فرشاد مومنی در آیین نکوداشت دکتر عالی نسب:

فشارهاي رانتجويان پس از جنگ بیشتر شد

۱۴۰۴/۱۰/۲۵ - ۰۱:۴۷:۵۲
کد خبر: ۳۷۳۸۵۸

دكتر فرشاد مومني، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي، در بخشي از اين مراسم، با بيان اينكه بزرگداشت استاد عالي نسب، بزرگداشت اعتلاي انسان، مناسبات عادلانه و استقلال ملي است و ما با اين كار شكر نعمت خداوند را مي‌كنيم، اظهارداشت: در دوره جنگ كه توفيق داشتم در خدمت ايشان بودم، جلساتي بود كه تصور مي‌كردم ايشان امكان ندارد از اين جلسه زنده بيرون بيايد، يعني آنگونه با غيرت در برابر زياده‌خواهي‌هاي گروه‌هاي زياده طلب ايستادگي مي‌كردند، فرياد مي‌كشيدند و استدلال و شواهد تاريخي مي‌آورند.

به گزارش جماران، دكتر فرشاد مومني، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبايي، در بخشي از اين مراسم، با بيان اينكه بزرگداشت استاد عالي نسب، بزرگداشت اعتلاي انسان، مناسبات عادلانه و استقلال ملي است و ما با اين كار شكر نعمت خداوند را مي‌كنيم، اظهارداشت: در دوره جنگ كه توفيق داشتم در خدمت ايشان بودم، جلساتي بود كه تصور مي‌كردم ايشان امكان ندارد از اين جلسه زنده بيرون بيايد، يعني آنگونه با غيرت در برابر زياده‌خواهي‌هاي گروه‌هاي زياده طلب ايستادگي مي‌كردند، فرياد مي‌كشيدند و استدلال و شواهد تاريخي مي‌آورند. بسياري تصور مي‌كنند در دوره جنگ، همه‌چيز عالي بود و همه انسانها به دنبال ارزش های متعالي بودند و كشور بدون تعارض منافع اداره شد؛ در حالي كه اصلا اينگونه نيست و فشارهاي رانتجويان در دوره جنگ بسيار بيشتر از قبل و بعد از آن بود.

   شخصا شاهد بودم كه عالي نسب  چندين بار به قتل تهديد شد

وي يادآورشد: در چنين فضايي، اين پايمردي‌هاي امثال عالي نسب و مهندس موسوي و همكارانشان بود كه در برابر آن فشارهاي رانت جويانه ايستادگي‌هاي فداكارانه بي‌نظير كردند. شخصا شاهد بودم كه چندين بار آقاي عالي نسب به قتل تهديد شد. در هيچ دوره‌اي نبود كه جمعيتي بالغ بر 30درصد كل وزيران، قبل ازاينكه وارد جلسه شوند، با هم هماهنگي مي‌كردند كه چگونه در برابر آقاي موسوي ايستادگي كنند، اينكه ايشان با آن صبوري، نجابت و صفاي باطني كه داشت، دم بر نمي‌آورد، اصلا به معناي نبود اين فشارها نيست؛ بلكه فشارها بسيار مافوق طاقت بود. آنها كه آن زمان در جريان بودند، مي‌دانستند به خصوص از سال 65 به بعد كه ابعاد فشارهايي كه به اقتصاد ايران وارد مي‌شد از حدود متعارف فراتر رفته بود، مفاصل دست‌هاي مهندس موسوي قفل كرده بود و دستهايشان باز نمي‌شد، زانوهايشان تا نمي‌شد. با اين شرايط، از 5صبح كه وارد دفتر مي‌شدند، تا دو نيمه شب كار مي‌كردند. اين اقتصاددان افزود: يكي از مسوولان دفتر ايشان، مي‌گفت با اين حال، ساعت دو نيمه شب كه مي‌خواستند از دفتر به منزل بروند، در اوج جنگ شهرها، آقاي مهندس موسوي، ما را قسم مي‌داد كه ملاحظه حال من را نكنيد، چون پاي جان انسان‌ها در ميان است، اگر من بالاي سر كار باشم، مديران زيرمجموعه من هم كار را جدي مي‌گيرند، اگر مساله جديدي پيش آمد اصلا ملاحظه حال من را نكنيد. هم پايمردي‌ها در برابر زياده‌خواهي‌ها و هم فداكاري‌ها بسيار زياد بود.

   عالي نسب سال 65، با آن شرايط جسمي و تنگي نفس، تا 12شب در جلسات نخست وزيري حضور داشتند

مومني با بيان اينكه استاد عالي نسب سال 65، با آن شرايط جسمي و تنگي نفسي كه داشتند، تا 12شب در جلسات نخست وزيري حضور داشتند، اما آن زمان رسم نبود كه از اين كارها كسي عكس بگيرد و اين چيزها مذموم به حساب مي‌آمد، گفت: با اينكه در كل سال‌هاي جنگ، آقاي مهندس موسوي، رييس بنياد مستضعفان بود، با آن امكاناتي كه از نظر محل‌هاي اقامتي باشكوه در اختيار بنياد بود، ايشان با خانواده در دو اتاق در داخل محوطه نخست وزيري زندگي مي‌كرد، اتاقهايي كه در زمان هويدا، براي استراحت باغبان‌هاي نخست وزيري در ساعات كار ساخته شده بود. اما مهندس موسوي در تمام هشت سال نخست وزيري، در آن خانه زندگي كرد، اما نه عكسي انداخت و نه فيلمي برداشت و نه آن را به زبان آورد و شايد اكنون كه از زبان من اين موضوع مطرح مي‌شود، برنجد.

وي اضافه كرد: در اين مناسبات، آقاي عالي نسب يك بار به من گفتند كه در دوره مصدق هم كه ديدم اراده بر اصلاح و بهبود ايران است، كارهايم را رها كردم و مانند يك سرباز، شبانه روزم در خدمت دولت ملي بود و انصافا در حمايت و همراهي و كمك به دولت آقاي مهندس موسوي هم به معناي دقيق كلمه مانند يك مجاهد في سبيل‌الله كار مي‌كردند. بعدها كه بحث آقازاده‌ها و ژن‌هاي متفاوت، به دليل فسادي كه در ساختار شكل گرفت، مطرح شد، آقاي موسوي در جلسه‌اي من را گواه گرفتند و پرسيدند در تمام سال‌هايي كه ما در نخست وزيري بوديم، آيا يك بار شد كه پاي منسوبين من به نخست وزيري باز شود؟ يك بار ديديد در ساعت‌هايي كه من در نخست وزير هستم، از بستگانم كسي زنگ بزند؟ اينكه اين كارها نمي‌شد، تصادفي نبود. ما حساب و كتابهايمان را خيلي صاف مي‌كرديم و اگر اين كار را نمي‌كرديم، نمي‌توانستيم در تراز يك مدافع حقوق عمومي ظاهر شويم. تمام اينها حساب و كتاب داشت.

   اگر مي‌خواهيم ايران اعتلا پيدا كند  بايد براي آن مايه بگذاريم

اين اقتصاددان با بيان اينكه آقاي عالي نسب، به لحاظ اخلاقي، به‌شدت تحت تاثير دكتر مصدق بود و به شيوه‌هاي مختلفي اين تاثير در قول و فعلش مشاهده مي‌شد، گفت: با اينكه ايشان آنگونه در نخست وزير كار مي‌كردند، حتي يك ريال هم دريافت نكردند و اگر هم جايزه و هدايايي ارسال مي‌شد، تمام آن را برمي‌گرداندند. درست مانند دكتر مصدق. اگر مي‌خواهيم ايران اعتلا پيدا كند، بايد براي آن مايه بگذاريم، نه اينكه مانند زالو، چيزهايي بكنيم و اغتنام فرصت كنيم و به هم نژادها و هم قبيله اي‌هايمان، سرويس‌هاي آنچناني بدهيم. آنها انسان‌هايي خودساخته و متعالي بودند كه براي آبرومند ماندن ايران كمك و تلاش كردند و از هيچ مجاهدتي هم فروگذار نكردند.

   به دليل اهميت مكتب تاريخي آلمان  عالي نسب سه سال روي مطالعه آن زمان گذاشت

مومني با تاكيد بر اينكه «وجه انديشه اي» كانون اصلي فعاليت‌هاي استاد عالي نسب بود و مي‌گفتند كه من در مطالعه مكاتب اقتصادي، وقتي به مكتب تاريخي آلمان رسيدم، سه سال در آن درنگ كردم، خاطرنشان كرد: ايشان مي‌گفت با اين مكتب تكيه بر تاريخ و با رويكرد انتقادي راجع به مناسبات نابرابرساز بنيادگرايي بازار وجود داشت، پيام‌هاي خارق العاده‌اي دارد و چقدر به كار ايران مي‌آيد. اما شرط آن اين است كه 

 ابتدا توانسته باشيم ايران را به خوبي بشناسيم. ايشان شرحي مي‌دادند از اينكه براي شناخت ايران، چه زحماتي كشيدند. باوركردني نيست كه فردي كه در حرفه خود آن همه سرآمد و مشهور است، براي 19هزار روستاي ايران، پرونده‌هاي پژوهشي جامع الاطراف تدارك ديده بود. تمام كارهايي كه بعدها هم مي‌كردند، دقيقا بر محور شناخت عميق از ايران و بايسته‌ها و اولويت‌هاي توسعه‌اي آن بود.

   عالي‌نسب معتقد بود ارزش پول ملي  ناموس كشور است

اين اقتصاددان افزود: بعد از اينكه آقاي عالي نسب ديدند در دوره بعد از جنگ، سياست‌هاي اقتصادي در جهت خلاف نظام باورها و آرمانها و مصالح ايران است و خودشان را كنار كشيدند، به تعبير خودشان مي‌گفتند آمده‌ايم سراغ خرده‌فروشي. يعني كارهاي خير سطح خردي كه يك فرد معتقد انجام دهد را دنبال مي‌كرد. ايشان مهم‌ترين اولويت توسعه ايران را در آن شرايط مدرسه‌سازي در روستاها مي‌دانست و براي آن 45شاخص درنظر گرفته بودند و اولويت سنجي‌هايش مبتني بر برنامه بود. ايشان بسيار عميق جامعه، صنعت و كشاورزي ايران را مي‌شناخت و با دقت آنها را دنبال مي‌كرد. ايشان با نگرش توسعه‌اي كه ميان رشته‌اي است و همه وجود را با هم درنظر مي‌گيرد، درآن دوره‌اي كه فشارهاي طاقت سوزي به مهندس موسوي وارد مي‌شد، كه مثلا به تضعيف ارزش پول ملي تن دهند، ايشان مي‌گفت ارزش پول ملي، ناموس كشور است، چون منعكس‌كننده زحمات نيروي كار مولد است و اگر ما به چنين سياستي تن دهيم، به آنها كه دنبال خلق ارزش در اين جامعه هستند، ظلم مي‌كنيم و به كساني كه مي‌خواهند نكاشته‌هاي خود را درو كنند و دنبال رانت هستند، سرويس مي‌دهيم.

   ستون فقرات استقلال ملي و عدالت اجتماعي، اعتماد مردم به حكومتگران است و شوك درماني آن را مخدوش مي‌كند

وي ادامه داد: وقتي فشارها زياد شد، از ايشان خواستم چارچوب نظري اين تفكر را براي من بيشتر توضيح دهند، ايشان فرمود از جنبه تئوريك ستون فقرات استقلال ملي و عدالت اجتماعي، اعتماد مردم به حكومتگران است. مي‌فرمودند اگر ما به تضغيف ارزش پول ملي تن دهيم، اعتماد دو گروه بسيار زود از حكومت سلب مي‌شود؛ توليدكننده‌ها و فقرا. اگر چنين چيزي اتفاق بيفتد، آنها احساس بي‌پناهي مي‌كنند و به نظرشان مي‌آيد كه حكومت با آنها خلاف عهد مي‌كند. كارگري را درنظر بگير كه 15سال كار كرده و درصدي از دسترنج خود را پس انداز كرده كه بتواند معادل ريالي يك دستگاه 150هزار دلاري را فراهم كند. اگر بعد از 15سال كه ايشان اين كار را كرده، يك باره در راستاي منافع رانت جوها و خارجي‌ها سخنگوي دولت بگويد قيمت دلار نسبت به ريال، اين ميزان گران‌تر شده، اين يعني تمام زحمات 15ساله اين فرد را هدر داده‌ايد، اين ديگر با آن 15سال تلاش و پس انداز نمي‌تواند كسب و كار جديد راه بيندازد. عين اين را درباره فقرا هم مي‌فرمودند. تاكيد داشتند كه وقتي ما با فقرا تعهد كرديم كه بتوانند با يك شيفت كار شرافتمندانه از عهده زندگي شرافتمندانه برآيند، تضعيف ارزش پول ملي، آن را غيرممكن مي‌كند.

   در نيمه دوم دهه 1390 كه افراط در شوك‌درماني بيشتر شد، طي سه سال، اندازه جمعيت فقير ايران دو برابر شد

مومني تاكيد كرد: تحولاتي كه در ايران، به ويژه از 1397 تا امروز، كه هم تعداد و هم ميزان شوك‌هاي نرخ ارز، ابعاد بي‌سابقه‌اي پيدا كرده، از نظر گسترش و تعميق فقر، بلايي بر سر ايران آورده است. براي نمونه، در نيمه دوم دهه 1390 كه افراط در شوك درماني بيشتر شد، براي اولين‌بار در تاريخ اقتصادي صدساله اخير، كه ثبت و ضبط ييشتري دارد، در عرض سه سال، اندازه جمعيت فقير ايران دو برابر شد. واقعا نمي‌توانم تصور كنم، آنها كه به اسم مقام مسوول، به اين سياست‌هاي مخرب تن مي‌دهند، چگونه شرافت خود را قاضي مي‌كنند، با اينكه اعداد و ارقام آن را دارند. آنها مي‌دانند كه به دنبال هر موج شوك نرخ ارز، به اندازه شدت آن شوك، هم نابرابري‌هاي ناموجه افزايش پيدا مي‌كند و هم بر گستره و عمق فساد افزوده مي‌شود و هم وابستگي‌هاي ذلت‌آور به دنياي خارج افزايش پيدا مي‌كند.

   آقاي عالي نسب مي‌گفت آن سياستي كه به توليدكننده‌ها و فقرا لطمه بزند، ضد امنيت ملي ما است

به گفته رييس موسسه مطالعات دين و اقتصاد؛ عظمت آقاي عالي‌نسب، اين بود كه با آن پايمردي‌ها از آن فشارهايي كه رانتجوها در دوره جنگ مي‌آوردند و بسيار هم ژست ظاهرالصلاحي مي‌گرفتند و مي‌گفتند با شوك به نرخ ارز، مي‌خواهيم امكانات ريالي دولت اضافه شود تا بتواند بهتر جنگ را اداره كند، آقاي عالي نسب مي‌گفتند آن سياستي كه به توليدكننده‌ها و فقرا لطمه بزند، ضد امنيت ملي ما است، چون اعتماد آنها را به حكومت ذايل مي‌كند. ايشان به مهندس موسوي مي‌گفتند حواست باشد، آنها كه شوك نرخ ارز را توصيه مي‌كنند، مي‌خواهند هزينه كودتا و تجاوز نظامي بيگانگان را پايين بياورند و به خرج ما اين ماجرا را در ايران جلو ببرند. تصادفي است كه هم در فروپاشي رژيم سوريه و هم در ونزوئلا، يكي از مهم‌ترين چيزهايي كه باعث شده بود مردم به سرنوشت حاكمانشان بي‌اعتنا بودند، همين سياست‌ها بود، گزارش‌هايي وجود دارد كه مي‌گويد با اينكه جمعيت ارتش بشار ارشد، حدود4برابر ارتش جولاني بود، اما به واسطه شوك‌هاي پي در پي ارزي، كل حقوقي كه ارتشي‌ها مي‌گرفتند، به ماهي 15دلار رسيده بود.مومني به مقايسه ارزش دلاري 45هزارتومان يارانه‌اي كه در دولت نهم پرداخت مي‌شد با يك ميليون توماني كه اكنون به عنوان يارانه تعيين شده پرداخت و افزود: اين وسوسه‌ها و فشارها در زمان نخست وزيري، كارگر نمي‌شد، چون آن زمان ما دولتمردي كه كاسبي شخصي داشته باشد، نداشتيم و دولتمردي كه رسيدن به يك منصب را وسيله‌اي براي ارتقاي جايگاه خود، خانواده و قبيله خود نداشتيم. با اين طرز نگرش بود كه آن كارنامه افتخارآميز پديدار شد.

بیمه ملت