روايتي از احياي شريان‌هاي حمل‌ونقل در سايه مديريت بحران

بازسازي زيرساخت‌هاي حياتي؛ از فرودگاه‌ها تا آزادراه‌ها

۱۴۰۵/۰۱/۲۹ - ۰۲:۰۳:۲۲
کد خبر: ۳۸۳۳۸۵
بازسازي زيرساخت‌هاي حياتي؛ از فرودگاه‌ها تا آزادراه‌ها

در شرايطي كه زيرساخت‌هاي حمل‌ونقل به عنوان ستون فقرات اقتصاد و خدمات عمومي هر كشور شناخته مي‌شوند، هرگونه آسيب به اين بخش مي‌تواند پيامدهايي فراتر از اختلال در جابه‌جايي مسافر و كالا داشته باشد.

در شرايطي كه زيرساخت‌هاي حمل‌ونقل به عنوان ستون فقرات اقتصاد و خدمات عمومي هر كشور شناخته مي‌شوند، هرگونه آسيب به اين بخش مي‌تواند پيامدهايي فراتر از اختلال در جابه‌جايي مسافر و كالا داشته باشد. گزارش‌هاي اخير از حوزه هوانوردي و حمل‌ونقل جاده‌اي كشور نشان مي‌دهد كه با وجود خسارات وارد شده، روند بازسازي با رويكردي هدفمند و مرحله‌به‌مرحله در حال انجام است؛ رويكردي كه بر مستندسازي دقيق، اولويت‌بندي فني و بسيج ظرفيت‌هاي اجرايي تأكيد دارد. محمد اميراني، معاون وزير راه و شهرسازي و مديرعامل شركت فرودگاه‌ها و ناوبري هوايي ايران، در سومين نشست كارگروه بازسازي تخريب‌هاي جنگي، تصويري روشن از وضعيت موجود و مسير پيش‌رو ارايه كرد. او با تأكيد بر اهميت ثبت دقيق خسارات گفت: ضرورت مستندسازي آسيب‌هاي فرودگاهي به عنوان پايه‌اي براي تعيين خسارت و اخذ مجوزهاي قانوني» يكي از الزامات اساسي در مسير بازسازي است. اين تأكيد نشان مي‌دهد كه بازسازي صرفاً يك اقدام عمراني نيست، بلكه فرآيندي حقوقي، فني و مديريتي است كه نيازمند هماهنگي ميان دستگاه‌هاي مختلف است. بدون مستندسازي دقيق، نه امكان برآورد واقعي خسارت وجود دارد و نه مي‌توان مسير تأمين منابع مالي را هموار كرد. اميراني در ادامه به گستره آسيب‌ها اشاره كرد و گفت: برخي فرودگاه‌هاي كشور به‌ويژه در غرب و جنوب، از اولين روزهاي جنگ تحميلي تا اواخر آن هدف حملات دشمن قرار گرفتند، در حالي كه تجهيزات، ترمينال‌ها و سيستم‌هاي ناوبري آسيب جدي ديده‌اند. اين جمله به‌خوبي نشان مي‌دهد كه خسارات وارده صرفاً محدود به سازه‌هاي فيزيكي نبوده، بلكه زيرساخت‌هاي حياتي هدايت پروازها نيز تحت تأثير قرار گرفته‌اند؛ موضوعي كه اهميت بازسازي را دوچندان مي‌كند.

    اولويت‌بندي هوشمند  باندها و ناوبري در صدر

يكي از نكات كليدي در راهبرد بازسازي، تعيين اولويت‌هاست. بر اساس اظهارات مديرعامل شركت فرودگاه‌ها، تمركز اصلي بر «باندهاي فرودگاهي و سيستم‌هاي ناوبري هوايي» قرار گرفته است. اين تصميم از منظر فني كاملاً منطقي است؛ چراكه بدون باند عملياتي و سيستم‌هاي ناوبري ايمن، هيچ پروازي در حد اضطراري امكان انجام ندارد. او تصريح كرد: اولويت بازسازي بر باندهاي فرودگاهي و سيستم‌هاي ناوبري هوايي تعيين شده است تا فضاي هوايي كشور از پوشش كامل برخوردار شود. اين رويكرد نشان مي‌دهد كه هدف، بازگشت سريع حداقل ظرفيت عملياتي است؛ به‌عبارت ديگر، ابتدا شرايط براي پروازهاي ضروري و سپس توسعه تدريجي خدمات فراهم مي‌شود.

    چالش‌هاي مالي و معيشتي  مديريت در شرايط محدوديت

يكي از مهم‌ترين چالش‌هايي كه در اين مسير وجود دارد، محدوديت منابع مالي است. اميراني در اين باره گفت: با وجود محدوديت اعتباري و افت درآمد شركت (حدود ۵۰ روز بدون دريافت هزينه خدمات)، تلاش مي‌شود تأمين معيشت كاركنان در اولويت قرار گيرد. اين جمله به‌خوبي نشان‌دهنده فشار مضاعفي است كه بر بدنه اجرايي وارد مي‌شود. از يك‌سو نياز به بازسازي فوري وجود دارد و از سوي ديگر، منابع مالي كاهش يافته است. در چنين شرايطي، مديريت منابع انساني و حفظ انگيزه كاركنان به يكي از عوامل كليدي موفقيت تبديل مي‌شود. او همچنين به نقش همكاري‌هاي استاني و پيمانكاران اشاره كرد و افزود: با همكاري استان‌ها و استفاده از پيمانكاران كاردان، بازسازي به سرعت انجام پذيرد. اين تأكيد بر استفاده از ظرفيت‌هاي محلي، نشان‌دهنده رويكردي غيرمتمركز و منعطف در مديريت بحران است؛ رويكردي كه مي‌تواند سرعت اجراي پروژه‌ها را افزايش دهد.

    مستندسازي؛ حلقه مفقوده يا نقطه قوت؟

در همين راستا، حبيب داودي‌دانا، معاون عمليات هوانوردي، بر اهميت مرحله پيش از بازسازي تأكيد كرد و گفت: مديران فرودگاه‌ها بايد قبل از شروع بازسازي، عكس‌برداري و مستندسازي دقيق از آسيب‌ها انجام دهند. اين تأكيد نشان مي‌دهد كه مستندسازي نه‌تنها يك الزام اداري، بلكه ابزاري براي شفافيت، پاسخگويي و حتي دفاع حقوقي در مجامع بين‌المللي است. غلامرضا دهقاني‌زاده، معاون عمليات فرودگاهي، نيز در همين زمينه افزود: طبق دستورالعمل‌هاي صادره، تمام فرودگاه‌هاي آسيب‌ديده بايد اقدامات لازم را براي تعيين خسارت و اخذ مجوزهاي قانوني انجام دهند. اين هماهنگي در سطوح مختلف مديريتي، نشان‌دهنده وجود يك چارچوب مشخص براي مديريت بازسازي است؛ موضوعي كه مي‌تواند از بروز تصميمات پراكنده و ناكارآمد جلوگيري كند.

    ابعاد بين‌المللي؛ نقض مقررات هوانوردي

در كنار ابعاد فني و اجرايي، اين موضوع از منظر حقوق بين‌الملل نيز قابل توجه است. ابراهيم مرادي، راهبر معاونت توسعه، با اشاره به حملات صورت‌گرفته گفت: حمله دشمن به زيرساخت‌هاي هوانوردي، نقض كنوانسيون شيكاگو و مقررات بين‌المللي است. اين اظهارنظر نشان مي‌دهد كه موضوع تنها به بازسازي داخلي محدود نمي‌شود، بلكه مي‌تواند در عرصه بين‌المللي نيز پيگيري شود. كنوانسيون شيكاگو به عنوان يكي از اسناد اصلي هوانوردي غيرنظامي، بر ايمني و مصونيت زيرساخت‌هاي هوايي تأكيد دارد و نقض آن مي‌تواند تبعات حقوقي داشته باشد. مرادي در ادامه با نگاهي اميدبخش افزود: ايرانيان هميشه مرد بازسازي هستند و همكاران ما در فرودگاه‌ها از اين قاعده مستثني نيستند. اميراني ابراز اميدواري كرد كه با تلاش جهادي همكاران، به زودي شاهد بازگشت پروازهاي عبوري و داخلي و بازسازي كامل فضاي هوايي كشور خواهيم بود. اين جمله، جمع‌بندي كلي از رويكرد موجود است؛ تركيبي از واقع‌گرايي در مواجهه با چالش‌ها و اميد به بهبود سريع شرايط.  آزادراه تبريز-تهران؛ بازگشت ترافيك به مسير اصلي در كنار حوزه هوانوردي، بخش حمل‌ونقل جاده‌اي نيز شاهد تحولات مهمي است. آزادراه تبريز-تهران به عنوان يكي از شريان‌هاي حياتي كشور، پس از آسيب به يكي از پل‌هاي مهم خود، با تغيير مسير موقت ترافيك مواجه شد. رضا اكبري، رييس سازمان راهداري و حمل‌ونقل جاده‌اي، در اين باره اعلام كرد: ترافيك آزادراه تبريز - تهران كه به شهر هشترود منتقل شده، به زودي با ساخت كنارگذر به بستر اصلي آزادراه باز خواهد گشت. اين اقدام نشان‌دهنده مديريت سريع بحران و تلاش براي كاهش اختلال در تردد است.

    پل پيامبر اعظم؛ از تخريب تا بازسازي

اكبري در دومين بازديد خود از محل حادثه گفت: اين پل هشت روز پيش مورد حمله دشمن صهيوني - امريكايي قرار گرفته بود كه عمليات باز كردن دهانه تخريب شده و ساخت كنارگذر از روز بعد از حمله توسط راهداران آذربايجان شرقي آغاز شده است. سرعت آغاز عمليات بازسازي تنها يك روز پس از حادثه نشان‌دهنده آمادگي و هماهنگي بالاي نيروهاي اجرايي است. او همچنين افزود: هم‌اكنون تعداد زيادي از ماشين‌آلات سنگين راهداري در محل پل مشغول كار هستند و اين قسمت از آزادراه به كارگاه بزرگ عمراني تبديل شده تا هر چه زودتر، كنارگذر پل را احداث كرده و ترافيك را از اين طريق به بستر اصلي آزادراه برگردانند.

    تحليل؛ مديريت بحران در عمل

آنچه از مجموع اين گزارش‌ها برمي‌آيد، وجود يك الگوي نسبتاً منسجم در مديريت بحران زيرساختي است. اين الگو چند ويژگي كليدي دارد: واكنش سريع: آغاز عمليات بازسازي بلافاصله پس از وقوع حادثه، اولويت‌بندي فني: تمركز بر اجزاي حياتي مانند باندها و پل‌ها، مستندسازي دقيق: براي شفافيت، تأمين منابع و پيگيري حقوقي، بسيج منابع محلي: استفاده از ظرفيت استان‌ها و پيمانكاران، توجه به نيروي انساني: حفظ معيشت كاركنان در شرايط بحراني. بازسازي زيرساخت‌هاي حمل‌ونقل، چه در آسمان و چه در زمين، فرآيندي پيچيده و چندبعدي است كه نيازمند هماهنگي، تخصص و اراده است. آنچه در شرايط فعلي مشاهده مي‌شود، تلاش براي بازگرداندن سريع اين شريان‌هاي حياتي به مدار خدمت‌رساني است؛ تلاشي كه اگرچه با چالش‌هاي جدي همراه است، اما نشانه‌هايي از پيشرفت و اميد را نيز در خود دارد. در نهايت، همانطور كه يكي از مسوولان اشاره كرد، «بازسازي» نه‌فقط يك ضرورت، بلكه بخشي از هويت و توان ملي است؛ هويتي كه در بزنگاه‌هاي سخت، بيش از هر زمان ديگري خود را نشان مي‌دهد.