روايت «تعادل» از تپيدن نبض نفت جهان ميان تهديد و تنگه

هرمز در سايه محاصره

۱۴۰۵/۰۱/۲۶ - ۰۰:۴۳:۲۲
کد خبر: ۳۸۳۰۵۰

بازار جهاني انرژي بار ديگر در برابر يكي از حساس‌ترين گلوگاه‌هاي ژئوپليتيكي جهان قرار گرفته است؛ تنگه هرمز، آبراهي باريك اما سرنوشت‌ساز كه هرگونه تنش در آن مي‌تواند معادلات قيمت، عرضه و امنيت انرژي را در سراسر جهان دگرگون كند. تازه‌ترين تحولات پس از اعلام تصميم امريكا براي محدودسازي تردد كشتي‌هاي مرتبط با بنادر ايران، اين گذرگاه حياتي را به كانون توجه بازارهاي نفتي و سياسي جهان تبديل كرده است.

هرمز در سايه محاصرهبازار جهاني انرژي بار ديگر در برابر يكي از حساس‌ترين گلوگاه‌هاي ژئوپليتيكي جهان قرار گرفته است؛ تنگه هرمز، آبراهي باريك اما سرنوشت‌ساز كه هرگونه تنش در آن مي‌تواند معادلات قيمت، عرضه و امنيت انرژي را در سراسر جهان دگرگون كند. تازه‌ترين تحولات پس از اعلام تصميم امريكا براي محدودسازي تردد كشتي‌هاي مرتبط با بنادر ايران، اين گذرگاه حياتي را به كانون توجه بازارهاي نفتي و سياسي جهان تبديل كرده است.

ارتش امريكا اعلام كرده كه از روز دوشنبه، ترافيك كشتيراني به مقصد يا مبدأ بنادر ايران را مسدود خواهدكرد؛ اقدامي كه اگر به‌طور كامل اجرا شود، مي‌تواند ورود بخش مهمي از نفت ايران به بازار جهاني را متوقف كند. برآوردها نشان مي‌دهد ايران در ماه‌هاي اخير روزانه بين ۱.۷ تا ۱.۸ ميليون بشكه نفت خام صادر كرده است. حذف چنين حجمي از بازار، به‌ويژه در شرايطي كه بسياري از توليدكنندگان با محدوديت ظرفيت يا تعهدات اوپك‌پلاس مواجه‌اند، مي‌تواند فشار قابل‌توجهي بر عرضه جهاني وارد كند. در نگاه نخست، شايد رقم حدود دو ميليون بشكه در روز در برابر مصرف بيش از ۱۰۰ ميليون بشكه‌اي جهان چندان بزرگ به نظر نرسد، اما بازار نفت تنها با اعداد اداره نمي‌شود؛ انتظارات، ريسك‌هاي سياسي و نگراني از اختلالات بعدي نيز به همان اندازه تعيين‌كننده‌اند. تجربه سال‌هاي گذشته نشان داده كه حتي تهديد به اختلال در تنگه هرمز، پيش از وقوع هر بحران واقعي، مي‌تواند قيمت نفت را جهش دهد و بازارهاي مالي را ملتهب كند. اهميت اين موضوع زماني بيشتر مي‌شود كه بدانيم ايران پيش از تشديد تنش‌ها، صادرات خود را افزايش داده و حجم بالايي از نفت را روي آب ذخيره كرده بود. گزارش‌ها از وجود بيش از ۱۸۰ ميليون بشكه نفت شناور حكايت دارد؛ ذخايري كه مي‌توانستند نقش ضربه‌گير بازار را ايفا كنند، اما در صورت محدوديت شديد تردد دريايي، دسترسي به آنها نيز با دشواري روبرو خواهد شد. اما مساله فقط نفت ايران نيست. تنگه هرمز مسير عبور بخش بزرگي از صادرات نفت و گاز كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس نيز محسوب مي‌شود. عراق، كويت، امارات متحده عربي، قطر و بخشي از صادرات عربستان سعودي به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم به امنيت اين مسير وابسته‌اند. هرگونه ناامني يا افزايش هزينه بيمه و حمل‌ونقل در اين منطقه، عملاً قيمت تمام‌شده انرژي را براي مصرف‌كنندگان جهاني افزايش مي‌دهد.

گزارش‌هاي ميداني نشان مي‌دهد با وجود اعلام آتش‌بس موقت، رفت‌وآمد كشتي‌ها هنوز به شرايط عادي بازنگشته است. برخي نفتكش‌ها وارد خليج فارس شده‌اند، برخي ديگر در ميانه مسير تغيير جهت داده يا در آب‌هاي اطراف لنگر انداخته‌اند. اين رفتار محتاطانه شركت‌هاي كشتيراني نشانه روشني از ترديد فعالان بازار نسبت به ثبات اوضاع است. در چنين شرايطي، حتي اگر مسير رسماً باز باشد، ترس از درگيري، خطر توقيف، برخورد نظامي يا افزايش حق بيمه مي‌تواند جريان تجارت را كند كند. صنعت بيمه دريايي نيز در اين ميان نقش كليدي دارد. وقتي سطح ريسك منطقه بالا مي‌رود، هزينه بيمه نفتكش‌ها به سرعت افزايش مي‌يابد. در برخي بحران‌هاي گذشته، اين هزينه‌ها چندين برابر شده و شركت‌هاي حمل‌ونقل را وادار كرده بود يا كرايه‌ها را بالا ببرند يا از تردد در منطقه خودداري كنند. نتيجه مستقيم اين روند، افزايش قيمت نفت و فرآورده‌ها براي مصرف‌كنندگان نهايي در سراسر جهان است. بيشترين فشار چنين بحراني معمولاً بر دوش واردكنندگان آسيايي قرار مي‌گيرد. چين به عنوان بزرگ‌ترين خريدار نفت جهان، از مهم‌ترين مشتريان نفت ايران بوده است. هند نيز در صورت تداوم تسهيلات تجاري، يكي از بازارهاي بالقوه مهم براي نفت ايران به شمار مي‌رود. علاوه بر اين دو كشور، ژاپن، كره جنوبي و بسياري از اقتصادهاي جنوب شرق آسيا به نفت عبوري از خليج فارس وابسته‌اند. هرگونه اختلال در هرمز، براي اين كشورها به معناي افزايش هزينه انرژي، فشار تورمي و تهديد رشد اقتصادي خواهد بود. اروپا نيز اگرچه وابستگي مستقيم كمتري نسبت به آسيا دارد، اما از تبعات افزايش قيمت جهاني نفت و گاز در امان نخواهد ماند. تجربه بحران انرژي در سال‌هاي اخير نشان داد كه بازار انرژي به‌شدت به هم پيوسته است و تنش در يك نقطه مي‌تواند موج تورمي در سراسر جهان ايجاد كند. در برابر اين سناريو، توليدكنندگان ديگر چه خواهند كرد؟ امريكا مي‌تواند بخشي از كمبود را با افزايش صادرات خود جبران كند. عربستان سعودي و امارات نيز در صورت تصميم سياسي و وجود ظرفيت مازاد، توان افزايش توليد دارند. با اين حال، جايگزيني سريع نفت ايران، آن هم در شرايط ناامن منطقه، ساده و فوري نيست. ضمن آنكه اگر اصل مساله امنيت تنگه هرمز باشد، افزايش توليد كشورهاي منطقه نيز بدون تضمين عبور ايمن محموله‌ها اثر محدودي خواهد داشت. از منظر سياسي، بحران هرمز تنها يك مناقشه دريايي نيست؛ آزموني براي نظم انرژي جهان است. اگر كشوري بتواند با تهديد نظامي يا محاصره دريايي جريان تجارت نفت را مختل كند، پيام آن براي بازارها روشن خواهد بود: دوران امنيت نسبي عرضه پايان يافته و انرژي بار ديگر به ابزار مستقيم فشار ژئوپليتيك تبديل شده است. در نهايت، آنچه امروز در هرمز جريان دارد، صرفاً عبور چند نفتكش يا توقف چند محموله نيست؛ نبردي است بر سر اعتماد بازار جهاني. نفت بيش از هر چيز به اطمينان نياز دارد: اطمينان از توليد، اطمينان از حمل‌ونقل و اطمينان از ثبات سياسي. هر زمان اين سه پايه متزلزل شود، قيمت‌ها بالا مي‌روند و اقتصاد جهاني هزينه آن را مي‌پردازد. تنگه هرمز بار ديگر ثابت كرده است كه جغرافيا هنوز بر اقتصاد حكومت مي‌كند. آبراهي باريك در جنوب ايران، مي‌تواند كارخانه‌اي در شانگهاي، پالايشگاهي در هند، پمپ‌بنزيني در اروپا و سفره خانواري در هر نقطه جهان را تحت تأثير قرار دهد. به همين دليل، آينده بازار نفت نه فقط در چاه‌ها و پالايشگاه‌ها، بلكه در امنيت همين گذرگاه باريك رقم خواهد خورد.