پايان نظم سنتي، آغاز عصر «تكثر قدرت»

۱۴۰۵/۰۸/۱۲ - ۰۰:۰۲:۴۷
کد خبر: ۴۰۹۵۹۴

تعريف سنتي سياست، ائتلاف‌هاي كلاسيك جهاني و ساختارهاي شناخته ‌شده قدرت در حال فروپاشي است. سياست نه يك مسابقه فوتبالِ قانون‌مند، بلكه ميداني بي‌پايان از چالش براي تصاحب جايگاه‌هاست؛ جايي كه قدرت، اعتبار و نفوذ در هم تنيده شده و ائتلاف‌هاي سنتي جاي خود را به تقابل‌هاي روزمره و شبكه‌هاي جديد قدرت داده‌اند. چرا ما ايراني‌ها مدام و هر پنج دقيقه يك‌بار موبايل‌هايمان را تست مي‌كنيم تا ببينيم در دنيا چه خبر است؟ علت اين رفتار مضطربانه اين است كه تعريف درستي از «سياست» نداريم. اگر اين تعريف را به درستي درك كنيم، نيازي به اين همه مراجعه مكرر به اخبار نخواهيم داشت.

محمدحسين اديب

تعريف سنتي سياست، ائتلاف‌هاي كلاسيك جهاني و ساختارهاي شناخته ‌شده قدرت در حال فروپاشي است. سياست نه يك مسابقه فوتبالِ قانون‌مند، بلكه ميداني بي‌پايان از چالش براي تصاحب جايگاه‌هاست؛ جايي كه قدرت، اعتبار و نفوذ در هم تنيده شده و ائتلاف‌هاي سنتي جاي خود را به تقابل‌هاي روزمره و شبكه‌هاي جديد قدرت داده‌اند. چرا ما ايراني‌ها مدام و هر پنج دقيقه يك‌بار موبايل‌هايمان را تست مي‌كنيم تا ببينيم در دنيا چه خبر است؟ علت اين رفتار مضطربانه اين است كه تعريف درستي از «سياست» نداريم. اگر اين تعريف را به درستي درك كنيم، نيازي به اين همه مراجعه مكرر به اخبار نخواهيم داشت.

براي اينكه نيازي به مترجم و تحليلگر نداشته باشيم، سياست را بايد در چند جمله كليدي خلاصه كرد: جهان به اين سمت حركت مي‌كند كه هر كس، در هر نقطه از كره زمين - از جمله شخص دونالد ترامپ - هر اندازه قدرت داشته باشد، هر روز فرد ديگري پيدا مي‌شود كه مي‌خواهد جايش را بگيرد و به او بگويد: «برو كنار، مزاحم!» موضوع سياست، «قدرت» است. جهان امروز شبيه يك مسابقه فوتبال نيست كه در آن سوت پايان زده شود و برنده و بازنده مشخص شوند، بلكه مسابقه‌اي بي‌پايان است كه هر روز صبح، بازندگان و برندگان تازه‌اي در آن معرفي مي‌شوند. سه ضلع كليدي اين جهان جديد عبارتند از: قدرت، اعتبار و نفوذ. اين سه مفهوم به هم پيوسته‌اند؛ قدرت، اعتبار مي‌آورد و اعتبار، نفوذ مي‌سازد. اما هر كس كه اين سه عنصر را در اختيار داشته باشد، بلافاصله با رقيبي مواجه مي‌شود كه آماده است او را كله‌پا كند. نكته بسيار مهم اين است كه اين بازي از سطح دولت‌ها فراتر رفته و از خودِ شما شروع مي‌شود. اين يك بحث انتزاعي مربوط به عربستان يا ايالات متحده نيست؛ در ايران و در زندگي فردي تك‌تك ما نيز جريان دارد. جهان به سمتي مي‌رود كه هر قدر قدرت، اعتبار و نفوذ داشته باشيد، هر روز نيروهاي تازه‌اي عليه شما متحد مي‌شوند تا شما را از صحنه به در كنند. يكي ديگر از پيامدهاي اين تحول بنيادين، اين است كه «ائتلاف‌هاي سنتي» ديگر در جهان سياست معنا و كاركردي ندارند.

منظورمان از ائتلاف‌هاي سنتي، نهادهايي چون ناتو، سازمان جهاني تجارت يا اتحاديه اروپاست. براي نسل ما كه با اتحاديه اروپا بزرگ شده‌ايم، پذيرش اين تحولات دشوار است. ما از جامعه فولاد و زغال‌سنگ اروپا به بازار مشترك و سپس به منطقه يورو رسيديم.

اما امروز نخست‌وزير ايتاليا از اخراج اسپانيا از منطقه شينگن سخن مي‌گويد؛ حرفي كه اگر تا يك‌سال پيش مطرح مي‌شد، كسي آن را باور نمي‌كرد. اين يعني اتحاديه اروپا و ائتلاف‌هاي مشابه در حال ترك خوردن و فروپاشي‌اند. در گذشته، مفهوم «قدرت ملي» در چارچوب ائتلاف‌هاي جهاني معنا پيدا مي‌كرد. اما امروز ديگر هيچ كشوري نمي‌تواند به تنهايي و بدون پشتوانه متحدان منطقه‌اي به سياست‌ورزي بپردازد. برخي مي‌پرسند چرا ايران متحد منطقه‌اي دارد؟ پاسخ روشن است: در جهانِ بي‌رحم امروز، كشوري كه ائتلاف منطقه‌اي نداشته باشد، توسط رقبا بلعيده و خورده مي‌شود.

عصر ائتلاف‌هاي سنتي غرب به پايان رسيده و آنچه باقي مانده، ته‌مانده‌هايي است كه ترامپ با لجن‌مال كردن و لگد زدن به آنها، تير خلاص را به پيكرشان مي‌زند. ترامپ با يورشي بي‌شكل، به نظم پيشين جهاني ضربه مي‌زند؛ يورشي كه هدف اصلي آن، برهم زدن تمام ساختارهاي قديمي است كه امريكا سال‌ها درگير آنها بود. براي فهم درست خاورميانه و تحولات پيراموني، بايد ذهن خود را از «نظم قبلي جهان» خالي كنيم. اين نظم ديگر وجود خارجي ندارد. ويژگي بنيادين جهانِ امروز اين است كه قدرت به سمت «توزيع بيشتر» حركت مي‌كند. اگر در گذشته قدرت در دست ۱۰ واحد مشخص متمركز بود، امروز جهان به سمتي مي‌رود كه اين تعداد به ۱۰۰ واحد مي‌رسد. پيش‌بيني آينده روشن است: قدرت در سال‌هاي پيش رو بيش از پيش متكثر خواهد شد و اين روند در همه سطوح جريان دارد. 

اين تكثر قدرت را حتي مي‌توان از كانون خانواده آغاز كرد. امروز در خانواده‌هاي مدرن، مرد ديگر اقتدار مطلق و سنتي گذشته را ندارد، چراكه اقتدار در ساختار خانواده نيز توزيع و تعديل شده است. در سطح دولت‌ها و مناسبات جهاني نيز دقيقا همين قاعده حكمفرماست.

قدرتي كه روزي انحصاري بود، امروز در دست بازيگران خرد و كلان متعددي پخش شده است كه هر يك ادعاي سهم‌خواهي دارند. بنابراين اگر مي‌خواهيم شرايط پيچيده خاورميانه و موقعيت ايران را درك كنيم، بايد پيش‌فرض‌هاي كهنه را كنار بگذاريم. جهانِ امروز، جهانِ پايان ائتلاف‌هاي سنتي، آغاز تكثرگرايي قدرت و ميدانِ رقابت‌هاي بي‌اماني است كه در آن، حفظ موقعيت مستلزم فهم دقيق پويايي قدرت، اعتبار و نفوذ در سطوح ملي، منطقه‌اي و جهاني است.

بیمه ملت