تبديل ارزهاي راكد به منابع مولد
بخش قابل توجهي از ارز موجود در كشور خارج از چرخه فعاليتهاي اقتصادي نگهداري ميشود و عملا نقشي در تامين مالي توليد و فعاليتهاي مولد ندارد.
بخش قابل توجهي از ارز موجود در كشور خارج از چرخه فعاليتهاي اقتصادي نگهداري ميشود و عملا نقشي در تامين مالي توليد و فعاليتهاي مولد ندارد. در اين ميان، راهاندازي نخستين صندوق ارزي با درآمد ثابت ميتواند در صورت ايجاد اعتماد و فراهم شدن الزامات لازم، زمينهاي براي بازگرداندن بخشي از اين منابع به چرخه اقتصاد و هدايت آنها به سمت فعاليتهاي مولد و صادراتمحور باشد. يكي از مهمترين مزيتهاي صندوقهاي ارزي، امكان حفظ ارزش اصل دارايي در برابر كاهش ارزش پول ملي است. براي سرمايهگذاري كه ترجيح ميدهد دارايي ارزي خود را حفظ كند، اما در عين حال نميخواهد اين منابع را به صورت نقدي و خارج از چرخه اقتصادي نگهداري كند، صندوق ارزي ميتواند امكان حفظ اصل سرمايه و دريافت بازدهي به صورت ارزي را فراهم كند. البته موفقيت اين ابزار بيش از هر چيز به اعتماد سرمايهگذاران وابسته است. براي اين منظور، بايد سازوكاري شفاف و قابل اتكا براي حفظ ارزش سرمايه، صيانت از اصل منابع سرمايهگذاران و نحوه محاسبه و پرداخت اصل سرمايه و سود حاصل از سرمايهگذاري طراحي شود. سرمايهگذار بايد از ابتدا بداند منابع او چگونه مديريت ميشود، بازدهي چگونه محاسبه خواهد شد و در زمان تسويه، سازوكار بازگشت اصل سرمايه و پرداخت تعهدات صندوق چگونه خواهد بود. اعتماد در اين زمينه اهميت ويژهاي دارد، چراكه در سالهاي گذشته تجربههايي از تبديل منابع مردم به ريال وجود داشته و همين مساله باعث شده بخشي از اعتماد عمومي نسبت به نحوه نگهداري و سرمايهگذاري منابع ارزي كاهش پيدا كند. بنابراين اگر قرار است ارزهاي نگهداريشده در منازل به سمت فعاليت اقتصادي هدايت شوند، نخستين شرط، ايجاد اطمينان نسبت به حفظ ماهيت ارزي سرمايه و شفاف بودن سازوكار صندوق است. در شرايط فعلي، يكي از اهداف مهم اين ابزار ميتواند جذب ارزهايي باشد كه به صورت نقدي در منازل نگهداري ميشوند و از چرخه فعاليتهاي اقتصادي خارج هستند. البته اين احتمال وجود دارد كه بخشي از منابع موجود در ساير بازارها نيز به سمت صندوقهاي ارزي حركت كند، اما هدف اصلي بايد فعال كردن منابع ارزي راكد و تبديل آنها به سرمايهاي باشد كه بتواند در فعاليتهاي اقتصادي و بهويژه حوزه صادرات مورد استفاده قرار گيرد. جذابيت صندوق ارزي براي سرمايهگذار نيز در همين نقطه شكل ميگيرد. فردي كه تمايل دارد دارايي ارزي خود را حفظ كند، ميتواند منابع خود را در صندوق قرار دهد و بازدهي آن را نيز به صورت ارزي دريافت كند. به اين ترتيب، سرمايهگذار ضمن حفظ دارايي خود در قالب ارز، امكان كسب بازدهي از آن را نيز خواهد داشت؛ در حالي كه منابع از حالت نقدي و غيرفعال خارج شده و وارد يك سازوكار اقتصادي ميشود. در اين ميان، تعيين حداقل و حداكثر ميزان سرمايهگذاري نيز ميتواند به گسترش استفاده از اين ابزار كمك كند. بر اساس ضوابط تعيين شده، حداقل سرمايهگذاري اشخاص حقيقي ۱۰۰ دلار و سقف آن ۱۰ هزار دلار در نظر گرفته شده است. اين محدوده ميتواند امكان مشاركت طيف گستردهاي از دارندگان منابع ارزي را فراهم كند و در صورت فراهم بودن ساير الزامات، ظرفيت مناسبي براي تجميع منابع و هدايت آنها به سمت فعاليتهاي اقتصادي و صادراتي ايجاد كند. در نهايت، صندوقهاي ارزي با درآمد ثابت را ميتوان يكي از ابزارهاي جديد براي پيوند دادن منابع ارزي موجود در جامعه با بخش مولد اقتصاد دانست. حجم قابل توجهي از ارز در خارج از چرخه اقتصادي نگهداري ميشود و اگر سازوكاري بتواند ميان حفظ ارزش دارايي، دريافت بازدهي و اطمينان سرمايهگذار تعادل ايجاد كند، بخشي از اين منابع ميتواند به جاي ماندن در منازل، در مسير فعاليتهاي اقتصادي قرار گيرد. البته تحقق اين هدف به اعتماد عمومي و شفافيت سازوكار وابسته است. هر چه چارچوب فعاليت صندوق، نحوه محاسبه سود، صيانت از اصل سرمايه و فرآيند تسويه براي مردم روشنتر باشد، امكان جذب منابع بيشتري فراهم خواهد شد. در چنين شرايطي، صندوق ارزي ميتواند از يك ابزار صرفا سرمايهگذاري فراتر رفته و به مسيري براي تبديل بخشي از ارزهاي راكد به منابع قابل استفاده براي توليد و صادرات شود.