بنگاههاي اقتصادي و چالش نااطميناني
شفافيت و ثبات در مقررات تامين اجتماعي، يكي از الزامات فعاليت قابل پيشبيني بنگاههاي اقتصادي است. كارفرما بايد بتواند تعهدات بيمهاي خود را بر اساس ضوابط روشن محاسبه كند، از نحوه تعيين بدهيهاي احتمالي آگاه و در صورت بروز اختلاف، به مسيري موثر براي اعتراض و رسيدگي دسترسي داشته باشد.
شفافيت و ثبات در مقررات تامين اجتماعي، يكي از الزامات فعاليت قابل پيشبيني بنگاههاي اقتصادي است. كارفرما بايد بتواند تعهدات بيمهاي خود را بر اساس ضوابط روشن محاسبه كند، از نحوه تعيين بدهيهاي احتمالي آگاه و در صورت بروز اختلاف، به مسيري موثر براي اعتراض و رسيدگي دسترسي داشته باشد. با اين حال، برخي رويههاي سازمان تامين اجتماعي، از جمله اصلاح عناوين شغلي، محاسبات فني و نحوه رسيدگي به اعتراضات، به موضوع اختلاف ميان سازمان و فعالان اقتصادي تبديل شده است.
يكي از مسائل مورد اختلاف، اصلاح عناوين شغلي و مطالبه مابهالتفاوت حق بيمه براي كارگاههاي قديمي است. در گذشته، بازرسيهاي تامين اجتماعي در بسياري از كارگاهها حساسيت فعلي را نسبت به عنوان شغلي ثبت شده نداشت، اما طي حدود سه سال اخير، سازمان سراغ كارگاههاي قديمي رفته و با استناد به عناوين شغلي افراد، مبالغي را بابت مابهالتفاوت حق بيمه مطالبه ميكند. در مواردي، كارگاههايي كه چند دهه از آغاز فعاليتشان ميگذرد، اكنون با مطالبات قابل توجهي مواجه شدهاند؛ در حالي كه كارفرمايان معتقدند رويه مورد استناد سازمان در زمان فعاليت اين واحدها به شكل فعلي اعمال نميشده است.
مساله فقط به اصلاح عناوين شغلي محدود نيست. در برخي موارد، سازمان تامين اجتماعي با استناد به محاسبات فني، يك بنگاه را بدهكار اعلام ميكند، اما مسير موثر و روشني براي اعتراض به اين محاسبات وجود ندارد. وقتي براي يك فعال اقتصادي بدهي تعيين ميشود، لازم است رقم و مبناي محاسبه آن بهصورت شفاف اعلام شود و امكان اعتراض و رسيدگي فراهم باشد. نبود چنين سازوكاري، ابهام در تعهدات بنگاهها را افزايش ميدهد و امكان برنامهريزي مالي را دشوار ميكند.
از سوي ديگر، تركيب هياتهاي تشخيص مطالبات تامين اجتماعي نيز نيازمند بررسي است. اين هياتها پنج عضو دارند كه سه عضو آن از سازمان تامين اجتماعي، يك نفر نماينده قوه قضاييه و يك نفر نماينده كارفرمايان است. با توجه به حجم مسووليتهاي نماينده قوه قضاييه و غيبت او در بسياري از جلسات، كارفرمايان در موقعيت اقليت قرار ميگيرند؛ موضوعي كه نگرانيهايي درباره نحوه رسيدگي به اعتراضات ايجاد كرده است. گزارشهايي نيز درباره بيتوجهي به برخي احكام ديوان عدالت اداري وجود دارد كه ضرورت بازنگري در سازوكار حل اختلاف ميان سازمان و كارفرمايان را بيشتر ميكند. اجراي ناهماهنگ بخشنامه اصلاح عناوين شغلي و اختلاف در نحوه محاسبه مزد سنوات ميان سازمان تامين اجتماعي و مقررات وزارت كار نيز به اين مشكلات دامن زده است. هنگامي كه رويههاي اجرايي و برداشت دستگاهها از مقررات با يكديگر هماهنگ نباشد، كارفرما با وضعيتي روبهرو ميشود كه پيشبيني دقيق هزينههاي بيمهاي و تعهدات قانوني را دشوار ميكند. در چنين شرايطي، شفافيت در مقررات و هماهنگي ميان دستگاههاي مسوول اهميت بيشتري پيدا ميكند.
اين مشكلات در شرايطي مطرح است كه بنگاههاي اقتصادي طي دوره جنگ و محدوديتهاي انرژي نيز با فشارهاي جدي مواجه بودهاند. قطعي برق، محدوديت گاز و توقف اجباري فعاليت، ميتواند توليد و درآمد واحدهاي اقتصادي را مختل كند؛ با اين حال، كارفرمايان همچنان با مطالبات بيمهاي و جرايم ناشي از تاخير در پرداخت روبهرو ميشوند. انتظار بخش خصوصي اين بوده است كه در شرايط جنگي و همزمان با تعديل نيروي كار، وضعيت فورسماژور به رسميت شناخته و براي پرداخت بدهيهاي بيمهاي و مالياتي، مهلت و حمايت متناسبي در نظر گرفته شود؛ اما اقدامات انجام شده از نگاه فعالان اقتصادي پاسخگوي اين نياز نبوده است. در اين ميان، برگزاري جلسات متعدد ميان بخش خصوصي، سازمان تامين اجتماعي و وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي نيز نتوانسته همه اختلافها را برطرف كند. در برخي موارد توافقات اوليهاي شكل گرفته، اما آنچه در صورتجلسات نهايي درج شده، لزوما با جمعبندي انجام شده در جلسات يكسان نبوده است. بخش خصوصي نيز با وجود طرح مكرر مسائل و پيشنهادهاي خود، همچنان درباره بخشي از مطالباتش پاسخ روشني دريافت نكرده است. در نهايت، حل اختلاف ميان سازمان تامين اجتماعي و كارفرمايان به مقررات شفاف، رويههاي باثبات و سازوكارهاي قابل اتكاي رسيدگي نياز دارد. كارفرمايان بايد بتوانند مبناي محاسبه بدهيهاي خود را بدانند، نسبت به تصميمهاي سازمان اعتراض كنند و از رسيدگي موثر و منصفانه برخوردار باشند. همچنين، شرايط غيرعادي مانند جنگ و قطعي انرژي بايد در تعيين مهلت پرداخت تعهدات و نحوه برخورد با بنگاههاي آسيبديده مورد توجه قرار گيرد. تا زماني كه اين مسائل حل نشود، نااطميناني در تعهدات بيمهاي ادامه خواهد داشت و اختلاف ميان سازمان تامين اجتماعي و فعالان اقتصادي همچنان پابرجا ميماند.