نفت گران و تناقض بزرگ بازار سرمايه ايران
براي سالها يك تصور ساده درباره بورس ايران وجود داشت: اقتصاد ايران نفتي است، بنابراين وقتي نفت بالا ميرود، درآمد كشور افزايش پيدا ميكند، سود شركتها بيشتر ميشود و بورس نيز بايد رشد كند.
براي سالها يك تصور ساده درباره بورس ايران وجود داشت: اقتصاد ايران نفتي است، بنابراين وقتي نفت بالا ميرود، درآمد كشور افزايش پيدا ميكند، سود شركتها بيشتر ميشود و بورس نيز بايد رشد كند.اما بازار سهام در سالهاي اخير نشان داده كه اين رابطه ديگر به اين سادگي نيست.حتي اكنون كه قيمت نفت در بازار جهاني به حوالي ۱۰۶ دلار در هر بشكه رسيده، بازار سهام ايران لزوما رفتار يك بازار نفتي را نشان نميدهد. در معاملات ۱۴ اكتبر، شاخصهاي فرابورس و برخي صنايع حركتهاي متفاوتي داشتند و در همان روز قيمت نفت WTI نيز بالاي ۹۳ دلار قرار داشت.پس چرا نفت گران لزوما به معني بورس صعودي نيست؟ پاسخ را بايد در ساختار بورس ايران جستوجو كرد.
نخستين عامل، نرخ ارز است.بخش قابل توجهي از شركتهاي بزرگ بورس ايران صادراتمحور هستند. صنايع پتروشيمي، فلزي و معدني درآمد ارزي دارند. بنابراين براي آنها نرخ ارز داخلي گاهي حتي مهمتر از قيمت جهاني نفت است.اگر نفت گران شودt اما نرخ ارز تثبيت شود، اثر مثبت نفت بر سود ريالي شركتها ممكن است محدود باشد.برعكس، افزايش نرخ ارز ميتواند حتي بدون افزايش قيمت نفت، سود ريالي شركتهاي صادراتي را بالا ببرد.به همين دليل است كه رابطه بورس ايران با نفت بايد از فيلتر دلار عبور كند.
عامل دوم، تحريم و دسترسي به بازارهاي جهاني است.قيمت نفت در بازار جهاني تنها زماني براي شركت نفتي يا اقتصاد صادركننده معنا دارد كه بتواند نفت را توليد و با هزينه قابل قبول بفروشد و درآمد آن را به اقتصاد داخلي منتقل كند.در شرايط فعلي، گزارشهاي منتشر شده درباره توقف صادرات نفت ايران نشان ميدهد كه قيمت بالاي نفت الزاما به معناي درآمد بالاي ايران نيست. گزارشVortexaكه رويترز منتشر كرده، صادرات دريايي نفت ايران را در اكتبر تقريبا صفر گزارش كرده است.بنابراين ممكن است نفت جهاني گران باشد، اما شركتها و دولت ايران نتوانند متناسب با آن درآمد كسب كنند.
عامل سوم، ريسك سياسي است.بازار سهام آينده را قيمتگذاري ميكند. سرمايهگذار امروز سهم را نه براساس سود گذشته، بلكه براساس انتظاراتش از سود آينده ميخرد.اگر افزايش قيمت نفت ناشي از جنگ و بحران ژئوپليتيك باشد، همان عاملي كه نفت را گران كرده ممكن است ريسك سرمايهگذاري در ايران را نيز افزايش دهد.در اين حالت، نفت افزايش مييابد، اما همزمان ريسك سياسي نيز بالا خواهد رفت.اثر نهايي بر بورس ممكن است خنثي يا حتي منفي شود.
عامل چهارم، تورم است.تورم بالا در ظاهر بايد براي داراييهاي مالي مفيد باشد، اما هميشه چنين نيست.تورم شديد ميتواند قدرت خريد خانوارها را كاهش دهد، هزينه توليد شركتها را بالا ببرد و نرخ بهره و هزينه تامين مالي را افزايش دهد.در چنين شرايطي، افزايش اسمي شاخص بورس الزاما به معناي افزايش واقعي ثروت سهامداران نيست.IMFتورم ايران در سال ۲۰۲۶ را نزديك ۶۹ درصد برآورد كرده است. چنين سطحي از تورم اساسا تعريف «بازده» را تغيير ميدهد.
عامل پنجم، ساختار مالكيت و سياستگذاري است.بخش قابل توجهي از شركتهاي بزرگ بازار سرمايه ايران به دولت، نهادهاي عمومي يا مجموعههاي شبهدولتي مرتبطند. بنابراين تصميمات قيمتگذاري، ماليات، نرخ خوراك، انرژي، عوارض صادراتي و سياستهاي تجاري ميتوانند مستقيما بر سود شركتها اثر بگذارند.در نتيجه ممكن است قيمت جهاني كالايي بالا برود، اما سياست داخلي اجازه ندهد تمام اين افزايش قيمت به سود شركت منتقل شود.پس آيا بورس ايران كاملا از نفت جدا شده است؟نه.نفت هنوز از چند مسير بر بورس اثر دارد: نرخ ارز، بودجه دولت، قيمت مواد اوليه، هزينه انرژي، درآمد شركتهاي صادراتي و چشمانداز اقتصاد كلان.
اما رابطه ديگر «مستقيم» نيست.ميتوان گفت بورس ايران از نفت جدا نشده، بلكه بين نفت و بورس چند متغير واسطه قرار گرفتهاند و مهمترين آنها دلار، سياست و انتظارات است.اين موضوع يك نتيجه مهم براي سرمايهگذار دارد.كسي كه تنها با اين منطق وارد بورس شود كه «نفت گران شده، پس بورس بايد بالا برود»، بخش بزرگي از معادله را ناديده گرفته است.بايد پرسيد: نفت چرا گران شده؟ايران چقدر از اين افزايش قيمت منتفع ميشود؟نرخ ارز چه ميشود؟هزينه توليد شركتها چقدر تغيير ميكند؟سياست دولت درباره صادرات و قيمتگذاري چيست؟و مهمتر از همه، بازار چه ميزان از اين اتفاقات را قبلا در قيمت سهام لحاظ كرده است؟بنابراين شايد عنوان دقيقتر مساله اين باشد: بورس ايران از نفت جدا نشده؛ بورس ايران از «منطق ساده نفتي» جدا شده است.در اقتصاد امروز ايران، قيمت نفت به تنهايي تعيينكننده نيست.گاهي نفت ۱۰۰ دلاري ميتواند خبر خوبي براي اقتصاد باشد؛ اما اگر صادرات مختل، ارز غيرقابل دسترس، تورم بالا و ريسك سياسي شديد باشد، همان نفت ۱۰۰ دلاري ممكن است براي سهامدار ايراني خبر چندان خوبي نباشد.بازار سرمايه در نهايت نه قيمت نفت، بلكه سود آينده و ريسك آينده را معامله ميكند.