برداشت مداوم امريكا از ذخاير استراتژيك مانع نوسانات بازار نفت نشده است
يك تحليلگر بينالمللي نفت و انرژي گفت: برداشتهاي مكرر و بيسابقه از ذخاير استراتژيك نفت (SPR) توان مانور و پاسخگويي واشنگتن در برابر بحرانهاي آتي را بهشدت محدود كرده و نتوانسته جايگزين پايداري براي رفع اختلالات ساختاري عرضه باشد.
يك تحليلگر بينالمللي نفت و انرژي گفت: برداشتهاي مكرر و بيسابقه از ذخاير استراتژيك نفت (SPR) توان مانور و پاسخگويي واشنگتن در برابر بحرانهاي آتي را بهشدت محدود كرده و نتوانسته جايگزين پايداري براي رفع اختلالات ساختاري عرضه باشد.
احسان جنابي در گفتوگو با ايرنا، با بررسي شرايط حاكم بر بازار انرژي جهان اظهار داشت: اقداماتي كه واشنگتن در حوزه انرژي انجام ميدهد، در بيشتر موارد با هدف تثبيت قيمتهاي جهاني نفت و كاهش فشار بر مصرفكنندگان نهايي در امريكا و كشورهاي متحدش صورت ميگيرد.
جنابي افزود: اين تدابير شايد بتواند نوسانات كوتاهمدت بازار را تعديل كند و نقشي در مديريت بحرانهاي مقطعي عرضه داشته باشد، اما تكرار و مقياس گسترده اين برداشتها، پرسشهايي جدي را پيرامون امنيت انرژي بلندمدت، اعتبار ذخاير استراتژيك و نوع واكنش بازيگران اصلي بازار از جمله اوپكپلاس ايجاد كرده است و بر انتظارات آتي بازار و تصميمات سرمايهگذاري تأثير چشمگيري ميگذارد.
اين تحليلگر بازار نفت و انرژي با اشاره به جايگاه ذخاير راهبردي امريكا تاكيد كرد: ايالات متحده با در اختيار داشتن بزرگترين ذخاير استراتژيك نفت (SPR) در جهان، همواره تلاش كرده تا به شوكهاي عرضه واكنش نشان دهد و بازار را به سمت ثبات ببرد؛ با اين حال، ذخاير نفتي اين كشور پس از برداشتهاي سنگين در مقاطع اخير، به پايينترين رقم طي چند دهه گذشته تنزل كرده است.
وي خاطرنشان كرد: نكته قابلتوجه اين است كه خلاف نفت خام، در بخش گازوييل ذخاير استراتژيك دولتي و متمركزي در امريكا تعريف نشده و اين كشور بيشتر به ظرفيتهاي تجاري و منطقهاي وابسته است.
جنابي ادامه داد: اكنون واشنگتن در تلاش است تا با جايگزيني نفت برداشتشده، ذخاير خود را به سطوحي بازگرداند كه حداقلهاي قانوني و اهداف سياستگذاري را تضمين كند؛ روندي كه بهطور كامل متاثر از تغييرات عرضه و تقاضاي جهاني، روندهاي ژئوپليتيكي و شتاب توليد داخلي نفت است.
وي با تشريح آمار و ارقام موجودي نفت واشنگتن تصريح كرد: موجودي ذخاير نفت امريكا به حدود ۲۸۲ ميليون بشكه رسيده كه چنين كفي از سال ۱۹۸۲ تاكنون بيسابقه بوده است.
وي اضافه كرد: اگرچه اين اهرم كماكان براي مهار كوتاهمدت بهاي سوخت استفاده ميشود، اما واقعيت ميداني نشان ميدهد كه توان مانور آينده ايالات متحده در اين حوزه تا حد زيادي فرسوده و محدود شده است. كمااينكه در هفته منتهي به ۲۳ اكتبر نيز ذخاير استراتژيك اين كشور ۱.۹ ميليون بشكه ديگر كاهش يافت و موجودي فرآوردههاي ميانتقطير شامل ديزل و گازوييل حرارتي نيز با افت ۱.۵ ميليون بشكهاي، به حدود ۱۰۲ ميليون بشكه رسيد.
جنابي به تعهدات بينالمللي واشنگتن در قالب آژانس بينالمللي انرژي اشاره و اعلام كرد: بهدنبال تعهد امريكا براي عرضه ۱۷۲ ميليون بشكه در چارچوب بسته اضطراري ۴۰۰ ميليون بشكهاي آژانس بينالمللي انرژي (IEA) كه در مارس ۲۰۲۶ اعلام شد، وزارت انرژي امريكا اقدام به آزادسازي ۱۷ ميليون بشكه نفت خام ديگر از مخازن خود كرده است.
به گفته اين تحليلگر، در مقطع فعلي حجم اين ذخاير حدود ۲۸۳ ميليون بشكه است كه در صورت برداشت كامل اين محموله و پيش از جايگزيني نفتهاي قبلي، موجودي كل ذخاير به حدود ۲۶۶ ميليون بشكه سقوط خواهد كرد؛ رقمي كه مماس با خط قرمز و حداقل ظرفيت عملياتي مخازن است.
وي افزود: در ماه ژوئن، شركتها حدود ۵۰۰ هزار بشكه از نفت برداشتي از اين ذخاير را تحويل گرفتند. از سوي ديگر، گزارشهاي موسسه نفت امريكا حكايت از آن دارد كه ذخاير نفت خام اين كشور در اوايل اكتبر ۱۱.۱۲ ميليون بشكه كاهش يافته كه اين روند كاهشي پس از افت ۲.۰۹ ميليون بشكهاي در دوره پيشين رقم خورده است.
جنابي توضيح داد: در يك افق ۲۶ هفتهاي، ذخاير تجاري نفت خام امريكا در مجموع بيش از ۵۱ ميليون بشكه افت داشته است. آزادسازي ۱۷ ميليون بشكه كنوني نيز در ادامه برنامه آژانس بينالمللي انرژي براي تسريع در عرضه حدود ۱۰۰ ميليون بشكه باقيمانده از طرح مارس است؛ اقدامي كه تلاشي مقطعي براي مهار بحران عرضه به حساب ميآيد، اما موفقيت نهايي آن وابستگي مستقيمي به سطح مشاركت شركتها، شرايط و تعهدات بازگرداندن نفت به مخازن و توان عملياتي پالايشگاهها دارد. كاهش احتمالي ذخاير راهبردي به مرز ۲۶۶ ميليون بشكه، مخاطره حفظ تابآوري امريكا در بحرانهاي آتي را دوچندان كرده است.
كارشناس مسائل بينالمللي نفت پيرامون ارزيابي كارآمدي سياستهاي دولت امريكا تاكيد كرد: تجربه عيني نشان داد كه واشنگتن با وجود برداشتهاي پيدرپي و حجيم از مخازن استراتژيك، توفيق ملموسي در ايجاد ثبات پايدار يا مهار ساختاري قيمتها كسب نكرده است.
وي يادآورشد: گزارشها و برآوردهاي كارشناسان بينالمللي حاكي از آن است كه ركوردشكني امريكا در حراج ذخاير راهبردي كه براي خنثيسازي تبعات جنگ اوكراين، التهابات تنگه هرمز و مهار موج تورم جهاني كليد خورد به اهداف بلندمدت خود نرسيد.
جنابي اظهار داشت: اين دست اقدامات به دليل ساختار درهمتنيده و جهاني بازار نفت، ناتواني در جبران كسري واقعي ناشي از شوكهاي ژئوپليتيك و تصميمات عرضه اوپكپلاس، و همچنين تاثير مولفههاي رواني و چشماندازهاي آتي معاملهگران، قادر به مهار تلاطمها و تغيير روند قيمتها در بلندمدت نيستند؛ بر همين اساس هم بود كه روشن شد دستكاريهاي مقطعي و يكجانبه بدون درمان ريشههاي عدم تعادل عرضه و تقاضا و نبود همگرايي بينالمللي، اثربخشي محدودي دارد.
بنا به گفته اين تحليلگر، كشورهاي اروپايي نيز در اين مدت ذخاير استراتژيك خود را بر مبناي استاندارد سختگيرانه آژانس بينالمللي انرژي براي تامين حداقل ۹۰ روز واردات خالص نفت تنظيم كردهاند اما اين ذخاير نهفقط نفت خام، بلكه بهشكل راهبردي فرآوردههاي كليدي نظير گازوييل را نيز در بر ميگيرد؛ چراكه گازوييل شريان حياتي شبكه حملونقل، صنايع سنگين، بخش كشاورزي و توليد برق اضطراري در اروپاست و نقشي تعيينكننده در تابآوري اقتصادي و اجتماعي دارد.
جنابي ادامه داد: كشورهاي اروپايي با در نظر گرفتن رويكرد تنوعبخشي به مبادي انرژي و الزامات گذار انرژي، در پي حفظ اين منابع هستند، هرچند نوسانات فصلي تقاضا و محدوديتهاي پالايشگاهي ميتواند ارقام ذخاير گازوييل آنها را نيز دستخوش تغيير كند.
اين كارشناس بينالمللي نفت و انرژي با اشاره به ورود متغيرهاي ژئوپليتيك و امنيت ترانزيت انرژي اعلام كرد: تشديد تنشها در آبراهه استراتژيك تنگه هرمز و تهديد جريان انتقال انرژي، كماكان اصليترين سناريوي آزمون تابآوري بازار نفت و راهبرد امنيت انرژي كاخ سفيد است.
وي اضافه كرد: تنگه هرمز قلب تپنده صادرات نفت جهان است و هرگونه اختلال گسترده يا انسداد آن، شوك قيمتي بيسابقهاي پديد ميآورد. در چرخهاي از تشديد بحران در اين گلوگاه، واشنگتن براي جلوگيري از ركود تورمي ناشي از جهش بهاي نفت، مهار قيمتها و تامين بازار داخلي خود، گزينهاي جز تكيه بر ذخاير راهبردي نفت نخواهد داشت؛ شرايطي كه دفعات و حجم برداشت را بهناچار بسيار فراتر از الگوهاي متعارف خواهد برد تا كسري صادرات مهار شود و در عمل امريكا را در موقعيتي قرار ميدهد كه بدون هيچ آلترناتيو ديگري، مجبور به تخليه بيشتر ذخاير خود شود.
اين تحليلگر حوزه انرژي ادامه داد: بررسي جامع آرايش ذخاير استراتژيك در امريكا و اروپا آشكار ميسازد كه ذخاير اضطراري براي مهار شوكهاي شديد و آني طراحي شدهاند، نه آنكه به جايگزيني دايمي براي توليد نفت يا مسيرهاي مسدودشده ترانزيتي تبديل شوند. واشنگتن با برداشتهاي پيدرپي و تخليه مخازن خود تا كف تاريخي، شايد در كوتاهمدت آرامشي شكننده ايجاد كرده باشد، اما هزينه سنگين آن را با افت توان بازدارندگي و تضعيف امنيت انرژي خود و همپيمانانش در بلندمدت پرداخته است.
وي خاطرنشان كرد: تداوم اين روند و تاخير در بازتوليد ذخاير، ضربهپذيري امريكا را در مواجهه با تكانههاي آتي جهان به اوج ميرساند؛ درحالي كه حل پايدار بحران، تنها در گرو پرداختن به عوامل بنيادين عرضه و تقاضا، ثبات ژئوپليتيكي و تقويت ظرفيتهاي پالايشي براي تامين پايدار فرآوردهها خواهد بود.