قيمت نان سنگك ۵ برابر شد، حقوق بازنشستگان يك و نيم برابر !
قرار بود بازنشستگي فصل آرامش باشد؛ دورهاي كه انسان پس از دههها كار و پرداخت حق بيمه، با خيالي آسودهتر به زندگي شخصي، خانواده و سلامت خود بپردازد. اما براي بخش بزرگي از بازنشستگان امروز، اين تصوير بيش از آنكه واقعيت باشد، به خاطرهاي دور شبيه است.
قرار بود بازنشستگي فصل آرامش باشد؛ دورهاي كه انسان پس از دههها كار و پرداخت حق بيمه، با خيالي آسودهتر به زندگي شخصي، خانواده و سلامت خود بپردازد. اما براي بخش بزرگي از بازنشستگان امروز، اين تصوير بيش از آنكه واقعيت باشد، به خاطرهاي دور شبيه است. افزايش مداوم هزينههاي زندگي، رشد قيمت كالاهاي اساسي و خدمات درماني و عقبماندن مستمريها از شتاب تورم، شرايطي را رقم زده كه بسياري از سالمندان به جاي تجربه فراغت، هر روز درگير حسابوكتابهاي طاقتفرسا براي رساندن دخل به خرج هستند. حقوق بازنشستگي كه بايد پشتوانه امنيت اقتصادي باشد، در عمل اغلب كفاف نيازهاي اوليه را هم نميدهد. اجاره مسكن، هزينه درمان، قبوض خدماتي و حتي خريدهاي روزمره، سهمي فزاينده از درآمد ثابت آنان را ميبلعد. در اين ميان، انعطافناپذيري مستمريها در برابر جهش قيمتها، باعث ميشود كوچكترين شوك اقتصادي، تعادل معيشت خانواده را بر هم بزند. بازنشستهاي كه ديگر توان يا امكان بازگشت به بازار كار را ندارد، ناچار است يا از كيفيت زندگي خود بكاهد يا دست نياز به سوي فرزندان دراز كند؛ وضعيتي كه با شأن و منزلت سالهاي خدمت او همخواني ندارد. صحبت از «زندگي» نيست؛ صحبت از «بقا» است. صحبت از دستهايي است كه روزگاري نماد شرافت كارگري بودند و وعده بوسيدنشان داده ميشد... .
شكاف عميق ميان دستمزد و هزينههاي زندگي
سيد محمد احمدي، فعال صنفي بازنشستگان تامين اجتماعي، پرده از اين واقعيت تلخ برميدارد و از روزگار سختِ همقطارانش ميگويد. او با انتقاد از شكاف عميق ميان دستمزد و هزينههاي زندگي، وضعيت سفره بازنشستگان را «بحراني» توصيف كرد. و با گلايه از گراني ۵ برابري اقلام اساسي تاكيد كرد كه با حقوق ۱۶ ميليون توماني و خط فقر ۶۰ ميليون توماني، بازنشستگان عملا در تامين «نان سنگك» خود نيز با مشكل مواجه شدهاند.
اين فعال بازنشستگان در تشريح وضعيت اقتصادي موجود به خبرنگار به ايلنا گفت: ببينيد تخممرغ الان گران شده و ما نميدانيم چطور زندگي كنيم، به خاطر اينكه قيمتها سر به فلك كشيده است. دستمزد يك روزِ كارگر نزديك به قيمت يك شانه تخممرغ است! اين نشان ميدهد كه وضعيت معيشت ما ديگر از مرز خطر گذشته و به بحران رسيده است. ما ديگر نميتوانيم ادامه دهيم.
دستان پينه بسته و سفرههاي خالي
او با اشاره به تغيير نگاه مسوولان به كارگران نسبت به دهههاي گذشته افزود: من كارگر دهه شصت و هفتاد بودم؛ آن زمان كه جوان بوديم با تبليغات به ما ميگفتند «دست كارگر را ميبوسيم»، اما الان دست ما لاي گيره است. سوال من اين است كه اين دستِ ما چه زماني قرار است از لاي گيره در بيايد؟ با اين وضعيت معيشتي، زندگي ما زير فشار است. احمدي در خصوص محاسبات رياضي حقوق و خط فقر تصريح كرد: حقوق بازنشستگي من ۱۶ ميليون و ۸۰۰ هزار تومان است كه ۸۰۰ هزار تومان آن بابت بيمه تكميلي كسر ميشود و طبق روال قانوني ۱۶ تومان دست من را ميگيرد. اين در حالي است كه تورم و خط فقر به بالاي ۵۰ و ۶۰ ميليون تومان رسيده است. اين فاصله خيلي زياد است؛ حتي اگر ۵۰ درصد هم روي حقوق ۱۶ ميليوني بگذارند، ميشود ۲۴ ميليون، باز هم تا ۵۰ ميليون تومانِ خط فقر، بيش از ۲۰ ميليون تومان فاصله داريم. سال ديگر هم دوباره تورم و گراني داريم؛ واقعا چه تصميمي ميخواهند براي معيشت و حقوق ما بگيرند؟ ما الان عملا زير خط فقر مطلق هستيم. اين فعال صنفي با مقايسه قيمت اقلام اساسي گفت: يك زماني حقوق ما ۱۰ ميليون بود و نان سنگك ۵ هزار تومان؛ الان نان سنگك شده ۲۵ هزار تومان اما حقوق ما ۱۶ ميليون است. من با روغني كه ۳۶۰ هزار تومان بود و الان شده يك ميليون و حدود پنج برابر شده كاري ندارم؛ من دارم از نان سنگك صحبت ميكنم كه سادهترين نياز ماست. نان را از ۵ هزار تومان رساندند به ۲۵ هزار تومان يعني ۵ برابر، اما حقوق ما نهايتا ۵۰ تا ۶۰ درصد (حدود نيم برابر) اضافه شده است. اين اختلاف را چطور ميخواهند براي من پر كنند؟ نان ديگر حداقلِ قوت كارگر است، ما كه نميگوييم برويم كباب بريان بخوريم يا صحبت از گوشت بالاي يك ميليون توماني نميكنيم كه يك زماني صد هزار تومان بود؛ ما داريم از همان نان سنگكي حرف ميزنيم كه ۵ هزار تومان بود.
مسوولان صداي ما را بشنوند!
او در خصوص دشواريهاي بيان مطالبات صنفي اظهار داشت: اگر به خيابان بياييم، برچسب ميخوريم. صدايمان را كجا بايد به اينها برسانيم؟ كجا ميتوانيم صحبت كنيم كه يك فضايي بگذارند كه ما اغتشاشگر محسوب نشويم؟ ما مطالبهگريم. بايد فضايي را براي ما در نظر بگيرند كه بتوانيم صحبت كنيم و مسوولان گوش كنند و اجرا كنند؛ نه اينكه يك گوش در باشد و يكي دروازه! حرفدرماني ديگر فايده ندارد، مطالبات ما بايد محقق شود. خطاب به مسوولان ميگويم، شما داريد حداقل قوت كارگر را از او ميگيريد. سيد محمد احمدي در پايان با اشاره به فشارهاي روحي وارد بر بازنشستگان خاطرنشان كرد: در شرايط كلي ما شرمنده خانوادههاييم. عملا ما نميتوانيم نيازهاي اوليه فرزندانمان را تامين كنيم، چه پوشاك باشد چه چيزهاي ديگر. با اين حقوق فقط ميتوانيم به «قوت لايموت» و حداقلهاي سفرههايمان برسيم. خود من شخصا چند سال است نتوانستهام لباس نو بخرم. اگر داشته باشم ميخرم، وقتي ندارم نميتوانم. بچههاي ما نيازهاي اوليه دارند و ما ناتوانيم. مگر اولويت حضرت پيغمبر (ص) رعايت حقالناس نبود؟ آيا اين وضعيت رعايت حقالناس است؟!
