نشست تهران، نشانهاي از تغيير معادلات منطقه
نشست چهارجانبه ايران، پاكستان، تركيه و عربستان سعودي در تهران را ميتوان نشانهاي از تحولي تازه در معادلات منطقه و روند جنگ تحميلي امريكا و اسراييل عليه ايران دانست.
نشست چهارجانبه ايران، پاكستان، تركيه و عربستان سعودي در تهران را ميتوان نشانهاي از تحولي تازه در معادلات منطقه و روند جنگ تحميلي امريكا و اسراييل عليه ايران دانست. حضور مقامهاي ارشد اين كشورها، از جمله شاهزاده خالد بن سلمان، وزير دفاع عربستان، فيلدمارشال عاصم، فرمانده ارتش پاكستان و ابراهيم كالين، رييس سازمان اطلاعات تركيه و گفتوگوي آنان با مقامهاي ايران، از اهميت اين نشست حكايت دارد. چنين حضوري نشان ميدهد كه كشورهاي منطقه در پي ارزيابي دقيقتر شرايط و بررسي راههايي براي جلوگيري از گسترش بحران هستند. اين نشست در مقطعي برگزار ميشود كه منطقه با مجموعهاي از بحرانهاي امنيتي و اقتصادي روبهرو است. تحولات يمن، وضعيت ناپايدار بابالمندب و تنگه هرمز و نگراني از اختلال در مسيرهاي انتقال انرژي، پيامدهايي فراتر از مرزهاي منطقه دارد. بازارهاي جهاني انرژي به شدت به امنيت اين گذرگاهها وابستهاند و تداوم تنش ميتواند هزينههاي اقتصادي سنگيني به كشورهاي مختلف تحميل كند. در چنين شرايطي، هر ابتكار سياسي كه بتواند از تشديد درگيري جلوگيري كند، اهميت ويژهاي پيدا ميكند. با وجود تهديدهاي لفظي دونالد ترامپ، به نظر ميرسد بخشي از نخبگان سياسي و اقتصادي امريكا به پيامدهاي ادامه جنگ توجه كردهاند. تداوم تقابل با ايران ميتواند بازارهاي جهاني را با ركودي بيسابقه روبهرو سازد، قيمت نفت را به شدت افزايش دهد و بر جايگاه دلار و اقتصاد امريكا و اروپا اثر منفي بگذارد. از اين منظر، ادامه جنگ تنها يك مساله نظامي نيست، بلكه ميتواند بحراني اقتصادي در سطح جهاني ايجاد كند. اين واقعيت، انگيزهاي براي حركت به سوي راهحل سياسي و مهار تنشها فراهم ميآورد. در اين ميان، كشورهاي منطقه نيز هزينههاي ناامني را بهروشني احساس كردهاند. عربستان، امارات، بحرين و كويت در ماههاي گذشته با آسيبها و تهديدهاي جدي روبهرو بودهاند و ميدانند كه گسترش جنگ ميتواند زيرساختها و منافع اقتصادي آنان را بيش از پيش در معرض خطر قرار دهد. به همين دليل، اين كشورها به اين جمعبندي نزديك شدهاند كه حضور نظامي امريكا در منطقه لزوما امنيت پايدار ايجاد نميكند و ممكن است خود به عاملي براي افزايش هزينهها و تشديد بحران تبديل شود. يكي از پيامهاي مهم نشست تهران، حركت تدريجي به سوي بوميسازي امنيت منطقه است. كشورهاي منطقه بيش از گذشته به اين واقعيت توجه ميكنند كه امنيت پايدار بايد بر گفتوگو، همكاري و مشاركت بازيگران منطقهاي استوار باشد. ايران در اين چارچوب، به دليل موقعيت جغرافيايي و نقش اثرگذار خود، نميتواند از معادلات امنيتي منطقه كنار گذاشته شود. هر سازوكاري كه بدون حضور ايران شكل بگيرد، با محدوديتهاي جدي روبهرو خواهد شد و نميتواند به ثباتي فراگير و بادوام برسد.
نشست چهارجانبه تهران از اين جهت اهميت دارد كه كشورهاي حاضر ميتوانند درباره نگرانيهاي مشترك گفتوگو كنند و راههايي براي كاهش تنش بيابند. گفتوگوهاي امنيتي، اگر با اراده سياسي و پيگيري مستمر همراه باشد، ميتواند به ايجاد تفاهمهايي درباره امنيت گذرگاههاي آبي، جلوگيري از گسترش درگيري و كاهش تهديد عليه زيرساختهاي حياتي كمك كند. اين رايزنيها همچنين ميتواند زمينهاي براي آغاز ابتكارهاي منطقهاي گستردهتر باشد؛ ابتكارهايي كه به جاي اتكا به مداخله قدرتهاي فرامنطقهاي، بر مسووليتپذيري كشورهاي منطقه تكيه دارند. البته شكلگيري چنين نظمي به گفتوگوهاي مقطعي محدود نميشود. كشورها بايد اختلافهاي خود را از مسير مذاكره پيگيري كنند و از اقدامهايي كه به بياعتمادي و تشديد بحران ميانجامد، بپرهيزند. ايران نيز ميتواند با تاكيد بر اصولي چون احترام متقابل، حفظ حاكميت كشورها و پرهيز از مداخله، در شكلگيري چارچوبي مشترك براي امنيت منطقه نقشآفريني كند. هدف بايد ايجاد شرايطي باشد كه هيچ كشوري احساس نكند براي حفظ امنيت خود ناگزير از همراهي با جنگ يا پذيرش حضور نظامي گسترده قدرتهاي خارجي است. تغيير محاسبات منطقهاي را بايد در پرتو مقاومت هشتماهه ايران، تابآوري مردم و توان دفاعي كشور نيز بررسي كرد. پاسخ نيروهاي مسلح ايران و آمادگي دفاعي كشور، به طرفهاي مقابل نشان داد كه هرگونه اقدام نظامي با هزينههاي سنگين و پيامدهاي پيشبينيناپذير همراه خواهد بود. تهديد زيرساختهاي حياتي و مسيرهاي ارتباطي منطقه نيز يادآور اين نكته بود كه امنيت در خليجفارس و پيرامون آن بههمپيوسته است و ناامني در يك نقطه ميتواند منافع همه كشورهاي منطقه را تحت تاثير قرار دهد. بنابراين، حضور مقامهاي ارشد عربستان، پاكستان و تركيه در تهران را ميتوان فرصتي مهم براي ايران دانست؛ فرصتي كه در پيوند با توان دفاعي و ظرفيت ديپلماسي كشور به دست آمده است. اگر اين نشست به توافقهاي عملي و پيگيريهاي مستمر منجر شود، ميتواند راه را براي كاهش تنش، تقويت امنيت منطقهاي و گسترش همكاريها باز كند. دورنماي پيشرو براي ايران ميتواند در حوزههاي سياسي، امنيتي، اقتصادي و ارتباطي دستاوردهايي به همراه داشته باشد؛ به شرط آنكه فرصت كنوني به گفتوگويي پايدار و سازوكاري واقعي براي همكاري منطقهاي تبديل شود.