پيامدهاي پنهان كودكهمسري در ايران
پديده كودكهمسري بيشتر در جوامع سنتي و كمتر توسعهيافته ديده ميشود، اما آثار آن محدود به يك دوره يا يك فرد نيست و پيامدهاي گستردهاي براي خانواده و جامعه دارد. بر اساس تعريفهاي بينالمللي، ازدواج زير ۱۸ سال ميتواند سلامت جسمي و رواني دختران را تهديد كند.
پديده كودكهمسري بيشتر در جوامع سنتي و كمتر توسعهيافته ديده ميشود، اما آثار آن محدود به يك دوره يا يك فرد نيست و پيامدهاي گستردهاي براي خانواده و جامعه دارد. بر اساس تعريفهاي بينالمللي، ازدواج زير ۱۸ سال ميتواند سلامت جسمي و رواني دختران را تهديد كند. در تحقيق جديدي كه توسط محققان ايراني انجام شده است، مساله كودكهمسري از زاويه نگاه خود دختران بررسي شده تا درك دقيقتري از چرايي، پيامدها و نيازهاي پنهان اين پديده به دستآيد. به گزارش ايسنا، ازدواج بهطور كلي يك رابطه انساني و عاطفي است كه بر پايه انتخاب، رضايت و آمادگي رواني شكل ميگيرد و در حالت سالم، ميتواند نيازهاي عاطفي، امنيت رواني، احساس ارزشمندي و احترام متقابل را براي طرفين فراهم كند. در چنين رابطهاي، مرزها روشن است، قدرت به شكلي عادلانه توزيع ميشود و هر دو نفر امكان تصميمگيري و رشد فردي دارند. اما زماني كه ازدواج بدون رضايت آگاهانه يا در شرايط نابرابر رخ ميدهد، ماهيت آن تغيير ميكند و ميتواند به منبعي از فشار و آسيب تبديل شود. ازدواج زودهنگام، بهويژه زماني كه يكي از طرفين هنوز به سن قانوني و بلوغ فكري نرسيده است، در بسياري از منابع به عنوان نوعي ازدواج اجباري شناخته ميشود، زيرا كودك توان تصميمگيري مستقل و آگاهانه ندارد.
پديده كودكهمسري بيشتر در جوامع سنتي و كمتر توسعهيافته ديده ميشود
پديده كودكهمسري بيشتر در جوامع سنتي و كمتر توسعهيافته ديده ميشود، اما آثار آن محدود به يك دوره يا يك فرد نيست و پيامدهاي گستردهاي براي خانواده و جامعه دارد. بر اساس تعريفهاي بينالمللي، ازدواج زير ۱۸ سال ميتواند سلامت جسمي و رواني دختران را تهديد كند و فرصتهايي مانند تحصيل، رشد اجتماعي و استقلال فردي را از آنان بگيرد. آمارهاي رسمي نيز نشان ميدهد كه در برخي مناطق ايران، ازدواج دختران در سنين ۱۰ تا ۱۴ سال همچنان وجود دارد و حتي در سالهاي اخير افزايش يافته است. اين موضوع ضرورت پرداختن علمي و اجتماعي به كودكهمسري را دوچندان ميكند، چرا كه پيامدهاي آن ميتواند تا سالها بر كيفيت زندگي، سلامت روان و نقش اجتماعي اين افراد سايه بيندازد.
بررسي واقعيتهاي روزمره زندگي كودكهمسران
در اين خصوص، زهرا مرتضيزاده، محقق گروه روانشناسي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تبريز، به همراه دو همكار همدانشگاهي و با همكاري دانشگاه تبريز، پژوهشي را درباره تجربههاي زيسته كودكهمسران انجام دادهاند. اين تحقيق كه بر درك عميق زندگي دختراني متمركز است كه در سنين پايين ازدواج كردهاند، تلاش دارد نشان دهد اين ازدواجها چگونه شكل ميگيرند و چه مسائلي را براي افراد درگير ايجاد ميكنند. پژوهشگران با تمركز بر ابعاد رواني، خانوادگي و اجتماعي، به بررسي واقعيتهاي روزمره زندگي كودكهمسران پرداختهاند. روش انجام اين پژوهش كيفي بوده و از رويكرد پديدارشناسي تفسيري استفاده شده است؛ روشي كه هدف آن فهم تجربههاي واقعي افراد از نگاه خودشان است. در اين مطالعه، ۱۵ نفر از كودكهمسران ساكن شهر شبستر بهصورت هدفمند انتخاب شدند و دادهها از طريق مصاحبههاي عميق و نيمهساختاريافته با آنها گردآوري شد. سپس متن مصاحبهها بهطور دقيق پيادهسازي و با يك روش تحليلي معتبر بررسي شد تا مضامين اصلي تجربههاي اين افراد استخراج شود.
عوامل شكلگيري كودك همسري
بر اساس يافتههاي اين مطالعه علمي پژوهشي، تجربه كودكهمسري را ميتوان در چند محور اصلي دستهبندي كرد. عواملي مانند اقتدارگرايي و خشونت والدين، فقر اقتصادي، نگرشهاي سنتي و باورهاي نادرست فرهنگي و ديني، از مهمترين زمينههاي شكلگيري ازدواج زودهنگام هستند. بسياري از دختران به دليل ترس، نداشتن حمايت عاطفي يا ناتواني در مخالفت با تصميم خانواده، وارد اين ازدواجها شدهاند. در كنار اين عوامل، آرزوهاي برآوردهنشدهاي مانند ادامه تحصيل، داشتن دوران نوجواني و برخورداري از تفريح و انتخاب آزادانه نيز در روايتهاي آنان بهوضوح ديده ميشود. پژوهشگران به آسيبهاي ادراكشده كودكهمسران نيز اشاره كردهاند. اين آسيبها شامل مشكلات جسمي ناشي از بارداري و زايمان زودهنگام، فشارهاي روحي و رواني مانند اضطراب، افسردگي و احساس تنهايي، و همچنين مشكلات خانوادگي و اجتماعي هستند. بسياري از شركتكنندگان از رضايت زناشويي پايين، احساس ناكارآمدي و نگراني دايمي نسبت به آينده خود و فرزندانشان سخن گفتهاند. با اين حال، تعداد محدودي از آنان به برخي پيامدهاي مثبت مانند كاهش شكاف نسلي يا توقعات كمتر زوجين اشاره كردهاند.
كاهش پيامدهاي منفي كودكهمسري با توانمندسازي افراد
اين پژوهش نشان ميدهد كه يكي از مهمترين راههاي كاهش پيامدهاي منفي كودكهمسري، توانمندسازي اين افراد است. توانمندسازي ميتواند از طريق آموزش مهارتهاي زندگي، تقويت مهارتهاي ارتباطي، حمايت اقتصادي، مشاورههاي رواني و بهداشتي و حتي تقويت باورهاي دروني و معنوي انجام شود. پژوهشگران تأكيد دارند كه اين فرآيند بايد بر اساس نيازهاي واقعي كودكهمسران طراحي شود و تنها به يك حوزه محدود نماند. همچنين نتايج فوق كه در فصلنامه «مطالعات زن و خانواده» وابسته به دانشگاه الزهرا منتشر شدهاند، حاكي از آن هستند كه براي مقابله موثر با كودكهمسري، علاوه بر حمايت از خود كودكان، لازم است والدين و جامعه نيز آموزش ببينند. فرهنگسازي درباره ازدواج آگاهانه، همكاري نهادهاي آموزشي، بهداشتي و اجتماعي و استفاده از رسانههاي عمومي ميتواند نقش مهمي در پيشگيري از تداوم اين پديده داشته باشد. پژوهشگران در نهايت پيشنهاد كردهاند كه مطالعات آينده به بررسي وضعيت كودكشوهران و ساير ابعاد مرتبط با سلامت روان و كيفيت زندگي در اين زمينه بپردازند.
