روي جاده مرگ
تداوم مرگ سالانه نزديك به ۲۰ هزار نفر در تصادفات رانندگي نشان از بحراني عميق در زمينه ايمني دارد. تقريبا هر روز خبرهايي از تصادفهاي مرگبار در شهرها و جادههاي كشور منتشر ميشود؛ از برخورد خودروها در محورهاي بينشهري تا واژگوني و تصادفهاي شهري كه خانوادههايي را در چند دقيقه وارد چرخهاي از سوگ، درمان و هزينههاي سنگين ميكند. تنها در يكي از حوادث روز گذشته در مشهد، يك تصادف سه كشته و يك مصدوم بر جاي گذاشت؛ حادثهاي كه به گفته پليس با تخطي از سرعت مجاز و برخورد خودرو با ميدان و يك خودروي پاركشده رخ داده است.
يك ميليون تصادف فقط در نيمه نخست ۱۴۰۵
گلي ماندگار|
تداوم مرگ سالانه نزديك به ۲۰ هزار نفر در تصادفات رانندگي نشان از بحراني عميق در زمينه ايمني دارد. تقريبا هر روز خبرهايي از تصادفهاي مرگبار در شهرها و جادههاي كشور منتشر ميشود؛ از برخورد خودروها در محورهاي بينشهري تا واژگوني و تصادفهاي شهري كه خانوادههايي را در چند دقيقه وارد چرخهاي از سوگ، درمان و هزينههاي سنگين ميكند. تنها در يكي از حوادث روز گذشته در مشهد، يك تصادف سه كشته و يك مصدوم بر جاي گذاشت؛ حادثهاي كه به گفته پليس با تخطي از سرعت مجاز و برخورد خودرو با ميدان و يك خودروي پاركشده رخ داده است. تصادفات رانندگي در ايران ديگر صرفاً يك حادثه روزمره در خيابانها و جادهها نيست؛ به يكي از مهمترين عوامل مرگ، مصدوميت و تحميل هزينههاي سنگين اجتماعي و اقتصادي به كشور تبديل شده است. بررسي آمار سالهاي اخير نشان ميدهد پس از كاهش تلفات حوادث رانندگي در سالهاي پاياني دهه ۱۳۹۰، از ابتداي دهه ۱۴۰۰ روند مرگومير دوباره صعودي شد و تعداد جانباختگان در سالهاي ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ به مرز ۲۰ هزار نفر رسيد. اين روند در شرايطي ادامه دارد كه آمار تصادفات ثبتشده نيز همچنان بالاست. در نيمه نخست سال ۱۴۰۵ بيش از يك ميليون و ۲۶۴ هزار فقره تصادف در كشور ثبت شده و از ميان آنها بيش از ۶۷۱ هزار مورد به ترسيم كروكي منجر شده است. اين ارقام البته به معناي آن نيست كه تمام اين حوادث به جراحت يا مرگ منجر شدهاند، اما حجم بالاي رخدادهاي ترافيكي نشان ميدهد فشار ناشي از ناايمني حملونقل همچنان گسترده است. نكته مهمتر آن است كه كاهش احتمالي تلفات در يك شهر يا مقطع زماني، به تنهايي نميتواند نشانه حل بحران باشد. براي نمونه، در نيمه نخست ۱۴۰۵ شمار جانباختگان تصادفات تهران ۱۶ درصد كاهش يافته، اما همزمان تعداد تصادفات جرحي ۱۵ درصد و تصادفات خسارتي ۱۷ درصد افزايش داشته است. همچنين كل تصادفات پايتخت ۱۷ درصد بيشتر شده است. اين تضاد نشان ميدهد كه سنجش ايمني جادهها و خيابانها تنها با يك شاخص امكانپذير نيست. ممكن است با افزايش كيفيت امدادرساني، ايمني خودرو يا سرعت رسيدن نيروهاي امدادي، بخشي از حوادثي كه در گذشته به مرگ منجر ميشدند، امروز به مصدوميت ختم شوند؛ اما همين مصدوميتها نيز هزينههاي انساني و اقتصادي قابل توجهي دارند. از سوي ديگر، هر تصادف صرفاً به راننده يا سرنشين خودرو محدود نميشود. عابر پياده، موتورسوار، دوچرخهسوار و حتي خانوادهاي كه فرد آسيبديده نانآور آن بوده، ممكن است سالها با پيامدهاي يك حادثه زندگي كنند. هزينه درمان، جراحي، توانبخشي، ازكارافتادگي، كاهش درآمد و فشار رواني، بخشهايي از صورتحساب پنهان تصادفات هستند كه معمولاً در آمار روزانه حوادث ديده نميشوند.به اين ترتيب، وقتي از نزديك به ۲۰ هزار كشته در سال سخن گفته ميشود، در واقع بايد از صدها هزار خانوادهاي سخن گفت كه ممكن است بهطور مستقيم يا غيرمستقيم تحت تأثير حوادث رانندگي قرار گرفته باشند. آمار ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار مصدوم سالانه نيز نشان ميدهد كه مساله تنها «مرگ در جاده» نيست؛ بلكه بخشي از بحران، در سالهاي پس از حادثه و در زندگي كساني ادامه پيدا ميكند كه با معلوليت، كاهش توان كاري يا هزينههاي طولانيمدت درمان مواجه ميشوند. از همين منظر، خبرهاي روزانه تصادفات را نميتوان مجموعهاي از حوادث جدا از يكديگر دانست. تكرار تصادفهاي مرگبار در نقاط مختلف كشور، در كنار آمار بالاي مصدومان و جانباختگان، تصويري از يك مشكل ساختاري ارايه ميدهد؛ مشكلي كه براي كاهش آن بايد همزمان رفتار راننده، ايمني خودرو، كيفيت جاده، مديريت ترافيك، امدادرساني و اجراي قانون مورد توجه قرار گيرد.
بيش از ۹۱ هزار كشته در پنج سال
اگر تنها سالهاي ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ را در نظر بگيريم، مجموع جانباختگان تصادفات رانندگي به بيش از ۹۱ هزار نفر ميرسد. بر اساس ارقام منتشرشده، در همين بازه بيش از يك ميليون و ۸۰۰ هزار نفر نيز مصدوم شدهاند.
اين ارقام نشان ميدهد كه تصادفات در ايران صرفاً به مرگ محدود نميشود. بخش بزرگي از قربانيان پس از حادثه با شكستگي، آسيبهاي مغزي، نخاعي، قطع عضو و ديگر صدمات جسمي مواجه ميشوند و بخشي از آنان نيز ممكن است براي سالها يا تا پايان عمر با ناتوانيهاي ناشي از حادثه زندگي كنند. جانشين رييس پليس راهور فراجا نيز اعلام كرده است كه در دو دهه گذشته بيش از ۶ ميليون و ۳۰۰ هزار نفر در حوادث رانندگي مجروح يا معلول شدهاند و حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد آنان دچار معلوليت دايمي شدهاند. اين رقم البته يك برآورد تجميعي براي يك دوره ۲۰ ساله است و نميتوان آن را به عنوان تعداد معلولان هر سال استفاده كرد.
چرا تصادفات در ايران كم نميشود؟
يكي از دلايل مهم تداوم اين وضعيت، آن است كه تصادف معمولاً نتيجه يك عامل منفرد نيست. وضعيت خودرو، شرايط جاده، رفتار راننده، سرعت، خستگي، حواسپرتي و حتي وضعيت رواني راننده ميتوانند همزمان در شكلگيري يك حادثه نقش داشته باشند. با اين حال، آمار پليس نشان ميدهد عوامل انساني همچنان سهم مهمي در بروز تصادفات دارند. بر اساس آمار منتشرشده از حوادث رانندگي، در سال ۱۴۰۰ حدود ۱۶ هزار و ۷۷۸ نفر در تصادفات جان خود را از دست دادند و ۳۱۷ هزار و ۱۲۰ نفر نيز مصدوم شدند. اين رقم در سال ۱۴۰۱ به ۱۹ هزار و ۴۹۰ كشته و ۳۶۹ هزار و ۲۷۹ مصدوم رسيد و در سال ۱۴۰۲ تعداد جانباختگان به ۲۰ هزار و ۴۵ نفر و تعداد مصدومان به ۳۹۱ هزار و ۶۹ نفر افزايش يافت. در سال ۱۴۰۳ نيز ۱۹ هزار و ۴۳۵ نفر جان خود را از دست دادند و ۳۸۱ هزار و ۴۸۴ نفر مصدوم شدند. سال ۱۴۰۴ اگرچه با كاهش اندك نسبت به سال ۱۴۰۲ همراه بود، اما همچنان تلفات در محدوده ۲۰ هزار نفر باقي ماند. بر اساس آخرين آمار اعلامشده، ۱۹ هزار و ۵۴۰ نفر در حوادث رانندگي اين سال جان باختند و ۳۷۸ هزار و ۷۲۹ نفر نيز مصدوم شدند.براي سال ۱۴۰۵، پليس راهور در نيمه نخست سال از ثبت يك ميليون و ۲۶۴ هزار و ۱۹۴ فقره تصادف در كشور خبر داده كه ۶۷۱ هزار و ۸۵۶ مورد آن به ترسيم كروكي منجر شده است. اين آمار هنوز مربوط به شش ماه نخست سال است و نميتوان آن را با ارقام كامل سالهاي گذشته مقايسه كرد.
تصادف نتيجه يك خطاي لحظهاي نيست
سيامك رهنما، كارشناس تصادفات در اين باره به« تعادل» ميگويد: رفتار رانندگان در تصادفات، سهم قابل توجهي از حوادث را به خود اختصاص ميدهد به خصوص در پايتخت عوامل رواني و هيجاني در بروز تصادفات نقش عمدهاي دارند. او ميافزايد: خشم، عصبانيت، خستگي، خواب آلودگي، مصرف مواد يا نوشيدنيهاي الكلي به شكل قابل توجهي قدرت تصميمگيري راننده را كاهش ميدهد و همين امر زمينه ساز بروز تصادف ميشود. اين كارشناس تصادفات اظهار ميدارد: در بحث تصادفات مساله فقط «بلد نبودن رانندگي» نيست؛ رانندهاي كه خسته است، با عجله حركت ميكند، تحت فشار رواني قرار دارد يا هنگام رانندگي سرگرم تلفن همراه است، حتي اگر از نظر مهارت رانندگي توانمند باشد، در لحظه حادثه قدرت واكنش مناسب را از دست ميدهد. سيامك رهنما ادامه ميدهد: آمار پليس راهور تهران نيز اين موضوع را تأييد ميكند. در نيمه نخست ۱۴۰۵، ۳۵ درصد تصادفات تهران ناشي از بيتوجهي به جلو و ۳۳ درصد ناشي از ناتواني در كنترل وسيله نقليه اعلام شده است. او تاكيد ميكند: استفاده از تلفن همراه يكي از عوامل بيتوجهي به جلو و سرعت غيرمطمئنه نيز از عوامل ناتواني در كنترل خودرو عنوان شده است. اين كارشناس تصادفات هشدار ميدهد: از سوي ديگر، حتي اگر راننده مرتكب خطا شود، كيفيت خودرو، كمربند ايمني، كلاه ايمني و وضعيت جاده تعيين ميكنند كه نتيجه آن خطا يك خسارت مالي ساده باشد يا يك حادثه مرگبار.
خودرو و جاده؛ دو ضلع ديگر بحران
رهنما در بخش ديگري از سخنانش ميگويد: تمركز بر رفتار راننده نبايد باعث شود نقش خودرو و زيرساخت ناديده گرفته شود. در يك نظام ايمني حملونقل، قرار نيست يك اشتباه انساني الزاماً به مرگ منجر شود. ايمني خودرو، عملكرد ترمز، استحكام كابين، تجهيزات ايمني، كيسه هوا و كيفيت تايرها ميتوانند شدت پيامدهاي تصادف را تغيير دهند. او در پايان ميافزايد: مطالعات علمي درباره ايران نيز نشان دادهاند كه پس از يك دوره طولاني كاهش مرگومير ناشي از تصادفات، روند تلفات دوباره صعودي شده است؛ بهگونهاي كه نرخ خام مرگ ناشي از تصادفات از ۱۸.۳۸ نفر به ازاي هر ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۲۰ به حدود ۲۳ نفر در سال ۲۰۲۲ افزايش يافته است.
ايران در مقايسه با آلمان، تركيه، عراق و عمان
براي مقايسه بين كشورها، صرف تعداد كشتهشدگان معيار مناسبي نيست؛ زيرا جمعيت كشورها با يكديگر تفاوت دارد. شاخص قابلمقايسهتر، نرخ مرگومير ناشي از تصادفات به ازاي هر ۱۰۰ هزار نفر جمعيت است. بر اساس دادههاي سازمان جهاني بهداشت براي سال ۲۰۲۱، ايران با نرخ ۲۰.۶ مرگ به ازاي هر ۱۰۰ هزار نفر، فاصله قابل توجهي با آلمان دارد. اين نرخ در آلمان ۳، در تركيه ۶.۵، در عمان ۱۱ و در عراق ۲۱.۵ نفر بوده است.