گزارش «تعادل» از جمع‌آوري گازهاي همراه نفت و مشعل ها

وقتي شعله‌هاي جنوب به نبض ثروت بدل مي‌شوند

۱۴۰۵/۰۸/۱۴ - ۰۱:۱۷:۲۶
کد خبر: ۴۰۹۹۲۷

دهه‌هاست كه شب‌هاي مناطق نفتخيز جنوب با سرخي مشعل‌هاي سر به فلك كشيده‌اي روشن مي‌شود كه در حافظه بصري چند نسل از ايرانيان، نماد ناگزير و جدايي‌ناپذير استخراج نفت خام بوده است.

دهه‌هاست كه شب‌هاي مناطق نفتخيز جنوب با سرخي مشعل‌هاي سر به فلك كشيده‌اي روشن مي‌شود كه در حافظه بصري چند نسل از ايرانيان، نماد ناگزير و جدايي‌ناپذير استخراج نفت خام بوده است. مشعل‌هايي كه در نگاه عامه شايد يادآور شكوه طلاي سياه بودند، اما براي تحليلگران اقتصاد انرژي، چيزي جز سوختن بي‌امان سرمايه‌هاي بين‌نسلي، هدررفت ثروت ملي در پهنه آسمان و تحميل بار سنگين آلودگي‌هاي زيست‌محيطي به ساكنان اقليم جنوب به شمار نمي‌رفتند. سال‌هاي طولاني اين گزاره تكرار مي‌شد كه سوزاندن گازهاي همراه نفت، بهايي فني و اجتناب‌ناپذير براي جلوگيري از حبس فشار در تأسيسات روحياتي فرآيندي است؛ اما اكنون ورق برگشته است. دگرديسي بنياديني در رويكرد كلان صنعت نفت در حال رخ دادن است؛ چرخشي راهبردي از «سوزاندن مهارناپذير» به سمت «بازيابي اقتصادي» كه موتور محرك آن در ماه‌هاي اخير شتابي كم‌سابقه گرفته و حجم گازهاي جمع‌آوري‌شده را از حدود ۷ ميليون مترمكعب در روز، به بيش از ۱۷ ميليون مترمكعب رسانده است.

اين جهش بيش از دو برابري، پيش از آنكه صرفا يك آمار مهندسي باشد، بيانگر يك تحول فلسفي در مديريت منابع هيدروكربوري كشور است. در شرايطي كه سايه ناترازي گاز در فصول سرد و گرم سال بر دوش صنايع و بخش خانگي سنگيني مي‌كند، نگاه دوباره به آنچه بي‌هيچ فايده‌اي به اتمسفر رها مي‌شد، تنها يك الزام زيست‌محيطي نيست، بلكه حياتي‌ترين شاهراه تأمين امنيت انرژي و صيانت از ارزش زنجيره پايين‌دستي است.

چرا پرونده فلرينگ در ايران سال‌ها در پيچ‌وخم اسناد بالادستي و وعده‌هاي روي كاغذ خاك مي‌خورد؟ ريشه مساله در تعريف سنتي و ناتوان‌كننده اين حوزه نهفته بود. براي دهه‌ها، جمع‌آوري گازهاي مشعل صرفا يك «طرح زيست‌محيطي هزينه‌بر» تلقي مي‌شد؛ پروژه‌اي كه سرمايه‌گذاري سنگين در تجهيزاتي همچون كمپرسورهاي تقويت فشار، خطوط لوله انتقال، نم‌زدايي و شيرين‌سازي را به دوش شركت‌هاي بالادستي مي‌انداخت، بدون آنكه مدل مالي مشخصي براي بازگشت اين مخارج متصور باشد. در غياب انگيزه‌هاي مالي شفاف و زير سايه محدوديت منابع مالي دولتي، فلرها به سوختن ادامه دادند.

نقطه عطف رويدادهاي اخير، بازطراحي دقيق اين هندسه اقتصادي با گشودن فضا براي بخش خصوصي و سرمايه‌گذاران غيردولتي است. با انعقاد ۲۳ قرارداد عملياتي با بخش خصوصي، معادله‌اي تعريف شد كه در آن سرمايه‌گذار صرفا هزينه‌كننده خاموشي نيست، بلكه مالك ارزش حاصل از فرآوري گاز بازيابي‌شده است. در اين الگوي مدرن، سرمايه‌گذار حلقه مفقوده زنجيره را با آوردن تكنولوژي تقويت فشار و فرآورش تكميل مي‌كند و در ازاي آن، خوراك ارزشمندي را به محصولات باارزش پتروشيمي، گاز سبك شبكه و مايعات گازي تبديل مي‌نمايد. برآورد خلق درآمد سالانه بيش از ۸۰۰ ميليون دلار براي اقتصاد كشور تنها از محل خاموشي ۵۷ مشعل در كانون‌هاي عملياتي جنوب، شاهدي روشن بر اين واقعيت است كه بازيابي گاز نه يك پروژه خيريه صنعتي، بلكه بنگاهي مولد، با توجيه اقتصادي ممتاز و بازدهي سرمايه‌گذاري ارزي فوق‌العاده است.

حتي كارآمدترين الگوهاي مالي و پيشرفته‌ترين تكنولوژي‌ها نيز اگر در هزارتوي ديوان‌سالاري اداري گرفتار شوند، ابتر مي‌مانند. صنعت انرژي در ايران بارها شاهد طرح‌هايي بوده كه سال‌ها در انتظار اخذ مجوزهاي مختلف زيست‌محيطي، پدافندي و مالكيتي معطل مانده‌اند؛ روندي كه در آن نه‌تنها سود اقتصادي طرح‌ها ذوب مي‌شود، بلكه اعتماد بخش خصوصي به سازوكارهاي تضمين سرمايه‌گذاري نيز از بين مي‌رود. يكي از درخشان‌ترين ابعاد تحولات جديد، كاهش شگفت‌انگيز زمان صدور مجوزهاي زيست‌محيطي به زير ۲۰ روز است. نكته اساسي در اين ميان، تمايز ظريف ميان «تسهيلگري اداري» و «ناديده‌انگاري استانداردها» است. تجربه اخير ثابت كرد كه تسريع در فرآيندها هرگز به معناي دور زدن ملاحظات سختگيرانه  محيط زيستي نيست، بلكه حاصل شكستن ديوارهاي حائل ميان دستگاه‌هاي نظارتي و اجرايي و هم‌افزايي ساختارمند است. وقتي كارشناسي فني و بررسي زيست‌محيطي از يك فرآيند تقابلي به يك پروژه ملي مشترك تبديل مي‌شود، زمان بررسي از چندين ماه به كمتر از سه هفته تقليل مي‌يابد. چنين سيگنالي از سوي بدنه سياستگذاري، مهم‌ترين محرك براي جذب نقدينگي بخش خصوصي در پروژه‌هاي پيچيده و سرمايه‌بر انرژي است.

ساده‌انگاري بزرگي است اگر پيروزي در اين ميدان را تنها با شمارش مشعل‌هاي به خواب رفته اندازه بگيريم. خاموش كردن فيزيكي يك مشعل دشوار نيست؛ هنر مهندسي و ارزش‌آفريني راهبردي در آن است كه گاز پرفشار و آكنده از ناخالصي را در دهانه چاه‌ها و واحدهاي بهره‌برداري مهار كرد، بدون شوك‌زايي به چاه‌ها آن را وارد شبكه خطوط لوله متمركز نمود و سپس در پالايشگاه‌هاي فرآيندي به متان، اتان، پروپان و بوتان تجزيه كرد.مشعل‌هاي نفتي كه زماني ستون‌هاي افروخته اما پرهزينه ميادين نفت و گاز بودند، گام‌به‌گام جاي خود را به تاسيسات جذب و بازيابي ارزش مي‌دهند. آنچه امروز در ميادين جنوب جريان دارد، فراتر از يك مانور مقطعي يا گزارشي آماري است؛ اين تجلي عقلانيت اقتصادي و بلوغ نگاه مديريتي است كه توانسته بحران ناترازي و هدررفت را به فرصتي براي ثروت‌آفريني سالانه صدها ميليون دلار بدل كند. تداوم حمايت همه‌جانبه حاكميت از الگوهاي تسهيل‌گري اداري و ميدان‌داري بخش خصوصي، بدون ترديد مي‌تواند اين خاموشي‌هاي هوشمندانه را به روشنايي پايدار توليد، اشتغال، درآمدزايي ارزي و حفاظت از خاك و آسمان ايران تبديل نمايد. شعله‌هايي كه آرام مي‌گيرند، آغازگر حياتي نوين در شريان‌هاي ارزش‌افزوده اقتصاد ملي خواهند بود.