يحيي آل اسحاق از دورنماي محدوديت‌هاي مرزي امريكا عليه ايران مي‌گويد

مرزهاي ايران تحريم‌پذير نيستند

۱۴۰۵/۰۸/۰۴ - ۰۱:۳۵:۰۸
کد خبر: ۴۰۸۵۳۴

يحيي آل‌اسحاق، رييس اتاق مشترك بازرگاني ايران و عراق و وزير اسبق بازرگاني، در گفت‌وگو با «تعادل» به بررسي ابعاد راهبردي و اقتصادي پيوندهاي دو كشور، آخرين وضعيت مبادلات تجاري در سايه محدوديت‌هاي مرزي اخير، و فشارهاي همه‌جانبه ايالات متحده براي قطع شريان‌هاي منطقه‌اي اقتصاد ايران مي‌پردازد.

زهرا سليماني|

يحيي آل‌اسحاق، رييس اتاق مشترك بازرگاني ايران و عراق و وزير اسبق بازرگاني، در گفت‌وگو با «تعادل» به بررسي ابعاد راهبردي و اقتصادي پيوندهاي دو كشور، آخرين وضعيت مبادلات تجاري در سايه محدوديت‌هاي مرزي اخير، و فشارهاي همه‌جانبه ايالات متحده براي قطع شريان‌هاي منطقه‌اي اقتصاد ايران مي‌پردازد. آل‌اسحاق با تأكيد بر ماهيت مكمل اقتصاد ايران و عراق، مناسبات ميان تهران و بغداد را فراتر از تصميمات مقطعي و متغيرهاي زودگذر ارزيابي كرد و يادآور شد كه وجود ۱۸ گذرگاه مرزي و وابستگي متقابل دو ملت، هرگونه مانع‌تراشي را به پديده‌اي گذرا و با زيان دوجانبه بدل مي‌كند. وي همچنين با اشاره به ناكامي برنامه‌هاي كوتاه‌مدت واشنگتن براي فروپاشي اقتصادي ايران، تاب‌آوري جامعه در مواجهه با جنگ تركيبي و رواني، وضعيت ذخاير ارزي كشور و پيامدهاي بين‌المللي هرگونه تنش در آبراه‌هاي حساس را تشريح كرد.

 

    به عنوان نخستين پرسش، با توجه به تحولات اخير و طرح برخي محدوديت‌هاي مرزي، دورنماي روابط اقتصادي و تجاري ايران و عراق را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ اين پيوندها تا چه حد تحت تأثير اقتضائات و تغييرات كوتاه‌مدت قرار مي‌گيرند؟

روابط ايران و عراق ريشه‌دار است و به چند دليل كليدي، از پايداري ويژه‌اي برخوردار است؛ نخست مسائل استراتژيكي و امنيتي مشترك بين دو كشور، دوم سابقه تاريخي و فرهنگي طولاني، و سوم شرايط ساختاري موجود كه نشان مي‌دهد اقتصاد ايران و اقتصاد عراق مكمل يكديگرند. به همان نسبتي كه عراقي‌ها به بازار، كالا، خدمات و انرژي ايران نياز دارند، ما نيز به بازار عراق محتاجيم. اين پيوند در حوزه‌هاي گوناگون سياسي، اجتماعي، فرهنگي، روابط بين‌الملل و مجموع امور همسايگي جريان دارد و مي‌توان از آن به عنوان يك «اجبار طرفيني و راهبردي» ياد كرد كه دو كشور را ناگزير مي‌سازد روابط خود را در هر شرايطي محكم نگه دارند. بنابراين، اين مناسبات تابع شرايط و اقتضائات روزمره نيست. البته طبيعي است كه در مقاطع زماني و مكاني كوتاه، هر دو طرف تغييرات يا تناسب‌سازي‌هايي ايجاد كنند، اما اصل رابطه ايران و عراق بسيار محكم‌تر از آن است كه تحت تأثير شرايط متغير و كوتاه‌مدت آسيب ببيند.

    در حوزه اقتصاد و تجارت خارجي، حجم مبادلات ميان دو كشور در چه وضعيتي است و عراق چه جايگاهي در سبد صادراتي ايران دارد؟

در حوزه اقتصادي، عراق در حال حاضر دومين بازار صادراتي ما پس از چين در روابط خارجي است. البته تفاوت مهمي ميان رابطه ما با چين و عراق وجود دارد؛ رابطه ما با چين عمدتا در چند كالاي ويژه صادراتي و وارداتي خلاصه مي‌شود، اما ما در تمام حوزه‌هاي توليدي و نيازمندي‌هاي عراقي‌ها به صورت مكمل با يكديگر پيوند خورده‌ايم. حجم معاملات رسمي ما با عراق در سال گذشته، با احتساب صادرات برق و گاز، حدود ۱۲ ميليارد دلار بود. بدون در نظر گرفتن برق و گاز، رقمي حدود ۹ تا ۱۰ ميليارد دلار رسمي داشتيم، و اگر تبادلات غيررسمي و مرزي را هم به آن اضافه كنيم، حجم كل مبادلات به حدود ۱۵ ميليارد دلار بالغ مي‌شود. نكته بسيار مهم اين است كه امسال، اگر بخش برق و گاز را كنار بگذاريم و تنها كالا و خدمات را محاسبه كنيم، علي‌رغم تمامي محدوديت‌ها و مشكلات موجود، روابط تجاري ما با عراق حدود ۱۵ درصد هم رشد داشته است؛ اين يعني پايداري و عمق بازار دو كشور.

    اخيرا بحث‌هايي پيرامون محدوديت در يكي از مرزهاي دو كشور مطرح شد. به نظر شما اين محدوديت‌ها بيشتر به زيان كدام طرف است: ايران يا عراق؟

اجازه بدهيد پيش از پاسخ به اين پرسش يادآور شوم كه ما با كشور عراق ۱۸ مرز مشترك داريم. درست است كه اخيرا يكي از مرزهاي ما تابع شرايط ويژه‌اي شد، اما بقيه مرزها كماكان به فعاليت خود ادامه مي‌دهند و مراودات برقرار است. در خصوص همان يك مرز نيز، نيازهاي طرف عراقي به مراتب بيشتر از نياز ما به آن گذرگاه است. هم‌اكنون چندين استان عراقي (همچون ميسان و ساير استان‌ها)، نمايندگان مجلس و بدنه مردم عراق نسبت به اين تصميم اعتراض كرده‌اند. همانطور كه نخست‌وزير عراق نيز به صراحت مطرح كرد، ايجاد محدوديت مرزي پيش از هر چيز به زيان عراقي‌ها و سپس به زيان ايران است؛ وقتي تصميمي به ضرر منافع آشكار عراق است، علي‌القاعده نبايد اتخاذ شود. تاريخ و تجارب ما نشان داده است كه اينگونه حوادث و محدوديت‌ها (همانند اتفاقاتي كه چند ماه قبل پيرامون تردد زائران يا مرزهاي هوايي رخ داد) موقتي و زودگذر است و جاي هيچ‌گونه نگراني جدي ندارد. هم آنها به خدمات و صادرات ما نياز دارند و هم ما به بازارشان متصل هستيم؛ اين آسيب، اگر هم وجود داشته باشد، طرفيني، ناچيز و كوتاه‌مدت است و به سرعت مرتفع خواهد شد.

    فراتر از مرزهاي عراق، برخي گزارش‌ها حاكي از فشارهاي ايالات متحده به ساير همسايگان ايران نظير تركيه، پاكستان و آذربايجان براي اعمال محدوديت بر ارتباط با تهران است. اساسا اعمال چنين محدوديت‌هايي براي كشوري كه مرزهاي متعددي با همسايگان دارد، چقدر امكان‌پذير و موثر است؟

دشمني ايالات متحده با ايران امري روشن و بي‌شك است و واشنگتن از تمامي ابزارهاي ممكن براي رسيدن به اهداف خود استفاده مي‌كند. براي همگان مشخص است كه آنها از روزهاي نخست پيروزي انقلاب اسلامي در ۴۷ سال پيش تاكنون، اهداف براندازانه و تخريبي خود را دنبال كرده‌اند. روز اول انقلاب مي‌گفتند حكومت ايران همين امسال سرنگون مي‌شود و ما را «محور شرارت» مي‌خواندند؛ دليلش هم كاملا مشخص است: ايران لقمه چرب و نرم منافع استعمارگران در دوران پهلوي را از حلقوم آنها بيرون كشيد و طبيعي است كه تا امروز از اين درد و ناراحتي بسوزند. در ماه‌هاي اخير نيز دستگاه محاسباتي دشمن تصور مي‌كرد با به‌كارگيري تمام توان نظامي در نقطه اوج، ابزارهاي ديپلماتيك، جنگ رواني ۲۴۰ رسانه فعال عليه ايران، و اعمال حداكثري تحريم‌هاي اقتصادي و بانكي، مي‌تواند كار را ظرف چند هفته تمام كند. اما با عنايات الهي، تدابير رهبري و ايستادگي ملت غيور، شرافتمند و فداكار ايران، به هيچ يك از اهداف خود نرسيدند. در حوزه بانكي، بيمه، حمل‌ونقل و ارتباطات، امريكايي‌ها هرچه در توان داشتند آوردند و حتي كشورهاي اروپايي و ناتو را تهديد و تحريك كردند كه اگر با ايران همكاري كنيد چنين و چنان مي‌شود؛ يك قلدر تمام‌عيار وسط آمده و مي‌گويد بايد همه باج بدهيد. اما با وجود همه اين فشارها، جمهوري اسلامي با موقعيت راهبردي و منطقه‌اي بي‌نظير خود ايستاده است. هر بازيگري كه بخواهد با ايران درگير شود، بايد ريسك‌هاي بسيار بزرگي را بپذيرد و به همين دليل است كه تهديدهايشان عليه تركيه، پاكستان يا آذربايجان نيز در عمل كارايي صددرصدي ندارد.      

 

    با وجود تداوم تحريم‌هاي بانكي و مالي، برخي منتقدان وضعيت اقتصادي را دشوار توصيف مي‌كنند. وضعيت واقعي منابع ارزي و تاب‌آوري كشور در حوزه كلان را چگونه تبيين مي‌كنيد؟

ببينيد، تحريم‌هاي مالي و بانكي از روز اول انقلاب تاكنون وجود داشته و مساله تازه‌اي نيست. رييس‌كل بانك مركزي با اقتدار اعلام مي‌كند كه كشور تا پايان دوران رياست‌جمهوري ترامپ و حتي فراتر از آن، امكانات و ذخاير ارزي كافي براي تأمين نيازهاي اساسي كشور را دراختيار دارد. عده‌اي از روي ناآگاهي انتقاد مي‌كنند كه چرا در اين شرايط سخت، بانك مركزي به هر كارت ملي سهميه ارزي مشخصي اختصاص مي‌دهد؛ اگر بانك مركزي پشتوانه ارزي مطمئن و منابع كافي نداشت، هرگز چنين جسارتي به خرج نمي‌دهد كه بگويد ارز موردنياز را عرضه كند. پشت اين تصميم منطق و محاسبه دقيق قرار دارد. دشمن چند هفته پيش با تكيه بر جنگ رواني ادعا كرد كه تا يك هفته ديگر اقتصاد ايران كاملا فرو مي‌پاشد و چيزي به نام اقتصاد ايران باقي نخواهد ماند، اما ديديد كه هيچ غلطي نتوانستند بكنند. بله، ماكروسكوپيك و در زندگي روزمره، مردم با سختي، تورم، مشكلات فراوان و كاهش قدرت خريد دست‌وپنجه نرم مي‌كنند؛ اين واقعيت غيرقابل انكاري است. جنگ اقتصادي كمتر از جنگ نظامي نيست؛ در جنگ حلوا پخش نمي‌كنند و هزار مصيبت به همراه دارد، اما آنچه سرنوشت‌ساز است، «تاب‌آوري ملي» است كه بحمدالله به پشتوانه ملتي شجاع، باغيرت و تدابير مسوولان حفظ شده است.

    به عنوان پرسش پاياني، ارزيابي كلي شما از تقابل ميان جنگ رواني دشمن و واقعيت‌هاي ميداني مقاومت اقتصادي ايران چيست؟

اگر بخواهيم مقايسه‌اي داشته باشيم، فشارهاي واردشده به اقتصاد ايران و تعهدات ما يك‌سو و بحران‌هاي ساختاري خودِ دنياي غرب سوي ديگر قرار دارد. براي مثال، اگر فرضيه بستن تنگه هرمز مطرح شود و صادرات نفت ما با مانع روبه‌رو گردد، در نقطه مقابل، از بنگلادش تا نيويورك و پاريس، فروشگاه‌ها و مردم جهان بايد هزينه سرسام‌آور آن را بپردازند. امروز در خود فرانسه، ۷۰ هزار نيروي پليس و امنيتي براي مهار اعتراضات مردمي به خيابان‌ها ريخته‌اند؛ اين يعني بحران واقعي در قلب كشورهاي مدعي ثبات. اما رسانه‌هاي غربي حتي يك خط درباره اين بحران‌ها حرف نمي‌زنند. در مقابل، اگر در تهران عده‌اي معدود تجمع كنند، همان رسانه‌ها بلافاصله تيتر مي‌زنند كه كار جمهوري اسلامي تمام شد! اين همان جنگ رواني تمام‌عيار است. با اين حال، ملت ايران با بصيرت و مقاومت خود، بار ديگر ثابت كرد كه اراده ملي بسيار قوي‌تر از هياهوي رسانه‌اي و فشارهاي پولادين نظام سلطه است. من به آينده اقتصادي كشور و پايداري مناسبات منطقه‌اي بسيار خوش‌بين هستم.

 

بیمه ملت