راي منفي امريكاييها به جنگ ايران و گراني
دموكراتها با پيروزي در انتخابات مياندورهاي امريكا، كنترل هر دو مجلس كنگره را از جمهوريخواهان گرفتند؛ نتيجهاي كه فراتر از يك جابهجايي پارلماني، به عنوان شكست سياسي دونالد ترامپ و اعتراض رايدهندگان به سياستهاي داخلي و خارجي دولت او ارزيابي ميشود.
دموكراتها با پيروزي در انتخابات مياندورهاي امريكا، كنترل هر دو مجلس كنگره را از جمهوريخواهان گرفتند؛ نتيجهاي كه فراتر از يك جابهجايي پارلماني، به عنوان شكست سياسي دونالد ترامپ و اعتراض رايدهندگان به سياستهاي داخلي و خارجي دولت او ارزيابي ميشود. افزايش هزينههاي زندگي، تورم، پيامدهاي اقتصادي جنگ با ايران و نارضايتي از عملكرد رييسجمهور، از مهمترين عواملي بودند كه اين انتخابات را به يك همهپرسي درباره كارنامه ترامپ تبديل كردند. انتخابات مياندورهاي امريكا در روز سهشنبه، سوم نوامبر ۲۰۲۶، با نتيجهاي به پايان رسيد كه ميتواند معادلات سياسي واشنگتن را در دو سال باقيمانده از رياستجمهوري دونالد ترامپ بهطور جدي تغيير دهد. دموكراتها موفق شدند اكثريت هر دو مجلس نمايندگان و سنا را به دست آورند و جمهوريخواهان را كه در دو سال نخست دوره دوم رياستجمهوري ترامپ كنترل كنگره را در اختيار داشتند، از اين موقعيت خارج كنند. اين نتيجه در شرايطي رقم خورد كه ترامپ شخصادر مركز رقابتهاي انتخاباتي قرار گرفته بود و بارها از هواداران خود خواسته بود انتخابات را چنان جدي بگيرند كه گويي نام او نيز در برگه راي قرار دارد. بر اساس شمارشهاي منتشرشده تا روز چهارشنبه، چهارم نوامبر، دموكراتها در مجلس نمايندگان ۲۲۸ كرسي و جمهوريخواهان ۱۳۹ كرسي به دست آورده بودند و شمارش دهها رقابت ديگر همچنان ادامه داشت. در سنا نيز دموكراتها با احتساب دو نماينده مستقل همسو، به ۵۴ كرسي در برابر ۴۴ كرسي جمهوريخواهان رسيده بودند. در اين مرحله، ۳۳ رقابت از مجموع ۳۵ رقابت سنا تعيين تكليف شده بود. اگرچه شمارش نهايي همه حوزهها هنوز پايان نيافته بود، پيروزي دموكراتها در هر دو مجلس قطعي شده و آنها توانسته بودند اكثريت لازم براي در اختيار گرفتن كنگره را به دست آورند. اهميت اين نتيجه فقط در تعداد كرسيهاي جابهجاشده نيست. جمهوريخواهان در ايالتهايي شكست خوردند كه تا همين دو سال پيش از پايگاههاي انتخاباتي مطمئن ترامپ به شمار ميرفتند. دموكراتها در رقابتهاي مهمي در ايالتهايي مانند آيووا، كانزاس و كاروليناي جنوبي پيروز شدند و در چند ايالت ديگر نيز دستاوردهاي قابلتوجهي داشتند. پيروزي دموكراتها در ايالتهاي محافظهكار، بهويژه در مناطقي كه ترامپ در انتخابات رياستجمهوري ۲۰۲۴ با اختلاف قابلتوجهي پيروز شده بود، نشان ميدهد بخشي از رايدهندگان سنتي جمهوريخواه نيز از عملكرد دولت فاصله گرفتهاند.
انتخابات مياندورهاي
سنت شكست حزب حاكم
در تاريخ سياسي امريكا، انتخابات مياندورهاي معمولا آزموني دشوار براي رييسجمهور مستقر و حزب او است. برخلاف انتخابات رياستجمهوري كه در آن رقابت بر سر انتخاب رييس قوه مجريه جريان دارد، انتخابات مياندورهاي فرصتي براي رايدهندگان است تا درباره عملكرد دولت در دو سال نخست قضاوت كنند. به همين دليل، حزب رييسجمهور اغلب بخشي از كرسيهاي خود را در كنگره از دست ميدهد. بر اساس بررسيهاي تاريخي موسسه بروكينگز، در ۲۰ مورد از ۲۲ انتخابات مياندورهاي از سال ۱۹۳۸ تاكنون، حزب رييسجمهور در مجلس نمايندگان با كاهش كرسي مواجه شده است. بررسي انتخابات مياندورهاي از سال ۱۹۳۴ تا ۲۰۲۲ نيز نشان ميدهد حزب مستقر در كاخ سفيد بهطور متوسط ۲۷ كرسي در مجلس نمايندگان و سه كرسي در سنا از دست داده است. بنابراين شكست جمهوريخواهان در انتخابات اخير را نميتوان صرفا با اصل معمول كاهش محبوبيت حزب حاكم توضيح داد. در دوره دوم رياستجمهوريها، اين انتخابات اهميت بيشتري نيز پيدا ميكند، زيرا رييسجمهور ديگر امكان حضور در يك دوره انتخاباتي ديگر را ندارد و انتخابات مياندورهاي عملا به آزموني براي سنجش قدرت سياسي او در نيمه دوم رياستجمهوري تبديل ميشود. تجربه تاريخي نشان داده است كه روساي جمهور در چنين شرايطي ممكن است با كاهش محسوس حمايت عمومي و از دست دادن بخشي از قدرت پارلماني مواجه شوند. براي نمونه، حزب جمهوريخواه در انتخابات مياندورهاي سال ۱۹۵۸ در دوره دوم رياستجمهوري آيزنهاور، ۴۸ كرسي مجلس نمايندگان و ۱۲ كرسي سنا را از دست داد. در سال ۲۰۰۶ نيز جمهوريخواهان در دوره دوم رياستجمهوري جورج بوش، ۳۰ كرسي مجلس نمايندگان و شش كرسي سنا را از دست دادند. با اين حال، نتيجه سال ۲۰۲۶ از يك شكست معمول مياندورهاي فراتر رفته است. دموكراتها نهتنها توانستند اكثريت مجلس نمايندگان را به دست آورند، بلكه اكثريت سنا را نيز از جمهوريخواهان گرفتند. اين تحول، در كنار شكست نامزدهاي مورد حمايت ترامپ در ايالتهاي محافظهكار، نشان ميدهد نارضايتي از رييسجمهور به سطحي رسيده كه حتي پايگاه انتخاباتي سنتي حزب او نيز از آن تاثيرپذيرفته است.
ترامپ؛ از درخواست راي اعتماد
تا پذيرش شكست
ترامپ در ماههاي منتهي به انتخابات تلاش كرد رقابتها را به يك رويارويي مستقيم ميان خود و دموكراتها تبديل كند. او در سخنرانيها و گردهماييهاي انتخاباتي بارها از هوادارانش خواست تصور كنند نام او نيز در برگه راي وجود دارد. اين راهبرد در واقع تلاشي براي تبديل انتخابات مياندورهاي به راي اعتماد به شخص رييسجمهور بود؛ راهبردي كه اكنون نتيجه آن به زيان او تمام شده است. ترامپ در جريان تبليغات انتخاباتي، دموكراتها را با تعابيري تند توصيف ميكرد و نامزدهاي اين حزب را افراطي و خطرناك ميخواند. جمهوريخواهان نيز تلاش كردند محور رقابت را به موضوعات فرهنگي و اجتماعي، از جمله مسائل مربوط به حقوق اقليتها و سياستهاي هويتي، منتقل كنند. اما نتايج انتخابات نشان داد بخش بزرگي از رايدهندگان مسائل ديگري را در اولويت قرار داده بودند: هزينه زندگي، تورم، وضعيت اقتصادي و جنگ ايران. واكنش ترامپ به شكست جمهوريخواهان نيز حاوي تناقضي قابلتوجه بود. او در گفتوگو با شبكه فاكسنيوز به دموكراتها تبريك گفت و عملكرد آنها را در انتخابات ستود، اما همزمان تلاش كرد نتيجه را به عنوان ضربهاي شخصي به خود نپذيرد. ترامپ مدعي شد اين شكست را نبايد حملهاي به شخص او تلقي كرد و در عين حال، كيفيت نامزدهاي جمهوريخواه را يكي از عوامل ناكامي حزبش دانست. با اين حال، او نتوانست نقش جنگ ايران را در شكست انتخاباتي جمهوريخواهان كاملا انكار كند. ترامپ پذيرفت كه جنگ در نتيجه انتخابات تاثير داشته است؛ هرچند تاكيد كرد مردم اهميت اقداماتي را كه او در قبال ايران انجام دادهاند درك ميكنند و او از تصميم خود براي آغاز جنگ پشيمان نيست. او همچنين هشدار داد لوايحي را كه از نظرش غيرقابلقبول باشند، وتو خواهد كرد. اين واكنش نشان ميدهد ترامپ قصد ندارد در برابر كنگره جديد بهسادگي از مواضع خود عقبنشيني كند. اما واقعيت سياسي اين است كه از دست رفتن اكثريت هر دو مجلس، موقعيت او را براي پيشبرد برنامههاي داخلي و خارجي دشوارتر خواهد كرد. كنگره دموكرات ميتواند با استفاده از اختيارات نظارتي، دولت را درباره تصميمهاي اقتصادي، هزينههاي جنگ، عملكرد نهادهاي اجرايي و مسائل مالي تحت فشار قرار دهد. در نتيجه، دو سال پاياني رياستجمهوري ترامپ احتمالا با منازعهاي جديتر ميان كاخ سفيد و كنگره همراه خواهد بود.
جنگ ايران؛ هزينهاي كه
به زندگي روزمره امريكاييها رسيد
يكي از مهمترين عوامل شكست جمهوريخواهان، نارضايتي عمومي از جنگ امريكا عليه ايران بود. جنگي كه دولت ترامپ در ماه فوريه آغاز كرد، بهتدريج از يك مساله سياست خارجي به موضوعي اقتصادي و روزمره براي شهروندان امريكايي تبديل شد. افزايش قيمت سوخت، بالا رفتن هزينه حملونقل و فشار بر قيمت كالاها، جنگ را از صفحات اخبار خارجي به سبد هزينه خانوارهاي امريكايي منتقل كرد. در ماههاي گذشته، اختلال در انتقال نفت از منطقه خليج فارس و افزايش ريسك بازار انرژي، قيمت سوخت در امريكا را تحت تاثير قرار داد. بر اساس دادههاي انجمن خودروي امريكا، ميانگين قيمت هر گالن بنزين معمولي پيش از جنگ حدود ۲ دلار و ۹۸ سنت بود و در ماه مه به ۴ دلار و ۵۶ سنت رسيد. قيمت گازوييل نيز از حدود ۳ دلار و ۷۶ سنت پيش از جنگ افزايش يافت و در ماه سپتامبر به ركورد ۶ دلار و ۵۳ سنت رسيد. اين افزايش قيمتها براي شهرونداني كه هر روز براي رفتوآمد به خودرو وابستهاند، به معناي افزايش مستقيم هزينه زندگي بود. در امريكا، برخلاف بسياري از كشورها، بخش بزرگي از زندگي روزمره و رفتوآمد خانوارها به استفاده از خودرو وابسته است. بنابراين، افزايش قيمت بنزين ميتواند به سرعت به يكي از مهمترين عوامل نارضايتي عمومي تبديل شود. اما هزينه جنگ به قيمت سوخت محدود نماند. افزايش هزينه انرژي، حملونقل و توليد، فشار بيشتري بر شركتها وارد كرد و بخشي از اين هزينهها به مصرفكنندگان منتقل شد. شركتهاي حملونقل و برخي توليدكنندگان نيز براي جبران افزايش هزينههاي خود، قيمت خدمات يا محصولاتشان را بالا بردند. اين روند در شرايطي اتفاق افتاد كه خانوارهاي امريكايي از پيش با نگراني درباره تورم و هزينههاي مسكن، خوراك و خدمات روبهرو بودند. برآورد مارك زاندي، اقتصاددان ارشد موسسه موديز آناليتيكس، ابعاد اين فشار را نشان ميدهد. او هزينه اقتصادي جنگ براي يك خانوار متوسط امريكايي را نزديك به دو هزار دلار برآورد كرده است؛ رقمي كه شامل حدود هزار و ۱۰۰ دلار افزايش هزينه انرژي، ۵۴۰ دلار هزينه ناشي از افزايش نرخ بهره و ۳۶۰ دلار هزينههاي نظامي ميشود. چنين برآوردي نشان ميدهد هزينه يك تصميم نظامي در سطح دولت، ميتواند در نهايت به شكل افزايش مخارج خانوارها ظاهر شود. در نظرسنجيهاي انجامشده پيش از انتخابات نيز نگراني از افزايش قيمت سوخت و هزينه زندگي بهوضوح ديده ميشد. نظرسنجي مركز پژوهشي پيو در ماه آوريل نشان ميداد ۶۹ درصد امريكاييها از افزايش قيمت بنزين و سوخت در نتيجه اقدام نظامي امريكا عليه ايران نگران هستند. همچنين در نظرسنجي رويترز و ايپسوس در ماه مارس، ۶۷ درصد پاسخدهندگان پيشبيني كرده بودند قيمت بنزين در ماههاي بعد افزايش خواهد يافت. اين ارقام نشان ميدهد مخالفت با جنگ تنها به مخالفان سياسي ترامپ محدود نبود. حتي بخشي از رايدهندگان جمهوريخواه نيز نسبت به پيامدهاي اقتصادي جنگ نگراني داشتند. براي بسياري از شهروندان، پرسش اصلي ديگر صرفا اين نبود كه دولت امريكا در برابر ايران چه اهدافي را دنبال ميكند، بلكه اين بود كه چرا بايد هزينه اين سياست را از طريق افزايش قيمت سوخت و فشار بر معيشت خود بپردازند؟
تورم و هزينه زندگي
رايدهندگان چه چيزي را مجازات كردند؟
نتايج نظرسنجيهاي خروجي از مراكز رايگيري در روز انتخابات، نشان ميدهد اقتصاد همچنان مهمترين دغدغه بخش بزرگي از رايدهندگان امريكايي بوده است. بر اساس نظرسنجي خروجي انجامشده توسط موسسه SSRS براي مجموعهاي از رسانههاي امريكايي، نزديك به ۹ نفر از هر ۱۰ رايدهنده، هزينه زندگي را عاملي مهم يا بسيار مهم در تصميم انتخاباتي خود دانستهاند. حدود سهچهارم رايدهندگان نيز از مسير حركت كشور ناراضي يا خشمگين بودهاند. همچنين حدود نيمي از رايدهندگان گفتهاند انتخابات را فرصتي براي اعتراض به رييسجمهور ميدانستند و ۷۰ درصد خواهان آن بودهاند كه كنگره نظارت و كنترل بيشتري بر عملكرد ترامپ اعمال كند. اين ارقام نشان ميدهد انتخابات از يك رقابت معمول ميان نامزدهاي دو حزب فراتر رفته و به ابزاري براي اعلام نارضايتي از عملكرد دولت تبديل شده است. در نظرسنجي خروجي شبكه سيبياس نيز ميزان رضايت از عملكرد ترامپ حدود ۳۸ درصد گزارش شد؛ رقمي كه از پايينترين سطوح محبوبيت او در انتخابات مياندورهاي محسوب ميشود. اين دادهها در كنار نتايج صندوقهاي راي، تصويري از فاصله ميان وعدههاي اقتصادي ترامپ و انتظارات بخشي از جامعه امريكا ارايه ميكند. ترامپ در انتخابات رياستجمهوري ۲۰۲۴ با وعده بهبود وضعيت اقتصادي، كاهش هزينهها و بازگرداندن قدرت خريد شهروندان به كاخ سفيد بازگشته بود. اما دو سال بعد، بخش مهمي از رايدهندگان همچنان از قيمتها ناراضياند و افزايش هزينههاي زندگي را تجربه ميكنند. از نگاه اين گروه، وعدههاي اقتصادي دولت نتوانسته است به بهبود ملموس وضعيت خانوارها منجر شود. البته وضعيت اقتصاد امريكا تنها با شاخص تورم قابل ارزيابي نيست. نرخ بيكاري در سطح نسبتا پاييني قرار داشت و رشد اقتصادي و سرمايهگذاري در حوزه فناوري نيز از برخي شاخصهاي مثبت اقتصاد اين كشور بودند. اما مساله اصلي براي رايدهندگان، احساس آنها از وضعيت اقتصادي و هزينههايي بود كه هر روز پرداخت ميكردند. وقتي شهروندان در پمپ بنزين، فروشگاه و قبوض خدماتي با افزايش هزينه مواجه ميشوند، آمارهاي كلان اقتصادي لزوما نميتواند نارضايتي آنها را كاهش دهد. به همين دليل، شكست جمهوريخواهان را بايد نتيجه همزمان چند عامل دانست: تورم و هزينه زندگي، افزايش قيمت انرژي، جنگ خارجي و كاهش اعتماد به توانايي دولت براي مديريت اين مسائل. جنگ ايران در اين ميان نقشي تعيينكننده داشت، زيرا به نارضايتي اقتصادي موجود، يك منشا سياسي مشخص اضافه كرد و مسووليت بخشي از افزايش هزينهها را مستقيما متوجه تصميمهاي ترامپ ساخت.
پيروزي دموكراتها
محدود شدن قدرت ترامپ
كنترل دموكراتها بر هر دو مجلس كنگره، پيامدهاي مستقيمي براي ادامه رياستجمهوري ترامپ خواهد داشت. در نظام سياسي امريكا، رييسجمهور براي اجراي بخش مهمي از برنامههاي خود به همكاري كنگره نياز دارد. تصويب قوانين، تخصيص بودجه، تاييد برخي انتصابها و نظارت بر عملكرد دولت، از جمله حوزههايي هستند كه مجلس نمايندگان و سنا در آن نقش دارند. اكنون كه هر دو مجلس در اختيار دموكراتها قرار گرفتهاند، ترامپ براي پيشبرد برنامههاي اقتصادي و سياسي خود با مانع جديتري مواجه خواهد شد. حتي اگر كاخ سفيد همچنان از اختيارات اجرايي گسترده برخوردار باشد، كنگره ميتواند با استفاده از ابزارهاي قانوني و نظارتي، هزينه سياسي تصميمهاي دولت را افزايش دهد. يكي از مهمترين پيامدهاي اين تحول، افزايش احتمال تحقيقات پارلماني درباره عملكرد دولت و تصميمهاي مرتبط با جنگ ايران است. دموكراتها در جريان مبارزات انتخاباتي، علاوه بر مسائل اقتصادي، موضوع فساد و منافع مالي نزديكان ترامپ را نيز مطرح كرده بودند. اكنون با در اختيار گرفتن اكثريت مجلس نمايندگان و سنا، امكان پيگيري جديتر اين پروندهها فراهم شده است. از سوي ديگر، كنترل كنگره به دموكراتها امكان ميدهد در برابر سياستهاي اقتصادي دولت، بهويژه تعرفهها و هزينههاي نظامي، موضع فعالتري اتخاذ كنند. ترامپ نيز با تهديد به وتوي لوايح دموكراتها نشان داده است كه احتمالا دوره جديدي از تقابل ميان كاخ سفيد و كنگره آغاز خواهد شد.
تهران و پيام سياسي انتخابات امريكا
در ايران نيز نتايج انتخابات مياندورهاي امريكا با واكنش مقامهاي سياسي همراه شد. محمدباقر قاليباف، رييس مجلس و مذاكرهكننده ارشد ايران، با اشاره به نتيجه انتخابات اعلام كرد كه امريكاييها جنگ و افزايش هزينههاي زندگي را رد كردهاند. او در پيامي تاكيد كرد كه واشنگتن نبايد در صورت مخالفت افكار عمومي امريكا، بار ديگر به حمله عليه ايران روي بياورد. اين واكنش از آن جهت اهميت دارد كه تهران از ابتدا بر هزينههاي سياسي و اقتصادي جنگ براي دولت امريكا تاكيد كرده بود. اكنون پذيرش نقش جنگ ايران در شكست جمهوريخواهان از سوي خود ترامپ نيز نشان ميدهد پيامدهاي اين درگيري از محاسبات نظامي فراتر رفته و به عرصه سياست داخلي امريكا وارد شده است. البته نتيجه انتخابات به معناي تغيير فوري سياست خارجي امريكا يا پايان قطعي تنش با ايران نيست. ترامپ همچنان رييسجمهور است و اختيارهاي مهمي در حوزه سياست خارجي و نظامي در اختيار دارد. با اين حال، از دست دادن اكثريت كنگره ميتواند فضاي تصميمگيري او را محدودتر كند و هزينه داخلي ادامه سياستهاي پرتنش را افزايش دهد. از نگاه ايران، شكست انتخاباتي جمهوريخواهان نشانهاي از آن است كه هزينههاي جنگ براي جامعه امريكا قابل چشمپوشي نيست. اين مساله بهويژه در شرايطي اهميت دارد كه دولت ترامپ تلاش كرده بود اقدام نظامي عليه ايران را در چارچوب اهداف امنيتي و راهبردي توجيه كند. اكنون بخشي از رايدهندگان امريكايي، دستكم در ارزيابي انتخاباتي خود، هزينههاي اين سياست را در كنار افزايش قيمتها و دشواريهاي معيشتي قرار دادهاند. انتخابات مياندورهاي ۲۰۲۶ ميتواند نقطه عطفي در دوره دوم رياستجمهوري دونالد ترامپ باشد. او در حالي وارد دو سال پاياني دولت خود ميشود كه حزبش اكثريت هر دو مجلس كنگره را از دست داده، محبوبيت عمومياش كاهش يافته و جنگ ايران به يكي از عوامل اصلي نارضايتي اقتصادي و سياسي تبديل شده است. شكست جمهوريخواهان را نميتوان صرفا يك جابهجايي معمول در كرسيهاي كنگره دانست. پيروزي دموكراتها در ايالتهاي محافظهكار، كاهش حمايت از نامزدهاي مورد تاييد ترامپ و دادههاي نظرسنجيهاي خروجي، همگي از يك پيام مشترك حكايت دارند: بخشي از جامعه امريكا ديگر حاضر نيست هزينه سياستهاي دولت را بدون اعتراض بپذيرد. ترامپ تلاش ميكند شكست را به ضعف نامزدهاي جمهوريخواه نسبت دهد و از پذيرش مسووليت شخصي آن فاصله بگيرد؛ اما اعتراف او به نقش جنگ ايران در نتيجه انتخابات، نشان ميدهد حتي كاخ سفيد نيز نميتواند اين عامل را ناديده بگيرد. جنگي كه قرار بود نمايش قدرت نظامي امريكا باشد، اكنون به يكي از نقاط آسيبپذير دولت در عرصه سياست داخلي تبديل شده است. در نهايت، نتيجه انتخابات روز سهشنبه را ميتوان راي منفي بخش بزرگي از رايدهندگان امريكايي به تركيبي از جنگ، گراني و شيوه حكمراني ترامپ دانست. اين نتيجه به معناي پايان فوري سياستهاي تقابلي واشنگتن نيست، اما نشان ميدهد ادامه آنها بدون پرداخت هزينه سياسي ممكن نخواهد بود. دموكراتها اكنون ابزارهاي بيشتري براي نظارت بر دولت در اختيار دارند و ترامپ براي ادامه مسير خود بايد با كنگرهاي روبهرو شود كه اكثريت آن ديگر با او همراه نيست. شايد مهمترين پيام اين انتخابات براي كاخ سفيد آن باشد كه قدرت نظامي و شعارهاي انتخاباتي، بهتنهايي نميتوانند نارضايتي ناشي از هزينههاي زندگي را از ميان ببرند. وقتي جنگ به افزايش قيمت بنزين، فشار بر خانوارها و نگراني درباره آينده اقتصادي تبديل ميشود، رايدهندگان ميتوانند همان سياستي را كه دولت در عرصه خارجي دنبال ميكند، در صندوقهاي راي به چالش بكشند. شكست ترامپ در انتخابات مياندورهاي، جلوهاي روشن از همين واقعيت است.