اندكسالاراني كه زيادهخواهند
«اندكسالاري» واژهاي است كه عجماوغلو و رابينسون از آن در كتاب چرا ملتها شكست ميخورند، از آن بهره ميبرند تا به مخاطب نشان بدهند چرا در برخي سيستمها، افراد معدودي به ظرفيتهاي قابل توجهي دسترسي پيدا كرده و از امكانات بيشماري بهرهمند ميشوند. يكي از راهبردهايي كه دولت پزشكيان در پيش گرفته مقابله با گروههاي اندكي است كه بر حجم انبوهي از منابع و امكانات كشور دسترسي يافته و از سودهاي كلاني بهرهمند ميشوند. عده معدودي كه به ارزهاي دولتي، تسهيلات نجومي، پاداشهاي فزاينده و ساير امكانات و ظرفيتها دسترسي دارند.

«اندكسالاري» واژهاي است كه عجماوغلو و رابينسون از آن در كتاب چرا ملتها شكست ميخورند، از آن بهره ميبرند تا به مخاطب نشان بدهند چرا در برخي سيستمها، افراد معدودي به ظرفيتهاي قابل توجهي دسترسي پيدا كرده و از امكانات بيشماري بهرهمند ميشوند. يكي از راهبردهايي كه دولت پزشكيان در پيش گرفته مقابله با گروههاي اندكي است كه بر حجم انبوهي از منابع و امكانات كشور دسترسي يافته و از سودهاي كلاني بهرهمند ميشوند. عده معدودي كه به ارزهاي دولتي، تسهيلات نجومي، پاداشهاي فزاينده و ساير امكانات و ظرفيتها دسترسي دارند. در برابر اين اقليت برخوردار، اكثريت محرومي هم هستند كه براي تهيه يك وام حداقلي 10 تا 50 ميليون توماني براي اضافه كردن به وديعه خانه خود بايد از هفتخوان پيچ در پيچ بانكي عبور كرده تا شايد بتوانند به اين تسهيلات اندك دسترسي پيدا كنند. در متن كتاب چرا ملتها شكست ميخورند نوشته عجماوغلو و رابينسون اين پرسش طرح ميشود كه: «چرا برخي كشورها ثروتمند و برخي ديگر فقيرند؟ آيا اين امر ناشي از فرهنگ، آب و هوا يا جغرافيا است؟ شايد جهل و غفلت از سياستهاي صحيح علت ناكاميها است؟» اين دو تحليلگر در پاسخ به اين پرسش مينويسند: « مطلقا خير. هيچ يك از اين عوامل قطعي يا محتوم نيستند. از اينكه بگذريم، چگونه بايد توضيح بدهيم كه چرا بوتسوانا تبديل به يكي از كشورهايي شده است كه سريعترين رشدها را در جهان دارد، در حال كه ساير كشورهاي آفريقايي همچون زيمبابوه، كنگو و سيرالئون در ورطه فقر و خشونت گرفتار آمدهاند؟» دارون عجماوغلو و رابينسون قاطعانه نشان ميدهند كه اين نهادهاي اقتصادي و سياسي ساخت دست بشرند كه شالوده موفقيتهاي اقتصادي (يا فقدان آن) را ميسازند. براي اين اقتصاددانهاي شهير، نهادسازي يكي از مهمترين گزارههايي است كه كشورها را در مسير توسعه پايدار قرار ميدهد يا آنها را از رشد و توسعه دور ميسازد. در كنار نهادسازيها، جوامع پيشاتوسعه به سياستمداراني نياز دارند كه نسبت به دسترسي برابر مردم به فصتهاي اقتصادي و اجتماعي نگراني نداشته و آن را توصيه و ترويج كنند. واقع آن است كه برخي سياستمداران در جوامع مختلف ازجمله ايران، دسترسي برابر مردم به فرصتها را برنتابيده و نسبت به آن احساس خطر ميكنند. نمونه يك چنين سياستمداراني را در ايران حدفاصل سالهاي 84 تا 92 به عينه ميتوان ديد. افراد و گروههايي كه به دولت وقت مرتبط بودند و آن را تاييد ميكردند از امكانات قابل توجه بهرهمند بودند و در غير اين صورت از مواهب توزيع شده بيبهره بودند. در نقطه مقابل اما افراد و گروههايي كه منتقد دولت بودند و مخالف راهبردهاي آن بودند از امكانات و ظرفيتهاي موجود محروم ميماندند. اين نوع سياستمداران بر سر اين يك دوراهي (اينكه مردم به امكانات و ظرفيتهاي برابر دسترسي داشته باشند يا تنها عدهاي معدود از آن بهرهمند شوند) عموما ترجيح ميدهند كه اقتصاد و سياست را به گروهي معدود واگذار كنند؛ گروهي كه حافظ منافع سياسي آنها باشند. اين مسير همان اندكسالاري است. هر جا شكوفايي اقتصادي به بار مينشيند اندكسالاري رخت بربسته و هر جا اقتصاد زمين ميخورد ردپاي اين گروه اندك هويدا ميشود. دولت چهاردهم اما رسما اعلام كرده به دنبال مقابله با اين اندكسالاران است. افرادي كه به دليل ثروت و عايدي انبوه، نفوذ فراواني در حوزههاي رسانهاي، سياسي، اقتصادي و... پيدا كرده و با دولتهايي كه به دنبال قطع دست آنهاست، مقابله ميكنند.
به اعتقاد عجماوغلو و رابينسون «كشورهايي چون بريتانيا و ايالات متحده امريكا به آن دليل ثروتمند شدهاند كه شهروندانشان، حلقه بسته و تنگ فرادستان صاحب قدرت را شكستند و جامعهاي شكل دادند كه در آن حقوق سياسي به گونهاي فراگير توزيع شده، حكومت نسبت به شهروندان پاسخگو بوده و بخش وسيعي از مردم ميتوانند از مزيت فرصتهاي اقتصادي بهرهمند شوند.» اين درست مسيري است كه دولت چهاردهم به دنبال آن است كه آن را بپيمايد. همان طور كه رييسجمهور هم اعلام كرده مقابله با اين اندكسالاران كاري به غايت دشوار و نيازمند مشاركت همه اقشار، گروهها، جامعه مدني و نهادهاي تاثيرگذار است.