پارادوكس سبز و قرمز بورس
بازار سرمايه در هفتههاي اخير با وضعيتي متفاوت و تا حدي متناقض مواجه شده است؛ از يك طرف، گزارشهاي عملكرد ششماهه شركتهاي بورسي از رشد قابلتوجه سودآوري و بهبود وضعيت عملياتي بخش مهمي از بنگاههاي اقتصادي حكايت دارد و از طرف ديگر، شاخصهاي سهامي همچنان تحت فشار عرضه قرار دارند و جريان خروج نقدينگي حقيقي از بازار ادامه پيدا كرده است..
بازار سرمايه در هفتههاي اخير با وضعيتي متفاوت و تا حدي متناقض مواجه شده است؛ از يك طرف، گزارشهاي عملكرد ششماهه شركتهاي بورسي از رشد قابلتوجه سودآوري و بهبود وضعيت عملياتي بخش مهمي از بنگاههاي اقتصادي حكايت دارد و از طرف ديگر، شاخصهاي سهامي همچنان تحت فشار عرضه قرار دارند و جريان خروج نقدينگي حقيقي از بازار ادامه پيدا كرده است. اين شرايط بار ديگر اين پرسش را مطرح ميكند كه چرا با وجود انتشار گزارشهاي مطلوب و بهبود متغيرهاي بنيادي، بازار سهام همچنان نتوانسته است به مسير صعودي بازگردد؟بررسي عملكرد مالي شركتها نشان ميدهد وضعيت بنيادي بخش قابلتوجهي از بازار نسبت به دوره مشابه سال گذشته بهبود پيدا كرده است. بر اساس آمارهاي منتشرشده، حدود ۷۰۰ نماد بورسي در مجموع موفق به شناسايي ۲ هزار همت سود خالص شدهاند؛ رقمي كه در مقايسه با دوره مشابه سال گذشته رشد ۱۳۵ درصدي را نشان ميدهد. نكته قابلتوجه آن است كه روند بهبود سودآوري در فصل تابستان نيز ادامه داشته و شركتها در اين دوره بيش از هزار و ۲۰۰ همت سود خالص شناسايي كردهاند.مجموع سود خالص شركتها در تابستان نسبت به تابستان سال گذشته ۱۹۷ درصد افزايش يافته و در مقايسه با فصل بهار نيز رشد دستكم ۶۱ درصدي را تجربه كرده است. اين آمارها نشان ميدهد كه عملكرد مالي شركتهاي بورسي در ماههاي گذشته، دستكم از منظر سودآوري، با بهبود قابلتوجهي همراه بوده است. با اين حال، واكنش بازار سهام به اين اطلاعات چندان متناسب با رشد سود شركتها نبوده و انتشار گزارشهاي مثبت نتوانسته است جريان تقاضاي قدرتمندي را در بازار ايجاد كند.
غلبه انتظارات منفي بر عملكرد بنيادي شركتها
يكي از مهمترين دلايل اين واگرايي را بايد در تغيير اولويتهاي سرمايهگذاران جستوجو كرد. در شرايط عادي، انتشار گزارشهاي مالي مطلوب، افزايش سودآوري و بهبود وضعيت توليد و فروش شركتها ميتواند به افزايش تقاضا و رشد قيمت سهام منجر شود؛ اما در شرايط فعلي، ريسكهاي سياسي و اقتصادي سهم بيشتري در تصميمگيري فعالان بازار پيدا كردهاند.در واقع، سرمايهگذاران ديگر صرفاً بر اساس عملكرد گذشته شركتها تصميم نميگيرند، بلكه چشمانداز فعاليت بنگاهها و احتمال تغيير متغيرهاي اثرگذار بر سودآوري آنها را نيز در محاسبات خود لحاظ ميكنند. نوسانات نرخ ارز، تغيير سياستهاي اقتصادي دولت، احتمال وضع مقررات جديد و تحولات سياسي از جمله عواملي هستند كه ميتوانند پيشبينيپذيري بازار را كاهش دهند.
ارزندگي سهام در سايه نااطميناني
از منظر ارزشگذاري نيز برخي متغيرهاي بازار نشان ميدهند كه قيمت سهام نسبت به دورههاي گذشته در سطوح پايينتري قرار گرفته است. نسبت قيمت به درآمد بازار كه پيشتر در محدوده ۱۰ واحد قرار داشت، اكنون به حوالي ۷ واحد رسيده است. همچنين ارزش دلاري بازار سرمايه به كمتر از ۱۰۰ ميليارد دلار كاهش يافته است.
اين ارقام در كنار رشد سودآوري شركتها، از افزايش جذابيت بنيادي بخشي از سهام حكايت دارند. به بيان ديگر، در شرايطي كه سود خالص شركتها با سرعت قابلتوجهي افزايش يافته، نسبت قيمت به درآمد بازار كاهش پيدا كرده و ارزش دلاري بازار نيز در سطوح پاييني قرار گرفته است.
با اين حال، پايين بودن نسبت قيمت به درآمد بهتنهايي نميتواند تضمينكننده رشد بازار باشد. يكي از موضوعات مهم براي سرمايهگذاران، پايداري سودآوري شركتها در دورههاي آينده است. اگر فعالان بازار نسبت به تداوم سودهاي شناساييشده يا امكان حفظ حاشيه سود شركتها اطمينان نداشته باشند، حتي كاهش نسبتهاي ارزشگذاري نيز لزوماً به افزايش تقاضا منجر نخواهد شد.
به همين دليل، فاصله ميان ارزندگي بنيادي و رفتار معاملاتي بازار در شرايط فعلي بيشتر به چشم ميخورد. بازار از يك طرف با شركتهايي مواجه است كه گزارشهاي مالي مطلوبي منتشر كردهاند و از طرف ديگر، با سرمايهگذاراني روبروست كه نسبت به آينده اقتصاد و شرايط فعاليت صنايع اطمينان كافي ندارند.
متغيرهاي داخلي؛
ضلع ديگر فشار بر بازار سرمايه
در كنار ريسكهاي سياسي، برخي عوامل داخلي نيز بر انتظارات فعالان بازار اثر گذاشتهاند. احتمال افزايش نرخ بهره يكي از اين متغيرهاست كه ميتواند از مسير افزايش بازدهي داراييهاي بدون ريسك، جذابيت نسبي سرمايهگذاري در سهام را تحت تأثير قرار دهد.از سوي ديگر، مداخلات سياستگذار و انتشار بخشنامههاي مبهم، بهويژه مقرراتي كه بهصورت مستقيم بر هزينه توليد، درآمد فروش يا حاشيه سود صنايع اثر ميگذارند، همچنان يكي از نگرانيهاي فعالان بازار سرمايه محسوب ميشوند. در چنين شرايطي، سرمايهگذاران براي ارزيابي سودآوري آينده شركتها با ابهامات بيشتري مواجه هستند و همين مساله ميتواند تصميمگيري براي ورود نقدينگي جديد را به تعويق بيندازد.در اين ميان، عملكرد صندوقهاي سرمايهگذاري مبتني بر طلا و نقره نيز تحت تأثير كاهش قيمت جهاني اين فلزات قرار گرفته است. اين موضوع نشان ميدهد كه فشار موجود در بازارهاي مالي تنها به سهام محدود نيست و تغييرات قيمت داراييهاي جهاني نيز ميتواند بر عملكرد ابزارهاي سرمايهگذاري اثرگذار باشد.
بازگشت بورس به اعتماد سرمايهگذاران وابسته است
شرايط فعلي بازار سهام را نميتوان صرفاً با تكيه بر رشد سودآوري شركتها يا افت شاخصهاي بورسي تحليل كرد. آنچه در مقطع كنوني اهميت بيشتري دارد، ميزان پايداري عملكرد مالي شركتها، ثبات متغيرهاي اقتصادي و كاهش سطح نااطمينانيهاي سياسي و سياستگذاري است.
اگرچه رشد سود خالص شركتها، كاهش نسبت قيمت به درآمد و افت ارزش دلاري بازار ميتوانند از منظر بنيادي به افزايش جذابيت سهام منجر شوند، اما اين عوامل زماني اثرگذاري بيشتري خواهند داشت كه سرمايهگذاران بتوانند چشمانداز روشنتري از شرايط پيشروي اقتصاد و صنايع بورسي ترسيم كنند. در واقع، بازار سرمايه براي عبور از وضعيت فعلي تنها به انتشار گزارشهاي مالي بهتر نياز ندارد؛ بلكه بايد زمينه لازم براي تبديل عملكرد مطلوب شركتها به اعتماد سرمايهگذاران و تقاضاي موثر فراهم شود. تا زماني كه ريسكهاي سياسي و اقتصادي بر تصميمات معاملهگران سايه انداختهاند، احتمال دارد فاصله ميان وضعيت بنيادي شركتها و رفتار معاملاتي بازار همچنان ادامه داشته باشد.