وقتي «فقر» در مينيبوس ميخوابد!
رييس شوراي شهر تهران از مينيبوس خوابي عدهاي در همين شهر گلايه كرد. آقاي چمران گفت: «هر روز ميبينيم كه يك يا دو مينيبوس در اين خيابان مستقر هستند.
رييس شوراي شهر تهران از مينيبوس خوابي عدهاي در همين شهر گلايه كرد. آقاي چمران گفت: «هر روز ميبينيم كه يك يا دو مينيبوس در اين خيابان مستقر هستند. مسافران در اين مينيبوس استراحت ميكنند و هر صبح كه براي حضور در شورا از اين مسير عبور ميكنيم، اين افراد با لباس خواب از مينيبوس بيرون ميآيند و رختخوابهاي خود را جمع ميكنند.» وي البته تاكيد ميكند كه اين وضعيت محدود به يكي، دو روز نيست و ماههاست ادامه دارد و فقط هم به گفته وي به اين خيابان ختم نميشود مثلا در محدوده ميرداماد نيز «هفت يا هشت نفر در خيابان ميخوابند و پس از رفتن، فضاي خود را به ديگران ميفروشند و به سراغ مسافركشي ميروند» و بعد هم انتقاد خود را به «گسترش دستفروشي در پايتخت» ميكشاند و اينكه «شهرداري جلوي آنها را نميگيرد و هر چه وضعيت رها شود، بدتر خواهد شد و نگرانم روزي مردم از همه روستاها به تهران بيايند و دستفروشي كنند و...» (ايسنا- 21/7) نگرانياي كه دهههاست، واقعيتي بديهي و روزمره يافته و ظاهرا رييس شوراي شهر تازه با آن مواجه شده كه اين تاخر زماني طولاني چند ده ساله براي رييس شوراي شهر پايتخت امري بسيار عجيب و «نگران»كننده است. شايد قرار گرفتن اين واقعيات جاري روزمره بسيار تلخ در مسير رفت و آمد و كار رييس شورا، تصور جديد و قريب بودن اين وضعيت خواب و معاش يا زندگي و معيشت را در رييس محترم شوراي شهر ايجاد كرده است. در همين روزها شهردار تهران طرح «تورمِ صفر» را كليد زد كه طبق آن قرار است قيمت 12 قلم كالاي اساسي و پرمصرف مانند برنج، گوشت، روغن، حبوبات، ماكاروني، سويا، شكر و... به مدت 6 ماه ثابت شود و البته نقدهاي بسياري و ازجمله مهمترين آنها نحوه تامين منابع مالي را برانگيخت. همچنين در همين روزها شاهد اعلام تصميم دولت براي افزايش 50درصدي يارانه 40درصد از مشمولان كالابرگ بودهايم كه آن نيز غير ازدردسرها و هزينههايي كه براي ثبتنام براي مردم در برداشته همچون طرح شهرداري، موضوع منابع مالي را برجسته كرده و فرض تامين اين منابع از محل مابهالتفاوت فروش دو ميليارد دلار را ايجاد نموده است. درواقع اقتصاد ايران از يكسو با انبوه يارانهها كه رقم آن را در بودجه سال گذشته حدود 4950 همت معادل 21درصد بودجه كشور تخمين ميزنند («اگر يارانه پنهان را به اين رقم اضافه كنيم عددش از كل بودجه دولت فراتر ميرود» -رييس سازمان هدفمندي يارانهها- 5/6/1405) مواجه است و ازسوي ديگر موضوع «فقر» است كه همچنان با سرعتي عجيب در حال حل و هضم كردن تمامي اقشار جامعه و دهكهاي درآمدي است و شايد به جز جمعيتهايي اندك در طبقات بالا و متوسط بالا، ساير مردم را به درون چاله سياه خود كشيده و ميكشد، چنانكه حدود 9 ماه قبل و قبل از جنگ 40 روزه و تشديد ركود تورمي پس از آن، رييس سازمان بهزيستي كشور عنوان ميكند: «تا سال 1397 به مدت 10 سال نرخ فقر 20درصد بود و در سال 98 به 30درصد رسيد كه در سال 1403 به 40درصد رسيد و تحليلها ميگويد امكان اينكه 10درصد ديگر اضافه شود، وجود دارد و با پديده عمومي شدن فقر مواجهيم يعني الان جمعيت فقير مطلق به دو برابر افزايش يافته است و اين يعني 16 ميليون فقير به 34 ميليون نفر رسيده است و 40درصد زير خط فقر مطلق داريم.» (رييس سازمان بهزيستي- 22/10/1404) گستره اين فقر در شهرهاي كوچك و روستاها به واسطه نبود كار و درآمد، بيشتر و در شهرهاي بزرگ و به خصوص پايتخت به واسطه وجود امكانات وسيعتر بازار كار، اين فقر كمتر ملموس است. هر چند كه پايتخت در معرض خطرات و تهديدهاي جنگي بيشتر است (پرتاب 23 هزار تن بمب طي 1300 حمله به تهران طي جنگ اخير و اينكه 45درصد حملات به كشورمان به تهران بوده است -استاندار تهران- 21/7) و هزينههاي مسكن در آن سه چهار برابر شهرستانهاست: «ميانگين قيمت متري 200 ميليون تومان مسكن در تهران و 53 ميليون تومان در ساير شهرها (دبير دفتر اقتصاد وزارت مسكن- 25/7/1405)، اما با تمام اين مصيبتها، ترجيح بسياري از شهرستانيها مهاجرت به تهران و زندگي در سختترين شرايط مانند دستفروشي و مينيبوسخوابي است. مركز پژوهشهاي مجلس در گزارشي در سال گذشته به صراحت از شكست اينگونه سياستهاي بازتوزيعي سخن گفت و كارشناسان و نهادهاي معتبر اقتصادي داخلي و بينالمللي نيزراهحل فقر جامعه ثروتمند ايران را در گروی رشد و بهرهوري بالا ناشي از افزايش سرمايهگذاري و اصلاحات ساختاري در نظام بودجهريزي، ارزي، مالياتي، بانكي و دست برداشتن از سياست سركوب قيمتها و... عنوان ميكند. اكنون اما با تشديد تحريمهاي ظالمانه و آتشبس شكننده و عدم قطعيتها و نااطمينانيهاي سياسي و اقتصادي و بدون تغيير رويكردهاي نظام حكمراني و ايجاد فضاي آرام و امن و تفاهم و توافق و آغاز اصلاحات ساختاري در فضايي آزاد و رقابتي و اجتناب از سياستهاي اقتصادي كلاني كه فقر را تشديد ميكند نميتوان به سيل نابودگر فقر و فلاكت پايان داد. اقدامات كوتاهمدت و بعضا متناقض، فقط درمان را به تاخير و عمق زخم را بيشتر و كشندهتر ميكند چنانكه كرده است و با شيوع انواع بيخانمانيها از پشت بام خوابي، موتورخانه خوابي و گورخوابي و اكنون
مينيبوس خوابي مواجه ميشويم كه در مسير روزهمرهمان است و نميتوان ناديدهشان گرفت و بيخيال پشت ميز مسووليت نشست!