ورزش هفدهمین صنعت بزرگ جهان امروز
گروه اقتصاد ورزش مهشید خیزان
اقتصاد حوزهیی است که در همه رشتهها رسوخ کرده و نقشی اساسی را ایفا میکند. یکی از این رشتهها، ورزش است. ورزش حرفهیی در ایران غالبا در رشته فوتبال توانسته خود را نشان دهد و تجربه ثابت کرده جوانان زیادی به این رشته علاقه نشان دادهاند. بنابراین در ورزش حرفهای، همانگونه که در کشورهای توسعه یافته نیز مشاهده میکنیم آنها توانستهاند به طرق مختلفی از این بخش درآمدزایی خوبی را ایجاد کنند. اقتصاد ورزش نامی است که میتوان به این کار صفت داد. برخلاف اینکه این رشته تقریبا با تازگی به ایران وارد شده است؛ در جوامع پیشرفته و کشورهای صاحب نام در ورزش، به یکی از مهمترین منایع برای سرمایهگذاری تبدیل شده و متاسفانه در ایران به دلیل مشکلاتی که در وزارت ورزش و جوانان وجود دارد همچنین توجه ناکافی به ورزش باعث شده این رشته اغلب نادیده گرفته شده است. به عقیده برخی از کارشناسان حوزه ورزش، وجود این رشته در دانشگاهها میتواند نقطه عطفی برای بهبود وضعیت ورزش و آکادمیک کردن رشته ورزش بهویژه برای جوانان باشد. یکی از دلایل ضعف این رشته، تازه وارد بودن آن است و به همین دلیل کمبود کتاب و مرجع معتبری برای پیشرفت در ایران احساس
میشود.
برنارد جیمز مولین (1983) برای نخستین بار از ورزش به عنوان صنعت یاد کرد، به عقیده وی هرگونه فعالیت ورزشی آماتور و حرفهیی که موجب افزایش ارزشافزوده کالا و خدمات ورزشی شود، صنعت ورزش به شمار میآید. در کل، صنعت ورزش به مجموعه فعالیتهای مرتبط با تولید و بازاریابی کالاها و خدمات ورزشی گفته میشود که در ارتقای ارزش افزوده نقش داشته باشند. حال با گذشت 32سال از معرفی ورزش به عنوان یک صنعت، از نقش رویدادهای ورزشی در جذب گردشگر، پوشش رسانهای، نقل و انتقال بازیکنان، صدور مربی، فروش بلیت، تبلیغات میادین ورزشی، ایجاد امکانات و تاسیسات ورزشی و جذب حامیان مالی به عنوان اصلیترین محصولات این صنعت یاد میشود. با وجود این تعاریف، برخلاف دنیا که از ورزش به عنوان صنعت یاد میشود، در ایران همچنان به عنوان سرگرمی به ورزش نگاه میکنند. درهمین رابطه با میثم موسایی دانشیار گروه برنامهریزی و رفاه اجتماعی دانشگاه تهران درخصوص کلیت اقتصاد ورزش و مشکلاتی که این رشته در ایران با آن دست و پنجه نرم میکند، به گفتوگو نشستیم که از نظر میگذرانید:
جناب موسایی در ابتدا رشته اقتصاد ورزش را تعریف کنید.
اقتصاد ورزش به معنای تحلیل فعالیتهای مرتبط با ورزش براساس نظریات اقتصادی خرد و کلان است؛ به عبارت دیگر اقتصاد ورزش تحلیل جنبههای اقتصادی ورزش است. براساس تعریف مذکور میتوان در توضیح بیشتر اقتصاد ورزش به موارد زیر اشاره کرد؛ اولا این شاخه از دانش بشری «بین رشتهای» محسوب میشود، یعنی درعین حال که ذاتا در حوزه علم اقتصاد است ولی یکی از شاخههای کاربردی در اقتصاد محسوب میشود و بر این اساس عالم این رشته در عین اینکه باید اقتصاددان باشد باید درحد ضرورت به فعالیتهای ورزشی نیز آگاهی اجمالی داشته باشد تا بتواند به نحو شایستهیی از تئوریهای اقتصادی در تجزیه و تحلیل فعالیتهای ورزشی استفاده کند. ثانیا تجزیه و تحلیل در اقتصاد ورزش فقط شامل فعالیتهایی که به ماهیت رشتههای ورزشی مربوط است، نمیشود؛ بلکه سایر فعالیتهای اقتصادی که در اثر وجود فعالیتهای ورزشی به وجود میآید، نیز به این رشته مربوط میشود و براین اساس در تعریف گفته شده، موضوع اقتصاد ورزش همه فعالیتهای مرتبط با ورزش (فعالیتهای مستقیم و غیرمستقیم) را شامل میشود.
ثالثا میتوان گفت وقتی فعالیتهای مرتبط با ورزش را از دیدگاه اقتصادی بررسی میکنیم، میتوان از پیشوند صنعت برای ورزش استفاده کرد. به عبارت دیگر میتوان ورزش را صنعت ورزش دانست. رابعا تعریف مذکور همه شاخههای ورزشی را شامل میشود، چه آنها که توسط بخش خصوصی صورت میگیرد و چه آنهایی که توسط دولتها برنامهریزی و اجرا میشود و چه آنهایی که به صورت مشترک یا با نظارت و حمایت دولتها انجام میشود.
اقتصاد ورزش در دنیا و ایران دارای چه جایگاهی است؟
اکنون که تا اندازهیی مفهوم این شاخه از دانش بشری روشن شد، باید به برخی واقعیات مربوط به وضعیت این شاخه از دانش در ایران بپردازیم تا اهمیت جایگاه و ابعاد مقولهیی به نام اقتصاد ورزش روشن شود. اقتصاد ورزش در دنیا از جایگاه مناسبی برخوردار است در واقع درحال حاضر ورزش به فعالیتی تبدیل شده که به صورت مستقیم و غیرمستقیم در تولید ناخالص ملی کشورها سهم قابل توجهی دارد؛ به گونهیی که در دهه پایانی قرن بیستم، بیش از 250میلیارد دلار گردش مالی در هر سال داشته و مقام 16 یا 17 را در جایگاه صنایع در دنیا داشته است؛ علاوه بر آن بیش از این مقدار آثار غیرمستقیم داشته است. منطقا کشوری که حدود یک درصد از جمعیت جهان را داراست، باید حداقل سهمی معادل 1درصد ارزش افزوده فوق را داشته باشد ولی سهم این صنعت در تولید ناخالص داخلی ما بسیار کمتر از یک درصد تولید ناخالص جهانی در شاخه ورزش است.
دلایل ناچیز بودن سهم ورزش در تولید ناخالص داخلی ایران چیست؟
در اینجا نمیتوان به تحلیل دلایل و عوامل ناچیز بودن سهم ورزش در تولید ناخالص داخلی پرداخت، ولی اگر بخواهیم فقط به یک دلیل اشاره کنیم شاید مهمترین آن دولتی بودن ورزش در ایران است؛ درواقع ساختار اقتصادی نهادهای ورزشی در ایران به اینگونه است. یکی از تبعات دولتی بودن ورزش در ایران، عدم به کار بستن تئوریهای اقتصادی در ورزش است، نداشتن دید اقتصادی باعث کاهش بهرهوری خواهد شد؛ در نتیجه در کشور، ما شاهد ظهور تیمهای مختلفی در لیگ هستیم ولی عمر آنها کوتاه است و به علت عدم تطابق هزینهها با درآمد حاصل از این فعالیت از صحنه خارج میشوند، اساسا میتوان گفت اصلیترین ویژگی ساختاری اقتصاد ورزش در کشور ما، دولتی بودن آن است.
دولتی بودن هر صنعتی معمولا علاوه بر کاهش بهرهوری و اداره غیراقتصادی آن، باعث ظهور انواع فساد اقتصادی در آن صنعت میشود. در ایران از دهها تیم ورزش فوتبال فقط دو باشگاه خصوصی هستند و بقیه عمدتا یا توسط دولت و سایر بخشهای عمومی به وجود آمدهاند یا بدون کمک دولت نمیتوانند مستقل باشند.
برای افزایش سهم ورزش در ایران چه اقداماتی را باید انجام داد؟
تنها راه پایداری و اقتصادی شدن ورزش در کشور و افزایش سهم آن در تولید ناخالص داخلی، اصلاح ساختار ورزش از یک طرف و به کارگیری و حاکمیت اندیشه اقتصادی در فرایند تولید، توزیع و مصرف محصولات این صنعت است تا از اتلاف و اسراف منابع جلوگیری شود. منظور از استفاده از نظریههای اقتصادی در فعالیتهای ورزشی این نیست که همه فعالیتهای بشری برمبنای اقتصاد باشد و مسوولیت اجتماعی و اخلاقی در این صنعت را نادیده بگیریم؛ بلکه منظور این است که اعتدال رعایت گردد. علاوه بر توجه به جنبههای اخلاقی و ارزشی یک پدیده، داشتن مسوولیت اجتماعی و توجه به مصلحت جامعه در تولید، توزیع و استفاده از این محصول، ابعاد اقتصادی نیز نباید فراموش نشود؛ زیرا نهادهایی که فعالیتهای ورزشی را سامان میدهند اگر بخواهند این نهادها را غیر اقتصادی اداره کنند و ورود اقتصاد به این عرصه را حاکمیت پول در این صنعت تلقی کنند و در یک کلام صرفا به یک بنگاه خیریهیی تبدیل شوند، در آن صورت در بلندمدت ورشکسته خواهند شد و البته همان فعالیتهای سودآور را هم نمیتوانند ادامه دهند. بنابراین یک بنگاه هر چقدر هم خیریهیی باشد، نمیتواند نسبت به مسائل اقتصادی کاملا بیاعتنا
باشد. فقط در یک صورت میتوان بیاعتنا بود که منابع و ظرفیتهای موجود کشور نامحدود باشد که چنین محدودیتی هم در فعالیتها و صنایع امروزی به صورت بالفعل حاکم است.
با توجه به مشکلات این رشته، به عنوان کارشناس چه پیشنهادهایی برای بهبود صنعت ورزش در کشور دارید؟
به عنوان نکته آخر آنکه این صنعت از زیربخشهای مختلف تشکیل شده و برخی از متفکران موضوعات این رشته، شامل دهها موضوع میدانند از فعالیتهای حرفهیی گرفته تا فعالیتهای غیرحرفهیی از برگزاری بازیهای المپیک گرفته تا فروش لوازم ورزش یا لباسها و محصولات غیرورزشی و حک کردن نام تیم مورد علاقه و...؛ بنابراین در این حوزه کارهای زیادی باید صورت بگیرد و هنوز راه درازی در پیش داریم تا بتوانیم از اقتصاد ورزش در کشور سخن بگوییم. البته در سطح خرد نیز میتوان تولید، اجرا، نمایش و استفاده از رویدادهای ورزشی را مورد مطالعه قرار داد و عواملی که در توسعه آنها دخیل هستند را شناسایی و سهم هر یک از آنها را مشخص کرد.