طبیعت کشی جنگی باید محکوم شود
رييسجمهوري اسلامي، با محكوم كردن آثار مخرب جنگهاي تجاوزكارانه بر طبيعت، آن را «اكوسايد يا نسلكشي زيستمحيطي» خواند و از جامعه بينالمللي خواست سازوكارهاي موثر، شفاف و قابل اجرا براي حفاظت از ميراث طبيعي و تنوع زيستي در زمان جنگ ايجاد كند.
رييسجمهوري اسلامي، با محكوم كردن آثار مخرب جنگهاي تجاوزكارانه بر طبيعت، آن را «اكوسايد يا نسلكشي زيستمحيطي» خواند و از جامعه بينالمللي خواست سازوكارهاي موثر، شفاف و قابل اجرا براي حفاظت از ميراث طبيعي و تنوع زيستي در زمان جنگ ايجاد كند.
مسعود پزشكيان روز جمعه ۲۴ مهر ۱۴۰۵، در اجلاس سران هفدهمين كنفرانس اعضاي كنوانسيون تنوع زيستي كه در ايروان برگزار شد، جنگ را نه فقط تهديدي براي انسانها و زيرساختها، بلكه عامل مستقيم نابودي طبيعت دانست و گفت: جنگ، جنگلها را ميسوزاند، تالابها را تخريب ميكند، خاك و آب را آلوده ميسازد و گونههاي جانوري را آواره ميكند. رييسجمهور همكاري در زمينههاي زيستمحيطي را پلي ميان ملتها دانست و تصريح كرد: معتقديم حفاظت از تنوع زيستي ميتواند يكي از عرصههاي مهم «ديپلماسي صلح» باشد. در منطقهاي كه با بحرانهاي امنيتي ناشي از حضور غيرقانوني و توسعهطلبانه قدرتها، تغييرات اقليمي، كمبود آب و تخريب اكوسيستمها مواجه است، همكاري در زمينه محيطزيست ميتواند پلي ميان ملتها ايجاد كند. پلي كه مسير را براي دستيابي به صلح و امنيت براي همه، صلح با طبيعت و آيندهاي با زندگي همسو و هماهنگ با طبيعت هموار ميسازد. متن كامل سخنراني دكتر پزشكيان در اين اجلاس به شرح زير است:
«بسمالله الرحمن الرحيم
جناب آقاي پاشينيان، جناب آقاي دبيركل؛
عاليجنابان؛ روساي محترم دولتها و هياتهاي نمايندگي؛
دبير اجرايي محترم كنوانسيون تنوع زيستي؛ خانمها و آقايان؛
ابتدا مايلم از جناب آقاي نيكول پاشينيان، نخست وزير محترم، دولت و ملت كشور دوست و همسايه جمهوري ارمنستان، براي ميزباني اين رويداد مهم و دعوت به عمل آمده، قدرداني كنم.
حضور در جمع خانواده جهاني كنوانسيون تنوع زيستي كه حفاظت از طبيعت را حفاظت از آينده بشريت ميپندارد، براي اينجانب مايه خرسندي است. امروز در نقطهاي از تاريخ ايستادهايم كه تنوع زيستي ديگر صرفا يك موضوع علمي يا زيستمحيطي نيست، بلكه موضوعي مرتبط با صلح و امنيت، سلامت، امنيت غذايي، آبي و عدالت بيننسلي براي همه ساكنين زمين است.
جمهوري اسلامي ايران از نخستين كشورهايي است كه اهميت حقوقي و بينالمللي اين موضوع را به رسميت شناخته و به عضويت كنوانسيون تنوع زيستي درآمده است. اما رابطه ايران با تنوع زيستي، به تاريخ عضويت ما در يك كنوانسيون بينالمللي محدود نميشود.
ايران، با پيشينهاي كهن در زندگياي همسو و هماهنگ با طبيعت و برخورداري از تنوع چشمگير اكوسيستمها، گونهها و ذخاير ژنتيكي، ميراثدار سرمايهاي ارزشمند و بيبديل است؛ سرمايهاي كه حاصل ميليونها سال تكامل، پويايي و سازگاري طبيعت بوده و در فرهنگ، آداب و رسوم، معيشت، دانش بومي و هويت تاريخي مردمان اين سرزمين نيز بازتاب يافته است.
ايران، به دليل موقعيت جغرافيايي استثنايي خود در محل تلاقي حوزههاي زيست جغرافيايي گوناگون قرار گرفته است. از جنگلهاي هيركاني و ارسباران تا كوهستانهاي زاگرس، از مناطق خشك و بياباني تا سواحل خليج فارس، درياي عمان و درياي خزر كه مأمن هزاران گونه گياهي، جانوري و ذخاير ژنتيكي ارزشمند هستند و پايه و اساس پايداري سرزمين و پشتوانهاي استوار براي تامين آب، غذا، سلامت، امنيت زيستي، تابآوري در برابر مخاطرات طبيعي و ضامن توسعه پايدار كشور به شمار ميآيند.
در ايران، تنوع زيستي در كنار تنوع اقليمي و جغرافيايي، با تاريخ و تمدن انسان درآميخته است. دوستي، احترام و حمايت از طبيعت، بخشي از هويت فرهنگي، ديني و آييني ايرانيان است و همواره بخشي از زندگي انسان و امانتي براي نسلهاي آينده دانسته شده است. بسياري از شيوههاي زندگي، كشاورزي، دامداري، استفاده از گياهان دارويي و دانش بومي مردم ايران نيز در طول تاريخ بر پايه شناخت و سازگاري با طبيعت شكل گرفته و حاصل هزاران سال تعامل انسان و طبيعت است.
از همين رو، حفاظت از تنوع زيستي براي ايران تنها حفاظت از گونهها و زيستگاههاي آنها نيست؛ حفاظت از يك ميراث طبيعي، فرهنگي و تمدني است. در كشور من، با تكيه بر فرهنگ ديرپاي احترام به طبيعت و در راستاي اهداف و تعهدات ملي و جهاني، سند راهبردها و برنامه اقدام ملي تنوع زيستي تدوين و تصويب شده است. سازمان حفاظت محيط زيست به عنوان هماهنگكننده ملي تعيين شده و سازوكار مشاركت غيردولتي با اولويت جوامع محلي نيز به تصويب دولت رسيده است. حفاظت از گونههاي در معرض تهديد و احياي جمعيتهاي آسيبپذير از جمله افزايش مناطق حفاظتشده و پايش گونههاي شاخص حيات وحش از اولويتهاي اساسي است. خانمها و آقايان؛ امروز لازم ميدانم از موضوعي سخن بگويم كه نميتوان آن را در بحث جهاني تنوع زيستي ناديده گرفت.
جنگ.
جنگ تنها انسانها و زيرساختهاي اقتصادي را هدف قرار نميدهد. جنگ به طبيعت نيز آسيب ميزند؛ جنگلها را ميسوزاند؛ تالابها را تخريب ميكند؛ خاك را آلوده ميسازد؛ منابع آب را تهديد ميكند؛ زيستگاهها را از ميان ميبرد؛ گونههاي جانوري را آواره ميكند و مواد شيميايي و فلزات سنگين را وارد چرخههاي طبيعي ميكند. آثار جنگ بر محيط زيست ميتواند تا سالها پس از پايان مخاصمات ماندگار باشد. امروز ديگر جامعه بينالمللي به خوبي ميداند كه تخريب محيط زيست در مخاصمات مسلحانه، يك پيامد فرعي و بياهميت جنگ نيست. اين آسيبها مستقيما با امنيت و رفاه نسلهاي آينده ارتباط دارد.
در منطقه ما و از جمله در ايران، آثار زيستمحيطي درگيريهاي نظامي بايد با جديت بيشتري مورد توجه جامعه جهاني قرار گيرد. جنگ تجاوزكارانهاي كه ايالات متحده و رژيم صهيونيستي در منطقه ما به راه انداختهاند، با آسيب به تاسيسات صنعتي و انرژي، آتشسوزيها، انتشار آلايندهها، آلودگي خاك و آب، موجب تهديد اكوسيستمهاي طبيعي و از بين رفتن زيرساختهاي حفاظتي شده كه طي سالها تلاش براي حفاظت از تنوع زيستي فراهم شده است.
اين امر تنها مسالهاي داخلي يا محدود به مرزهاي سياسي يك كشور نيست. طبيعت، مرز سياسي نميشناسد؛ گسترش آلودگيهاي آب، خاك و هوا نيز در پشت مرزها متوقف نميشود. از اين رو، آسيبهاي ناشي از جنگ نيز، مسائلي با ماهيت جهاني هستند و به راهحلهاي بينالمللي نياز دارند.
آثار جنگ بر اكوسيستمها ممكن است سالها و حتي نسلها باقي بماند و تا كيلومترها فراتر را تحت تاثير قرار دهد. يك شاهد مثال، حجم نابوديهاي رقم خورده در غزه مظلوم است كه به گواه كارشناسان، بخشهايي از خاك آن تا صدها سال آينده، نميتواند ميزبان حيات و چرخههاي اكولوژيك طبيعي و گياهي باشد. آنچه در منطقه ما به واسطه جنگهاي تجاوزكارانه اتفاق افتاده، «اكوسايد يا نسلكشي زيستمحيطي» است كه بايد محكوم شود.
از جامعه بينالمللي انتظار ميرود، براي حفاظت از ميراث طبيعي و تنوع زيستي، سازوكارهاي موثر، شفاف و قابل اجرا ايجاد كند. هيچ كشوري نبايد در زمان جنگ، طبيعت را قرباني خاموش و بيدفاع بداند.
خانمها و آقايان؛ جمهوري اسلامي ايران خود را متعهد به اجراي كنوانسيون تنوع زيستي و اهداف جهاني حفاظت از طبيعت ميداند. ما در ايران، حفاظت از مناطق طبيعي، تالابها، جنگلها، مراتع، زيستگاههاي حيات وحش و ذخاير ژنتيكي را در كنار توسعه پايدار دنبال ميكنيم. اما بايد واقعبين و منصف بود. كشوري كه همزمان با فشارهاي ناشي از تغيير اقليم، خشكسالي، كمبود آب، بيابانزايي و كاهش منابع طبيعي، از يك سو و آثار تحريمهاي اقتصادي و محدوديت دسترسي به فناوري و منابع مالي از سوي ديگر مواجه است و در دو سال پيدرپي، هدف جنگهاي جنايتكارانه با استفاده گسترده از سلاحهاي مخرب، ممنوعه و در موارد زياد با هدف عمدي تخريب محيط زيست، مانند حملات به مخازن سوخت در پايتخت بوده است، براي اجراي برنامههاي محيط زيستي و جبران خسارات وارده، به همكاري واقعي جامعه جهاني نياز دارد.
حفاظت از تنوع زيستي بدون تامين منابع مالي كافي، بدون دسترسي عادلانه به دانش و فناوري و ظرفيتسازي، در حد انجام مذاكرات، صدور قطعنامه و تعيين اهداف باقي خواهد ماند.
اگر از كشورهاي در حال توسعه انتظار داريم از جنگلها، تالابها، گونهها و منابع ژنتيكي خود حفاظت كنند، بايد شرايط دسترسي به ابزارهاي لازم براي انجام اين مسووليت را نيز برايشان فراهم كنيم. اين همان معناي واقعي عدالت محيطزيستي است.
ما معتقديم منابع مالي تنوع زيستي بايد قابل دسترستر، عادلانهتر و متناسب با نيازهاي واقعي كشورهاي در حال توسعه باشد.
همچنين انتقال فناوريهاي نوين، ظرفيتسازي، توسعه دانش بومي و مشاركت جوامع محلي بايد در كانون توجه اجراي تعهدات كنوانسيون قرار گيرد.
جامعه بينالمللي بايد بپذيرد كشورهايي كه تحت تحريمهاي اقتصادي هستند يا در معرض تجاوزات نظامي قرار گرفتهاند، نبايد به تنهايي هزينههاي زيستمحيطي تحريمها يا جنگهايي را كه آغازگر آن نبودهاند، تحمل كنند.
از اين رو، از آژانسهاي سازمان ملل متحد، نهادهاي مالي بينالمللي و سازمانها و نهادهاي ذيربط در حوزه محيط زيست و توسعه پايدار ميخواهيم: سازوكارهاي بسيج منابع مالي، ارزيابي خسارات زيستمحيطي، احياي اكوسيستمهاي آسيبديده و حمايت از كشورهاي متاثر براي مقابله با پيامدهاي زيستمحيطي درگيريهاي مسلحانه را تقويت نمايند.
حضار محترم؛ نجات كره زمين و حفاظت از محيط زيست، مستلزم درك و تفاهم مشترك همه ما نسبت به چالشهاي پيش روي بشريت و استفاده مسوولانه از راهحلهاي متنوع است؛ راهحلهايي كه شرايط، اولويتها، ظرفيتها و مسيرهاي متفاوت ملي را مورد توجه قرار ميدهد و بار مضاعفي را بر دوش كشورهاي در حال توسعه نميگذارد، بلكه امكانات و فرصتهاي لازم را براي آنها فراهم ميآورد تا ضمن دستيابي به توسعه پايدار، از طبيعت نيز محافظت كنند. جمهوري اسلامي ايران آمادگي دارد با در اختيار قرار دادن ظرفيتهاي علمي، دانشگاهي و تجربيات خود با ديگر كشورها، در اين تلاش مشترك، بهصورت سازنده با جامعه جهاني همكاري كند.
ما معتقديم حفاظت از تنوع زيستي ميتواند يكي از عرصههاي مهم «ديپلماسي صلح» باشد.
در منطقهاي كه با بحرانهاي امنيتي ناشي از حضور غيرقانوني و توسعهطلبانه قدرتها، تغييرات اقليمي، كمبود آب و تخريب اكوسيستمها مواجه است، همكاري در زمينه محيطزيست ميتواند پلي ميان ملتها ايجاد كند. پلي كه مسير را براي دستيابي به صلح و امنيت براي همه، صلح با طبيعت و آيندهاي با زندگي همسو و هماهنگ با طبيعت هموار ميسازد.
آيندهاي به دور از جنگ و كشتار و تخريب كه در آن تنوع زيستي بنياني مشترك براي رفاه و شكوفايي نسل حاضر و نسلهاي آينده باشد.»