ارتباطي با رويدادهاي جاري در خاورميانه ندارند.
به نمايندگان خود دستور دادهام به آنها اطلاع دهند كه با تمام توان تلاش خواهيم كرد كشتيها و خدمهشان را با امنيت از تنگه خارج كنيم. در همه موارد، آنها اعلام كردهاند كه تا زماني كه منطقه براي كشتيراني و ساير فعاليتها امن نشود، بازنخواهند گشت. اين فرآيند با نام «پروژه آزادي» از صبح دوشنبه به وقت خاورميانه آغاز خواهد شد. كاملا در جريان هستم كه نمايندگان من در حال انجام گفتوگوهاي بسيار مثبتي با ايران هستند و اين گفتوگوها ميتواند به نتايج بسيار مثبتي براي همه منجر شود.
حركت اين كشتيها صرفا با هدف آزادسازي افراد، شركتها و كشورهايي است كه هيچ خطايي مرتكب نشدهاند. آنها قرباني شرايط هستند. اين يك اقدام بشردوستانه از سوي ايالات متحده و كشورهاي خاورميانه، و بهويژه در ارتباط با ايران است. بسياري از اين كشتيها با كمبود غذا و ساير نيازهاي ضروري براي حفظ سلامت و شرايط بهداشتي خدمههاي بزرگ خود مواجه هستند. اين اقدام ميتواند گامي مهم در جهت نشان دادن حسننيت از سوي همه طرفهايي باشد كه طي ماههاي اخير بهشدت درگير اين تنشها بودهاند. اگر به هر شكلي در اين روند بشردوستانه اختلال ايجاد شود، متاسفانه با آن بهصورت قاطع برخورد خواهد شد.
به دنبال اين موضوع ايران واكنش جدي نشان داد. روابط عمومي ارتش در اطلاعيهاي اعلام كرد: ناوشكنهاي ايالات متحده امريكا، ساعاتي قبل با خاموش كردن رادارهاي خود در درياي عمان، قصد نزديك شدن به تنگه هرمز را داشتند كه بلافاصله پس از روشن كردن رادارهاي خود، كشف و با اخطار راديويي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران مبني بر مخاطرات نقض آتش بس مواجه شدند. دلاورمردان ارتش پس از بيتوجهي ناوشكنهاي امريكايي، در اخطاري مجدد، صراحتا اعلام كردند كه هرگونه تلاش براي ورود به تنگه هرمز، نقض آتش بس تلقي شده و با واكنش نيروهاي دريايي مواجه خواهد شد. در ادامه اطلاعيه روابط عمومي ارتش آمده است: در اين مرحله و به دنبال بيتوجهي ناوشكنهاي امريكايي صهيوني به اخطار اوليه، نيروي دريايي ارتش، با شليك تيرِ اخطار موشكهاي كروز، راكت و پهپادهاي رزمي در حوالي شناورهاي دشمن متجاوز هشدار داد؛ مسووليت و عواقب مخاطره آميز اينگونه اقدامات، متوجه دشمن متخاصم خواهد بود.
ابراهيم رضايي، سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در مطلبي در صفحه شخصي خود در شبكه اجتماعي ايكس در واكنش به گزافهگويي ترامپ درباره تنگه هرمز نوشت:
«تنگه هرمز با توييت بسته نشده كه با توييت باز شود. راه باز شدن تنگه هرمز يا پذيرش شكست، رسيدن به يك توافق و قبول سيادت و رياست ايران بر تنگه هرمز است يا بازگشتن به ميدان، پذيرش يك شكست خفت بار ديگر و قبول سيادت و رياست ايران بر تنگه هرمز است. راهيغير از اين نمانده است.»
ديپلمات پيشين كشورمان معتقد است يكي از دلايل عدم همراهي كشورها با سياستها و اهداف امريكا در موضوع بسته شدن تنگه هرمز، وضعيت انرژي و بحراني است كه در پي آن براي كشورها به وجود آمد. سيدعلي سقاييان درباره عدم همراهي كشورها با امريكا در مساله بسته شدن تنگه هرمز از سوي ايران اظهار كرد: وضعيت بحراني خود ساخته ترامپ در جنگ رمضان كه با همراهي رژيم صهيونيستي عليه كشورمان رقم زده شد مسلما يك اقدام متجاوزانه بود كه مجددا حين انجام مذاكرات و گفتوگو، ايران را مورد هدف قرار داد.
وي تصريح كرد: وضعيت جديدي كه در منطقه رخ داده و بسته شدن تنگه هرمز، قطعا وضعيت انرژي را در دنيا بحرانيتر ميكند، علاوه بر اين اهدافي كه ترامپ ادعا كرده بود به آنها دست نيافت به خصوص اقدام به موقع نيروهاي مسلح كشورمان كه ضربات راهبردي و كاري را به دشمن وارد كردند.
اين ديپلمات پيشين كشورمان همچنين با تاكيد بر اينكه بسته شدن تنگه هرمز كارت برندهاي بود كه در اختيار ايران قرار گرفت، گفت: كشورهاي اروپايي يا ساير كشورهاي آسيايي كه به انرژي وابسته هستند، بهشدت به خاطر اين اتفاق در رابطه با تامين انرژي در وضعيت بحراني قرار گرفتند. بستن تنگه هرمز اهرم به موقع و خوبي بود كه ايران توانست به نحو مطلوب از آن استفاده كند. سفير پيشين ايران در ارمنستان، هماهنگي ميدان و ديپلماسي را يك مولفه بسيار مهم در شرايط كنوني برشمرد و افزود: ايران ديپلماسي فعال را با وجود تهديداتي كه امريكاييها عليه كشور داشتند با حضور در اسلامآباد و حضور در مذاكرات نشان داد و با قاطعيت مواضع و رويكردهايش را مطرح كرد و هماكنون نيز پيشنهادات در حال تبادل است.
سقاييان با بيان اينكه قدرت فرامنطقهاي ايران در اين برهه خود را نشان داد و دنيا نيز متوجه اين مساله شد، اظهار كرد: در شرايط كنوني كه تهديدات از سوي ترامپ همچنان عليه ايران ادامه دارد، اروپاييها در ظاهر صحبت از همراهي با امريكا و مواضعش عليه كشورمان ميكنند، اما در عمل هيچ همراهي با امريكا ندارند و مواضع رهبران اروپايي و عصبانيت ترامپ از آنها، گواه واقعيت موجود است. وي در پايان به سفر منطقهاي وزير خارجه ايران به سه كشور پاكستان، عمان و روسيه اشاره كرد و ضمن تاثيرگذار خواندن ديپلماسي كشور گفت: با اين اقدام به موقع و سريع جلوي دروغگوييهاي ترامپ گرفته شد.
در مجموع، آنچه امروز در تنگه هرمز جريان دارد، صرفا يك مساله فني يا محدود به تردد كشتيها نيست، بلكه بازتابي از يك رقابت گستردهتر بر سر نفوذ، امنيت و قواعد حاكم بر يكي از مهمترين نقاط ژئوپليتيكي جهان است. ادامه اين وضعيت، در حالي كه مذاكرات به نتيجه نرسيده و ابتكارات يكجانبه نيز با مخالفت روبهرو شده، نشان ميدهد كه اين پرونده همچنان يكي از گرههاي اصلي در روابط ايران و امريكا باقي خواهد ماند. در چنين شرايطي، آينده اين معادله بيش از هر چيز به توان طرفين در مديريت اختلافات و يافتن راهحلي كه بتواند ميان منافع متضاد تعادل ايجاد كند، وابسته خواهد بود.