پاي «چتجيپيتي» به پزشكي قانوني باز شد!
پژوهشگران استراليايي، عملكرد «چتجيپيتي» را در يك معاينه تخصصي آسيبشناسي قانوني بررسي كردند.
به گزارش ايسنا، پژوهشگران «دانشگاه مانش» قابليتهاي مدل هوش مصنوعي «چتجيپيتي» شركت «اوپنايآي» را در بررسي پرسشهاي پيچيده و ظريف حوزه آسيبشناسي قانوني آزمايش كردند كه اغلب شامل سناريوهاي مبهم نيازمند تحليل و تفسير دقيق هستند. به نقل از جينآنلاين، اين پژوهش با هدف ارزيابي ميزان اثربخشي هوش مصنوعي در مديريت دانش پزشكي تخصصي و بهكارگيري آن در پروندههاي پزشكي قانوني در دنياي واقعي انجام شد. يافتههاي اين پژوهش، توانايي چتجيپيتي را در پردازش اطلاعات پيچيده و ارايه دادههاي مرتبط با مباحث آسيبشناسي قانوني برجسته كردند. «آسيبشناسي قانوني» يك شاخه از آسيبشناسي است كه بر تعيين علت مرگ از راه معاينه جسد تمركز دارد. پژوهشگران پاسخهاي چتجيپيتي را در مقايسه با استانداردهاي تعيينشده براي دقت و عمق مورد ارزيابي قرار دادند و بر كاربردهاي بالقوه آن در كمك به متخصصان اين حوزه بسيار تخصصي تمركز كردند. استفاده از مدلهاي زباني بزرگ مانند چتجيپيتي در حوزه پزشكي به سرعت در حال افزايش است، اما دقت، كيفيت استدلال و ايمني زمينهاي آنها همچنان يك مشكل به شمار ميرود. اين امر بهويژه براي آسيبشناسي قانوني اهميت دارد كه در آن استدلال متعادل، حساسيت زمينهاي و ارتباط دقيق ضروري است. پژوهشگران در اين پروژه، ارزيابي عميقي را درباره قابليتها و محدوديتهاي چتجيپيتي براي آسيبشناسي قانوني انجام دادند تا درك خود را درباره خطرات و مزاياي استفاده از مدلهاي زباني بزرگ در پزشكي بهطور گستردهتر بهبود ببخشند. در اين پژوهش، عملكرد چتجيپيتي با استفاده از يك آزمون آزمايشي چندوجهي متشكل از عناصر اصلي آزمون فلوشيپ آسيبشناسي قانوني «كالج سلطنتي پاتولوژيستهاي استراليا» (RCPA) مورد بررسي قرار گرفت. آزمون آزمايشي شامل پرسش به سبك انشايي، وظايف مبتني بر تصوير و گزارش موردي بود. پاسخهاي چتجيپيتي به صورت كوركورانه توسط ممتحنين باتجربه براساس معيارهاي استاندارد RCPA تصحيح شدند و دقت واقعي، ساختار استدلال و كيفيت ارتباط ارزيابي شد. چتجيپيتي در بيشتر پرسشهاي به سبك انشايي عملكرد خوبي داشت و در موضوعاتي كه به دانش تثبيتشده نياز داشتند، نمرات بالاتري را به دست آورد. با وجود اين، عملكرد چتجيپيتي در كارهايي كه نياز به استدلال پيچيده، تفسير تصوير يا تحليل وابسته به زمينه يافتههاي كالبدشكافي داشتند، ضعيف بود. نكته مهم اين است كه خروجي چتجيپيتي هميشه روان و متقاعدكننده بيان ميشد و احساسي را از اعتماد به نفس ايجاد ميكرد كه از دقت واقعي مستقل بود. چتجيپيتي ميتواند بهطور قابل اعتمادي دانش آسيبشناسي قانوني جاافتاده را بازتوليد كند. با وجود اين، چتجيپيتي فاقد قابليتهاي لازم براي وظايف سطح بالاتر است و اغلب خروجيهاي غير قابل توجيه و گمراهكننده توليد ميكند.