آيا افغانستان مي‌توانديك مسير جديد انرژي به‌دور از تنگه هرمز باشد؟

۱۴۰۵/۰۲/۰۹ - ۰۰:۳۴:۵۱
کد خبر: ۳۸۵۰۳۴

بحران تنگه هرمز افغانستان را به عنوان يك نقطه اتكاي بالقوه براي مسيري جديد به‌دور از اين تنگه مطرح كرده است.

 به گزارش خبرگزاري تسنيم به‌نقل از اويل پرايس، تقابل جاري در تنگه هرمز بين ايران و امريكا، بازانديشي درباره مسيرهاي انرژي و تجارت منطقه‌اي را اجتناب‌ناپذير كرده است. افغانستان به عنوان يك نقطه اتكاي بالقوه براي مسيري جديد كه از گلوگاه هرمز عبور نمي‌كند، مطرح است، اما كنترل طالبان بر اين كشور، قابليت كابل را به عنوان پل ارتباطي با بازارهاي جهاني زير سوال برده است. تمايل و توانايي افغانستان براي مشاركت در شبكه‌هاي نوظهور انرژي و تجارت، موضوعي بود كه در جريان يك نشست يك‌روزه اخير در كاپيتول هيل واشنگتن، با سازماندهي «موسسه خطوط جديد براي استراتژي و سياست» (NLI)، ميان كارشناسان منطقه به‌گرمي مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت، اين رويداد تحت حمايت «مركز آسياي مركزي» وابسته به NLI و در چارچوب ابتكار «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» برگزار شد، مفهومي كه چشم‌انداز ايجاد يك جامعه اقتصادي بزرگ‌تر در آسياي مركزي و ظهور يك هلال تجاري قدرتمند از حوضه خزر تا درياي عرب را ترسيم مي‌كند.

شركت‌كنندگان اذعان داشتند كه افغانستان از نظر عملي‌سازي مفهوم «جاده ابريشم هفتگانه پلاس »، حكم «فيل در اتاق» را دارد. موانع متعددي براي ساخت خطوط لوله، راه‌آهن و ساير زيرساخت‌ها در افغانستان وجود دارد، از جمله: تحمل گروه‌هاي شبه‌نظامي اسلامي راديكال توسط طالبان، سياست‌هاي تبعيض‌آميز داخلي اين حكومت، ميراث تلخ حضور 20ساله نظامي امريكا در اين كشور و تنش‌هاي ادامه‌دار ميان طالبان و پاكستان.

با وجود چالش‌هاي كنوني، فردريك استار، كارشناس برجسته امريكايي در امور منطقه و بنيان‌گذار موسسه آسياي مركزي ـ قفقاز، با قاطعيت استدلال كرد كه افغانستان بايد در بافت يك «آسياي مركزي بزرگ‌تر» تنيده شود تا پتانسيل كامل تجاري منطقه در زمينه مواد معدني حياتي، سوخت‌هاي فسيلي و ساير كالاها آزاد گردد. استار گفت كشورهاي آسياي مركزي هم‌اكنون با جديت و به‌صورت «ظريف» در حال تلاش براي جذب افغانستان هستند و افزود: همه آنها رهبري طالبان بر اين كشور را به‌رسميت شناخته‌اند.

وي خاطرنشان كرد كه حجم مبادلات سالانه ازبكستان با افغانستان هم‌اكنون به حدود 1.5 ميليارد دلار رسيده است و در سال‌هاي آينده به سرعت رشد خواهد كرد و افزود كه پيشرفت‌هاي كندي در زمينه ساخت خط لوله گاز ترانس‌افغانستان با هدف اتصال تركمنستان به پاكستان و هند در حال انجام است. استار اضافه كرد كه رويكرد امريكا بايد «كنار كشيدن» و اجازه دادن به كشورهاي آسياي مركزي براي مديريت مستقل روابط خود با افغانستان باشد. او گفت: افغانستان مي‌خواهد بخشي از آسياي مركزي بزرگ‌تر باشد. واقعيت بسيار پوياتر و پيچيده‌تر از آن چيزي است كه ما مي‌پذيريم و تحولاتي در جريان است. ساير سخنرانان در ارزيابي‌هاي خود محتاط‌تر بودند. ريچارد‌اي. هوگلند، سفير بازنشسته‌اي كه در بيش از 40 سال خدمت ديپلماتيك خود، در پست‌هاي مختلف آسياي مركزي و پاكستان فعاليت كرده بود، گفت كه با نگاه به نقشه، پروژه‌هاي ژئواكونوميك مانند «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» منطقي به‌نظر مي‌رسند، اما هشدار داد كه «تفاوتي ميان ايدئولوژي و واقعيت در سياست‌گذاري وجود دارد.» هوگلند در اين زمينه، ايدئولوژي را با خوش‌بيني بي‌پايه يا «شور و شوق غيرمنطقي» برابر دانست، جايي كه منطق، عوامل فرهنگي و تاريخي و ميداني پيچيده‌كننده طرح‌ها را ناديده مي‌گيرد. وي افزود كه اجراي پروژه‌هايي مانند «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» براي موفقيت، ناگزير بايد بر پايه واقعيت‌هاي موجود استوار باشد. هوگلند پيشنهاد داد كه تحت شرايط فعلي، مفهوم «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» ممكن است بيشتر يك ايدئولوژي باشد تا واقعيت، حداقل از منظر افغانستان. در هسته اصلي خود، «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» يك برنامه چندفازي براي تقويت حاكميت كشورهاي آسياي مركزي است تا اين منطقه به شريك مذاكره‌اي كارآمدتر و مقصد سرمايه‌گذاري قابل‌اعتمادتري تبديل شود. فاز اول مفهوم «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» شامل ترويج و تشكيل يك جامعه اقتصادي آسياي مركزي است تا كشورهاي منطقه بتوانند در مذاكرات تجاري با دولت‌ها يا نهادهاي خارجي، به‌جاي پنج يا شش صدا با احتساب عضويت اخير آذربايجان در گروه موسوم به C6، با يك صداي واحد صحبت كنند، الگويي براي چنين جامعه‌اي، آسه‌آن (اتحاديه كشورهاي جنوب شرق آسيا) است. فاز دوم ابتكار «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» به آرزوي ديرينه كشورهاي آسياي مركزي براي دستيابي به دسترسي به يك بندر دريايي مي‌پردازد، بر اين اساس، «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» در نهايت قصد دارد افغانستان و پاكستان را نيز در چارچوب خود بگنجاند. طرفداران اين طرح اذعان دارند كه اين فاز دوم قطعاً يك هدف بلندمدت‌تر است، با اين حال، آنها به تعامل فزاينده كشورهاي آسياي مركزي با پاكستان در ماه‌هاي اخير اشاره مي‌كنند كه اين ايده را تقويت مي‌كند كه مفهوم «جاده ابريشم هفتگانه پلاس» در ميان‌مدت قابل تحقق است.

بیمه ملت