«تعادل» روند بازارهاي جهاني را بررسي مي‌كند

بازارهاي جهاني در مدار احتياط

۱۴۰۴/۱۱/۲۹ - ۰۱:۳۶:۵۳
کد خبر: ۳۷۷۶۸۶
بازارهاي جهاني در مدار احتياط

بازارهاي سهام جهان اين روزها در شرايطي معامله شدند كه «احتياط» به مهم‌ترين كليدواژه تالارهاي معاملاتي تبديل شده است.

بازارهاي سهام جهان اين روزها در شرايطي معامله شدند كه «احتياط» به مهم‌ترين كليدواژه تالارهاي معاملاتي تبديل شده است. نه خبري از يك رالي قدرتمند صعودي است و نه نشانه‌اي از يك ريزش هماهنگ و هراس‌آلود. آنچه در نقشه بورس‌هاي جهاني ديده مي‌شود، تركيبي از نوسانات محدود، رشدهاي كم‌جان در برخي شاخص‌ها و عقب‌نشيني‌هاي خفيف در برخي ديگر است؛ وضعيتي كه بيش از هر چيز از سردرگمي سرمايه‌گذاران نسبت به مسير متغيرهاي كلان حكايت دارد. سرمايه‌گذاران جهاني امروز بيش از آنكه به دنبال ريسك‌پذيري تازه باشند، در حال بازچيني پرتفوي‌ها و سبك‌سنگين كردن سناريوهاي پيش‌رو هستند؛ سناريوهايي كه حول محور نرخ‌هاي بهره، تورم، قدرت دلار، قيمت انرژي و ريسك‌هاي ژئوپوليتيك شكل گرفته‌اند. در چنين فضايي، بازارها معمولاً به‌جاي حركت‌هاي بزرگ، وارد فاز نوسان‌هاي فرسايشي مي‌شوند؛ جايي كه «انتخاب سهم» مهم‌تر از «جهت شاخص» است.

    اروپا؛ سبز كم‌رمق، قرمزهاي پراكنده

نگاهي به عملكرد شاخص‌هاي اروپايي در معاملات نشان مي‌دهد كه بيشتر بازارهاي اين قاره در محدوده‌اي نزديك به صفر در نوسان بوده‌اند. شاخص‌هايي مانند AEX هلند و BEL 20 بلژيك رشدهاي بسيار محدود و شكننده‌اي را تجربه كردند؛ رشدي كه بيشتر شبيه تثبيت پس از نوسان‌هاي قبلي است تا آغاز يك موج صعودي تازه. در مقابل، برخي زيرشاخص‌ها و بازارهاي كوچك‌تر با افت‌هاي جزئي مواجه شدند كه نشان مي‌دهد تمايل به فروش به‌طور كامل از بازار خارج نشده است. علت اين رفتار دوگانه را بايد در چند عامل جست‌وجو كرد.

نخست، وضعيت نرخ‌هاي بهره در اروپا و امريكا است. هرچند انتظارات براي كاهش نرخ‌ها همچنان وجود دارد، اما زمان‌بندي و سرعت اين كاهش‌ها براي بازار شفاف نيست. همين ابهام باعث شده سرمايه‌گذاران اروپايي از ورود سنگين به موقعيت‌هاي پرريسك خودداري كنند. دومين عامل، مساله انرژي است. اروپا همچنان نسبت به شوك‌هاي قيمتي در بازار انرژي حساس است و هر نشانه‌اي از تنش ژئوپوليتيك يا اختلال در عرضه مي‌تواند مستقيماً به نگراني‌هاي تورمي و فشار بر صنايع انرژي‌بر منجر شود. در چنين شرايطي، صنايع دفاعي، سلامت و كالاهاي مصرفي ضروري معمولاً عملكرد باثبات‌تري دارند، در حالي كه صنايع چرخه‌اي مانند خودرو، فلزات و شيميايي‌ها نوساني‌تر معامله مي‌شوند.

    امريكا؛ انتظار براي سيگنال بعدي

بازار سهام امريكا بيش از هر چيز در وضعيت «انتظار» قرار دارد. معامله‌گران وال‌استريت به‌دنبال دريافت سيگنال‌هاي روشن‌تري از اقتصاد كلان هستند؛ سيگنال‌هايي كه بتواند مسير سياست پولي و نرخ‌هاي بهره را مشخص‌تر كند. در نبود چنين محركي، شاخص‌هاي اصلي امريكا معمولاً وارد فاز نوسان محدود مي‌شوند و حركت‌هاي روزانه بيشتر تحت تأثير اخبار شركتي و گزارش‌هاي درآمدي قرار مي‌گيرد. در اين فضا، تمايل سرمايه‌گذاران به سمت سهام شركت‌هاي بزرگ، سودساز و داراي جريان نقدي پايدار افزايش پيدا مي‌كند. در مقابل، سهام رشدي و شركت‌هايي كه ارزش‌گذاري آنها به نرخ‌هاي بهره حساس‌تر است، با احتياط بيشتري معامله مي‌شوند. همين مساله باعث شده درون بازار امريكا، شكاف عملكردي بين صنايع مختلف بيشتر از شكاف بين شاخص‌هاي كل باشد. نكته مهم ديگر، رفتار بازار اوراق قرضه و بازدهي آنهاست. هرگونه افزايش بازده اوراق، به‌ويژه در سررسيدهاي بلندمدت، مي‌تواند فشار مضاعفي بر بازار سهام وارد كند؛ موضوعي كه سرمايه‌گذاران امريكايي امروز با دقت آن را رصد مي‌كنند.

    آسيا؛ وابسته به چين، ارز و فناوري

در بازارهاي آسيايي، تصوير بازار نيز تركيبي و ناهمگون است. اين منطقه بيش از ساير نقاط جهان به تحولات چين حساس است و هر خبر يا داده‌اي از اقتصاد دوم جهان مي‌تواند مسير شاخص‌هاي آسيايي را تغيير دهد. از وضعيت بخش املاك چين گرفته تا سياست‌هاي حمايتي دولت و عملكرد صادرات، همه و همه به‌طور مستقيم بر بازارهاي منطقه اثر مي‌گذارند. علاوه بر چين، نوسانات ارزي نقش مهمي در معاملات امروز آسيا ايفا كرده‌اند. تقويت دلار امريكا معمولاً فشار مضاعفي بر ارزهاي آسيايي وارد مي‌كند و مي‌تواند باعث خروج بخشي از سرمايه از بازارهاي سهام اين كشورها شود. در مقابل، هر نشانه‌اي از تضعيف دلار يا بهبود چشم‌انداز رشد جهاني، مي‌تواند به حمايت از بازارهاي آسيايي منجر شود. صنعت فناوري نيز همچنان يكي از محورهاي اصلي توجه در آسياست. عملكرد شركت‌هاي نيمه‌هادي، توليدكنندگان تجهيزات الكترونيكي و صادركنندگان فناوري‌محور، نقش تعيين‌كننده‌اي در جهت‌گيري شاخص‌هاي منطقه دارد. امروز اما اين بخش نيز بيشتر در حالت نوساني و محتاط معامله شد.

    بازارهاي نوظهور و امريكاي لاتين  فشار نرخ و دلار

در ميان بازارهاي نوظهور، بورس برزيل امروز با افتي نزديك به يك درصد مواجه شد. اين كاهش را مي‌توان نتيجه هم‌زمان چند عامل دانست، نوسان قيمت كاموديتي‌ها، شرايط مالي جهاني و رفتار دلار. بازارهاي نوظهور معمولاً بيش از ديگر بازارها به تغييرات نرخ بهره جهاني حساس هستند و هرگونه سخت‌تر شدن شرايط مالي، مي‌تواند باعث خروج سرمايه از اين بازارها شود. اگرچه اقتصادهايي مانند برزيل از رشد قيمت برخي كالاها منتفع مي‌شوند، اما زماني كه دلار تقويت مي‌شود يا نرخ‌هاي بهره جهاني بالا مي‌ماند، اثر مثبت كاموديتي‌ها تا حد زيادي خنثي مي‌شود. نتيجه اين تضاد، نوسان و بي‌ثباتي در شاخص‌هاي سهام اين كشورهاست؛ وضعيتي كه امروز نيز در تابلوي معاملات ديده شد.

    طلا، نفت و كاموديتي‌ها؛ پناهگاه يا ريسك؟

در كنار بازارهاي سهام، بازار كاموديتي‌ها نيز پيام‌هاي مهمي به سرمايه‌گذاران مخابره مي‌كند. طلا همچنان به عنوان يك دارايي پناهگاه مورد توجه است و در دوره‌هاي افزايش نااطميناني، تقاضا براي آن تقويت مي‌شود. نفت نيز به‌شدت تحت تأثير تحولات ژئوپوليتيك و سمت عرضه قرار دارد و هر خبر از تنش‌هاي سياسي مي‌تواند قيمت آن را دستخوش نوسان كند. براي بازارهاي سهام، افزايش قيمت انرژي يك شمشير دولبه است، از يك سو به نفع شركت‌هاي انرژي‌محور است و از سوي ديگر فشار تورمي و هزينه‌اي را براي ساير صنايع افزايش مي‌دهد. به همين دليل، واكنش بازار سهام به رشد نفت همواره يكدست نيست.

    بورس ايران؛ بازتاب محتاطانه  تحولات جهاني

اگرچه بازار سهام به‌طور مستقيم به بورس‌هاي جهاني متصل نيست، اما از مسير قيمت كاموديتي‌ها، نرخ ارز و انتظارات تورمي، به‌شدت از تحولات جهاني تأثير مي‌پذيرد. در روزهايي كه بازارهاي جهاني در فاز احتياط قرار دارند، سرمايه‌گذاران ايراني نيز معمولاً با دقت بيشتري رفتار مي‌كنند و نقدشوندگي و ارزش معاملات به شاخص مهم‌تري تبديل مي‌شود. نوسان قيمت فلزات، نفت و محصولات پتروشيمي مي‌تواند مستقيماً بر سودآوري شركت‌هاي بزرگ بورسي اثر بگذارد. از سوي ديگر، رفتار دلار در بازار جهاني و داخلي، نقش كليدي در انتظارات سهامداران دارد. به همين دليل، حتي روزهاي كم‌رمق بورس‌هاي جهاني نيز براي فعالان بازار سرمايه بي‌اهميت نيست و به‌دقت رصد مي‌شود. آنچه از مجموع داده‌ها و رفتار امروز بورس‌هاي جهاني برمي‌آيد، اين است كه بازارها در آستانه يك «تصميم بزرگ» قرار دارند. سرمايه‌گذاران هنوز مطمئن نيستند كه بايد براي يك دوره رشد جديد آماده شوند يا خود را براي تداوم شرايط سخت مالي و نوساني مهيا كنند. نتيجه اين ترديد، بازارهايي است كه بيشتر نوساني، انتخابي و محتاط هستند تا رونددار و پرشتاب. در چنين فضايي، استراتژي غالب، تمركز بر كيفيت دارايي‌ها، مديريت ريسك و پرهيز از تصميم‌هاي هيجاني است. تا زماني كه سيگنال‌هاي روشن‌تري از مسير نرخ‌هاي بهره، تورم و رشد اقتصادي مخابره نشود، به‌نظر مي‌رسد بورس‌هاي جهاني همين مسير كم‌دامنه و محتاطانه را ادامه دهند؛ مسيري كه هرچند هيجان‌انگيز نيست، اما سرشار از پيام‌هاي مهم براي سرمايه‌گذاران دقيق و صبور است.