بيتكوين بر سر دو راهي؛ جهش يا سقوط
بيتكوين پس از يك دوره نوسان محدود در بازه ۷۷ هزار تا ۷۸,۲۰۰ دلار، اكنون در آستانه يك حركت بزرگ قرار دارد. تحليلگران معتقدند تثبيت قيمت بالاتر از سطوح حمايتي كليدي ميتواند مسير را براي ثبت ركوردهاي جديد هموار كند، اما شكست اين سطوح ريسك سقوط شديد تا مرز ۵۵ هزار دلار را به همراه خواهد داشت.
بيتكوين پس از يك دوره نوسان محدود در بازه ۷۷ هزار تا ۷۸,۲۰۰ دلار، اكنون در آستانه يك حركت بزرگ قرار دارد. تحليلگران معتقدند تثبيت قيمت بالاتر از سطوح حمايتي كليدي ميتواند مسير را براي ثبت ركوردهاي جديد هموار كند، اما شكست اين سطوح ريسك سقوط شديد تا مرز ۵۵ هزار دلار را به همراه خواهد داشت. قيمت بيتكوين پس از اينكه در نزديكي سطح ۷۷ هزار دلار حمايت شد، دوباره روند افزايشي جديدي آغاز كرد و اين رمزارز توانست از سطوح مقاومت ۷۷ هزار و 578 هزار دلار عبور كند و حتي بالاتر از ۷۸ هزار و ۵۰۰ دلار رشد داشته باشد. سقف قيمت جديد حدود ۷۹ هزار و ۴۸۰ دلار ثبت و پس از آن وارد مرحلهاي از نوسان و تثبيت شد. اين تثبيت بالاتر از سطح اصلاح فيبوناچي ۲۳.۶ درصد مربوط به حركت صعودي از كف ۷۷ هزار و ۱۴۵ تا سقف ۷۹ هزار و ۴۸۰ دلار قرار دارد. اكنون خريداران در سطح بالاتر از ۷۸ هزار دلار فعال هستند. اگر قيمت بتواند بالاي سطح ۷۸ هزار و ۲۰۰ دلار پايدار بماند، ممكن است شاهد شروع موج افزايشي جديدي باشيم. مقاومت فوري در محدوده ۷۹ هزار و ۲۰۰ دلار قرار دارد و مقاومت مهم بعدي در سطح ۷۹ هزار و ۵۰۰ دلار است. اگر قيمت بتواند بالاتر از ۷۹ هزار و ۵۰۰ دلار بسته شود، احتمال حركت به سمت مقاومت ۸۰ هزار دلار وجود دارد. در صورت عبور از اين ناحيه، هدفهاي بعدي ميتوانند ۸۱ هزار و ۲۰۰ و سپس ۸۲ هزار دلار باشند.
احتمال افت دوباره بيتكوين
اگر بيتكوين نتواند از مقاومت ۷۹ هزار و ۵۰۰ دلار عبور كند، ممكن است وارد فاز نزولي جديدي شود. حمايت فوري، حدود ۷۸ هزار و ۶۰۰ دلار است و حمايت اصلي بعدي در نزديكي ۷۸ هزار و ۳۰۰ دلار قرار دارد. تريدينگ ويو گزارش كرد، حمايت بعدي در محدوده ۷۷ هزار و ۲۵۰ دلار ديده ميشود و اگر فشار فروش بيشتر شود، احتمال افت تا حوالي ۷۶ هزار و ۵۰۰ دلار در كوتاهمدت وجود دارد. حمايت كليدي همچنان در سطح ۷۵ هزار دلار است؛ شكسته شدن اين سطح ميتواند روند بازيابي قيمت را در كوتاهمدت با مشكل مواجه كند.
نقطه محوري ۷۳,۷۰۰ دلار و هدف بعدي خريداران
علي مارتينز، تحليلگر سرشناس، در شبكه اجتماعي ايكس گفت: «بيتكوين با موفقيت توانسته است محدوده قيمتگذاري MVRV در سطح ۰.۵- را كه در حال حاضر روي ۷۳,۷۰۰ دلار قرار دارد، بازپس بگيرد. اين سطح نقطه محوري روند فعلي است. تا زماني كه بيتكوين بالاي ۷۳,۷۰۰ دلار باقي بماند، هدف بعدي بازگشت به ميانگين در محدوده ۹۶ هزار دلار خواهد بود.» طبق اين تحليل، سطح ۹۶ هزار دلار مقاومت اصلي بعدي است كه در صورت حفظ حمايت فعلي، در دسترس خواهد بود. در مقابل، از دست رفتن سطح ۷۳,۷۰۰ دلار ميتواند منجر به سقوط قيمت به سمت «قيمت تحققيافته» در حوالي ۵۵ هزار دلار شود.
ديدگاههاي متفاوت درباره پايان بازار خرسي
تحليلگر ديگري به نام اگراگ كريپتو نيز معتقد است سقوط به ۵۵ هزار دلار ميتواند «بدترين سناريو» و آخرين مرحله نقد كردن معاملهگران پيش از صعود نهايي باشد. در همين حال، مايكل فن د پوپ به سناريوي صعوديتري اشاره دارد. او معتقد است عبور از محدوده ۸۴ هزار تا ۸۷ هزار دلار مدرك محكمي براي پايان قطعي بازار خرسي خواهد بود و راه را براي رسيدن به مرز ۱۰۰ هزار دلار در ماههاي آينده باز ميكند.
گري اسكيل، مدعي شروع بازار صعودي شد
شركت مديريت داراييگري اسكيل با تحليلي جسورانه، كف بازار خرسي بيتكوين را اعلام كرده و معتقد است كه اين ارز ديجيتال در محدوده ۶۵،۰۰۰ تا ۷۰،۰۰۰ دلار به كف قيمتي خود رسيده است. اين ديدگاه در تضاد با نظر بسياري از تحليلگران است كه كف قيمت را در زماني ديرتر در سال ۲۰۲۶ پيشبيني ميكنند. زك پاندل، مدير تحقيقاتگري اسكيل، اشاره ميكند كه پس از رشد بيش از ۲۰ درصدي بيتكوين از كف قيمتي ۵ فوريه در حدود ۶۳،۰۰۰ دلار، خريداران اخير به نقطه سربهسر بازگشتهاند. اين تحليل سوال مهمي را براي سرمايهگذاران مطرح ميكند: آيا بدترين روزهاي بيتكوين به پايان رسيده و بايد منتظر يك روند صعودي جديد باشيم.
پشتوانه تحليلگري اسكيل چيست؟
به گزارش بياينكريپتو، تحليلگري اسكيل بر شاخصي به نام «قيمت تمامشده» استوار است. اين معيار، ميانگين هزينه خريد كوينها را بر اساس آخرين جابهجايي آنها در شبكه بلاك چين محاسبه ميكند و به نوعي نماينده سطح سربهسر كل بازار محسوب ميشود. براي كوينهايي كه طي ۱ تا ۳ ماه گذشته معامله شدهاند، گري اسكيل قيمت تمامشده را حدود ۷۴،۰۰۰ دلار تخمين ميزند. اين سطح دقيقاً كمي پايينتر از قيمت فعلي بيتكوين قرار دارد و به اين معناست كه جديدترين گروه خريداران، اكنون در وضعيت سربهسر هستند. پاندل گفت: «اگر قيمت بيتكوين در روزهاي آينده افزايش بيشتري پيدا كند، خريداران جديدتر وارد سود (PnL مثبت) خواهند شد كه اين ميتواند شاخصي براي مشخص كردن فاز اول يك بازار صعودي باشد.» اگرچه بيتكوين همچنان فاصله زيادي با اوج قيمتي خود در ماه اكتبر دارد، گري اسكيل استدلال ميكند كه بازگشت قيمت در ماه فوريه، يك كف قيمتي باثبات را ايجاد كرده است. رشد بيشتر قيمت، خريداران اخير را وارد سود ميكند و اين شركت، بازگشت قيمت به نزديكي هزينه تمامشده را نشانهاي از پايان يافتن دوره تسليم فروشندگان ميداند. اين تحليل نتيجهگيري ميكند: «قيمت بيتكوين هنوز بسيار پايينتر از اوجهاي ماه اكتبر است، اما بسياري از خريداران اخير به نقطه سربهسر بازگشتهاند كه اين امر بهطور بالقوه نشان ميدهد بيتكوين كف بازار باثباتي را در محدوده ۶۵،۰۰۰ تا ۷۰،۰۰۰ دلار ثبت كرده است.»
سناريوي سقوط بيشتر بيتكوين
با اين حال، همه تحليلگران معتقد نيستند كه بدترين دوره به پايان رسيده است. بنجامين كوئن، مديرعامل Into The Cryptoverse و محقق سابق ناسا، گفته است كه سناريوي اصلي او، ثبت كف چرخه بازار در اكتبر ۲۰۲۶ است. او اضافه كرد كه ثبت كف قيمت در زماني زودتر، نيازمند يك رويداد تسليم گسترده و فراتر از الگوهاي تاريخي است. بيتكوين ممكن است زودتر، حتي در ماه مي، به كف برسد. اما براي وقوع اين امر، بايد نوعي تسليم گسترده و بسيار پايينتر از آنچه بهطور تاريخي در سالهاي مياني چرخه انتظار داريم، رخ دهد. ژوائو ودسون مديرعامل شركت تحليل آنچين Alphractal، نيز ديدگاه مشابهي دارد و انتظار دارد كف قيمت در اواخر سپتامبر يا اوايل اكتبر ۲۰۲۶ شكل بگيرد. شركت كريپتوكوانت نيز بازه زماني گستردهتري بين ژوئن تا دسامبر ۲۰۲۶ را براي اين منظور مشخص كرده و ماههاي سپتامبر تا نوامبر را محتملترين دوره ميداند. اين بازه زماني، فضاي بسيار بيشتري براي سناريوي نزولي نسبت به تحليل كوتاهمدت گري اسكيل فراهم ميكند. اين اختلاف نظر، معاملهگران را با دو سناريوي كاملاً متفاوت روبرو ميكند. يا موج تسليم در ماه فوريه، كف اين چرخه بازار را رقم زده و خريداران اخير در مراحل اوليه يك روند صعودي جديد قرار دارند، يا اينكه بيتكوين قبل از شروع يك بهبود پايدار در اواخر سال ۲۰۲۶، يك افت قيمت ديگر را تجربه خواهد كرد. در شرايط فعلي، سرمايهگذاران بايد با احتياط عمل كرده و استراتژي خود را براي هر دو سناريو آماده كنند. تكيه بر يك تحليل واحد ميتواند ريسكآفرين باشد و بهترين رويكرد، در نظر گرفتن هر دو ديدگاه صعودي و نزولي در تصميمگيريهاي معاملاتي است.
