فرمان بورس در دست ريسك‌ها

۱۴۰۴/۱۱/۲۸ - ۰۰:۴۱:۱۹
کد خبر: ۳۷۷۵۱۹

آنچه اين روزها به عنوان مهم‌ترين عامل افت بازار سرمايه و خروج شاخص كل از كانال ۴ ميليون واحدي مطرح مي‌شود، نه ضعف عملكرد شركت‌ها و نه تزلزل متغيرهاي بنيادي، بلكه افزايش معنادار ريسك‌هاي سيستماتيك است؛ ريسك‌هايي كه فضاي تصميم‌گيري را براي سرمايه‌گذاران دشوار و پرابهام كرده و به شكل طبيعي منجر به خروج نقدينگي از بازار سهام شده‌اند. در تمام بازارهاي مالي دنيا، سرمايه‌گذاران ذاتا ريسك‌گريز هستند.

برزو حق‌شناس

آنچه اين روزها به عنوان مهم‌ترين عامل افت بازار سرمايه و خروج شاخص كل از كانال ۴ ميليون واحدي مطرح مي‌شود، نه ضعف عملكرد شركت‌ها و نه تزلزل متغيرهاي بنيادي، بلكه افزايش معنادار ريسك‌هاي سيستماتيك است؛ ريسك‌هايي كه فضاي تصميم‌گيري را براي سرمايه‌گذاران دشوار و پرابهام كرده و به شكل طبيعي منجر به خروج نقدينگي از بازار سهام شده‌اند. در تمام بازارهاي مالي دنيا، سرمايه‌گذاران ذاتا ريسك‌گريز هستند. اين ويژگي رفتاري باعث مي‌شود هر زمان سطح ريسك از يك محدوده قابل‌تحمل فراتر رود، حتي جذاب‌ترين فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري نيز با بي‌توجهي فعالان بازار مواجه شوند. بازار سرمايه نيز از اين قاعده مستثني نيست و تجربه نشان داده است كه افزايش ريسك‌هاي سياسي، اقتصادي و سياست‌گذاري، بلافاصله خود را در قالب فشار فروش و كاهش تقاضا نشان مي‌دهد.

نكته قابل‌توجه اينجاست كه افت اخير بازار را نمي‌توان به متغيرهاي بنيادي نسبت داد. بسياري از شركت‌هاي بورسي از منظر سودآوري، فروش و حتي نسبت‌هاي ارزش‌گذاري، در شرايط مناسبي قرار دارند. از نظر بنيادين، بازار سرمايه در زمره يكي از بهترين دوره‌هاي دهه اخير خود قرار گرفته است؛ دوره‌اي كه سود اسمي شركت‌ها، به ‌ويژه در صنايع بزرگ و دلاري، همچنان قابل دفاع است و ترازنامه‌ها نشانه‌اي از بحران ساختاري ندارند. با اين حال، آنچه كفه ترازو را به زيان بازار سنگين كرده، افزايش ريسك‌هاي سيستماتيك است. ابهام در سرنوشت مذاكرات، نااطميناني نسبت به سياست‌هاي كلان اقتصادي، نگراني از كسري بودجه و شيوه تامين آن، نرخ‌هاي بهره بالا و رقابت بازار بدهي با بازار سهام، همگي عواملي هستند كه فضاي ذهني سرمايه‌گذاران را تحت فشار قرار داده‌اند. در چنين شرايطي، حتي سرمايه‌گذاران بلندمدت نيز ترجيح مي‌دهند بخشي از دارايي خود را نقد كنند و در موقعيت انتظار قرار بگيرند.

در واقع، مي‌توان گفت بازار سرمايه در حال حاضر بيش از هر چيز از ريسك ضربه مي‌خورد، نه از ضعف سودآوري شركت‌ها. كاهش يا حتي تثبيت اين ريسك‌ها مي‌تواند بدون نياز به رشد چشمگير سود شركت‌ها، زمينه بازگشت تقاضا و بهبود بازار را فراهم كند. تجربه نشان داده است كه كاهش پرميوم ريسك، به ‌تنهايي مي‌تواند موتور محرك بازار سهام باشد. نگاه به آينده بازار نيز بيش از هر عامل ديگري به تحولات سياسي و نتيجه مذاكرات گره خورده است. در صورت وقوع اتفاقات مثبت و ارسال سيگنال‌هاي كاهنده ريسك، بازار مي‌تواند به سرعت واكنش نشان دهد و وارد فاز صعودي شود. 

 در مقابل، اگر وضعيت فعلي بدون تغيير باقي بماند، انتظار مي‌رود بازار مسير فرسايشي و نوساني خود را ادامه دهد؛ مسيري كه براي سرمايه‌گذاران محافظه‌كار چندان جذاب نيست. بازار سرمايه در نقطه‌اي ايستاده كه از نظر بنيادي آماده رشد است، اما قفل اين رشد دراختيار متغيرهايي خارج از صورت‌هاي مالي شركت‌ها قرار دارد. تا زماني كه سطح ريسك‌هاي سيستماتيك كاهش نيابد يا دست‌كم به ثبات نرسد، نمي‌توان انتظار داشت نقدينگي با اطمينان به بازار بازگردد. در چنين فضايي، ريسك نه‌تنها عامل افت بازار، بلكه كليد اصلي تغيير مسير آن خواهد بود.