خشكسالي ايران، دايمي نيست
در ميانه نگرانيهاي عمومي از تداوم خشكسالي، كاهش بيسابقه بارشها و افزايش دماي هوا، شايعات و تحليلهاي نادرستي در فضاي مجازي دستبه دست ميشود؛ از «غيرقابل سكونت شدن بخشهايي از ايران» تا «ابردزدي» و «هارپ».
در ميانه نگرانيهاي عمومي از تداوم خشكسالي، كاهش بيسابقه بارشها و افزايش دماي هوا، شايعات و تحليلهاي نادرستي در فضاي مجازي دستبه دست ميشود؛ از «غيرقابل سكونت شدن بخشهايي از ايران» تا «ابردزدي» و «هارپ». ايران اكنون ششمين سال خشكسالي كمسابقه خود را پشتسر ميگذارد. طبق دادههاي رسمي، بارشهاي كشور در پاييز امسال نسبت به ميانگين بلندمدت ۸۱ درصد كاهش داشته و پاييز خشكترين فصل ۵۰ سال اخير ثبت شده است. با اين حال، حسين اردكاني، استاد باسابقه دانشگاه، پژوهشگر پيشكسوت و شناختهشده به عنوان «پدر علم هواشناسي ايران»، تصوير ديگري از واقعيت اقليمي كشور ارايه ميدهد. او ميگويد: خشكساليها و ترساليها در ايران تناوبي هستند. امكان ندارد خشكسالي تا ابد ادامه پيدا كند. همانطور كه دوره خشكي داريم، دوره ترسالي هم داريم و دوباره خواهيم داشت. به باور پدر علم هواشناسي ايران، مشكل اصلي اين است كه ما بهجاي مديريت علمي منابع آب، واكنشي و كوتاهمدت عمل ميكنيم؛ مسيري كه موجب شده كشور در برابر چرخههاي طبيعي اقليم، بهشدت آسيبپذير شود.
چرا ايران كمبارش است؟
اردكاني توضيح ميدهد كه موقعيت جغرافيايي ايران خود عاملي براي كمبارشي است. او ميگويد: ايران در عرض ۳۰ درجه شمالي قرار گرفته؛ جايي كه هوا از سطوح بالا به پايين مينشيند. وقتي هوا نشست ميكند، گرم ميشود و حتي اگر ابري شكل گرفته باشد، حل شده و از بين ميرود.
او يادآور ميشود كه براي توليد بارش، دو شرط ضروري وجود دارد: حركتهاي صعودي و رطوبت كافي. در مناطقي نظير عرض ۶۰ درجه در اروپا و كانادا، اين دو عامل فراوان است؛ اما منطقه خاورميانه از ديرباز درگير سيستمهاي جوي خشك بوده، حتي اگر شدت آن در دورههايي كم يا زياد شده باشد.
وقتي طبيعت چرخهاش را برهم ميزند
بهرغم خشكساليهاي طولاني، تاريخ اقليمي ايران نشان داده كه ناهنجاريهاي شديد نيز ممكن است رخ دهد. اردكاني نمونههايي از آن را يادآور ميشود: سرماي بيسابقه سال ۱۳۴۲ با دماي منفي ۲۱ تهران و منفي ۳۷ همدان، بارشهاي سنگين سال ۱۳۵۰، سيلابهاي گسترده سالهاي ۱۳۹۸–۱۳۹۷، بارشهاي مانسوني چند سال اخير كه مشابه آن در ۱۳۳۵ رخ داده بود، اين موارد نشان ميدهد اقليم ايران پويا، پيچيده و دور از ثبات مطلق است.طبق تحليل اردكاني، دليل اصلي خشكي پاييز امسال قرارگيري كشور زير سيستمي با «حالت نشستگي» است: سيستمي در منطقه حاكم شده كه هوا در آن حالت نشست پيدا ميكند. تا وقتي اين وضع ادامه دارد، بارشي در كار نيست. از حدود دهم تا بيستم آذر احتمال ميرود سيستمهاي جديد وارد كشور شوند و اگر رطوبت لازم را از مديترانه و درياي احمر دريافت كنند، بارندگي خواهيم داشت.
خشك شدن تالابها؛ ضربه دوم به بارش
كمبود بارندگي تنها عامل خشكسالي نيست. اردكاني ميگويد: پنجاه هزار كيلومتر مربع از تالابهاي كشور خشك شده است. درياچه اروميه، تالابهاي سوريه و عراق، اينها منابع عظيم رطوبت بودند. وقتي خشك ميشوند، ابرها در مسير خود ديگر رطوبت نميگيرند. در نتيجه، حتي با وجود گذر سامانههاي بارشي، بسياري از آنها توان بارشزايي گذشته را ندارند.
شايعه تشكيل ابر روي خليج فارس
اين استاد باسابقه دانشگاه، ادعاي جابهجايي ابر را غيرعلمي و ناممكن توصيف ميكند و ميگويد: چطور ميخواهند ابر را جابهجا كنند؟ ابر را باد حركت ميدهد، نه انسان. توليد ابر هم به جريانهاي جوي در ارتفاعات نياز دارد، نه صرفاً بخار آب. اين حرفها هيچ پايه علمي ندارد. اردكاني وجود فناوري بارورسازي ابر را رد نميكند، اما تأثير آن را محدود ميداند و ميگويد: در دهه ۴۰ تيم كانادايي با ۵۰ ميليون دلار توانست حدود ۲۰ درصد بارش را افزايش دهد. اما اين كار بايد بسيار دقيق انجام شود؛ انتخاب ارتفاع، زمان، نوع ماده همه تعيينكنندهاند. اگر درست انجام نشود، حتي ميتواند بارش را كم كند. به گفته او، اين روش بايد علمي، هدفمند و در مقياس محدود استفاده شود نه به عنوان راهحل نجات كشور.
هارپ، سونامي و شايعات فراوان
يكي از بحثبرانگيزترين شايعات، نقش «هارپ» در ايجاد خشكسالي است. پدر علم هواشناسي ايران ميگويد: طبقه يونوسفر از ۸۰ كيلومتر به بالا قرار دارد و انرژي قابل توجهي ندارد. هيچ مدركي وجود ندارد كه هارپ بتواند خشكسالي يا ترسالي ايجاد كند. همه اين حرفها گمانهزني است. حتي نسبت دادن سونامي بزرگ اقيانوس هند به هارپ نيز علمي نيست. اردكاني درباره پديده ابر دزدي اظهار ميكند: ابر را نميشود دزديد. يا بايد مسيرش عوض شود، يا حل شود، يا با باد به ارتفاعات برود. ابرها از درياي سياه تا تركيه و شمال ايران حركت ميكنند، ولي سيستمهاي جوي اجازه نميدهند هميشه به مناطق مركزي برسند. اين ربطي به دزدي ندارد.
چرا تابستان در ايران به ۵ ماه رسيد؟
اين بخش از گفتههاي اردكاني يكي از مهمترين تحليلهاي اوست، اين پژوهشگر باسابقه اضافه ميكند: خاورميانه، هند و شمال آفريقا زير سلطه «فشار كم حرارتي» هستند و با افزايش گرماي زمين، اين منطقه بيشتر از گذشته انرژي خورشيد را جذب ميكند.در سطوح بالاي جو، جريان پرفشار ايجاد ميشود و هوا نشست ميكند و اين نشست اجازه نميدهد سامانههاي بارشي به كشور نفوذ كنند. او توضيح ميدهد: شار گرمايي منطقه در سالهاي اخير تقويت شده. وقتي گرما زياد ميشود، جريانهاي بارشزا نميتوانند وارد كشور شوند. اينگونه تابستان عملاً به پنج ماه ميرسد و پاييز و زمستان كوتاه و خشك ميشوند.
مديريت آب؛ بحران امروز هشدار ديرهنگام
اردكاني ميگويد: سازمان هواشناسي بايد از شش ماه قبل پاييز خشك را اعلام ميكرد. سدها بايد مديريت ميشد. جيرهبندي بايد قبل از بحران آغاز ميشد. اتمسفر اجازه بارش نميدهد و مردم بايد صرفهجويي كنند. به باور او، كشور بايد شيوه مديريت منابع آب و خاك را تغيير دهد با احياي تالابها، درختكاري هدفمند در بيابانها، تغيير جنس خاك براي افزايش نفوذپذيري، ذخيره سيلابها، ساخت مخازن جديد اردكاني در پايان يكي از مهمترين نگرانيهاي مردم را پاسخ ميدهد؛ نگراني از غيرقابل سكونت شدن بخشهايي از كشور. او ميگويد: ادعاي غيرقابل سكونت شدن بخشهايي از ايران درست نيست. اقليم ايران هميشه چرخه خشكسالي و ترسالي داشته. اما ما بايد خودمان را براي اين چرخهها آماده كنيم. مشكل نه اقليم است، نه جغرافيا؛ مشكل مديريت است.
