ترامپ تحت فشار است
طبق قانون «اختيارات جنگي» مصوب ۱۹۷۳، رييسجمهور امريكا موظف است اگر عمليات نظامي بيش از ۶۰ روز ادامه يابد، از كنگره مجوز بگيرد يا نيروها را خارج كند.

طبق قانون «اختيارات جنگي» مصوب ۱۹۷۳، رييسجمهور امريكا موظف است اگر عمليات نظامي بيش از ۶۰ روز ادامه يابد، از كنگره مجوز بگيرد يا نيروها را خارج كند. در حالي كه جنگ با ايران بدون هرگونه مجوز رسمي تاكنون تداوم داشته، نزديك شدن به اين ضربالاجل (۸ ارديبهشت) فشار سياسي و حقوقي را بر ترامپ دوچندان كرده؛ چنان كه حتي شماري از قانونگذاران هر دو حزب خواستار تعيين تكليف يا پايان درگيري شدهاند. در 50 سال گذشته تنها دو بار حزب حاكم توانسته در اولين انتخابات كنگره، اكثريت خود را حفظ يا افزايش بدهد. حال در شرايطي كه كشور درگير جنگ است و قيمت بنزين سر به فلك كشيده، چگونه ميتوان در انتخابات پيروز شد؟ در پشتپرده، اعضاي عادي حزب جمهوريخواه به ستوه آمدهاند و به شدت خواهان سكوت ترامپ هستند. از او ميخواهند دست از رفتارهاي عجيب و درگيري با پاپ و ديگر كشورها بردارد. هرچه ترامپ بيثباتتر و ناكارآمدتر ديده شود، دفاع از او دشوارتر ميشود. همين بلايي كه بستن تنگه هرمز بر سر جهان آورده، باعث شده كه قدرت جنگي ارتش امريكا را تمسخر كنند. يك فعال امريكايي مدعي شد: «بخشي از دليل اين مشكل با تنگه هرمز، اين است كه فكر نميكنم ترامپ اصلا ميدانست چنين چيزي وجود دارد! واقعا باور ندارم ميدانست كجاست... اين براي جهان وحشتناك است، اما در عين حال بسيار خندهدار... وقتي يك دلقك را رييسجمهور ميكني، بايد منتظر چنين سيركي هم باشي! حالا اما رييس دولت امريكا از تفرقه در ايران حرف ميزند، در حالي كه در طول 50 روز ابتدايي جنگ:
محبوبيت او به ۳۵ درصد سقوط كرده، ۶ مقام سياسي و امنيتي و ۲۰ ژنرال نظامي استعفا دادهاند، دهها نماينده كنگره و سنا از عملكردش بهشدت انتقاد و ۶ حامي رسانهاي سرسخت او از همراهي با وي عذرخواهي کردهاند. به نظر من، ايرانيها بلوف ترامپ را فهميدهاند و به اين نتيجه رسيدهاند كه او در نهايت عقبنشيني ميكند. با گذشت زمان دريافتهاند كه او بيش از آنكه عمل كند، حرف ميزند. ترامپ توانايي ايران را براي تحمل فشار و سختيها دستكم گرفته بود. راهبرد محاصره دريايي كه با هدف فشار اقتصادي بر ايران طراحي شده، در عمل با محدوديتهاي جدي روبرو است؛ زيرا حتي پس از حملات و فشارهاي نظامي، ايران همچنان توانسته بخشي از صادرات نفت خود را حفظ كند و از افزايش قيمت جهاني انرژي نيز سود ببرد. تمام كاري كه تهران بايد انجام دهد اين است كه چند ماه ديگر دوام بياورد و منتظر بماند تا كمبود نفت واقعا اثر خود را نشان دهد. هر روز كه رويارويي در خليج فارس ادامه مييابد، جهان از يكهشتم عرضه نفت خود محروم ميشود و بيش از پيش به ذخاير رو به پايان خود تكيه ميكند. در صورت مقاومت ايران، رسيدن به بنزين ۸ دلاري و سهميهبندي آن تا زمان انتخابات كنگره امريكا چندان دور از ذهن نيست. قيمت نفت خام از زير ۷۰ به بالاي ۱۰۰ دلار رسيده و پيشبيني ميشود متوسط قيمت برنت در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۰۰ دلار باشد. همين افزايش حدود 50 درصدي قيمت نفت و نگراني از رشد بيشتر آن، رييسجمهور امريكا را مجبور به تمديد 30 روزه فروش نفت ايران كرده است. امروز قيمت كاغذي نفت برنت به حدود ۱۰۵ دلار رسيده، در حالي كه قيمت فيزيكي آن بهطور ميانگين حدود ۱۳۵ دلار معامله ميشود.
حالا گاردين هم گزارش داده كه سازمان ملل معتقد است امريكا با هزينهاي كه براي جنگ غيرمسوولانه خود با ايران كرد، ميتوانست جان ۸۷ ميليون نفر را نجات بدهد. اين فقط يك گزاره تبليغاتي نيست؛ سازمان ملل با ارايه جدولي مقايسهاي، نشان داده كه كل بودجه لازم براي ريشهكني گرسنگي جهاني، تأمين واكسنهاي اساسي و دسترسي به آب آشاميدني براي محرومترين نقاط جهان، تنها معادل چند هفته از هزينههاي جنگ امريكا با ايران است.
حالا ديگر ميتوان گفت دموكراسي كشك است! آنقدر كشكي كشكي، كه حزب جمهوريخواه با رزومهاي شامل بوش پدر و پسر و ريگان و... سه دوره اخير انتخابات رياستجمهوري امريكا را با يك مدير كازينو وارد كارزار انتخاباتي ميشود. چون اصولا آراي انتخابات يا دستكاري ميشوند يا خريداري ميگردند! عدالت، ديگر كالايي لوكس و متعلق به ثروتمندان است و حاكميت قانون، دروغي است كه براي سركوب ضعفا ترويج ميشود. مادامي كه دعوتكنندگان، به لزوم درك اين حقايق، صرفا اندرزگوياني تلقي شوند كه فراتر از واقعيات جاري جوامع سخن ميگويند، نه تنها بشر هرگز به صلحي واقعي و پايدار دست نخواهد يافت، بلكه جنگاوراني گنججو در موقع مناسب، فلسفهبافاني را تربيت خواهند كرد كه قيافه ساختگي علم و فلسفه به خود گرفته و جنگ را جزئي از طبيعت بشري قلمداد ميكنند! اي كاش براي روشن ساختن تاريكيهاي درونشان، به جاي نور معرفت، سراغ برق اسلحهها را نميگرفتند.دكتراي اقتصاد
