«تعادل» گزارش مي‌دهد

پارادايم جديد در نظم اقتصادي انرژي

۱۴۰۵/۰۸/۰۴ - ۰۱:۳۱:۳۶
کد خبر: ۴۰۸۵۳۱

بازار جهاني نفت بار ديگر قواعد ديرينه اقتصاد انرژي را به چالش كشيده است. در حالي كه تا همين چند ماه پيش بسياري از سناريوهاي بين‌المللي سقف قيمت طلاي سياه را در كانال‌هاي دورقمي جست‌وجو مي‌كردند، عبور مقتدرانه برنت از آستانه ۱۲۰ دلار و مهم‌تر از آن، تثبيت چندروزه در اين دامنه نشان داد كه فنر فشرده‌شده تنش‌هاي ژئوپليتيك سرانجام از مهار درآمده است.

بازار جهاني نفت بار ديگر قواعد ديرينه اقتصاد انرژي را به چالش كشيده است. در حالي كه تا همين چند ماه پيش بسياري از سناريوهاي بين‌المللي سقف قيمت طلاي سياه را در كانال‌هاي دورقمي جست‌وجو مي‌كردند، عبور مقتدرانه برنت از آستانه ۱۲۰ دلار و مهم‌تر از آن، تثبيت چندروزه در اين دامنه نشان داد كه فنر فشرده‌شده تنش‌هاي ژئوپليتيك سرانجام از مهار درآمده است. اكنون ديگر پرسش اين نيست كه «آيا نفت ممكن است صعود كند؟»، بلكه پرسش اساسي اين است كه «سقف ۱۵۰ دلاري چند روز با ما فاصله دارد؟»؛ عددي كه زماني تنها در مانورهاي پرريسك و شبيه‌سازي‌هاي بحران مطرح مي‌شد، امروز به واقعيتي ملموس در تابلوي مبادلات انرژي بدل شده است.

اما در پس اين جهش قيمتي، رازي نهفته است كه معمولا از چشم تحليل‌هاي كلاسيك عرضه و تقاضا دور مي‌ماند: كانون زلزله اين‌بار صرفا كمبود فيزيكي نفت خام در سرچاه‌ها نيست، بلكه پارگي رشته‌هاي اتصال زنجيره تامين در شاهرگ‌هاي دريايي است. جهش بهت‌آور هزينه حمل‌ونقل دريايي، ديناميك بازار را به گونه‌اي دگرگون كرده كه قيمت تحويل به پالايشگاه‌ها با فرمول‌هاي فوب (FOB) فرسنگ‌ها فاصله گرفته است.

آنچه بازار را به اين نقطه جوش كشانده، يك انفجار بي‌سابقه در صورت‌حساب‌هاي كشتيراني است. تا پيش از شعله‌ور شدن بحران‌هاي اخير، هزينه كرايه نفتكش و انتقال هر بشكه نفت خام در استانداردهاي جهاني رقمي ناچيز در حدود ۳ دلار بود؛ عددي حاشيه‌اي كه اثر چنداني بر تصميم‌گيري مديران خريد پالايشگاه‌ها نمي‌گذاشت. امروز اما همين عدد در مقياس جهاني به ۲۰ دلار و براي محموله‌هاي مبدا خاورميانه به رقم تكان‌دهنده ۳۵ دلار در هر بشكه رسيده است.

به بيان روشن‌تر، اكنون تنها كرايه و حق بيمه جابه‌جايي يك محموله نفتي از حاشيه خليج‌فارس تا بنادر مقصد در شرق آسيا يا اروپا، بيش از يك‌چهارم ارزش ذاتي خود طلاي سياه را تشكيل مي‌دهد. افزايش بيش از ده‌برابري كرايه‌ها در آبراه‌هاي استراتژيك، يك ماليات نامرئي و بي‌رحمانه بر زنجيره پالايش جهان تحميل كرده است. اين جهش برق‌آسا نه به دليل كمبود تناژ كشتي‌ها، بلكه محصول مستقيم افزايش سرسام‌آور بيمه خطرات جنگي، تغيير مسير كاروان‌هاي نفتي به سمت مسيرهاي طولاني‌تر و افزايش ريسك ماندگاري در لنگرگاه‌هاست.

دليل اصلي تمركز اين جهش هزينه‌اي بر خاورميانه كاملا عيان است: سايه سنگين ناامني بر تنگه هرمز. هر بار كه پايداري عبور از اين‌باريكه ۱۹۰ كيلومتري در معرض خطر قرار مي‌گيرد، صنعت كشتيراني جهاني دچار انقباض عضلاني مي‌شود. مالكان كشتي‌ها براي پذيرش ريسك تردد از اين آبراه حياتي ارقام نجومي طلب مي‌كنند و شركت‌هاي بزرگ بيمه نيز پوشش‌هاي استاندارد را با الحاقيه‌هاي سرسام‌آور جايگزين كرده‌اند.

نتيجه اين انسداد لجستيكي، دوپارگي قيمت در بازار جهاني است: نفتي كه بر سر چاه در مبدا توليد قرار دارد و نفتي كه واقعا به درب واحد تقطير پالايشگاه‌ها مي‌رسد. در شرايطي كه پالايشگاه‌ها براي تضمين خوراك خطوط توليد خود ناچار به پرداخت هزينه گزاف ۳۵ دلاري براي حمل هر بشكه هستند، قيمت تمام‌شده فرآورده نهايي به اعدادي ارتقا مي‌يابد كه عملا زمينه را براي كشش قيمت نفت خام به كانال ۱۵۰ دلار فراهم مي‌سازد.

واكنش بازارهاي مالي به اين رالي پرشتاب، سريع و ويرانگر بود. سقوط همزمان شاخص‌ها در تالارهاي سهام وال‌استريت، توكيو، سئول و شانگهاي حاكي از آغاز فصل جديدي از نگراني‌هاي كلان است. بازارهاي سهام جهان هنوز از تله تورم سال‌هاي گذشته و سياست‌هاي پولي انقباضي بانك‌هاي مركزي رها نشده بودند كه حالا با موج دوم شوك انرژي مواجه شده‌اند.

در شرق آسيا، جايي كه اقتصادهاي پيشرو نظير ژاپن و كره جنوبي به‌شدت به واردات نفت از طريق خليج‌فارس وابسته‌اند، ريزش شاخص‌ها عميق‌تر از غرب بود. هر دلار افزايش در قيمت و كرايه حمل نفت خام، مستقيما بهاي تمام‌شده توليد صنعتي، تراز تجاري و سودآوري غول‌هاي تكنولوژي و خودروسازي اين كشورها را مي‌تراشد. در وال‌استريت نيز اميدها به تداوم سياست‌هاي تعديل نرخ بهره عملا بر باد رفته است، چراكه نفت ۱۲۰ دلاري و چشم‌انداز ۱۵۰ دلاري يعني بازگشت موج تورم به بخش‌هاي حياتي نظير بنزين، گازوييل، پتروشيمي و هزينه‌هاي ترابري عمومي.

در قلب اين بحران، صنعت پالايش نفت قرار دارد. با رسيدن نفت به مرز ۱۲۰ دلار و هزينه حمل ۳۵ دلاري، شكاف بازدهي ميان پالايشگاه‌هاي پيشرفته و پالايشگاه‌هاي ساده به‌شدت افزايش يافته است. مديران پالايشي براي جلوگيري از زيان عملياتي ناچارند حاشيه سود فرآورده‌ها (Crack Spreads) به‌ويژه گازوييل و سوخت جت را به ارقام بي‌سابقه‌اي بالا ببرند.

اين سازوكار، مارپيچ تورمي جديدي ايجاد مي‌كند: گران‌تر شدن سوخت صنعتي هزينه انتقال كالاهاي اساسي و محصولات كشاورزي را بالا مي‌برد و به نوبه خود، تقاضاي كل اقتصاد را منقبض مي‌سازد. با اين حال، به دليل چسبندگي شديد نياز به سوخت در فصل‌هاي پيش‌رو، اثر تخريب تقاضا دست‌كم در كوتاه‌مدت به اندازه‌اي نيست كه بتواند جلوي پيشروي قيمت نفت خام به سمت ۱۵۰ دلار را بگيرد.

آنچه در پاييز ۱۴۰۵ شاهد آن هستيم، پايان دوران انرژي ارزان و آغاز عصر مخاطرات فزاينده زنجيره تامين است. نفت خام ديگر كالايي نيست كه صرفا با ميزان بشكه‌هاي خروجي اوپك يا تصميمات فدرال‌رزرو امريكا ارزش‌گذاري شود؛ هندسه جديد بازار حول محور امنيت ترانزيت، هزينه عبور از تنگه‌هاي استراتژيك و انعطاف‌پذيري شبكه كشتيراني بنا شده است.

اگر شرايط آبراهي منطقه به همين منوال ادامه يابد و راه‌حل امنيتي پايداري براي بازگشت هزينه‌هاي لجستيك به مدار متعارف پيدا نشود، فرود آمدن چكش نفت ۱۵۰ دلاري بر پيكر اقتصاد جهاني حتمي خواهد بود. اين رويداد تنها يك تغيير نرخ در بازارهاي مالي نيست، بلكه زنگ هشداري جدي براي بازآرايي ساختار تجارت بين‌الملل، افزايش ركود تورمي در بلوك مصرف‌كنندگان و تغيير تراز قدرت در ژئوپليتيك جهان به شمار مي‌رود.

بیمه ملت