نقش راهبردي پروژه‌هاي جمع‌آوري گازهاي همراه در مديريت ناترازي گاز

پيامدهاي اقتصادي فلر سوزي

۱۴۰۴/۱۰/۲۹ - ۲۳:۲۱:۲۴
کد خبر: ۳۷۴۲۷۷
پيامدهاي اقتصادي فلر سوزي

بازگرداني گازهاي همراه نفت از فلرها، يك فرصت استراتژيك براي كاهش ناترازي و تقويت امنيت انرژي ايران است. مديريت بهينه منابع انرژي، به ويژه گاز طبيعي، يكي از چالش‌هاي اساسي در اقتصاد و توسعه پايدار جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود.

بازگرداني گازهاي همراه نفت از فلرها، يك فرصت استراتژيك براي كاهش ناترازي و تقويت امنيت انرژي ايران است. مديريت بهينه منابع انرژي، به ويژه گاز طبيعي، يكي از چالش‌هاي اساسي در اقتصاد و توسعه پايدار جمهوري اسلامي ايران محسوب مي‌شود. با توجه به حجم بالاي توليد نفت خام در كشور، توليد همزمان گازهاي همراه در ميادين نفتي اجتناب‌ناپذير است. در دهه‌هاي گذشته، بخش قابل توجهي از اين گازها به دليل فقدان زيرساخت‌هاي لازم يا ملاحظات اقتصادي، سوزانده (فلر) شده كه اين امر علاوه بر اتلاف منابع ارزشمند، موجب آلودگي‌هاي زيست‌محيطي جدي نيز شده است. اجراي پروژه‌هاي جمع‌آوري گازهاي همراه نه تنها يك الزام زيست‌محيطي، بلكه يك استراتژي حياتي در تأمين امنيت انرژي كشور، كاهش ناترازي در بخش‌هاي مصرف، به‌ويژه صنعت، و ايجاد ارزش افزوده اقتصادي است. اين گزارش به بررسي ابعاد فني، اقتصادي و راهبردي اين پروژه‌ها و تأثير مستقيم آنها بر تعادل عرضه و تقاضاي گاز در كشور مي‌پردازد. گازهاي همراه شامل متان، اتان، پروپان، بوتان و ساير هيدروكربن‌هاي سبك هستند كه همراه با نفت خام از مخازن استخراج مي‌شوند. اين گازها منبعي غني از انرژي هستند و در صورت جمع‌آوري و فرآوري، مي‌توانند به عنوان خوراك صنايع پتروشيمي، سوخت نيروگاه‌ها و مصارف خانگي يا صنعتي به شبكه سراسري تزريق شوند. به گزارش مهر اهميت راهبردي اين گازها در اين است كه آنها يك محصول جانبي ناگزير از توليد نفت هستند. عدم استفاده از اين منابع، سرمايه‌گذاري‌هاي انجام شده در بخش بالادستي نفت را تضعيف كرده و پتانسيل درآمدزايي كشور را كاهش مي‌دهد. بر اساس آمار منتشرشده در سال‌هاي گذشته، ايران جزو بزرگ‌ترين مشعل‌داران (فلركننده‌ها) گاز در جهان بوده است. فلرينگ به معناي سوزاندن گاز اضافي در سر چاه يا واحدهاي فرآيندي است. پيامدهاي اين رويكرد عبارتند از: 

اتلاف اقتصادي: هدر رفتن حجم عظيمي از انرژي كه مي‌توانست به چرخه توليد ارزش بازگردد. ارزش اقتصادي گاز همراه سوزانده شده، ميلياردها دلار در سال تخمين زده مي‌شود.

آلودگي محيط زيست: انتشار گازهاي گلخانه‌اي (به‌ويژه دي‌اكسيد كربن) و آلاينده‌هاي محلي كه بر سلامت عمومي و محيط زيست منطقه تأثير منفي مي‌گذارد. فلرينگ، بازده احتراق را كاهش داده و منجر به توليد آلاينده‌هاي خطرناك مي‌شود.

افزايش ناترازي: عدم تزريق گاز جمع‌آوري شده به شبكه، فشار مضاعفي بر ظرفيت توليد گاز طبيعي خالص (Sweet Gas) وارد كرده و ناترازي فصلي (به‌ويژه در زمستان) را تشديد مي‌كند. گاز فلر شده، ظرفيتي است كه مي‌توانست به‌راحتي بخشي از نياز فصول سرد را پوشش دهد.

اجراي موفقيت‌آميز پروژه‌هاي جمع‌آوري گاز‌هاي همراه مستقيماً بر حل ناترازي گاز، به‌ويژه در بخش صنعتي كه مصرف‌كننده عمده است، تأثير مي‌گذارد.

هدف اصلي اين پروژه‌ها، جمع‌آوري، شيرين‌سازي (حذف تركيبات اسيدي و سپس تزريق گاز به خطوط لوله انتقال است. با تزريق اين حجم از گاز به شبكه، نياز به برداشت بيشتر از ميادين گازي ترش يا شيرين (مانند پارس جنوبي) كاهش مي‌يابد. اين امر اجازه مي‌دهد گاز شيرين‌تر و آماده مصرف، به بخش‌هايي با حساسيت بالاتر مانند مصارف خانگي و نيروگاه‌ها در اوج مصرف اختصاص يابد.

در برخي عمليات، تزريق گاز همراه به مخزن (به‌جاي سوزاندن) مي‌تواند به عنوان گاز احيايي عمل كرده و فشار مخزن را حفظ كند، كه اين خود به ثبات توليد نفت كمك مي‌كند. در اين حالت، از گاز به عنوان يك منبع ترموديناميكي براي افزايش ضريب بازيافت نفت نيز استفاده مي‌شود. بخش صنعت، به‌ويژه صنايع فولاد، سيمان و پتروشيمي، نيازمند تأمين پايدار گاز با فشار مناسب هستند. ناترازي گاز غالباً منجر به اعمال محدوديت‌هاي شديد (قطعي يا كاهش خوراك) بر اين صنايع مي‌شود كه مستقيماً توان رقابتي و توليد ناخالص داخلي را تحت تأثير قرار مي‌دهد. گاز جمع‌آوري‌شده مي‌تواند به عنوان يك منبع پايدار و قابل اتكا در داخل منطقه توليد، بخشي از نياز صنايع محلي را تأمين كند. اين امر به‌ويژه در مناطقي كه فاصله زيادي از شبكه انتقال گاز دارند، اهميت حياتي پيدا مي‌كند.همچنين نزديكي محل توليد گاز جمع‌آوري شده به صنايع منطقه، هزينه‌هاي انتقال بلندمدت را كاهش مي‌دهد. اين امر همچنين نياز به سرمايه‌گذاري‌هاي جديد در خطوط لوله انتقال سراسري را كاهش مي‌دهد.

در سال‌هاي اخير، پروژه‌هايي در مناطق نفت‌خيز جنوب (مانند غرب كارون، اهواز و آغاجاري) با هدف جمع‌آوري گازهاي همراه با موفقيت به بهره‌برداري رسيده‌اند. اين پروژه‌ها توانسته‌اند روزانه ميليون‌ها متر مكعب گاز را از فلر شدن نجات دهند. به عنوان مثال، پروژه‌هايي كه بر محوريت ايجاد واحدهاي فرآيندي و تزريق مجدد يا صادرات گاز متمركز شده‌اند، نشان داده‌اند كه بازيابي اين منابع نه تنها از نظر محيط زيستي توجيه‌پذير است، بلكه از نظر اقتصادي نيز بازگشت سرمايه سريعي دارند.سودآوري اين پروژه‌ها اغلب از طريق فروش گاز فرآوري‌شده يا محصولات جانبي (مانند پروپان و بوتان مايع - LPG) تأمين مي‌شود.

با وجود اهميت راهبردي، اجراي اين پروژه‌ها با چالش‌هايي روبه‌رو است: كه از جمله آن مي‌توان به پراكندگي چاه‌هاي نفت و ميادين، وجود تركيبات خورنده در گاز همراه، و نياز به فناوري‌هاي پيچيده براي شيرين‌سازي و فرآوري. طراحي واحدهاي فرآيندي بايد با در نظر گرفتن تغييرات آتي در تركيب گاز همراه (به دليل افت فشار مخزن) صورت گيرد.ماهيت سرمايه‌بر بودن پروژه‌هاي زيرساختي گاز و پيچيدگي‌هاي تأمين مالي داخلي و بين‌المللي، به‌ويژه در شرايط تحريم، به عنوان يك مانع جدي مطرح است. نياز به ضمانت‌هاي دولتي براي نرخ خريد تضميني گاز جمع‌آوري‌شده ضروري است. گاهي اوقات تفكيك مالكيت بين شركت ملي نفت (به عنوان توليدكننده) و شركت ملي گاز (به عنوان بهره‌بردار شبكه) بر سر تأسيسات و تخصيص خوراك مي‌تواند منجر به تأخير در تصميم‌گيري‌ها مي‌شود.زمان لازم براي طراحي، ساخت و راه‌اندازي يك واحد جمع‌آوري گاز، اغلب طولاني‌تر از زمان مورد نياز براي رفع اضطراري ناترازي است، كه نيازمند برنامه‌ريزي بلندمدت است.

از منظر كارشناسي، جمع‌آوري گازهاي همراه يك اهرم قدرتمند براي مديريت انرژي كشور است كه اثرات چندوجهي دارد: ۱. اثر كاهنده بر فشار زمستاني؛ هر متر مكعب گازي كه از فلر به شبكه بازگردد، به‌ويژه در بازه زماني اوج مصرف زمستاني (كه ناترازي به حداكثر مي‌رسد)، به معناي كاهش فشار بر توليد گاز از پارس جنوبي و در نتيجه، پايداري بيشتري در تأمين گاز صنايع و جلوگيري از اعمال محدوديت‌هاي انرژي است. اين امر تأثير مستقيمي بر توليد صنعتي و حفظ رفاه عمومي دارد.

۲. ارزش افزوده صنايع پايين‌دستي؛ گاز همراه صرفاً به عنوان سوخت مصرف نمي‌شود؛ بلكه مي‌توان از جزء اتان و پروپان آن به عنوان خوراك واحدهاي پتروشيمي استفاده كرد. ارزش خالص اين محصولات بسيار بالاتر از ارزش گاز طبيعي خام است. اين امر توسعه صنايع تكميلي، صادرات محصولات با ارزش افزوده بالاتر و كاهش واردات مواد شيميايي را تسهيل مي‌كند.

۳. لبه تكنولوژيك و محيط زيستي؛ توقف فلرينگ، ايران را در مسير تعهدات بين‌المللي زيست‌محيطي قرار مي‌دهد و نشان‌دهنده بلوغ فني در مديريت منابع هيدروكربني است.

پروژه‌هاي جمع‌آوري گازهاي همراه با نفت، فراتر از يك اقدام صرفاً زيست‌محيطي، ستون فقراتي براي پايدارسازي عرضه گاز به بخش صنعت و مقابله با ناترازي مزمن انرژي در ايران هستند. هرگونه تأخير در اجراي اين پروژه‌ها، به معناي تداوم اتلاف منابع و تحميل محدوديت‌هاي اقتصادي بر بخش‌هاي مولد كشور است. موفقيت در مهار اين منابع نهفته در عزم مديريتي براي سرمايه‌گذاري زيرساختي و اطمينان از بازگشت اقتصادي اين سرمايه‌گذاري‌ها از طريق تزريق مطمئن گاز به شبكه ملي مي‌باشد. سرمايه‌گذاري فعال در اين حوزه، كليدي‌ترين راهكار بلندمدت براي عبور از بحران ناترازي انرژي و تضمين توسعه صنعتي پايدار كشور خواهد بود.

بیمه ملت