عوامل موثر بر دلار

۱۴۰۴/۱۱/۰۹ - ۰۱:۲۴:۵۹
کد خبر: ۳۷۵۴۲۱

بخشي از آنچه امروز در بازار و افكار عمومي مشاهده مي‌شود، ناشي از عوامل بيروني و فضاسازي‌هايي است كه سعي دارد «سايه جنگ» را بر كشور پررنگ جلوه دهد.

سيد بهاءالدين حسيني‌هاشمي

بخشي از آنچه امروز در بازار و افكار عمومي مشاهده مي‌شود، ناشي از عوامل بيروني و فضاسازي‌هايي است كه سعي دارد «سايه جنگ» را بر كشور پررنگ جلوه دهد. تحركات نظامي امريكا، آرايش جنگي ناوها، برخي اقدامات مانند تخليه سفارتخانه‌ها توسط بعضي كشورها، اظهارنظرها و بازتاب گسترده آنها در فضاي مجازي، همگي به گونه‌اي القا مي‌كنند كه خطر جنگ جدي است. در اين ميان بايد توجه داشت كه اگرچه امريكا كشوري قدرتمند محسوب مي‌شود، اما محاسبات اقتصادي آن، به‌ ويژه با توجه به رويكرد شخصي و اقتصادي ترامپ، دلالتي بر ورود به يك جنگ پرهزينه ندارد. امريكا در قبال دريافت منابع مالي، تعهد داده امنيت كشورهاي حاشيه جنوبي خليج‌فارس را تامين كند؛ كشورهايي كوچك و آسيب‌پذير كه امنيت آنها مستقيما با قيمت انرژي و ثبات بازار نفت گره خورده و امريكا به اين موضوع توجه مي‌كند. از سوي ديگر، ايران بازيگري است كه حدود ۳۰ درصد از نفت جهان به نوعي تحت تاثير موقعيت آن قرار دارد. تجربه‌هايي مانند ونزوئلا نشان داده كه حتي با قطع فروش نفت نيز لزوما زمينه يك درگيري نظامي مستقيم فراهم نمي‌شود. به نظر مي‌رسد هدف اصلي، ايجاد فشار رواني و اقتصادي براي وادار كردن ايران به پذيرش شروطي است كه بسياري از آنها قابل قبول نيست. تلاش مي‌شود شرايط فعلي در ذهن مردم و بازار به جنگي نزديك به درگيري نظامي تعبير شود. باور عمومي اين است كه سايه جنگ بر كشور گسترده شده و اين موضوع به‌طور طبيعي بر بازار ارز و طلا تاثير مي‌گذارد. به نظر من در كنار تهديدهاي بيروني، مديريت فضاي داخلي اهميت بالايي دارد. ايران كشوري قدرتمند است و امريكا نيز در منطقه پايگاه‌هايي دارد كه خود آنها آسيب‌‌پذيرند. بنابراين لازم است بخشي از تمركز بر آرام‌سازي فضاي داخلي باشد. اطلاع‌رساني شفاف و واقعي به مردم، تقويت احساس امنيت و نشان دادن تلاش‌هاي ديپلماتيك مي‌تواند به كاهش التهاب كمك كند. متاسفانه در حوزه سياست خارجي، اجماعي عليه ايران شكل گرفته و در برخي قطعنامه‌ها، كشورهاي ديگر توانسته‌اند همراهي لازم را با امريكا داشته باشند. فعاليت‌هاي ديپلماتيك ما، به‌ويژه در تعامل با كشورهاي تاثيرگذار بر افكار عمومي جهان، به اندازه كافي موفق نبوده و نتوانسته‌ايم مواضع خود را به‌ درستي تبيين يا از بروز برخي خطرات جلوگيري كنيم. به نظر من هر دو عامل داخلي و خارجي تاثيرگذار بوده‌اند. حوادث داخلي، محدوديت‌هايي مانند قطع اينترنت موجب افزايش نگراني در جامعه شده‌اند. اين فضا به دشمن امكان داده هم در داخل و هم در سطح بين‌المللي بهره‌برداري گسترده‌اي داشته باشد. 

 افزايش نرخ ارز، رشد بهاي اونس جهاني طلا و حتي جهش‌هاي كم‌سابقه قيمت طلا كه در مقاطعي تا ۲۰۰ دلار در يك روز هم گزارش شد، بخشي از همين فضاي التهاب‌آلود است. وقتي احتمال درگيري در خاورميانه مطرح مي‌شود، آن هم با توجه به جايگاه ايران به عنوان كشوري بزرگ و تاثيرگذار، طبيعي است كه كشورها به سمت تبديل پشتوانه‌هاي پولي خود از دلار به طلا حركت كنند. جنگ با ايران، جنگ با يك كشور نيست؛ بلكه جنگ با يك منطقه است و همين مساله حساسيت بازارهاي جهاني را افزايش مي‌دهد.