چرا سياست‌هاي مسكن به نتيجه نرسيد؟

۲۰ ميليون نفر در انتظار سرپناهي ايمن

۱۴۰۵/۰۷/۲۱ - ۲۲:۱۵:۳۳
کد خبر: ۴۰۶۹۹۹

وقتي ۲۰ ميليون نفر در بافت‌هاي فرسوده و سكونتگاه‌هاي غيررسمي زندگي مي‌كنند، مساله مسكن را نمي‌توان صرفاً با تعداد خانه‌هاي ساخته‌شده يا تسهيلات پرداختي سنجيد.

وقتي ۲۰ ميليون نفر در بافت‌هاي فرسوده و سكونتگاه‌هاي غيررسمي زندگي مي‌كنند، مساله مسكن را نمي‌توان صرفاً با تعداد خانه‌هاي ساخته‌شده يا تسهيلات پرداختي سنجيد. اظهارات مديركل دفتر اقتصاد مسكن وزارت راه و شهرسازي درباره وضعيت اين جمعيت و اقدامات دولت براي بازسازي واحدهاي آسيب‌ديده، بار ديگر يك پرسش اساسي را مطرح مي‌كند: چگونه با وجود چند دهه سياست‌گذاري، تخصيص يارانه و اجراي طرح‌هاي حمايتي، دسترسي به مسكن مناسب همچنان براي بخش بزرگي از جامعه به مساله‌اي حل‌نشده تبديل شده است؟ نرگس رزبان، مديركل دفتر اقتصاد مسكن وزارت راه و شهرسازي، درباره ابعاد مساله سكونتگاه‌هاي غيررسمي و بافت‌هاي فرسوده تصريح كرد: حدود ۲۰ ميليون نفر از جمعيت كشور در اين بافت‌ها و سكونتگاه‌ها زندگي مي‌كنند و وضعيت مسكن بخشي از اين جمعيت با شرايط مطلوب فاصله دارد؛ ازاين‌رو، توجه به تأمين مسكن مناسب و حفاظت از جان و مال ساكنان اين مناطق اهميت زيادي دارد. اهميت اين اظهارات در آن است كه مساله مسكن را نمي‌توان صرفاً به كمبود عرضه يا دشواري خريد خانه محدود كرد. بخش مهمي از چالش موجود، به كيفيت و موقعيت سكونت خانوارها مربوط مي‌شود؛ موضوعي كه بدون سياست‌گذاري همزمان در حوزه مسكن، نوسازي شهري، زيرساخت و حمايت اجتماعي قابل حل نيست. بافت فرسوده و سكونتگاه غيررسمي نيز الزاماً شرايط يكساني ندارند. در برخي مناطق، خطر اصلي به فرسودگي سازه‌ها و احتمال آسيب‌پذيري در برابر حوادث مربوط مي‌شود؛ در مناطق ديگر، محدوديت خدمات عمومي، وضعيت نامشخص مالكيت و ضعف توان مالي ساكنان، مشكلات را تشديد مي‌كند. در نتيجه، سياستي كه تنها بر تخريب و نوسازي ساختمان‌ها متمركز باشد، ممكن است بخشي از مساله را حل كند، اما از پاسخ‌گويي به ريشه‌هاي اقتصادي و اجتماعي آن بازبماند. نوسازي زماني موفق است كه ساكنان نيز بتوانند در محل زندگي خود باقي بمانند و هزينه‌هاي ناشي از ارتقاي كيفيت مسكن، آنان را به حاشيه‌هاي دورتر شهرها سوق ندهد. از سوي ديگر، رقم اعلام‌شده درباره جمعيت ساكن در اين مناطق، بدون انتشار اطلاعات تفكيك‌شده درباره نوع سكونتگاه، وضعيت ايمني و ميزان محروميت خانوارها، براي ارزيابي دقيق سياست‌ها كافي نيست. مشخص نيست چه سهمي از اين جمعيت در ساختمان‌هاي پرخطر زندگي مي‌كنند، چه تعداد با كمبود خدمات عمومي مواجه‌اند و كدام گروه‌ها بيش از ديگران به حمايت فوري نياز دارند.

    چرا هزينه‌كرد منابع مشكل مسكن را برطرف نكرده است؟

رزبان با اشاره به سابقه سياست‌گذاري در اين حوزه اظهار كرد: طي دهه‌هاي گذشته سياست‌هاي متنوعي براي بهبود وضعيت مسكن اجرا شده است. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، او درباره نتيجه اين سياست‌ها نيز تأكيد كرد: با وجود تخصيص منابع و يارانه‌هاي قابل‌توجه، از جمله در قالب تأمين زمين، مساله سكونتگاه‌هاي غيررسمي و مشكلات مسكن در اين مناطق به‌طور كامل برطرف نشده و همچنان چالش‌هايي در اين حوزه وجود دارد. اين بخش از سخنان مديركل دفتر اقتصاد مسكن، مهم‌ترين پرسش درباره عملكرد سياست‌هاي مسكن را پيش مي‌كشد: چرا با وجود تخصيص منابع و اجراي برنامه‌هاي متعدد، مساله همچنان در ابعادي گسترده باقي مانده است؟ پاسخ را نمي‌توان تنها در كمبود منابع جست‌وجو كرد. نحوه طراحي سياست‌ها، سازوكار توزيع حمايت‌ها و تناسب برنامه‌ها با توان اقتصادي خانوارها نيز در اين زمينه اهميت دارد. براي مثال، تأمين زمين بدون فراهم كردن زيرساخت، منابع مالي ساخت‌وساز و دسترسي به خدمات عمومي، لزوماً به توليد مسكن قابل سكونت منجر نمي‌شود. همچنين اعطاي تسهيلات، اگر با توان بازپرداخت متقاضي تناسب نداشته باشد، ممكن است براي خانوارهاي كم‌درآمد عملاً غيرقابل استفاده باشد. در چنين شرايطي، ممكن است دولت از تخصيص منابع يا آغاز پروژه‌ها گزارش دهد، اما نتيجه نهايي با هدف اوليه، يعني دسترسي خانوارها به مسكن مناسب، فاصله داشته باشد. از اين منظر، اعتراف به حل‌نشدن كامل مشكلات، بايد فرصتي براي ارزيابي مستقل سياست‌هاي گذشته باشد. ضروري است مشخص شود چه ميزان از منابع تخصيص‌يافته به بهبود واقعي وضعيت سكونت منجر شده، كدام برنامه‌ها موفق بوده‌اند و چه عواملي مانع دستيابي به نتايج مورد انتظار شده‌اند. بدون چنين ارزيابي‌اي، خطر تكرار سياست‌هايي وجود دارد كه ممكن است هزينه قابل‌توجهي ايجاد كنند، اما تأثير پايداري بر وضعيت خانوارهاي محروم نگذارند. بخش ديگري از اظهارات مديركل دفتر اقتصاد مسكن وزارت راه و شهرسازي به وضعيت خانوارهايي مربوط است كه در جريان جنگ اخير، خانواده يا محل سكونت خود را از دست داده‌اند. او در اين باره بيان كرد: در شرايط جنگي نيز دولت وظيفه دارد از افرادي كه خانواده يا محل سكونت خود را از دست داده‌اند حمايت كند تا بتوانند از حقوق اوليه خود، به‌ويژه در حوزه مسكن و اسكان، برخوردار شوند.

مديركل دفتر اقتصاد مسكن درباره اقدامات حمايتي انجام‌شده نيز گفت: در اين زمينه، اقداماتي از جمله پرداخت تسهيلات قرض‌الحسنه و كمك به بازسازي و نوسازي واحدهاي مسكوني در دستور كار قرار گرفته است. بخش عمده منابع مالي اين اقدامات نيز از سوي صندوق ملي مسكن و بانك مسكن تأمين شده است. حمايت مالي از آسيب‌ديدگان جنگ، ضرورتي اجتماعي است؛ اما ميزان موفقيت اين حمايت‌ها را نمي‌توان تنها با اعلام پرداخت تسهيلات سنجيد. پرسش اصلي آن است كه آيا خانوارهاي آسيب‌ديده با  استفاده از اين منابع توانسته‌اند به خانه‌اي ايمن بازگردند يا همچنان با مشكل تأمين هزينه‌هاي تعمير، بازسازي و اسكان مواجه‌اند؟ تسهيلات قرض‌الحسنه مي‌تواند هزينه بازسازي را كاهش دهد، اما براي خانواري كه درآمد خود را از دست داده يا توان بازپرداخت ندارد، لزوماً راه‌حل كافي نيست. در چنين مواردي، كمك بلاعوض، اسكان موقت و حمايت‌هاي اجتماعي مكمل نيز اهميت پيدا مي‌كنند .

رزبان همچنين درباره اقدامات بنياد مسكن انقلاب اسلامي اعلام كرد: بنياد مسكن انقلاب اسلامي نيز در شهرهاي مختلف، به‌جز كلان‌شهرها، اقدامات قابل‌توجهي براي بازسازي واحدهاي آسيب‌ديده انجام داده و بيش از ۷۰ درصد اقدامات مرتبط با بازسازي يا كمك به بازسازي پيشرفت داشته است. با اين حال، براي ارزيابي اين رقم بايد مشخص شود كه پيشرفت اعلام‌شده بر چه اساسي محاسبه شده است: پرداخت تسهيلات، آغاز عمليات تعمير يا تكميل نهايي واحدها؟ همچنين تعداد واحدهاي مشمول، دوره زماني ارزيابي و شمار خانوارهايي كه هنوز به مسكن مناسب بازنگشته‌اند، بايد روشن شود. تفاوت ميان پيشرفت اجرايي و حل مساله خانوار، تفاوتي اساسي است. معيار نهايي موفقيت بازسازي، زماني محقق مي‌شود كه خانواده بتواند در خانه‌اي ايمن و قابل سكونت زندگي كند.

     ساماندهي سكونتگاه‌هاي تصرفي راه‌حل بدون جزييات كافي؟

رزبان در پايان از ارايه پيشنهاد وزارت راه و شهرسازي به دولت براي ساماندهي سكونتگاه‌هاي تصرفي خبر داد و گفت: اين پيشنهاد پس از سال‌ها بررسي و آسيب‌شناسي و با جمع‌بندي ديدگاه‌هاي مختلف به دولت ارسال شده است. در صورت تصويب و اجراي اين طرح، مي‌توان بخش قابل‌توجهي از مشكلات موجود در اين حوزه را ساماندهي كرد. وزارت راه و شهرسازي نيز پيگيري اين موضوع را ادامه مي‌دهد. اين پيشنهاد مي‌تواند زمينه‌اي براي تعيين تكليف بخشي از مشكلات حقوقي و بهبود شرايط زندگي ساكنان باشد، اما نتيجه آن به محتواي طرح و شيوه اجرا وابسته است. ساماندهي سكونتگاه‌هاي تصرفي نبايد صرفاً به تعيين تكليف زمين محدود شود؛ بلكه بايد وضعيت خدمات عمومي، ايمني ساختمان‌ها و توان مالي خانوارها را نيز در بر گيرد. اگر اجراي طرح با هزينه‌هايي همراه باشد كه ساكنان توان پرداخت آن را ندارند، ممكن است به افزايش فشار اقتصادي يا حتي از دست رفتن امكان ادامه سكونت براي برخي خانوارها منجر شود. در مقابل، اگر حقوق ساكنان، نيازهاي زيرساختي و شرايط اقتصادي آنان در نظر گرفته شود، ساماندهي مي‌تواند به ارتقاي كيفيت زندگي و كاهش ناامني مسكوني كمك كند. با اين حال، تا زماني كه جزييات پيشنهاد ارايه‌شده به دولت منتشر نشود، نمي‌توان درباره ميزان اثربخشي آن داوري قطعي كرد. آنچه اهميت دارد، تبديل وعده ساماندهي به برنامه‌اي روشن با اهداف قابل سنجش و سازوكار پاسخگويي است.

    مساله اصلي، نبود خانه نيست  نبود مسكن مناسب است

مديركل دفتر اقتصاد مسكن وزارت راه و شهرسازي درباره اهميت روز جهاني اسكان بشر تأكيد كرد: روز جهاني اسكان بشر فرصت مناسبي براي تبادل تجربه، شناسايي روش‌هاي جديد سياست‌گذاري و توجه به مطالبات افرادي است كه از دسترسي كافي به امكانات اوليه زندگي محروم هستند.

اين تأكيد زماني ارزش عملي پيدا مي‌كند كه سياست‌هاي مسكن از ارزيابي‌هاي مبتني بر تعداد پروژه‌ها و منابع هزينه‌شده فراتر بروند. حمايت از مستأجران كم‌درآمد، توسعه مسكن اجتماعي و استيجاري، نوسازي ايمن بافت‌هاي فرسوده و تأمين مالي متناسب با درآمد خانوارها، بايد در كنار يكديگر مورد توجه قرار گيرند. در نهايت، زندگي حدود ۲۰ ميليون نفر در بافت‌هاي فرسوده و سكونتگاه‌هاي غيررسمي، ضرورت بازنگري در معيارهاي موفقيت سياست‌هاي مسكن را نشان مي‌دهد. وجود سرپناه، به‌تنهايي، تضمين‌كننده امنيت سكونت نيست و نمي‌تواند مبناي نتيجه‌گيري درباره رفع بي‌خانماني يا محروميت مسكني قرار گيرد. اگر قرار است ادعاي نبود بي‌خانماني در كشور مبناي ارزيابي قرار گيرد، ابتدا بايد تعريف دقيق بي‌خانماني، شاخص‌هاي محروميت مسكني و اطلاعات مربوط به كيفيت سكونت خانوارها منتشر شود. بدون چنين شفافيتي، تصوير ارايه‌شده از وضعيت مسكن ناقص خواهد بود. مساله اساسي سياست مسكن ايران، فاصله ميان اقدامات اعلام‌شده و نتيجه‌اي است كه مردم در زندگي روزمره خود تجربه مي‌كنند. پرداخت وام، تخصيص زمين و آغاز بازسازي، ابزارهاي سياست‌گذاري‌اند، نه نتيجه نهايي آن. نتيجه زماني محقق مي‌شود كه خانوارها بتوانند بدون نگراني دايمي از فروريختن خانه، ناتواني در تأمين هزينه مسكن يا محروميت از خدمات اوليه، در محيطي ايمن و شايسته زندگي كنند .

بیمه ملت