از ارزندگي مطلق تا سايه ريسكهاي سياسي
بازار سرمايه مانند ساير بازارهاي سرمايهگذاري، همواره دورههايي از رشد و افت را تجربه ميكند و منفي شدن معاملات را نميتوان به خودي خود به عنوان يك ايراد يا نشانهاي غيرطبيعي در نظر گرفت.
بازار سرمايه مانند ساير بازارهاي سرمايهگذاري، همواره دورههايي از رشد و افت را تجربه ميكند و منفي شدن معاملات را نميتوان به خودي خود به عنوان يك ايراد يا نشانهاي غيرطبيعي در نظر گرفت. ذات بازارهاي مالي با نوسان همراه است و همانطور كه در برخي روزها شاهد افزايش قيمت سهام هستيم، در روزهاي ديگر نيز ممكن است فشار فروش بر معاملات غلبه كند. با اين حال، مساله اصلي در شرايط فعلي بورس، صرفا منفي شدن شاخصها نيست، بلكه بررسي عواملي است كه باعث شده افت بازار بيش از گذشته مورد توجه قرار بگيرد و جذابيت سرمايهگذاري در سهام تحت تاثير قرار گيرد.
يكي از مهمترين دلايل شرايط فعلي بازار سرمايه، تداوم ريسكهاي سياسي و ابهامهاي حاكم بر فضاي اقتصادي است. اين ريسكها در ماههاي گذشته نيز وجود داشتهاند، اما در مقاطعي كه اثرگذاري آنها در معاملات كمتر به چشم ميآمد، توجه كمتري به آنها ميشد. اكنون با پررنگتر شدن دوباره اين عوامل، طبيعي است كه فعالان بازار سرمايه بار ديگر آنها را در تصميمهاي سرمايهگذاري خود لحاظ كنند. بنابراين نميتوان وضعيت فعلي بورس را بدون در نظر گرفتن شرايط سياسي و ريسكهاي موجود تحليل كرد.
با وجود اين، براي درك بهتر شرايط بازار بايد به تغييراتي توجه كرد كه در ماههاي گذشته در وضعيت ارزندگي سهام و جذابيت سرمايهگذاري در بورس ايجاد شده است. در مقطعي كه جنگ اتفاق افتاد و بازار سرمايه براي مدتي تعطيل شد، بورس از منظر ماهيتي و قيمتي در شرايطي قرار داشت كه ميتوان از آن به عنوان دوره ارزندگي مطلق ياد كرد. در آن مقطع، قيمت سهام به سطحي رسيده بود كه ارزندگي آنها به يكي از مهمترين مزيتهاي رقابتي بازار سرمايه تبديل شده بود.
اين مزيت، نقش مهمي در جلب توجه سرمايهگذاران داشت، اما در ادامه شرايط تغيير كرد. پس از بازگشايي بازار و در جريان تحولات بعدي، بورس با رشد قابل توجهي مواجه شد و ارزش سهام افزايش پيدا كرد؛ بهگونهاي كه بازار تقريبا دوبرابر شد. در چنين شرايطي، طبيعي است بازاري كه در يك دوره بازدهي قابل توجهي را تجربه كرده، پس از مدتي با نياز به استراحت و تعديل قيمتها روبهرو شود. به بيان ديگر، نميتوان انتظار داشت بازار سرمايه پس از يك دوره رشد چشمگير، بدون وقفه به مسير صعودي خود ادامه دهد. از سوي ديگر، كاهش قدرت پول ملي نيز از جمله عواملي است كه بايد در بررسي شرايط بازار مورد توجه قرار گيرد. در كنار اين موضوع، اثرگذاري گزارشهاي شركتها و ساير عوامل موثر بر ارزشگذاري سهام نيز در وضعيت معاملات نقش دارند. مجموعه اين تحولات باعث شده است بخشي از جذابيتهايي كه پيشتر در بازار سرمايه وجود داشت، تضعيف شود. در اين ميان، از دست رفتن مزيت ارزندگي مطلق سهام را ميتوان يكي از مهمترين عوامل تغيير شرايط بورس دانست.
در واقع، منفي شدن بازار را بايد حاصل همزماني عوامل مختلفي دانست كه از يك سو به افزايش ريسكهاي سياسي مربوط ميشوند و از سوي ديگر، به تغيير وضعيت ارزندگي و كاهش برخي مزيتهاي رقابتي بازار سرمايه بازميگردند. بنابراين براي تحليل شرايط فعلي بورس، صرف توجه به افت شاخصها كافي نيست و بايد تغييرات ايجاد شده در جذابيت سرمايهگذاري در سهام را نيز در نظر گرفت. لازم است به ماهيت تصميمهاي سرمايهگذاري توجه كنيم. در هر سرمايهگذاري، دو سوي معامله وجود دارد؛ يك سو خريد و سوي ديگر فروش است. فردي كه وارد بازار سرمايه ميشود، در واقع بخشي از دارايي خود را ميفروشد و آن را به دارايي ديگري تبديل ميكند. اين دارايي اوليه ميتواند پول ملي باشد كه سرمايهگذار تصميم ميگيرد آن را به سهام تبديل كند.
در شرايط فعلي، ريسكهاي حاكم بر بازار سرمايه تنها به بورس محدود نيستند و ساير بازارهاي سرمايهگذاري را نيز تحت تاثير قرار ميدهند. از همين رو، نميتوان با قطعيت گفت فردي كه سرمايه خود را وارد بورس ميكند، الزاما آينده بهتري نسبت به سرمايهگذاري در بازاري مانند طلا خواهد داشت. وقتي ريسكهاي موجود بر بازارهاي مختلف سايه انداختهاند، نميتوان صرفا بر اساس منفي يا مثبت بودن عملكرد يك بازار، درباره برتري قطعي آن نسبت به ساير گزينهها قضاوت كرد. با اين حال، نكته مهم اين است كه افزايش ريسكها ميتواند جذابيت بازار سرمايه را بيش از برخي گزينههاي ديگر تحت تاثير قرار دهد. دليل اين مساله را بايد در ماهيت داراييهايي جستوجو كرد كه در بورس معامله ميشوند.
در صورت بروز مجدد جنگ، احتمال آسيب ديدن زيرساختها مطرح ميشود؛ زيرساختهايي كه ممكن است مستقيما بر فعاليت شركتهاي بورسي اثر بگذارند. در چنين شرايطي، ريسك موجود تنها به تغيير ارزش پول ملي محدود نميشود، بلكه احتمال تاثيرگذاري بر فعاليت و وضعيت شركتها نيز وجود دارد.به همين دليل، افزايش ريسكهاي سياسي و احتمال بروز تنشهاي جديد ميتواند ارزيابي سرمايهگذاران از آينده شركتهاي بورسي را با ابهام بيشتري همراه كند. در چنين فضايي، حتي اگر سهام از منظر قيمتي در مقايسه با گذشته جذابيتهايي داشته باشد، سرمايهگذار بايد ريسكهاي مرتبط با فعاليت شركتها و شرايط پيش روي بازار را نيز در نظر بگيرد.
شرايط فعلي بورس را ميتوان نتيجه همزماني چند عامل دانست؛ از يك طرف، بازار بخشي از مزيت ارزندگي مطلق خود را پس از رشد قابل توجه قيمتها از دست داده و از طرف ديگر، ريسكهاي سياسي كه پيشتر نيز وجود داشتند، بار ديگر پررنگ شدهاند.
اين عوامل در كنار يكديگر موجب شدهاند جذابيت بازار سرمايه نسبت به دورههاي گذشته كاهش پيدا كند و تصميمگيري براي ورود منابع مالي جديد با احتياط بيشتري همراه شود.
بر اين اساس، تا زماني كه ابهامهاي موجود برطرف نشوند و ريسكهاي حاكم بر فضاي سرمايهگذاري كاهش پيدا نكنند، همچنان اين احتمال وجود دارد كه منابع مالي جديد با احتياط بيشتري وارد بازار سرمايه شوند يا سرمايهگذاران از ورود نقدينگي تازه به بورس خودداري كنند. بنابراين تداوم ابهامهاي سياسي و افزايش ريسكهاي سرمايهگذاري را بايد از عوامل مهم اثرگذار بر ميزان استقبال سرمايهگذاران از بازار سهام در شرايط فعلي دانست.