نشست امنیت
ديدار مشترك مقامهاي ارشد امنيتي و دفاعي پاكستان، عربستان سعودي و تركيه با دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران در تهران، در شرايطي برگزار ميشود كه منطقه همزمان با دو روند متفاوت روبروست: از يكسو، شكلگيري ترتيبات دفاعي جديد ميان سه قدرت منطقهاي و از سوي ديگر، افزايش تلاشهاي ديپلماتيك براي جلوگيري از گسترش درگيري و بازگرداندن ايران و امريكا به مسير مذاكره.
ديدار مشترك مقامهاي ارشد امنيتي و دفاعي پاكستان، عربستان سعودي و تركيه با دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران در تهران، در شرايطي برگزار ميشود كه منطقه همزمان با دو روند متفاوت روبروست: از يكسو، شكلگيري ترتيبات دفاعي جديد ميان سه قدرت منطقهاي و از سوي ديگر، افزايش تلاشهاي ديپلماتيك براي جلوگيري از گسترش درگيري و بازگرداندن ايران و امريكا به مسير مذاكره. اهميت اين ديدار زماني بيشتر ميشود كه بدانيم سه كشور حاضر در تهران، كمتر از سه ماه پيش پيمان دفاع مشترك مكه را امضا كردهاند؛ توافقي كه بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر يك از اعضا، حمله به هر سه كشور تلقي ميشود. اين همزماني، پرسشهايي را درباره ماهيت روابط ايران با كشورهاي امضاكننده پيمان مكه، آينده ترتيبات امنيتي غرب آسيا و نقش ميانجيگري منطقهاي در اختلافات تهران و واشنگتن مطرح ميكند. بااينحال، صرف برگزاري اين نشست به معناي شكلگيري توافق امنيتي جديد يا حل اختلافات نيست؛ اهميت آن بيش از هر چيز در فراهم شدن امكان گفتوگوي مستقيم ميان بازيگراني است كه منافع امنيتي مشترك و در عين حال، نگرانيها و اختلافات متفاوتي دارند.
پيمان دفاعي مكه توافقي براي بازدارندگي مشترك
پيمان دفاع مشترك مكه در هفتم اوت ۲۰۲۶، برابر با ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، در جريان نشست سران عربستان سعودي، پاكستان و تركيه در مكه امضا شد. محمد بن سلمان، وليعهد عربستان، رجب طيب اردوغان، رييسجمهور تركيه و شهباز شريف، نخستوزير پاكستان، اين توافق را امضا كردند. بر اساس بيانيه رسمي سه كشور، هدف پيمان، تقويت بازدارندگي جمعي و گسترش همكاريهاي دفاعي براي افزايش امنيت و ثبات منطقهاي اعلام شده است. مهمترين بند آن نيز حمله مسلحانه به هر يك از سه كشور را حمله به هر سه عضو تلقي ميكند. اين توافق را بايد در چارچوب تلاش سه كشور براي تقويت همكاريهاي دفاعي و پاسخگويي به نااطمينانيهاي امنيتي منطقه تحليل كرد. عربستان از مدتها پيش به دنبال تقويت توان دفاعي و كاهش آسيبپذيري زيرساختهاي حياتي خود بوده است. پاكستان از روابط دفاعي و امنيتي ديرينه با رياض برخوردار است و تركيه نيز با توسعه همكاريهاي نظامي، صنايع دفاعي و روابط راهبردي با كشورهاي منطقه، جايگاه فعالتري در معادلات امنيتي غرب آسيا دنبال ميكند. پيمان مكه بر همكاريهاي دفاعي ميان اين سه كشور چارچوب رسميتري ايجاد ميكند، اما نبايد آن را بدون بررسي مفاد و مواضع اعضا، معادل تشكيل نسخهاي منطقهاي از ناتو دانست. اجراي تعهدات دفاعي، نوع كمك نظامي، سازوكار تصميمگيري و نحوه واكنش به بحرانهاي مختلف، همگي بر اساس شرايط و تصميمهاي سياسي اعضا تعيين خواهند شد. تركيه نيز تأكيد كرده است كه اين توافق عليه كشور مشخصي، از جمله ايران، طراحي نشده و ماهيت آن دفاعي است. از همين رو، حضور مقامهاي عربستان، پاكستان و تركيه در تهران را نميتوان صرفاً از دريچه رقابتهاي نظامي تحليل كرد. پيمان دفاعي مكه از يك طرف نشاندهنده تلاش براي افزايش توان بازدارندگي سه كشور است و ديدار با مقامهاي ايراني از طرف ديگر، بيانگر آن است كه اين همكاري دفاعي لزوماً مانع گفتوگو با تهران نيست. در واقع، هر سه كشور ممكن است همزمان به دنبال تقويت توان دفاعي و جلوگيري از گسترش جنگي باشند كه پيامدهاي آن از مرزهاي يك كشور فراتر ميرود.
اختلاف ايران و امريكا از پرونده هستهاي تا امنيت منطقهاي
اختلاف تهران و واشنگتن سابقهاي چنددههاي دارد، اما در سالهاي اخير، پرونده هستهاي، تحريمهاي اقتصادي، حضور نظامي امريكا در منطقه و مناقشه بر سر ترتيبات امنيتي غرب آسيا، مهمترين محورهاي اين تقابل بودهاند.
توافق هستهاي سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، قرار بود در ازاي محدوديتهايي بر برنامه هستهاي ايران، بخشي از تحريمها را كاهش دهد. خروج امريكا از توافق در سال ۲۰۱۸ و بازگشت تحريمها، مسير روابط دو كشور را دوباره به سمت تشديد تنش سوق داد. پس از آن، تلاشهاي ديپلماتيك براي احياي توافق در مقاطع مختلف ادامه يافت، اما اختلاف بر سر تعهدات هستهاي، دامنه رفع تحريمها و تضمينهاي مورد مطالبه ايران مانع دستيابي به توافقي پايدار شد. در سال ۲۰۲۵ نيز عمان ميزبان چند دور گفتوگوي غيرمستقيم ايران و امريكا بود. اين مذاكرات نشان داد كه حتي در شرايط بياعتمادي شديد، كانالهاي ديپلماتيك ميتوانند براي انتقال مواضع و بررسي امكان توافق حفظ شوند. بااينحال، استمرار اختلافات بنيادي به اين معنا بود كه وجود كانال مذاكره لزوماً به نتيجه نهايي منتهي نميشود. در تحولات سال ۲۰۲۶، دامنه بحران از پرونده هستهاي فراتر رفته و به امنيت خليج فارس، وضعيت تنگه هرمز، زيرساختهاي انرژي و خطر ازسرگيري درگيري نظامي پيوند خورده است. در چنين وضعيتي، هرگونه رويارويي تازه ميان ايران و امريكا ميتواند پيامدهايي براي كشورهاي عربي خليج فارس، مسيرهاي انتقال انرژي و تجارت بينالمللي داشته باشد. از اين منظر، جلوگيري از تشديد تنش صرفاً دغدغه ايران نيست؛ كشورهاي همسايه نيز با توجه به وابستگي اقتصادي و امنيتي خود به ثبات منطقه، انگيزههايي جدي براي ميانجيگري دارند. در ماههاي اخير، پاكستان و قطر نيز در تلاش براي كاهش تنش ميان تهران و واشنگتن نقش فعالتري بر عهده گرفتهاند. اين تلاشها به ايجاد چارچوبهايي براي گفتوگو درباره پرونده هستهاي، تحريمها و مسائل امنيتي منجر شده، هرچند توافقهاي موقت و ابتكارهاي ميانجيگرانه با موانع جدي روبرو بودهاند. در چنين شرايطي، سفر همزمان مقامهاي ارشد پاكستان، عربستان و تركيه به تهران ميتواند بخشي از تلاش گستردهتر براي جلوگيري از فروپاشي مسير ديپلماسي باشد؛ بهويژه آنكه پاكستان هم در روابط دفاعي با عربستان جايگاه مهمي دارد و هم در كانالهاي ارتباطي با ايران و امريكا نقشآفريني ميكند.
چرا ديدار تهران اهميت دارد؟
بر اساس توضيحاتي كه مقامهاي ايران درباره اين نشست ارايه كردهاند، ايده ديدار مشترك پس از سفر عاصم منير، فرمانده ارتش پاكستان، به تهران مطرح شد. هدف اعلامشده، تبريك به محسن رضايي براي پذيرش مسووليت دبيري شوراي عالي امنيت ملي و گفتوگو درباره امنيت منطقهاي بود. اسماعيل بقايي، سخنگوي وزارت امور خارجه ايران، نيز بر اهميت ايجاد سازوكارهاي امنيت منطقهاي بر مبناي منافع كشورهاي منطقه تأكيد كرده است. اين موضع در امتداد ديدگاهي قرار ميگيرد كه تهران سالهاست بر آن تأكيد دارد: امنيت پايدار غرب آسيا بايد با مشاركت كشورهاي منطقه شكل بگيرد و نميتوان آن را صرفاً به حضور قدرتهاي فرامنطقهاي وابسته كرد. از منظر عربستان، اين نشست فرصتي براي بررسي راههاي جلوگيري از گسترش بحران به حوزه خليج فارس و حفاظت از امنيت ملي و اقتصادي اين كشور است. براي پاكستان، كاهش تنش ميتواند از سرايت بحران به پيرامون جغرافيايي و روابط خارجي آن جلوگيري كند. تركيه نيز با توجه به جايگاه منطقهاي و روابط خود با طيف متنوعي از بازيگران، انگيزه دارد در شكلدهي به ترتيبات جديد امنيتي نقش داشته باشد. البته هنوز نميتوان گفت اين نشست به توافق مشخصي درباره حملات احتمالي آينده، پرونده هستهاي يا روابط ايران و امريكا منجر شده است. تا زماني كه جزييات توافق يا بيانيه مشترك روشني منتشر نشود، هرگونه نتيجهگيري قطعي درباره دستاوردهاي آن زودهنگام خواهد بود. ديدار مقامهاي پاكستان، عربستان و تركيه با مسوولان ايراني را بايد نشانهاي از افزايش اهميت ديپلماسي منطقهاي در شرايط بحراني دانست، نه تضميني براي پايان اختلافات. پيمان دفاعي مكه نشاندهنده تلاش سه كشور براي تقويت بازدارندگي مشترك است؛ حضور آنها در تهران نيز نشان ميدهد كه ترتيبات دفاعي و ديپلماسي الزاماً دو مسير متناقض نيستند. آزمون اصلي اين ابتكار آن خواهد بود كه آيا كشورهاي منطقه ميتوانند با وجود اختلاف منافع، بر سر حداقلي از قواعد مشترك براي جلوگيري از جنگ و حفظ امنيت منطقه به توافق برسند يا خير.