اثر عرضه محدود و نوسانات بر بازار سهام شركتهاي معدني
كيوان جعفري طهراني - تحليلگر بازار بينالمللي آهن و فولاد نوشت: بازار محصولات معدني و فولادي ايران در سالهاي اخير با تحولات متعددي مواجه شده كه رفتار قيمتها و انتظارات سرمايهگذاران را تحت تأثير قرار داده است. يكي از شاخصترين ويژگيهاي اين بازار، عرضه محدود و پراكنده محصولات در بورس كالا است.
كيوان جعفري طهراني - تحليلگر بازار بينالمللي آهن و فولاد نوشت: بازار محصولات معدني و فولادي ايران در سالهاي اخير با تحولات متعددي مواجه شده كه رفتار قيمتها و انتظارات سرمايهگذاران را تحت تأثير قرار داده است. يكي از شاخصترين ويژگيهاي اين بازار، عرضه محدود و پراكنده محصولات در بورس كالا است. تجربه نشان ميدهد كه اين محدوديت باعث ميشود هر اطلاعيه عرضه به رويدادي مهم براي سرمايهگذاران و معاملهگران حرفهاي تبديل شود. عرضه محدود، همراه با نوسانات نرخ ارز و تغييرات قيمت جهاني فلزات، محيطي ايجاد ميكند كه واكنش سريع بازار سهام نسبت به هر حركت قيمتي مشاهده شود و فرصتهايي براي نوسانگيري كوتاهمدت شكل گيرد. اين شرايط نهتنها بر ارزش سهام شركتهاي معدني اثر ميگذارد، بلكه بر رفتار رواني فعالان بازار و تصميمگيري آنها نيز تأثيرگذار است. يكي از عوامل اصلي در اين رابطه، نوسانات نرخ ارز است. تغييرات قابل توجه نرخ دلار آزاد، بدون آنكه الزاما ارتباط مستقيم با هزينه تمام شده توليد داخلي داشته باشد، قيمت محصولات معدني و فولادي را به سرعت تغيير ميدهد. در چنين شرايطي، سهام شركتهاي معدني با افزايش يا كاهش سريع ارزش بازار مواجه ميشوند و سرمايهگذاران براي بهرهبرداري از اين نوسانات تصميمات كوتاهمدت اتخاذ ميكنند. به نظر ميرسد كه حساسيت بازار سهام به نرخ ارز، علاوه بر اثر مستقيم بر هزينههاي توليد، ناشي از «انتظارات سرمايهگذاران نسبت به آينده سودآوري شركتها» باشد. اين موضوع به ويژه براي شركتهايي كه بخش قابل توجهي از مواد اوليه خود را وارد ميكنند، اهميت بيشتري دارد. علاوه بر نرخ ارز، تغييرات قيمت جهاني فلزات و محصولات معدني اثر مستقيمي بر بازار داخلي دارند. هنگامي كه قيمتهاي جهاني فلزات نوسانات شديدي تجربه ميكنند، عرضه محدود در بورس كالا ميتواند منجر به تغييرات سريع و قابل توجه در قيمت سهام شركتهاي معدني شود. از ديدگاه تحليلگري، اين تركيب نوسانات جهاني و محدوديت عرضه، رفتار هيجاني سرمايهگذاران و فرصت نوسانگيري كوتاهمدت را تقويت ميكند، در حالي كه اثر بلندمدت بر سودآوري شركتها ممكن است محدود باشد. توسعه ابزارهاي مالي مبتني بر كالا نيز يكي از تغييرات ساختاري است كه بازار داخلي را تحت تأثير قرار داده است. ابزارهايي مانند گواهي سپرده كالايي و قراردادهاي سلف استاندارد، امكان تأمين مالي شركتها و نقدشوندگي بازار را افزايش دادهاند. از سوي ديگر، عرضه محدود و محدوديت منابع، باعث ميشود كه قيمت اين ابزارها و محصولات مرتبط با آنها سريعاً تحت تأثير قرار گيرد و توجه سرمايهگذاران كوتاهمدت را جلب كند. اين تجربه نشان ميدهد كه بورس كالا بيش از يك بازار فيزيكي، نقش يك بازار مالي پيچيده را بازي ميكند و جريان سرمايه و انتظارات معاملهگران را شكل ميدهد. همچنين صنايع پاييندستي با فشار مضاعفي مواجه هستند. افزايش ناگهاني قيمت مواد اوليه و محدوديت عرضه ميتواند توليد اين صنايع را تحت تأثير قرار دهد و منجر به توقف پروژهها يا كاهش توليد شود. از منظر تحليلگر، اين وضعيت نشان ميدهد كه پايداري بازار و تثبيت قيمتها نيازمند هماهنگي ميان عرضه فيزيكي، سياستهاي ارزي و ابزارهاي مالي است تا علاوه بر حمايت از توليد، از رفتار هيجاني بازار سهام نيز كاسته شود. در پايان ميتوان گفت، تجربه سالهاي اخير بازار معدني كشور نشان ميدهد كه تركيب عرضه محدود، نوسانات نرخ ارز و ابزارهاي مالي جديد، رفتار قيمتي سهام شركتها را پيچيده كرده و فرصتهاي نوسانگيري كوتاهمدت ايجاد ميكند. به نظر ميرسد براي دستيابي به تعادل و پايداري، سياستگذاران بايد سازوكار عرضه و ابزارهاي مالي را به گونهاي طراحي كنند كه هم توليد حمايت شود و هم بازار سهام كمتر تحت فشار هيجاني قرار گيرد. تنها در اين صورت بورس كالا ميتواند نقش واقعي خود را در توسعه پايدار صنايع معدني و فولادي ايفا كند.
