ابزارهاي كنترلي بورس؛ كافي يا ناكارآمد؟

۱۴۰۵/۰۲/۰۲ - ۰۰:۵۱:۴۱
کد خبر: ۳۸۴۰۱۸

در روزهايي كه بازار سرمايه در انتظار تصميم نهايي براي بازگشايي به سر مي‌برد، بحث درباره زمان و نحوه بازگشت معاملات به يكي از مهم‌ترين دغدغه‌ تبديل شده است.

بهنام عليخاني

در روزهايي كه بازار سرمايه در انتظار تصميم نهايي براي بازگشايي به سر مي‌برد، بحث درباره زمان و نحوه بازگشت معاملات به يكي از مهم‌ترين دغدغه‌ تبديل شده است. طي روزهاي گذشته، اظهاراتي از سوي مسوولان سازمان بورس، از جمله رييس سازمان بورس، درباره احتمال بازگشايي بازار در آينده نزديك مطرح شد؛ موضوعي كه اگرچه مي‌تواند نشانه‌اي از بازگشت تدريجي فعاليت‌هاي اقتصادي به روال عادي باشد، اما همزمان پرسش‌ها و نگراني‌هاي متعددي را نيز در ميان سهامداران و كارشناسان بازار سرمايه ايجاد كرده است. بر اساس گمانه‌زني‌ها، احتمال دارد طي ۱۰ تا ۱۵ روز آينده بازار سرمايه دوباره فعاليت خود را آغاز كند. با اين حال، مساله‌اي كه بيش از هر چيز ذهن فعالان بازار را درگير كرده، نبود اطلاعات روشن درباره برنامه حمايتي احتمالي از بازار است. تجربه‌هاي گذشته نشان مي‌دهد كه بازگشايي بازار در شرايط خاص اقتصادي يا امنيتي، بدون برنامه‌ريزي دقيق مي‌تواند منجر به نوسانات شديد و از دست رفتن اعتماد سرمايه‌گذاران شود.

براي درك بهتر شرايط كنوني، بسياري به تجربه جنگ گذشته اشاره مي‌كنند. در آن مقطع، اگرچه شركت‌هاي بورسي به‌طور مستقيم آسيب فيزيكي نديدند، اما فضاي رواني ناشي از جنگ باعث ريزش شديد قيمت سهام شد. بازار سرمايه در آن زمان حدود دو تا سه ماه زمان نياز داشت تا به تعادل نسبي برسد. يكي از مهم‌ترين عواملي كه به بازگشت آرامش به بازار كمك كرد، انتقال ارز شركت‌هاي صادرات‌محور به تالار دوم بود؛ اقدامي كه تاثير قابل توجهي در بهبود وضعيت سودآوري شركت‌ها و ايجاد تعادل در بازار داشت.با اين حال، شرايط فعلي تفاوت‌هاي جدي با آن دوره دارد. اين‌بار برخي شركت‌هاي بورسي به‌طور مستقيم از جنگ آسيب ديده‌اند و هنوز برآورد دقيقي از ميزان خسارت‌ها و زمان لازم براي بازگشت آنها به شرايط عادي وجود ندارد. حتي در برخي موارد، مشخص نيست كه آيا امكان افشاي كامل اطلاعات مربوط به خسارت‌ها وجود دارد يا خير، چراكه انتشار اين اطلاعات ممكن است از نظر امنيتي تبعاتي داشته باشد.

در چنين شرايطي، بازگشايي بازار بدون در نظر گرفتن تمامي اين متغيرها مي‌تواند ريسك‌هاي قابل توجهي به همراه داشته باشد. يكي از سناريوهاي مطرح، بازگشايي تدريجي بازار يا باز نشدن برخي نمادهاي بزرگ است. اما اين رويكرد نيز چالش‌هاي خاص خود را دارد. اگر تنها نمادهاي كوچك و عمدتا شاخص هم‌وزن باز شوند، ممكن است ابتدا با موجي از افت قيمت مواجه شوند و پس از بازگشايي نمادهاي بزرگ، بازار بار ديگر با فشار فروش جديدي روبه‌رو شود؛ اتفاقي كه مي‌تواند دو مرحله ريزش را براي برخي سهم‌ها رقم بزند. از سوي ديگر، ابزارهاي كنترلي بازار نيز محدوديت‌هاي خاص خود را دارند. تغيير دامنه نوسان، انتشار اوراق تبعي يا محدود كردن فروش برخي بازيگران بازار، ابزارهايي هستند كه در شرايط عادي مي‌توانند به كنترل هيجانات كمك كنند؛ اما در وضعيت كنوني، بسياري از تحليلگران معتقدند اين ابزارها به تنهايي نمي‌توانند از بروز نوسانات شديد جلوگيري كنند. افزايش نرخ بازدهي ابزارهاي درآمد ثابت، كسري بودجه دولت و آسيب ديدن برخي زنجيره‌هاي مهم صنعتي از جمله فلزات اساسي، خودروسازي و پتروشيمي، همگي عواملي هستند كه چشم‌انداز بازار را پيچيده‌تر كرده‌اند.

در عين حال، هنوز برآورد دقيقي از منابع مالي لازم براي بازسازي شركت‌هاي آسيب‌ديده و بازگشت آنها به ظرفيت توليد پيشين ارايه نشده است. حتي اگر منابع لازم نيز فراهم شود، پرسش مهم اين است كه بازگشت كامل شركت‌ها به شرايط قبل از جنگ چه مدت زمان خواهد برد. بسياري معتقدند رسيدن دوباره به شرايط روز ششم اسفند كه آخرين روز كاري بازار پيش از توقف معاملات بود، ممكن است زمان قابل توجهي نياز داشته باشد.

بديهي است كه تداوم تعطيلي بازار نيز پيامدهاي خاص خود را دارد. يكي از اصول اساسي بازار سرمايه، نقدشوندگي است و طولاني شدن توقف معاملات مي‌تواند اين اصل را زير سوال ببرد. اما در مقابل، بازگشايي شتاب‌زده و بدون برنامه نيز ممكن است آسيب‌هاي عميق‌تري به اعتماد سرمايه‌گذاران وارد كند.

پرسش‌هاي كليدي متعددي در اين ميان مطرح است: چه ميزان منابع مالي براي حمايت از بازار در نظر گرفته شده است؟ برآورد سياستگذاران از حجم احتمالي صف‌هاي فروش پس از بازگشايي چيست؟ بازار تا چه ميزان افت قيمت را مي‌تواند تحمل كند و در چه نقطه‌اي حمايت جدي آغاز خواهد شد؟ همچنين اگر برخي نمادها بيش از حد انتظار دچار افت شوند، آيا برنامه مشخصي براي مديريت شرايط وجود دارد؟ برخي نيز به تجربه كشورهاي ديگر در شرايط جنگي اشاره مي‌كنند و مي‌گويند در بسياري از اين كشورها بازار سرمايه حتي در دوران بحران نيز تعطيل نشده است. با اين حال، مقايسه اين شرايط با بازار ايران نيازمند بررسي دقيق ابزارها، زيرساخت‌ها و سياست‌هاي حمايتي در آن كشورهاست. ممكن است آن بازارها ابزارهايي در اختيار داشته باشند كه در بازار سرمايه ايران هنوز وجود ندارد يا به‌صورت كامل توسعه نيافته است.در نهايت، آنچه بيش از هر چيز اهميت دارد، شفافيت در تصميم‌گيري و اطلاع‌رساني به سهامداران است. بازگشايي بازار سرمايه اقدامي ضروري است، اما اين اقدام بايد با برنامه‌اي دقيق، منابع حمايتي مشخص و سياست‌هاي شفاف همراه باشد. در غير اين صورت، ممكن است بازگشت بازار به جريان معاملات به جاي ايجاد آرامش، خود به آغاز چالش‌هاي جديدي در اقتصاد و بازار سرمايه تبديل شود.