يك ميليون تُن آلودگي در آسمان
جنگ، تنها خانهها، جادهها و زيرساختهاي انساني را ويران نميكند؛ نخستين و ماندگارترين قرباني بسياري از درگيريها، طبيعتي است كه بيدفاع در برابر آتش، انفجار، آلودگي و تخريب قرار ميگيرد.
آلودگي صوتي؛ قاتل خاموش پرندگان و حيوانات وحشي
گلي ماندگار|
جنگ، تنها خانهها، جادهها و زيرساختهاي انساني را ويران نميكند؛ نخستين و ماندگارترين قرباني بسياري از درگيريها، طبيعتي است كه بيدفاع در برابر آتش، انفجار، آلودگي و تخريب قرار ميگيرد. در روزهايي كه نگاه افكار عمومي بيشتر متوجه خسارتهاي انساني، اقتصادي و امنيتي است، لايهاي عميقتر از بحران در حال شكلگيري است؛ بحراني كه آثار آن شايد سالها بعد، در قالب بيماري، خشكسالي، نابودي زيستگاهها، كاهش تنوع زيستي و فرسايش منابع طبيعي خود را نشان دهد. گزارش تازه سازمان حفاظت محيط زيست درباره خسارتهاي ناشي از حملات موسوم به «جنگ رمضان»، بار ديگر اين واقعيت تلخ را آشكار كرده است كه محيط زيست، يكي از خاموشترين و بيصداترين قربانيان جنگ است. بر اساس آمار رسمي اعلامشده، حملات صورتگرفته به تاسيسات حساس صنعتي، نفتي و مناطق تحت حفاظت محيط زيست در ۱۰ استان كشور، خسارات گستردهاي برجاي گذاشته است. انتشار نزديك به يك ميليون تُن دياكسيدكربن، سوختن بيش از ۳۶۰ هزار متر مكعب مواد نفتي در تهران و البرز و آسيب به ۱۳ منطقه تحت مديريت سازمان محيط زيست، تنها بخشي از ابعاد اين بحران است. اين ارقام، نه فقط بيانگر يك آسيب مقطعي، بلكه نشانه آغاز يك بحران بلندمدت براي اكوسيستم كشور هستند؛ بحراني كه ميتواند كيفيت هوا، سلامت منابع آب، حاصلخيزي خاك و امنيت زيستي نسلهاي آينده را تهديد كند. مجيد فاضلي، فعال محيطزيست با تشريح ابعاد هولناك تخريبهاي ناشي از جنگ، از وقوع فاجعهاي خاموش در پهنههاي طبيعي و شهري به مهر گفت: تخريب خاك اصليترين و اولين پيامد انفجارهاست و زماني كه خاك بر اثر اصابت بمب و موشك نابود ميشود، فرسايش خاك به حدي ميرسد كه موجودات زنده درون آن عملا نابود شده و زنجيره حيات قطع ميشود. اين مساله در مناطق كوهستاني به شكل ريزش و فرسايش شديد و در مناطق جنگلي با نابودي كامل درختان خود را نشان ميدهد.
محيط زيست زير سايه جنگ؛ يك ميليون تُن آلودگي در آسمان ايران!
فاضلي با اشاره به تغييرات شيميايي در جو افزود: ما اكنون با پديده بارانهاي اسيدي ناشي از احتراق مواد منفجره روبهرو هستيم كه آسيبهاي جدي به پوشش گياهي وارد ميكند و اگر اين فشارها در مناطقي با تنوع زيستي بالا تكرار شود، قطعا شاهد انقراض برخي گونههاي خاص گياهي و جانوري خواهيم بود كه ديگر قابل بازگشت نيستند.
آلودگي صوتي؛ قاتل خاموش پرندگان و حيوانات وحشي در جنگ رمضان
اين فعال محيطزيست با ابراز نگراني شديد از وضعيت حيوانات در بند و حيات وحش آزاد گفت: بيشترين عامل مرگومير حيوانات و به ويژه پرندگان در شرايط جنگي، آلودگي صوتي ناشي از انفجارهاست. همانطور كه صداي بلند موسيقي در يك جنگل ميتواند زيست پرندگان را مختل كند، صداي انفجارهاي مهيب باعث سكته و تلف شدن وسيع گونههاي جانوري ميشود. وي افزود: متاسفانه در شرايط جنگي، به دليل گستردگي مناطق درگير، عملا امكان انتقال ايمن اين حيوانات وجود ندارد و آنها بيدفاعترين قربانيان اين نبرد هستند. تاثيرات مخرب جنگ بر كوه، دريا و جنگل، مرزهاي جغرافيايي را درنورديده و توازن اقليمي را برهم زده است و براي جبران اين خسارتها نه ماهها بلكه دههها زمان نياز خواهد بود.
محيط زيست و عرصههاي طبيعي؛ قربانيان خاموش جنگافروزيها
در واقع محيط زيست و عرصههاي طبيعي از جمله قربانيان جنگافروزيهاي رژيم صهيونيستي عليه ايران بوده است و در جريان اين درگيريها، علاوه بر خسارت به برخي زيرساختها و امكانات محيط زيست، آلودگي شديد هوا در پايتخت نيز به دنبال حمله به مراكز ذخيره سوخت ايجاد شد.
آلودگي هوا؛ زخمي كه سالها باقي ميماند
يكي از فوريترين و ملموسترين تبعات جنگ براي محيط زيست، تشديد آلودگي هواست. انفجار در تاسيسات نفتي، صنعتي و زيرساختي، حجم عظيمي از ذرات معلق، تركيبات گوگردي، اكسيدهاي نيتروژن، فلزات سنگين و گازهاي گلخانهاي را وارد جو ميكند. انتشار يك ميليون تن دياكسيدكربن در مدت كوتاه، به معناي تحميل شوكي بزرگ به كيفيت هوا و تشديد روند گرمايش و بيثباتي اقليمي است. فرهاد صوفي، كارشناس محيط زيست در اين باره به «تعادل» ميگويد: «در شرايط جنگي، آلودگي ناشي از سوختن مواد نفتي و شيميايي فقط يك آلودگي لحظهاي نيست. ذرات سمي حاصل از احتراق ميتوانند تا شعاع صدها كيلومتر جابهجا شوند، در لايههاي مختلف هوا معلق بمانند و حتي پس از پايان حملات، از طريق بارش يا رسوب وارد خاك و آب شوند.» او تاكيد ميكند: در چنين شرايطي، شهروندان فقط با دود و بوي نامطبوع مواجه نيستند، بلكه در معرض افزايش بيماريهاي تنفسي، تشديد آسم، مشكلات قلبي و حتي افزايش ريسك سرطان در بلندمدت قرار ميگيرند. اين كارشناس محيط زيست اظهار ميدارد: سوختن ۳۶۰ هزار متر مكعب مواد نفتي در تهران و البرز، به معناي آزاد شدن حجم عظيمي از هيدروكربنهاي آروماتيك، دوده و آلايندههاي خطرناك در هواي پرجمعيتترين بخش كشور است. اين مساله ميتواند براي ماهها كيفيت هوا را تحت تاثير قرار دهد، بهويژه در مناطقي كه پيش از اين نيز با بحران آلودگي مزمن مواجه بودند.
خاك؛ قرباني پنهان انفجارها
صوفي در بخش ديگري از سخنان خود ميافزايد: خاك، يكي از مهمترين سرمايههاي زيستي هر كشور است، اما در جنگ، كمترين توجه به آن ميشود. انفجارها، سوختن مواد نفتي، نشت مواد شيميايي و تخريب پوشش گياهي، ساختار خاك را بهشدت آسيبپذير ميكند. اين فعال محيط زيست و پژوهشگر منابع طبيعي در ادامه ميگويد: بزرگترين خطري كه پس از جنگ طبيعت را تهديد ميكند، نابودي تدريجي خاك است. وقتي پوشش گياهي از بين ميرود، خاك در برابر فرسايش بادي و آبي بيدفاع ميشود. اگر اين فرايند كنترل نشود، حتي سالها پس از پايان جنگ، شاهد بيابانزايي، گرد و غبار و كاهش شديد توان كشاورزي خواهيم بود. او اضافه ميكند: انفجارها علاوه بر تخريب مستقيم خاك، موجب فشردگي لايههاي سطحي زمين و از بين رفتن ميكروارگانيسمهاي مفيد ميشوند؛ موجوداتي كه براي حاصلخيزي و چرخه حيات ضروري هستند. ورود فلزات سنگين و تركيبات سمي به خاك نيز ميتواند زنجيره غذايي را آلوده كند و در نهايت سلامت انسان را به خطر اندازد.
آب؛ آلودگي خاموش در مسير سفرههاي زيرزميني
عليرضا بندپي، فعال محيط زيست نيز در اين باره به «تعادل» ميگويد: هرگونه حمله به تاسيسات صنعتي و نفتي، تهديدي جدي براي منابع آب محسوب ميشود. نشت سوخت، مواد شيميايي و پسماندهاي خطرناك ميتواند به رودخانهها، تالابها و سفرههاي آب زيرزميني نفوذ كند. او هشدار ميدهد: بخشي از خسارتهاي زيستمحيطي جنگ، با تاخير ظاهر ميشود. آلودگي آبهاي زيرزميني ممكن است ماهها يا حتي سالها بعد، در قالب افزايش بيماري، كاهش كيفيت آب آشاميدني و آسيب به كشاورزي آشكار شود. اين فعال محيط زيست در اين باره توضيح ميدهد: در كشوري مانند ايران كه از پيش با بحران كمآبي روبهرو است، هرگونه آلودگي منابع آب ميتواند يك بحران مضاعف ايجاد كند. پاكسازي آلودگي نفتي از آب و خاك، فرآيندي بسيار پرهزينه، زمانبر و گاه ناممكن است.
حيات وحش؛ قربانيان بيصدا
بندپي تاكيد ميكند: شايد تلخترين بخش خسارتهاي جنگ، آسيب به حيات وحش و زيستگاههاي طبيعي باشد؛ بخشي كه كمتر ديده ميشود، اما اثرات آن گاه غيرقابل جبران است. بر اساس گزارش رسمي، ۱۳ منطقه تحت مديريت محيط زيست دچار آسيب شدهاند. اين مناطق، زيستگاه گونههاي ارزشمند گياهي و جانوري هستند كه برخي از آنها در معرض تهديد انقراض قرار دارند.او ميافزايد: انفجار، آتشسوزي، آلودگي صوتي و حضور گسترده ماشينآلات نظامي، تعادل اكولوژيك را برهم ميزند. بسياري از پرندگان بر اثر موج انفجار، آلودگي صوتي يا از بين رفتن محل لانهسازي تلف ميشوند. پستانداران وحشي مهاجرت اجباري پيدا ميكنند و زنجيره غذايي مختل ميشود. در برخي مناطق، بازگشت يك زيستگاه به وضعيت عادي ممكن است دهها سال زمان ببرد. جنگ فقط امروز را نابود نميكند، بلكه آينده طبيعت را هم گروگان ميگيرد.
باران اسيدي و تشديد تغييرات اقليمي
در نهايت آتشسوزي گسترده مواد نفتي و انتشار آلايندهها، خطر باران اسيدي را افزايش ميدهد. باران اسيدي ميتواند پوشش گياهي، جنگلها، مراتع و منابع آبي را بهشدت تخريب كند. در كشوري كه پيشتر نيز با خشكسالي، كاهش بارندگي و افت سفرههاي آب زيرزميني دستوپنجه نرم ميكرد، اين مساله ميتواند بحران اقليمي را عميقتر كند. همچنين انتشار گازهاي گلخانهاي ناشي از جنگ، سهم ايران را در تشديد بحران جهاني اقليم افزايش ميدهد. در واقع، جنگ نهتنها يك بحران ملي، بلكه بخشي از يك بحران فرامرزي زيستمحيطي است.
هزينههاي پنهان بازسازي طبيعت
بازسازي يك پل، جاده يا ساختمان، هرچند دشوار، اما قابل اندازهگيري است. اما بازسازي طبيعت، زمانبرتر، پيچيدهتر و گاه ناممكن است. احياي خاك آلوده، بازگرداندن پوشش گياهي، ترميم تالابها، بازسازي زيستگاهها و احياي گونههاي آسيبديده، نيازمند سالها برنامهريزي، بودجه و همكاري علمي است. كارشناسان معتقدند: در شرايط فعلي، ضروري است كه در كنار مديريت بحران انساني، يك ستاد ويژه پايش و ترميم خسارتهاي زيستمحيطي نيز تشكيل شود. پايش كيفيت هوا، سنجش آلودگي خاك و آب، ارزيابي وضعيت حيات وحش و تدوين نقشه احياي مناطق آسيبديده، بايد در اولويت قرار گيرد.
محيط زيست؛ قرباني فراموششده جنگ
جنگ در كوتاهمدت اخبار داغ و تصاوير تكاندهنده توليد ميكند، اما خسارتهاي زيستمحيطي آن، اغلب در سكوت و تدريج خود را نشان ميدهند. آلودگي هوا، خاك و آب، نابودي گونهها، فرسايش سرزمين و تشديد بحران اقليمي، تبعاتي هستند كه ممكن است سالها پس از پايان درگيري نيز ادامه داشته باشند. گزارش سازمان حفاظت محيط زيست درباره «جنگ رمضان»، فقط ثبت يك خسارت نيست؛ زنگ خطري جدي درباره آينده زيستپذيري كشور است. امروز، بيش از هر زمان ديگري، لازم است محيطزيست از حاشيه اخبار بحران خارج شود و به يكي از محورهاي اصلي سياستگذاري در مديريت جنگ و پساجنگ تبديل شود. زيرا در نهايت، بازسازي يك كشور بدون احياي طبيعت، بازسازي كامل نخواهد بود.
