پيشگيري از خودكشي در كادر درمان تنها يك مساله فردي و باليني نيست

۱۴۰۵/۰۷/۲۵ - ۰۰:۱۹:۰۸
کد خبر: ۴۰۷۳۲۶

خودكشي در كادر درمان را نمي‌توان تنها در چارچوب مشكلات فردي يا اختلالات روان‌پزشكي تحليل كرد. كاركنان نظام سلامت در محيطي فعاليت مي‌كنند كه به‌طور مستمر با بيماري، درد، مرگ، بحران و مسووليت‌هاي سنگين حرفه‌اي همراه است. در چنين شرايطي، فشارهاي شغلي و سازماني مي‌توانند در كنار عوامل فردي، سلامت روان كاركنان را تحت تأثير قرار بدهند.

خودكشي در كادر درمان را نمي‌توان تنها در چارچوب مشكلات فردي يا اختلالات روان‌پزشكي تحليل كرد. كاركنان نظام سلامت در محيطي فعاليت مي‌كنند كه به‌طور مستمر با بيماري، درد، مرگ، بحران و مسووليت‌هاي سنگين حرفه‌اي همراه است. در چنين شرايطي، فشارهاي شغلي و سازماني مي‌توانند در كنار عوامل فردي، سلامت روان كاركنان را تحت تأثير قرار بدهند. مريم عباسي‌نژاد، مشاور وزير بهداشت در امور زنان و خانواده، با تأكيد بر ضرورت تغيير نگاه به موضوع خودكشي در ميان زنان كادر درمان، معتقد است پيشگيري از اين مساله بايد از سطح فرد فراتر برود و شرايط محيط كار و عوامل سازماني نيز در آن مورد توجه قرار بگيرد. او مي‌گويد: پس از وقوع خودكشي يا اقدام به خودكشي، معمولاتمركز بر وضعيت رواني فرد، علت مراجعه نكردن او براي دريافت كمك يا ميزان توانايي‌اش در تحمل فشارهاي موجود قرار مي‌گيرد؛ در حالي كه اين پرسش‌ها به تنهايي نمي‌توانند تمام ابعاد مساله را توضيح دهند.

    وقتي فشار محيط كار  ناديده گرفته مي‌شود

به گفته عباسي‌نژاد، در بررسي خودكشي در ميان كاركنان نظام سلامت، عوامل فردي همچنان اهميت دارند، اما شرايط محيط كار نيز بايد در كنار آنها بررسي شود. فشار كاري، ساعات طولاني كار، شيفت‌هاي متعدد، كمبود نيروي انساني، مواجهه مداوم با بيماري و مرگ و همچنين خشونت و آزار در محيط كار، از جمله عواملي هستند كه مي‌توانند سلامت روان كاركنان را تحت تأثير قرار بدهند. اين فشارها براي زنان كادر درمان مي‌تواند ابعاد ديگري نيز پيدا كند. تعارض ميان مسووليت‌هاي حرفه‌اي و خانوادگي، يكي از موضوعاتي است كه مي‌تواند بار رواني و جسمي ناشي از كار را افزايش بدهد. بنابراين نمي‌توان شرايط رواني كاركنان را بدون توجه به محيطي كه ساعت‌هاي طولاني از زندگي خود را در آن سپري مي‌كنند، بررسي كرد. مساله اينجاست كه پيشگيري نبايد تنها به اين محدود شود كه فرد شناسايي و درمان شود؛ بلكه بايد پرسيد چه عواملي در محيط كار قابل اصلاح است و سازمان چگونه مي‌تواند از شدت فشارهايي كه بر كاركنان وارد مي‌شود، كم كند.

    دسترسي  به  روان‌شناس كافي نيست

يكي از تناقض‌هاي مهم درباره سلامت روان كادر درمان اين است كه اين افراد در مقايسه با بسياري از گروه‌هاي شغلي، به محيط پزشكي و متخصصان سلامت دسترسي بيشتري دارند. با اين حال، دسترسي فيزيكي به روان‌پزشك يا روان‌شناس الزاما به معناي استفاده از خدمات سلامت روان نيست.

عباسي‌نژاد، موانع كمك‌خواهي را يكي از مسائل مهم در اين زمينه مي‌داند. نگراني درباره محرمانه ماندن اطلاعات، ترس از قضاوت همكاران و حتي نگراني درباره پيامدهاي احتمالي مراجعه براي موقعيت حرفه‌اي، مي‌تواند كاركنان را از دريافت كمك تخصصي بازدارد. در واقع ممكن است يك پزشك، پرستار يا ساير كاركنان درماني بداند كه براي دريافت كمك بايد به متخصص سلامت روان مراجعه كند، اما نگراني از اينكه اين مراجعه چگونه توسط همكاران يا مديران تفسير خواهد شد، مانع اقدام او  شود.

    كمك‌خواهي  نبايد به يك خطر شغلي تبديل شود

به اعتقاد مشاور وزير بهداشت، يكي از پرسش‌هاي اساسي در پيشگيري از خودكشي اين نيست كه «چرا فرد درخواست كمك نكرد؟» بلكه بايد پرسيد «آيا درخواست كمك براي او امن، محرمانه و امكان‌پذير بوده است؟» اين تغيير نگاه اهميت زيادي دارد. اگر فرد احساس كند مراجعه براي دريافت خدمات روان‌شناختي ممكن است باعث قضاوت، برچسب ‌خوردن يا ايجاد مشكل در مسير شغلي او شود، حتي وجود خدمات تخصصي نيز نمي‌تواند به معناي دسترسي واقعي باشد.

    همه مسووليت بر دوش كاركنان نيست

در سال‌هاي اخير، آموزش تاب‌آوري، خودمراقبتي و مهارت‌هاي مقابله‌اي يكي از محورهاي مهم برنامه‌هاي سلامت روان بوده است. اين آموزش‌ها مي‌توانند براي كاركنان نظام سلامت مفيد باشند، اما عباسي‌نژاد نسبت به يك خطر مهم هشدار مي‌دهد: اينكه تمام مسووليت مقابله با فشارهاي شغلي بر دوش خود فرد گذاشته شود. كاركنان مي‌توانند مهارت‌هاي مقابله‌اي بيشتري بياموزند و نشانه‌هاي خطر را زودتر شناسايي كنند، اما اگر فشار كاري، كمبود نيروي انساني، شيفت‌هاي سنگين يا خشونت در محيط كار همچنان وجود داشته باشد، نمي‌توان انتظار داشت آموزش فردي به تنهايي مساله را حل كند. از اين منظر، پيشگيري از خودكشي در نظام سلامت بايد همزمان در دو سطح فردي و سازماني دنبال شود؛ يعني هم كاركنان براي شناخت نشانه‌هاي خطر و كمك‌خواهي توانمند شوند و هم سازمان‌ها براي كاهش عوامل آسيب‌زاي قابل اصلاح اقدام كنند.

    شناسايي زودهنگام؛ از بحران تا مداخله

يكي ديگر از محورهاي مهم در پيشگيري، شناسايي زودهنگام افراد در معرض خطر است. هرچه مداخله زودتر انجام شود، امكان حمايت و درمان نيز افزايش پيدا مي‌كند. عباسي‌نژاد، ايجاد دسترسي سريع به ارزيابي و درمان در شرايط بحراني، شناسايي زودهنگام افراد در معرض خطر و حمايت از كاركنان پس از بحران و هنگام بازگشت به كار را از جمله اقداماتي مي‌داند كه بايد در نظام سلامت مورد توجه قرار گيرد.

    بررسي خودكشي بدون  مقصريابي

از نگاه عباسي‌نژاد، بررسي موارد خودكشي و رفتارهاي خودآسيب‌رسان در ميان كاركنان نظام سلامت بايد به صورت نظام‌مند انجام شود، اما هدف اين بررسي‌ها نبايد پيدا كردن مقصر باشد. اگر پس از هر مورد، تمركز صرفاً بر اين باشد كه چه كسي كوتاهي كرده يا چرا فرد به‌موقع كمك نگرفته است، بخش مهمي از فرصت يادگيري از اين اتفاق از دست مي‌رود. در مقابل، بايد بررسي شود چه عوامل فردي، شغلي و سازماني در اين وضعيت نقش داشته‌اند، آيا نشانه‌هاي هشداردهنده‌اي وجود داشته و چه فرصت‌هايي براي مداخله پيش از وقوع بحران از دست رفته است.

    سلامت كادر  درمان  بخشي از سلامت جامعه  است

كادر درمان مسوول مراقبت از سلامت ديگران است؛ اما همين گروه نيز در برابر فشارهاي رواني و شغلي مصون نيست. اگر سلامت روان كاركنان نظام سلامت ناديده گرفته شود، پيامدهاي آن تنها متوجه خود كاركنان نخواهد بود و مي‌تواند بر كيفيت ارايه خدمات سلامت نيز اثر بگذارد. عباسي‌نژاد تأكيد دارد كه مراقبت از سلامت روان كادر درمان مسووليتي مشترك است. كاركنان بايد بتوانند نشانه‌هاي خطر را بشناسند و در زمان مناسب كمك بگيرند، اما در سوي ديگر سازمان‌ها نيز بايد شرايطي ايجاد كنند كه كمك‌خواهي آسان، امن و محرمانه باشد. در نهايت، پيشگيري از خودكشي در ميان كادر درمان را نمي‌توان صرفاً با توصيه به تاب‌آوري يا ارجاع افراد به روان‌شناس و روان‌پزشك دنبال كرد. بخشي از پيشگيري به محيط كار بازمي‌گردد؛ به ميزان فشار كاري، شيوه مديريت، امنيت رواني، محرمانگي خدمات و امكان دريافت حمايت بدون ترس از پيامدهاي شغلي. نظام  سلامت زماني  مي‌تواند انتظار داشته باشد كاركنانش مراقب سلامت  جامعه  باشند كه سلامت جسم و روان خود آنان نيز  به  عنوان بخشي از سرمايه نظام درمان جدي گرفته شود.

بیمه ملت