بازگشت نفت به مدار سهرقمي
سرويس انرژي در آخرين ساعات معاملات هفتگي در بازارهاي بينالمللي انرژي، تالارهاي معاملات نفت بار ديگر شاهد تپشهاي نامتعارف و هجوم خريداران براي پوشش ريسكهاي ناشي از تنشهاي خاورميانه بودند. شاخصهاي معيار جهاني با جهشي فراتر از ۲ درصد، قلههاي ۶ ماه اخير را لمس كردند تا پرونده ماه اكتبر با بازدهيهاي چشمگير دو رقمي بسته شود.
سرويس انرژي در آخرين ساعات معاملات هفتگي در بازارهاي بينالمللي انرژي، تالارهاي معاملات نفت بار ديگر شاهد تپشهاي نامتعارف و هجوم خريداران براي پوشش ريسكهاي ناشي از تنشهاي خاورميانه بودند. شاخصهاي معيار جهاني با جهشي فراتر از ۲ درصد، قلههاي ۶ ماه اخير را لمس كردند تا پرونده ماه اكتبر با بازدهيهاي چشمگير دو رقمي بسته شود. در پايان اين ماراتن هفتگي، بهاي معاملات آتي نفت خام برنت براي تحويل در دسامبر با جهشي ۲.۲ درصدي به محدوده ۱۱۳ دلار و ۲۵ سنت در هر بشكه رسيد؛ همزمان، شاخص وستتگزاس اينترمديت (WTI) امريكا با ثبت رشد ۰.۹ درصدي در سطح ۱۰۲ دلار و ۹۳ سنت آرام گرفت. بازدهي ماهانه اكتبر براي برنت به ۱۵.۵ درصد و براي نفت شاخص امريكا به ۱۳.۹ درصد بالغ شد؛ اعدادي كه بهروشني نشان ميدهند بازار جهاني انرژي از يك دوره تعادل شكننده خارج شده و وارد فاز پيشخور كردن بحرانهاي ساختاري شده است. آنچه در ساعات پاياني معاملات روز جمعه بر تابلوي قيمتها نقش بست، فراتر از نوسانات هيجاني و سفارشهاي كوتاهمدت الگوريتمي است. كانون توجه فعالان بينالمللي بازار به شكل بيسابقهاي بر تداوم و امنيت جريان نفت خروجي از منطقه خليج فارس و خاورميانه دوخته شده است. با تداوم بنبستهاي ژئوپليتيكي و سايه سنگين تجاوزات نظامي و تحركات نيروهاي امريكايي و متحدان منطقهايشان كه از اواخر فوريه آغاز شد، ساختار كشتيراني تجاري در تنگه هرمز عملاً با بزرگترين آزمون تاريخي خود مواجه شده است. هرمز نه صرفايك آبراه باريك، بلكه شريان تنفسي پالايشگاههاي قاره آسيا و موتور محرك اقتصاد جهاني است. انتشار گزارشهايي مبني بر وقوع حادثه امنيتي براي يك فروند نفتكش در اين تنگه از سوي مراجع ناظر بر امنيت تجارت دريايي، موجي از احتياط و به دنبال آن جهش نرخ بيمه حملونقل دريايي را در پي داشت. اين اختلالات، شركتهاي كشتيراني بينالمللي و كارتلهاي نفتي را ناچار ساخته برنامههاي لجستيكي و حمل محمولههاي خام خود را با تأخيرها، مسيرهاي جايگزين و هزينههاي گزاف تطبيق بدهند. واقعيت ميداني حاكي از آن است كه هرگونه لغزش امنيتي يا اختلال فيزيكي ولو موقت در اين گذرگاه استراتژيك، ميتواند ريسكگريزي معاملهگران را فوراً به پرشهاي قيمتي تبديل كند.
تغيير رفتار قيمتها تنها بازتاب حوادث لحظهاي نيست، بلكه حاكي از دگرگوني بنيادين در ادراك ريسك توسط بازارهاي مالي است. پيش از آغاز تقابلهاي نظامي اخير، برآورد نهادهاي سرمايهگذاري بينالمللي از تعادل عرضه و تقاضا، نوسان قيمت در محدوده امن ۶۰ تا ۷۰ دلار به ازاي هر بشكه بود. اما با تثبيت تنشها در خاورميانه و گسترش ابعاد زنجيره اختلالات، كف حمايتي بازار بهكلي دگرگون شده است.
محاسبات و مدلهاي تحليلگران ارشد بازارهاي كالايي نشان ميدهد كه حتي در صورت برقراري آتشبس فرضي يا فروكش مقطعي تب درگيريها، كف نوسان طلاي سياه به ترازهاي به مراتب بالاتري، يعني بازه ۷۰ تا ۹۰ دلار، منتقل شده است. به بيان ديگر، «صرف ريسك ژئوپليتيك» ديگر متغيري زودگذر نيست، بلكه به عنوان يك فاكتور ساختاري و پايدار در قراردادهاي تحويل آتي جذب شده است. بازار متقاعد شده است كه احياي ثبات ساختاري در جريان صادرات نفت خاورميانه، پروژهاي زمانبر و مستلزم تنشزدايي پايدار امنيتي خواهد بود.
افزون بر جبهه عملياتي خاورميانه، تقويم سياسي ماه نوامبر به عنوان سوخت مضاعف بر آتش نوسانات ارزيابي ميشود. نتايج انتخابات پارلماني اخير در تلآويو از يك سو و در پيش بودن انتخابات سرنوشتساز مياندورهاي كنگره امريكا در سوم نوامبر از سوي ديگر، چشمانداز تصميمگيريهاي كلان در واشنگتن را در پردهاي از ابهام فرو برده است.
بسياري از معاملهگران در دفاتر مديريت دارايي انرژي معتقدند بازار در چند هفته آتي رفتاري نامتعادلتر و پرتلاطمتر در پيش خواهد گرفت. از سويي، نگراني دولت امريكا از تورم فزاينده سوخت و نارضايتي مصرفكنندگان در آستانه رأيگيري مياندورهاي، گزينههاي واشنگتن را در اعمال اهرمهاي مستقيم يا اقدامات نسنجيده در حوزه انرژي محدود كرده است؛ و از سوي ديگر، هرگونه تغيير در توازن قدرت سياسي پس از انتخابات نوامبر ميتواند سياستهاي مداخلهجويانه كاخ سفيد در بحرانهاي منطقهاي را وارد فازهاي غيرقابل پيشبيني جديدي كند. اين عدمقطعيت مطلق سياسي، بازارهاي آتي را در وضعيت آمادهباش نگه داشته است.
در كنار عوامل ژئواستراتژيك، سيگنالهاي دريافتي از قطب توليد انرژي امريكاي شمالي نيز دوگانگي عميقي را به تصوير ميكشد. بر اساس آمارهاي صنعتي هفتگي، تعداد دكلهاي حفاري فعال در امريكا تنها دو حلقه افزايش يافته است؛ افزايشي قطرهچكاني كه پيام آشكار شركتهاي شيل اويل به والاستريت را بازتاب ميدهد: ترجيح سود تقسيمي و انضباط مالي سهامداران بر سرمايهگذاريهاي سنگين اكتشافي.
در عين حال، گزارش ماهانه عرضه و تقاضاي اداره اطلاعات انرژي امريكا (EIA) حاكي از ثبت ركورد افزايشي در توليد ماه آگوست بوده، در حالي كه آمار تقاضاي داخلي براي نفت خام و فرآوردههاي پالايشي روندي نزولي را تجربه كرده است. در شرايط عادي بازار، تضعيف تقاضاي داخلي بزرگترين اقتصاد مصرفكننده نفت جهان باید محركي كاهشي براي قيمتها باشد؛ اما چراغ قرمزهاي مكرر ژئوپليتيكي و آسيبپذيري تنگههاي بينالمللي چنان هشداري مخابره كردهاند كه دادههاي تضعيف تقاضاي كل عملا زير سايه سنگين تهديد عرضه دفن شدهاند.
اگرچه خاورميانه صحنه اصلي زورآزمايي قيمتهاست، اما شوكهاي غيرمنتظره در ساير پايانههاي توليد و ترانزيت، شكنندگي بازار را مضاعف كرده است. رويدادهاي روز جمعه در ليبي مصداق بارز اين وضعيت است؛ جايي كه بستهشدن خودسرانه شير خط لوله اصلي نفت خام حماده به پالايشگاه زاويه توسط يك گروه شبهنظامي مسلح، روزانه ۱۵ هزار بشكه از جريان نفت اين كشور را از مدار خارج كرد.
اگرچه رقم ۱۵ هزار بشكه در قياس با مصرف روزانه ۱۰۰ ميليون بشكهاي نفت در جهان ناچيز به نظر ميرسد، اما پيامي بنيادين براي بازارهاي كالا به همراه دارد: ذخاير مازاد ظرفيت توليد جهاني به حداقل رسيده و سيستم عرضه آنچنان تحت فشار كار ميكند كه حتي از دست رفتن قطرهاي نفت در شمال آفريقا نيز محرك تلاطم و واكنش سريع الگوريتمها ميشود.
مرور برآيند فاكتورهاي اثرگذار نشان ميدهد كه بازار نفت وارد يك «ابرچرخه نوسان» با سوخت ژئوپليتيك شده است. عبور برنت از مرز ۱۱۳ دلار و تسخير كانال ۱۰۲ دلار توسط وستتگزاس اينترمديت، گواهي است بر اينكه اقتصاد جهان بايد خود را براي انرژي گرانقيمت در ماههاي پاياني سال آماده كند. تا زماني كه سايه درگيريهاي نظامي بر فراز تنگه هرمز سنگيني كند و تقويم سياسي بينالمللي آرام نگيرد، هر تلاش براي بازگرداندن پايدار نفت به كانالهاي ارزان دو رقمي گذشته، تلاشي نافرجام خواهد بود.