مسير سبز ديپلماسي براي عبور از خط قرمزهاي تحميلي در حوزه انرژي
دشمن غدار از همه سو كارزاري همهجانبه عليه ايران به راه انداخته است، جنگ اقتصادي كه نزديك به سه دهه از جنبههاي مختلف و به بهانه برنامه هستهاي ايران به راه انداخته بودند و با فراز و نشيب آن را پي ميگرفتند، اين بار عريانتر از هر زمان ديگري و بيپرواتر از هميشه پس از تحميل دو جنگ نظامي تمام عيار، در دستور كار دشمن قرار گرفته است.
رضا رئيسي
دشمن غدار از همه سو كارزاري همهجانبه عليه ايران به راه انداخته است، جنگ اقتصادي كه نزديك به سه دهه از جنبههاي مختلف و به بهانه برنامه هستهاي ايران به راه انداخته بودند و با فراز و نشيب آن را پي ميگرفتند، اين بار عريانتر از هر زمان ديگري و بيپرواتر از هميشه پس از تحميل دو جنگ نظامي تمام عيار، در دستور كار دشمن قرار گرفته است.ضمن آنكه از اجرايي شدن قانون داماتو تا هم اكنون قسمت مركزي تحريمهاي دشمن بر صنعت انرژي ايران بيش و پيش از هر حوزه ديگري متمركز و معطوف بوده است. در شرايط كنوني در حوزه نفت قصد و هدف دشمن حداكثر فشار براي ايجاد محدوديت در صادرات نفت به واسطه اعمال محاصره دريايي است و در حوزه گاز ايجاد مشكل در سيستم گازرساني داخلي با حمله به زيرساختهاي عسلويه بوده است. حال سوال اينجاست كه در كنار تلاش براي بازگشت ظرفيتهاي آسيب ديده به مدار توليد و ترغيب مردم به مديريت بهينه مصرف در سطح كلان و راهبردي بايد چه تمهيداتي در نظر گرفت؟ اينجاست كه پاي ديپلماسي به ميان ميآيد، به خصوص كه در حوزه گازي زيرساختهاي قابل قبولي در حوزه تبادلات گازي وجود داشته و امكان نقشآفريني موثر و محسوس وجود دارد.
ايران و روسيه منابع موثر؛ امكان همافزايي راهبردي
در حالي كه توجه همه رسانههاي جهاني و ناظران بينالمللي به تهران و برگزاري ديدار چهارجانبه امنيتي منطقهاي آن معطوف بود، رييسجمهوري كشورمان پس از حضوري كوتاه در اين جلسه به سمت مسكو روانه شد. اين در حالي بود كه سرپرست وزارت نفت هم از دو روز قبل به مسكو سفر كرده بود تا پيشمقدمات يك پيمان راهبردي را فراهم آورد. حضور رييسجمهوري در اين شرايط در مسكو هر چند از لحاظ ظاهري براي حضور در جلسه سران كشورهاي صادر كننده گاز جامه عمل پوشيد اما حكايت از آن داشت كه بعد از لااقل پنج سال كه موضوع صادرات گاز روسيه به ايران بعد از جنگ اوكراين براي مقامات روسي بسيار حايز اهميت شده بود و حرف و سخنهاي آن در ميان بود، طرف ايراني هم براي امنيت پايدار انرژي گازي خود به خصوص با توجه به تبعات جنگ اخير با جديت وقوع اين ابر پروژه را در دستور كار قرار داده است. هر چند اين پروژه عليرغم عزم و اراده جدي دو طرف و منافع مشترك فراوان آن، با چالشهاي ژئوپلیتيكي خود مواجه است اما به نظر ميرسد بعد از چند سال و با جديت مقامات عاليه سياسي دو طرف، زمينه براي احداث خط لوله انتقالي و ترانزيت گازي از جمهوري آذربايجان فراهم آمده باشد به خصوص كه براي طرف باكويي نيز ميتواند عايدات فراوان اقتصادي و سياسي به همراه داشته باشد. سوآپ گازي ميان دو قدرت اول و دوم گازي جهان علاوه بر منافع دوجانبه، ميتواند در شرايط كنوني و پيش رو بازار انرژي و اقتصاد جهاني را هم تحت تاثير قرار داده و كارتهاي بازي ايران را شارژي حياتي كند. البته كه در اين مسير علاوه بر مذاكره و اقدامات ژئوپولیتيكي، نيازمند تمهيدات داخلي و برنامهريزي موثر در زمينه تامين منابع مالي و فراهم آوردن بسترهاي ضروري براي تحقق عمليات ميداني و موثرسازي روندهاي ديپلماتيك در جريان هست.
ديپلماسي و نقش گرهگشاي آن
در روند تحولات حوژه انرژي
البته كه مهمترين پروژه در دست جريان حوزه ديپلماسي انرژي همين موضوع تبادل گازي ميان روسيه و ايران بوده اما بديهي است كه ظرفيت ديپلماسي براي ساماندهي بهينه با حداكثر تامين كنندگي در مسير منافع ملي در عرصه انرژي،
به خصوص در شرايط تحديدات دشمن، بسيار فزونتر از اين است و به خصوص در دوران تازه مديريتي در وزارت نفت اين موضوع در صدر اولويتهاي تيم كاري جديد و سرپرست وزارت نفت قرار گرفته است تا به رغم مضايق موجود و كارشكنيهاي دشمن، براي اقتصاد ايران و معيشت مردمان كشورمان از بستر ديپلماسي ظرفيتسازي رو به جلويي محقق شود. ظرفيتسازي كه ميتواند در عرصههايي چون توسعه ميادين گازي و نفتي با حضور و سرمايهگذاري و استفاده از تكنولوژيهاي روز كشورهاي دوست همچون روسيه و چين و يا استفاده از ظرفيت كشورهاي عضو بريكس و پيمان شانگهاي جامه عمل بپوشد.
در نهايت آنچه واضح و مبرهن است اينكه ايران برخوردار از منابع عظيم و فراوان خدادادي در حوزه انرژي و منابع هيدروكربوري كه سالهاي سال تحت فشار تحريمهاي ظالمانه قرار داشته است، اكنون به مثابه يك فنر فشرده شده امكان رشد و توسعه و در اختيارگيري بازارهاي انرژي و نقشآفريني به عنوان يك بازيگر تراز اول را برخوردار است و در اين مسير ميتواند با بهرهگيري از ظرفيتهاي ديپلماسي از توليد و توسعه زيرساختهاي اكتشافي تا زمينهسازي براي توسعه صادرات و ابتكارهاي ويژه در خلق بازارهاي تازه و ظرفيتسازي در اين زمينه، جهشي قابل قبول و دشمنشكنانه را رقم بزند و بايد ديد تا چه حد از اين بستر براي تحقق اين مقدورات بهرهبرداري خواهد کرد.