ضرورت شكل‌گيري همكاري‌ها در خليج‌فارس

۱۴۰۵/۰۸/۱۳ - ۰۰:۱۹:۲۲
کد خبر: ۴۰۹۷۷۳

تحولات سياسي و امنيتي سال‌هاي اخير در منطقه خليج‌فارس، بيش از هر زمان ديگري ضرورت بازنگري در الگوي همكاري ميان كشورهاي منطقه را آشكار كرده است.

رحمان سعادت

تحولات سياسي و امنيتي سال‌هاي اخير در منطقه خليج‌فارس، بيش از هر زمان ديگري ضرورت بازنگري در الگوي همكاري ميان كشورهاي منطقه را آشكار كرده است. تجربه تنش‌ها و درگيري‌هاي نظامي نشان داده است كه امنيت و اقتصاد در اين جغرافيا دو مقوله جدا از يكديگر نيستند و هرگونه بي‌ثباتي سياسي مي‌تواند مستقيما بر تجارت، سرمايه‌گذاري، صادرات انرژي و بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي اقتصادي تاثير بگذارد. در چنين شرايطي، گسترش گفت‌وگوهاي منطقه‌اي و شكل‌گيري ترتيبات اقتصادي مشترك، نه صرفا يك انتخاب ديپلماتيك، بلكه ضرورتي براي تامين منافع بلندمدت كشورهاي منطقه است.

حضور مقامات عاليرتبه عربستان، تركيه و پاكستان در تهران و برگزاري نشست با رييس‌جمهور و دبير شوراي عالي امنيت ملي را مي‌توان از اين منظر ارزيابي كرد. اهميت اين تحرك ديپلماتيك تنها به سطح مقامات حاضر يا موضوعات سياسي مطرح‌شده محدود نمي‌شود، بلكه پيام اصلي آن، پذيرش ضرورت گفت‌وگوي مستقيم در شرايطي است كه تحولات منطقه‌اي بر آينده اقتصادي و امنيتي كشورها سايه انداخته است. كشورهاي منطقه به ‌تدريج دريافته‌اند كه منافع مشترك آنها، از امنيت و ثبات گرفته تا استفاده از منابع طبيعي و توسعه تجارت، به يكديگر پيوند خورده است. بنابراين گفت‌وگو مي‌تواند زمينه‌ساز توافق‌هايي باشد كه منافع جمعي را تامين كند.

براي درك ظرفيت چنين همكاري‌هايي مي‌توان به تجربه شكل‌گيري سازمان كشورهاي صادركننده نفت، اوپك، بازگشت. اوپك نمونه‌اي از همكاري ميان كشورهايي بود كه با وجود تفاوت‌هاي سياسي و ساختارهاي اقتصادي، در حوزه‌اي راهبردي از منافع مشترك برخوردار بودند. اين كشورها به اين جمع‌بندي رسيدند كه هماهنگي و همكاري در بازار نفت مي‌تواند قدرت چانه‌زني و امكان بهره‌مندي آنها از منابع انرژي را افزايش دهد. تجربه چند دهه فعاليت اين سازمان نشان داد كه همكاري اقتصادي ميان كشورهاي منطقه، در صورت وجود اراده سياسي و تعريف منافع مشترك مي‌تواند دستاوردهايي ايجاد كند كه دستيابي به آنها از مسير اقدامات انفرادي دشوارتر است. امروز نيز امكان استفاده از چنين تجربه‌اي وجود دارد؛ البته نه لزوما با تكرار ساختارهاي گذشته، بلكه با بازتعريف همكاري‌ها متناسب با شرايط جديد ژئوپليتيكي. كشورهاي منطقه مي‌توانند در حوزه‌هايي مانند انرژي، تجارت، حمل‌ونقل، سرمايه‌گذاري و توسعه زيرساخت‌ها، سازوكارهاي مشترك و توافق‌هاي بلندمدت ايجاد كنند. تحقق اين ظرفيت، مستلزم آن است كه كشورها به جاي تعريف منافع خود در تقابل با يكديگر، به دنبال شناسايي زمينه‌هاي همكاري باشند. يكي از اصول اساسي در اين مسير، پذيرش مشاركت همه كشورهاي ذي‌نفع است. نمي‌توان درباره آينده اقتصادي خليج‌فارس، صادرات منابع انرژي و ترتيبات تجاري منطقه تصميم گرفت، اما نقش و منافع برخي كشورهاي اصلي اين جغرافيا را ناديده گرفت.

 ايران نيز به عنوان يكي از كشورهاي مهم منطقه، تاكيد دارد كه بهره‌برداري از ظرفيت‌هاي اقتصادي خليج‌فارس بايد با در نظر گرفتن منافع همه كشورهاي منطقه انجام شود. هر ترتيبي كه بخواهد بخشي از بازيگران را از معادلات اقتصادي كنار بگذارد، در بلندمدت با دشواري‌هاي جدي براي دستيابي به ثبات و تداوم همكاري مواجه خواهد شد. در كنار منافع اقتصادي، تحولات نظامي اخير نيز ضرورت بازنگري در معادلات امنيتي منطقه را برجسته كرده است. توان دفاعي ايران و ايستادگي اين كشور در برابر امريكا و رژيم اسراييل نشان داده است كه نمي‌توان در محاسبات امنيتي خليج‌فارس، نقش ايران را ناديده گرفت. امنيت منطقه بدون توجه به ظرفيت‌ها و جايگاه كشورهاي اصلي آن، از جمله ايران، قابل تامين نخواهد بود. اين واقعيت بايد در طراحي ترتيبات جديد منطقه‌اي مورد توجه قرار گيرد. در نهايت، آينده اقتصادي خليج‌فارس به ميزان توانايي كشورهاي منطقه در تبديل واقعيت‌هاي ژئوپليتيكي به فرصت‌هاي همكاري وابسته است. احترام متقابل، گفت‌وگوي مستقيم و پذيرش منافع مشترك مي‌تواند نقطه شروع اين مسير باشد. تجربه اوپك نشان داده است كه همكاري اقتصادي امكان‌پذير است؛ اكنون نيز شرايط منطقه بيش از هر زمان ديگري به ابتكارهايي نياز دارد كه امنيت را به توسعه و منافع مشترك پيوند بزند.

بیمه ملت